سواحل جنوبی دریای خزر، پیامدهای اقتصادی

ایستگاه بندر انزلی
ماه
معدل حداکثر
معدل حداقل
حداکثر مطلق
حداقل مطلق
متوسط
دی
۳/۱۰
۱/۴
۲۱
۰
۵/۱۰
بهمن
۷/۱۲
۶/۶
۴/۲۴
۲
۲/۱۳
اسفند
۶/۱۰
۲/۶
۱۸
۱
۵/۹
فروردین
۴/۱۴
۱/۱۱
۸/۲۲
۲/۷
۱/۱۶
اردیبهشت
۳/۱۷
۲/۱۴
۶/۲۲
۶/۱۰
۶/۱۶
خرداد
۳/۲۶
۸/۲۰
۴/۲۹
۲/۱۶
۹/۲۲
تیر
۶/۲۸
۳/۲۳
۶/۳۰
۸/۱۸
۷/۲۴
مرداد
۸/۲۹
۹/۲۳
۳۲
۲۰
۲۶
شهریور
۵/۲۷
۲/۲۲
۸/۳۳
۶/۱۴
۲/۲۴
مهر
۷/۲۳
۶/۱۸
۲۶
۲/۱۶
۱/۲۱
آبان
۳/۲۰
۸/۱۳
۳۱
۲/۵
۱/۱۸
آذر
۱۲
۸/۶
۱۵
۸/۴
۹/۹
مأخذ: سازمان هواشناسی کشور

نمودار ۴-۱: تغییرات ماهیانه پارامترهای دما در ایستگاه بندرانزلی

۴-۲-۳-۲. بارندگی
با نگاهی به آمار بارندگی شهرهای جنوبی دریای خزر در می‌یابیم که میزان بارندگی در طول سواحل جنوبی دریای خزر متغیر و از غرب به شرق کاهش می‌یابد که این اختلاف بارش بسیار بالاست. شهر بندر انزلی با ۸/۱۸۴۵ میلیمتر بارش سالیانه، نه تنها در سواحل جنوبی دریای خزر بلکه در کل کشور ایران بیشترین میزان بارندگی را داراست. توزیع میانگین ماهانه بارندگی نشان می‌دهد که حداقل میانگین درازمدت در این ایستگاه به مقدار ۴۶ میلیمتر در تیرماه و حداکثر آن ۸/۳۳۳ میلیمتر در مهرماه می‌باشد(جدول شماره ۴-۴).

جدول ۴-۴: تغییرات میانگین ماهانه بارندگی در ایستگاه بندرانزلی
ماه
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
بارندگی
۸/۳۳۳
۸/۲۹۷
۱/۲۱۶
۴/۱۷۲
۱۲۲
۵/۱۱۱
۳/۵۵
۲/۴۹
۴/۵۲
۴۶
۶/۱۱۷
۷/۲۶۶
اداره هواشناسی شهر بندرانزلی، ۱۳۸۸

نمودار ۴-۲: تغییرات میانگین ماهانه بارندگی در ایستگاه بندرانزلی

از نظر توزیع بارندگی فصلی (جدول شماره ۴-۵)، فصل پاییز با ۸۴۷.۷ میلیمتر بارندگی بیشترین بارندگی و فصل بهار با ۱۵۶.۹ میلیمتر کمترین بارندگی فصلی را دارا می‌باشد. همچنین انزلی درفصل زمستان ۴۰۵.۹ میلیمتر بارندگی فصلی و در فصل تابستان ۴۳۰.۳ میلیمتر بارندگی را به خود اختصاص داده است. لذا کمترین بارندگی به بهار و بیشترین آن به فصل پائیز تعلق دارد. شهر انزلی حتی در تابستان حداقل ۲۰ میلیمتر بارش ماهانه دارد.
جدول ۴-۵: میانگین بارندگی فصلی ایستگاه انزلی
فصل
پاییز
زمستان
بهار
تابستان
بارندگی فصلی
۸۴۷.۷
۴۰۵.۹
۱۵۶.۹
۴۳۰.۳
درصد بارندگی فصلی
۴۵.۹۲
۲۱.۹۹
۸.۵۰
۲۳.۳۱

نمودار ۴-۳: درصد بارندگی فصلی سالیانه ایستگاه انزلی

۴-۲-۳-۳. رطوبت نسبی
میانگین سالیانه رطوبت نسبی در ایستگاه بندر انزلی ۸۲ درصد می‌باشد. توزیع ماهانه میانگین رطوبت نسبی (جدول شماره ۴-۶)، نشان می‌دهد که حداقل میانگین در این ایستگاه ۷۹ درصد در تیر ماه و حداکثر آن در ماه آذر با ۸۷ درصد است. در مجموع روند تغییرات رطوبت نسبی در ماه‌های فروردین تا شهریور افزایش یافته و در سایر ماه‌ها دارای نوسان بوده و تغییر بسیار زیادی در آن مشاهده می‌گردد. به هر حال این ارقام نشانگر رطوبت بالای منطقه است. میانگین حداکثر سالیانه رطوبت نسبی ۹۳ درصد می‌باشد و میانگین حداقل سالیانه رطوبت نسبی ۷۳ درصد می‌باشد.
جدول ۴-۶: تغییرات میانگین ماهانه بارندگی در ایستگاه بندرانزلی
ماه
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
بارندگی
۸۲
۸۶
۸۷
۸۴
۸۵
۸۱
۸۴
۸۵
۷۸
۷۹
۷۴
۷۹
اداره هواشناسی شهر بندرانزلی، ۱۳۸۸

نمودار ۴-۴: میانگین ماهیانه پارامترهای رطوبت نسبی در ایستگاه بندرانزلی

۴-۲-۳-۴. ابرناکی
داده‌های ایستگاه هواشناسی انزلی نشان می‌دهد که این منطقه در تمام ماهای سال دارای ابرناکی۱۸ بوده و بیشترین و کمترین مقدار ماهانه آن به ترتیب مربوط به ماه‌های اسفند (۲۰%) و خرداد (۶.۱%) می‌باشد. در مجموع بیشترین ابرناکی در ماه‌های فروردین تا مهر ماه بوده و کمترین ابرناکی در ماه‌های شهریور تا اردیبهشت می‌باشد.
جدول ۴-۷: متوسط ماهانه تعداد روزهای همراه با ابر در ایستگاه انزلی
ماه
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
سالانه
ابرناکی
۱۵.۶
۱۶.۷
۱۶.۶
۱۶.۷
۱۶.۴
۲۰
۱۶
۱۱.۲
۶.۱
۶.۳
۸.۸
۱۲.۲
۱۶۲.۶

نمودار ۴-۵: متوسط ماهانه تعداد روزهای همراه با ابر در ایستگاه انزلی
۴-۲-۳-۵. ساعات آفتابی
ساعات آفتابی۱۹ ماهیانه در ایستگاه انزلی نشان می‌دهد که بیشترین ساعات آفتابی در ماه تیر با ۲۵۴.۲ درصد و کمترین ساعات آفتابی در ماه بهمن با ۸۷.۸ درصد می‌باشد. داده‌های جدول ۴-۸ نشان می‌دهد که شهریور تا اردیبهشت ماه دارای بیشترین ساعات آفتابی بوده و مجموع سالیانه ساعات آفتابی در این ایستگاه ۱۷۸۰.۷ درصد می‌باشد.

جدول ۴-۸: متوسط ماهانه ساعات آفتابی ایستگاه انزلی
ماه
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
سالانه
ساعات آفتابی
۱۲۱.۲
۹۵.۸
۸۹.۸
۹۰.۸
۸۷.۸
۹۳
۱۳.۸۱
۱۹۹.۸
۲۴۵.۳
۲۵۴.۲
۲۰۷.۸
۱۵۷.۱
۱۷۸۰.
۷

نمودار ۴-۶: متوسط ماهانه ساعات آفتابی ایستگاه انزلی

۴-۲-۳-۶. روزهای یخبندان
در بین ارقام به ثبت رسیده در برخی از نقاط استان گیلان سرمای ناشی از یخبندان تا ۲۰- درجه سانتیگراد نیز می‌رسد. بدیهی است که چنین حالاتی در اقلیم منطقه ممکن است پیامدهای اقتصادی وخیمی از لحاظ سرمازدگی داشته باشد. در ایستگاه انزلی بیشترین روزهای یخبندان در ماه‌های بهمن با ۳.۲ روز و دی با ۳ روز بوده و ماه‌های دی، آذر و اسفند نیز دارای یخبندان می‌باشد. مجموع یخبندان سالانه در این ایستگاه ۷.۵ روز می‌باشد. جدول شماره ۴-۹، وضعیت روزهای یخبندان در ایستگاه انزلی را نشان می‌دهد.
جدول ۴-۹: وضعیت روزهای یخبندان در ایستگاه انزلی
ماه
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
سالانه
روزهای یخبندان
۰
۰
۰.۶
۳
۳.۲
۰.۷
۰
۰
۰
۰
۰
۰
۷.۵

نمودار ۴-۷: وضعیت روزهای یخبندان در ایستگاه انزلی

۴-۲-۳-۷. جهت و سرعت باد
استان گیلان به دلیل مجاورت با دریا و خشکی و همجواری با جلگه‌های ساحلی و کوهستانی و وجود مزارع سرسبز و جنگل‌های انبوه در آن، همیشه زمینه‌های لازم برای حرکت هوا و باد فراهم است. از این گذشته استان مزبور مانند دیگر مناطق کشور ما همواره در معرض توده‌ها و جریان‌های هوای قاره‌ای قرار دارد که به نوبه خود خصائص اقلیمی آن را به وجود می‌آورد.
به طور عمده جریانات هوای مدیترانه‌ای باعث وزش باد گرم و خشک شدیدتری از طرف غرب و یا جنوب غربی به طرف سواحل دریای خزر می‌شدند. این باد گرم (گرمش، گرمیش، گرمیچ) زمین‌های گل‌آلوده دشت را به سرعت خشک می‌کند و باعث ترکیدن چوب بست سقف خانه‌ها می‌شود. در ضمن این باد در اوایل بهار باعث ذوب شدن سریع برف‌های کوهستان وجاری شدن سیل می‌شود. علاوه بر بادهای ثبت شده در ایستگاه‌های هواشناسی، بادهای محلی نیز از اهمّیت چشم‌گیری برخوردارند. این بادها عموماً جریان‌هایی را شامل می‎شوند که تحت تأثیر ویژگی‌های طبیعی محلی قرار دارند و مهمترین آنها را می‌توان به صورت زیر طبقه‌بندی نمود.
* بیرون وا: بادی که از جهت شمال می‌وزد.
* بیرون گیله وا : بادی که در زمستان و پائیز سبب باران می‌شود.
* دشته‌وا: بادی که در شمال غرب گیلان وزش داشته و در بهار و تابستان موجب ریزش باران می‌شود.
* کنار گیله وا : بادی که وزش آن از جهت شرق می‌باشد.
* سرتوک: باد شمال شرقی که در فصل بهار و تابستان و پائیز وزیده و جزء بادهای مهم است.
* خزری: باد شمال و شمال غربی است که سرد و طوفانی بوده و در زمستان خطرناک است.
* گرمش: بادی که در پائیز و زمستان از سمت جنوب وزیده می‌شود و دارای سرعت زیاد است و سوزان و خشک بوده و تأثیرات بدی در آب و هوای پائیز و زمستان می‌گذارد (اداره هواشناسی بندرانزلی، ۱۳۸۵).
جریان باد این شهر علی‌رغم رطوبت بالا از گرمای متوسط و جریان هوای مطبوع برخوردار است، همچنین بادهای متفاوت از جهات مختلف به این محدوده می‌وزند، در فصل زمستان معمولاً در یک تبادل سریع حرارتی و جابجایی ناگهانی طبقات مختلف بادهای گرم با جهت غالب جنوب غربی و شمال شرقی به جریان می‌افتد. معمولاً این باد سبب آتش سوزی مهیب در سطح شهرستان مخصوصاً مناطق جنگلی در روستاها شده و خسارات فراوانی به بار می‌آورد(موسی پور، ۱۳۷۴: ۱۶). سرعت باد غالب در بندر انزلی ۹/۶ نات است و از جهت شمالی می‌وزد. مقدار سرعت باد غالب در فصول پائیز و زمستان بیشتر از سایر فصول می‎باشد (مطالعات امکان سنجی منطقه نمونه گردشگری کپورچال، ۱۳۸۷: ۹). در جدول شماره ۴-۱۰، سرعت وزش باد به تفکیک ماه‌های سال نشان داده می‌شود.

جدول ۴-۱۰: حداکثر سرعت وزش باد در ایستگاه انزلی(متر بر ثانیه)
ماه
مهر
آبان
آذر
دی
بهمن
اسفند
فروردین
اردیبهشت
خرداد
تیر
مرداد
شهریور
سرعت باد (متر بر ثانیه)
۱۷
۱۹
۱۵
۱۶
۱۸
۱۳
۱۷
۱۴
۱۷
۱۳
۱۸
۱۳

نمودار ۴-۸: حداکثر سرعت وزش باد در ایستگاه انزلی (متر بر ثانیه)

۴-۲-۴. منابع آب
موقعیت مکانی شهرستان بندر انزلی در جلگه گیلان سبب شده تا از توان آبی مناسبی برخوردار باشد. به‌عنوان مثال تالاب بندر انزلی از عمده‌ترین منابع آب سطحی در این شهرستان به‌شمار می‌رود که در اختلاط با آب دریا و آب‌های شیرین رودخانه‌های متعدد که به آن وارد می‌شوند تشکیل شده است و طبیعتاً بخشی که مرز بین دریا و تالاب می‌باشد دارای آّب شورتر و بخش‌های داخلی و جنوبی تقریباً دارای آب شیرین‌تر می‌باشد. رودخانه‌های شهرستان بندر انزلی شامل رودخانه‌هایی هستند که به حوزه آبخیز تالاب سرریز شده و در نهایت به دریای خزر وارد می‌شوند. تعداد این رودها حدوداً ۳۴ رودخانه کوچک و بزرگ بوده که برخی از آنها عبارتند از چاف‌‌رود، بهمبر، نَرگستان، مرغک، خالکائی، پلنگ آور، ماسوله رودخان، پسیخان، ترغه‌رودبار، گاز‌رودبار، هندخاله و پیربازار. رودخانه‌های کوچکی هم با نام‌های پاشا روگا، نهنگ روگا، راسته‌خاله روگا، سوسر روگا در محدوده داخلی شهرستان جریان دارند. غیر از سفیدرود (شاخه فرعی) تمامی رودخانه‌هایی که به این تالاب سرریز می‌شوند از ارتفاعات جنوبی استان گیلان یعنی دامنه‌های شمالی رشته‌ کوه‌های البرز سرچشمه می‌گیرند(شرکت سهامی آب منطقه‌ای استان گیلا
ن، ۱۳۸۵). در نقشه شماره ۴-۴، تعدادی از مهمترین رودخانه‌هایی که به تالاب انزلی سرریز می‌شوند نشان داده شده است.
کل توان آبی شهرستان بندر انزلی ناشی از: میزان بارندگی سالانه، میزان آبدهی سالان? رودخانه‌های جاری در آن و حجم آب‌های زیرزمینی در شهرستان است که استحصال، ذخیره‌سازی و در نهایت مصرف بهینه این آّب‌ها در امر کشاورزی، صنعت و تأمین آب آشامیدنی سالم برای مردم این دیار بسیار حائز اهمّیت است. جدول شمار? ۴-۱۱ بیانگر توان آبی شهرستان بندر انزلی در سال ۱۳۸۵ است.

جدول ۴-۱۱: توان آبی شهرستان بندر انزلی در سال ۱۳۸۵
شرح
میزان
میزان آبدهی سالانه رودخانه‌ها
۴۸ میلیون مترمکعب
میزان بارندگی سالانه
۱۷۷۸ میلیمتر
حجم آبهای زیرزمینی
غیر قابل محاسبه دقیق
مأخذ: شرکت سهامی آب منطقه‌ای استان گیلان، ۱۳۸۵

بدیهی است که جهت استفاده از توان آبی شهرستان ابتدا باید آن‌را با استفاده از سدهای موجود (مخزنی) و استخرها و آب بندان‌ها ذخیره نمود و سپس جهت مصرف در اختیار بخش‌های زیربط قرار دارد. نقش سدهای انحرافی، انحراف آب حاصل از سدهای مخزنی یا سایر منابع آبی است و تعداد آنها در سطح استان محدود (کلاً ۵ سد مخزنی) می‌باشد. شهرستان بندر انزلی فاقد سد انحرافی است (سیمای اقتصادی اجتماعی، ۱۳۷۷: ۱۰۲)

۴-۲-۵. خاک‌شناسی
شن‌های ساحلی که در نوار شمالی منطقه و در کناره دریای خزر قرار گرفته‌اند بخشی از جلگه گیلان است که در این شهرستان در مناطق نزدیک به دریا فاقد پوشش گیاهی بوده و قابلیت زراعی ندارند. در حالیکه در نقاط دورتر به‌علت بوجود آمدن هوموس (گیاه‌خاک) و ایجاد چسبندگی در ذرات خاک که امکان نگهداری آب و رشد گیاه را پدید می‌آورد، رویش گیاهان در این خاک‌ها مشاهده می‌گردد. خاک‌های چمنی مرطوب، نسبتاً مرطوب و خاک‌های نیمه تالابی بخش دیگری از اراضی جلگه گیلان را تشکیل می‌دهند. خاک‌های چمنی مرطوب و نسبتاً مرطوب غالباً برای کشت برنج مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند.
انواع خاک‌های موجود در شهرستان بندر انزلی عبارتند از:
* رسوبات دریایی
این ر

شرایط آب و هوایی، ژئومورفولوژیک

بارندگی را در دوره آماری ۵۹ ساله ثبت کرده‌اند و همچنین ماه‌های خرداد و تیر هر یک با ۲ روز، کمترین تعداد روزهای با بارندگی بین ۵ تا ۱۰ میلیمتر را به خود اختصاص داده‌اند.

نمودار ۳-۵: تعداد روزهای با بارندگی به میزان ۵ میلیمتر و یا بیشتر در ایستگاه بندر انزلی، (۱۳۸۹-۱۳۳۰)

۳-۲-۵ تعداد روزهای با بارندگی به میزان ۱۰ میلیمتر و یا بیشتر
ایستگاه بندر انزلی در طی دوره آماری ۵۹ ساله، فقط ۵۰ روز از سال را با بارندگی ۱۰ میلیمتر و یا بیشتر ثبت کرده است که کمترین مقدار آن به ماه اردیبهشت با ۱ روز و بیشترین آن برای ماه‌های مهر، آبان، آذر و شهریور هر یک با ۷ روز می‌باشد. این آمار نشان می‌دهد که بیشتری حجم بارندگی‌های ماهانه عموماً در طی ماه‌های مهر، آبان، آذر و شهریور اتفاق می‌افتد.

نمودار ۳-۶: تعداد روزهای با بارندگی به میزان ۱۰ میلیمتر و یا بیشتر در ایستگاه بندر انزلی، (۱۳۸۹-۱۳۳۰)
۳-۲-۶. سمت و سرعت باد غالب
براساس نتایج جدول شماره ۳-۳، میانگین آمار ۵۹ ساله نشان می‌دهد که بیشترین سرعت باد غالب ثبت شده در ایستگاه انزلی برای جهت‌های شمال غربی و شمالی بوده است. همچنین در اغلب ماه‌های سال، باد غالب از جهات شمال غربی، شمالی و شمال شرقی وزیده است(نمودار ۳-۷).

جدول ۳-۳: سمت و سرعت باد غالب بر حسب نات دوره آماری (۱۳۸۹-۱۳۳۰)
درصد
باد آرام
درصد
باد غالب
سرعت
باد غالب
جهت باد غالب
ماه

درجه
جهت

۳۲.۱
۱۳
۹.۵
۳۶۰
شمالی
مهر
۳۲
۱۴.۵
۹.۵
۳۱۵
شمال غربی
آبان
۲۹.۷
۱۶.۹
۴.۳
۲۷۰
غربی
آذر
۲۸.۴
۲۰.۴
۸.۵
۳۱۵
شمال غربی
دی
۲۹.۲
۲۰.۵
۸
۳۱۵
شمال غربی
بهمن
۲۹.۵
۱۶.۹
۶.۷
۳۶۰
شمالی
اسفند
۲۹.۸
۱۶.۴
۵.۶
۳۶۰
شمالی
فروردین
۲۹.۲
۱۶.۹
۵.۳
۴۵
شمال شرقی
اردیبهشت
۲۷.۲
۱۸.۴
۵.۷
۴۵
شمال شرقی
خرداد
۲۷.۸
۱۵.۵
۵.۶
۴۵
شمال شرقی
تیر
۲۷.۶
۱۵.۴
۵.۷
۴۵
شمال شرقی
مرداد
۲۹.۳
۱۴
۸
۳۶۰
شمالی
شهریور
۲۹.۳
۱۴
۷.۲
۳۶۰
شمالی
سالانه

نمودار ۳-۷: سمت و سرعت باد غالب ماهانه در ایستگاه بندر انزلی

– اثرات پیشروی آب دریای خزر
در مورد اثرات و پیامدهای پیشروی آب خزر در شهرهای ساحلی استان گیلان در ابعاد مختلف بررسی‌های انجام شده که چند مورد از مهمترین اثرات نامطلوب آن به قرار زیر است:
۱. تخریب زمین‌های کشاورزی حاصلخیز در سطح وسیع بوسیله نفوذ آب شور اعم از سطحی و زیرسطحی که موجب عدم کارآیی و بازدهی مطلوب آنها شده است.
۲. اثرات مخرب آب در بخش ساحلی که موجب شده سطح وسیعی از محدوده‌های مسکونی اعم از ویلایی (ساکن موقت) و یا بناهای مختلف دیگر که به عنوان مساکن دایمی مورد استفاده بودند در داخل آب قرار گرفته و مستهلک شوند.
۳. آوارگی و بی‌خانمانی مردمان این منطقه که مناطق مسکونی خویش را طعمه امواج دریا دیده‌اند.
۴. تغییرات ژئومورفولوژیکی ایجاد شده در ساحل اعم از طبیعی مثل اثر امواج در ساحل و یا تغییرات انسانی مانند کندن کانال‌های متعدد جهت تخلیه آب‌های اضافی وارد شده به خشکی‌های ساحل.
۵. تغییرات اکوسیستمی و زیست‌محیطی در محل که خود در دو بخش مطرح می‌شود:
الف) تغییرات در شرایط طبیعی محل مثل تخریب مناطق جنگلی ساحل که آب دریا بوسیله خشکاندن درختان در اثر نفوذ آب شور و یا با کج کردن و در نهایت انداختن درختان بوسیله کوبیدن امواج که باعث نابودی پوشش جنگلی ساحل شده و آن را به منطقه باتلاقی تبدیل کرده است. ب) تغییرات ایجاد شده در حالت قبلی یعنی تبدیل جنگل به باتلاق خود موجب می‌شود تا موجودات زنده داخل این محیط هم تغییر نماید یعنی موجودات زنده ساکن جنگل جای خود را به موجودات زنده باتلاقی دهند که اثرات مخرب آن ایجاد بوی مشمئزکننده در محل از یک طرف و گسترش تعداد حشرات موذی بخصوص پشه‌ها از طرفی دیگر موجب می‌شوند تا نقاط مسکونی مجاور را بشدت در خطر آلودگی انواع بیماریها قرار دهد.
۶. اثر منفی پیشروی آب در مصب رودخانه‌های ورودی به دریا که موجب شده آب رودخانه را برای چندین متر به عقب براند و دهانه رودها وسیع‌تر گشته و همچنین سطح وسیعی از زمین‌های حاشیه مصب بصورت منطقه وسیع باتلاقی در آمده است.
در چند مورد جزئی هم پیشروی دریا، اثرات مثبت داشته که برخی از آنها عبارتند از:
۱- سهولت تردد کشتی‌های مختلف در بندرگاه‌ها
۲- عدم لزوم لایروبی زیاد خط مسیر کشتی‌ها در بنادر
۳- بوجود آمدن محیط مناسب‌تر زیست آبزیان

۴-۱. موقعیت جغرافیایی
بندر انزلی در حاشیه دریای خزر، در شمال استان گیلان در بین مدار ۳۷ درجه و ۲۳ دقیقه تا ۳۷ درجه و ۳۴ دقیقه عرض شمالی و مابین نصف‌النهار ۴۹ درجه و ۱۱ دقیقه تا ۴۹ درجه و ۳۲ دقیقه طول شرقی واقع شده است(جدول شماره ۴-۱). ارتفاع از سطح دریا ۲۶- متر می‌باشد (مختصات جغرافیایی استان گیلان، ۱۳۷۸: ۲۴). مساحت شهرستان معادل ۹/۳۰۸ کیلومتر مربع ۱/۲ درصد از سطح استان را در بر می‌گیرد (آمارنامه استان گیلان، ۱۳۷۹: ۵۱). بندر انزلی از سمت شمال به دریای خزر، از سمت شرق به شهرستان رشت، از سمت غرب به شهرستان رضوانشهر و از سمت جنوب به شهرستان صومعه‌سرا محدود می‌شود. شهر انزلی دارای بافتی خطی است که حو
ل محور ارتباطی رشت ـ آستارا در طولی معادل ۱۵ کیلومترو با عرض متوسط ۵/۲ کیلومتر گسترش یافته است. شمال شهر به دریا و جنوب آن به تالاب انزلی و اراضی پست و آبگیر محدود گردیده است و آبراهه تالاب انزلی که ارتباط بین دریا و تالاب را برقرار می‌سازد.
شهرستان بندر انزلی براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای یک بخش (بخش مرکزی) به طول جغرافیایی ۴۹ درجه و ۳۹ دقیقه و عرض جغرافیایی ۳۷ درجه و ۳۵ دقیقه و دو دهستان (لیجارکی حسن‌رود و دهستان چهارفریضه) با ۲۸ روستا می‌باشد که همگی دارای سکنه و با شکلی خطی با یکدیگر در ارتباط هستند(جدول شماره ۴-۲). شهر بندر انزلی تنها شهر این شهرستان است که در مرکز شهرستان به صورت یک جزیره در آمده است، بدین گونه که از شمال به دریای خزر و از جنوب به مرداب محدود شده و حالت جزیره‌ای به خود گرفته است.

جدول ۴-۱: موقعیت جغرافیایی استان گیلان و محدوده مورد مطالعه
شرح
طول جغرافیایی
عرض جغرافیایی

دقیقه
درجه
دقیقه
درجه
دقیقه
درجه
دقیقه
درجه
استان گیلان
۳۴
۵۰
۵۳
۴۸
۳۷
۳۸
۳۴
۳۶
شهرستان بندرانزلی
۳۲
۴۹
۱۱
۴۹
۳۴
۳۷
۲۳
۳۷
مأخذ: معاونت برنامه‌ریزی و استانداری گیلان ۱۳۸۵

جدول ۴-۲: تقسیمات سیاسی شهرستان بندر انزلی ۱۳۸۵
شهرستان
مساحت
بخش
مساحت
دهستان
تعداد آبادی
بندر انزلی

۳۱۸/۲۹۹
مرکزی
۳۱۸/۲۹۹
لبجارکی
۷

چهار فریضه
۲۱
مأخذ: معاونت برنامه‌ریزی و استانداری گیلان ۱۳۸۵
۴-۲. ویژگی‌های طبیعی بندر انزلی
۴-۲-۱. زمین‌شناسی
سازندهای تشکیل‌دهنده زمین‌شناسی شهر بندر انزلی به صورت زیر می‌باشد:
۱- نهشته‌های دلتایی تفکیک‌نشده که به صورت پراکنده شرق و جنوب شرق و همچنین به‌صورت نواری از مرکز به سمت غرب و در بالای مرداب انزلی یافت می‌شود.
۲- نهشته‌های دریایی که بیشترین سطح شهرستان انزلی را در بر می‌گیرد.
۳- نهشته‌های آبرفتی۱۴ و دشت سیلابی۱۵ که در شرق و جنوب شرق و شمال غرب شهرستان به‌صورت پراکنده و در وسعت بسیار کمی قرار دارند در این اراضی فقط شمال غرب روستای رودپشت دیده می‌شود.
۴- در جنوب شهرستان بندر انزلی کولاب‌های قدیمی‌تر مشاهده می‌شود که مساحت زیادی را در برگرفته و در همجوار با تالاب انزلی می‌باشد. در این مناطق روستای خاصی وجود ندارد.
۵- نهشته‌های ساحلی و ماسه بادی از شمال شرق به‌صورت نواری به‌طرف شمال غرب شهرستان را در برگرفته که مناطقی همچون جفرود پایین و گلشن و قسمت شمال شهر انزلی در این محدوده قرار گرفته است.
۶- نهشته‌های ساحلی کهن که در جنوب و جنوب غرب شهرستان به‌صورت نوار بسیار باریکی پوشیده شده و دارای وسعت بسیار ناچیزی در شهرستان می‌باشد و روستاهای اشترکان و آبکنار در این محدوده دیده می‌شود.
نهشته‌های کولابی و آواری ارگانیکی که می‌توان گفت وسعت بسیاری از شهرستان انزلی را در برگرفته و از شمال و جنوب شرق و جنوب و جنوب غرب شهرستان دیده می‌شود که مناطقی چون گرکان و سیاه‌خاله‌سر در این محدوده قرار دارد(نقشه زمین‌شناسی ۲۵۰۰۰۰/۱ استان گیلان).
با توجه به لایه‌های رقومی تهیه شده از سازمان نقشه‌برداری کشور، وضعیت زمین‌شناسی شهرستان بندر انزلی همانند نقشه شمار? ۴-۱ می‌باشد. همچنین در نقشه شماره ۴-۲، دوران‌های زمین‌شناسی و وضعیت گسل‌ها در پهنه گیلان‌زمین نشان داده شده است که بر این اساس شهرستان بندر انزلی به لحاظ دوران زمین‌شناسی مربوط به در سنوزوئیک می‌باشد. همچنین آمار داده‌های لرزه‌ای دستگاهی و تاریخی نشان می دهد، که پهنه استان گیلان از توان لرزه خیزی بالایی برخوردار است و در منطقه بندر انزلی نیز این توان در حد زیادی قرار دارد. علیرغم اینکه در جلگه گیلان از جمله شهرستان بندر انزلی، گسل‌های قابل توجهی وجود ندارد، اما نقاط ثبت شده زمین لرزه با مقیاس ۳ تا ۴ ریشتر دور از انتظار نیست و این برخلاف نظر عموم ساکنان بومی است که عقیده کامل بر ایمن بودن شرایط طبیعی منطقه را دارند. لذا می‌بایست در روند ساخت‌وسازهای عمرانی به این مسئله توجه خاصی مبذول داشت.

دوران های زمین شناسی

۴-۲-۲. توپوگرافی
شهرستان بندر انزلی به دلیل جلگه‌ای و ساحلی بودن آن فاقد نقاط ارتفاعی و به عبارتی در ارتفاع ۲۳- متر از سطح آب‌های آزاد واقع شده است و در پایین‌ترین نقطه استان گیلان قرار دارد و از مهمترین ویژگی‎های آن می‌توان به وجود مرداب در قسمت مرکزی و دریای خزر در شمال این شهر اشاره نمود. این شهرستان در منطقه‌ای واقع شده است که سه‌چهارم آن را آب مرداب انزلی و دریا فرا گرفته است و یکی از مشخصات مهم توپوگرافی این منطقه فاصله نسبتاً زیاد آن با سرچشمه رودهاست. شهرستان بندر انزلی در قسمت شمالی استان گیلان و در مجاورت دریاچه خزر (بخش جلگه‌ای استان) استقرار داشته و از سطحی هموار برخوردار است. دریای خزر در شمال و تالاب در جنوب این شهرستان از مهمترین شاخصه‌های طبیعی گردشگرپذیر آن به‌شمار می‌روند. این شهرستان در پایین‌ترین نقطه استان گیلان یعنی در ارتفاع متوسط ۲۶- متر از سطح آبهای آزاد (سطح ژئوئید)۱۶ قرار گرفته است.
دکتر مقیمی در اثر مکتوب خود می‌فرماید: شهر انزلی جریان جذر و مدی محدود و ساختار دلتایی ـ ساحلی دارد و اثر فرسایش و رسوب ساحلی در آن کارساز است(مقیم
ی، ۱۳۸۷: ۹). به‌طور کلی توپوگرافی این شهرستان از دو چشم‌انداز۱۷ اصلی تشکیل شده است:
۱- نوار ساحلی: محدوده باریکی است که در امتداد ساحل بین دریا و نوار ممتد ماسه‌ای کشیده شده و بیشتر روستاهای دهستانِ چهار فریضه در این ناحیه قرار گرفته است.
۲- نواحی جلگه‌ای: این نواحی از باندهای ماسه‌ای کنار ساحل تا کوهپایه‌های البرز را شامل می‌شود. اغلب روستاهای این شهرستان مخصوصاً روستاهای دهستان لیچارکی حسن‌رود در نواحی جلگه‌ای قرار دارند. این نواحی به علت داشتن هوموس بتدریج برای کشاورزی قابل استفاده گردید و در نتیجه تجمع جمعیت در این منطقه بیشتر است(نقشه توپوگرافی سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۸۱، مقیاس ۲۵۰۰۰/۱ شیت انزلی).
در نقشه شماره ۴-۳، وضعیت طبقات ارتفاعی در سطح منطقه نشان داده شده است. بر اساس اطلاعات مندرج در این نقشه، بخش اعظم شهرستان بندر انزلی در طبقات ارتفاع ۲۵- تا ۳۰- متر قرار گرفته است.

۴-۲-۳. اقلیم
شرایط آب و هوایی از مهمترین ویژگی‌های جذب گردشگر می‌باشد. شهرستان بندر انزلی دارای آب و هوای مدیترانه‌ای از نوع معتدل و مرطوب می‌باشد. از جمله ویژگی‌های این اقلیم، رطوبت زیاد هوا و اعتدال درجه حرارت آن است. دمای هوا در روزهای تابستان معمولاً بین ۲۵ تا ۳۰ درجه سانتیگراد و شب‎ها بین ۲۰ تا ۲۲ درجه سانتیگراد و در زمستان بالای صفر است. در این منطقه بارندگی بسیار زیاد و در تابستان به صورت رگبار است (کسمایی، ۱۳۸۷: ۸۵). گرمای بهار و تابستان و اوایل پائیز باعث تبخیر رطوبت مناطق جنگلی و ساحلی که دارای رودهای فراوان و آب‌های راکد است می‌گردد. این تبخیر سبب می‌شود تا جریانی دائمی از بخارات موجود در هوا از طرف دریا به سوی کوه و بالعکس برقرار گیرد (طویلی، ۱۳۸۳: ۵۲۶).
۴-۲-۳-۱. درجه حرارت
درجه حرارت و دما خود معلول زاویه تابش خورشید هستند، و از عناصر جوی می‌باشند که تأثیر بسزایی در مسائل گوناگون زندگی انسان دارند (زمردیان، ۱۳۷۸: ۱۳۲). تیر ماه پرآفتاب‌ترین ماهِ سال در کشور به شمار می‌رود و تنها در انزلی و بابلسر “سواحل دریای خزر” و شیراز است که جمع ساعات آفتاب خرداد بیشتر از تیر ماه ثبت شده است، جمع سالانه در بندر انزلی ۱۷۹۹ ساعت می‌باشد (طویلی، ۱۳۸۳: ۵۲۷).
در مطالعه دمای هوا پارامترهایی همچون متوسط حداکثر دما، متوسط حداقل دما و متوسط دمای ماهانه و سالانه در ایستگاه انزلی را مورد بررسی قرار دادیم. در این راستا آمار به صورت جدول و نمودار ارائه گردیده است. در شهر بندر انزلی متوسط سالانه دما در سال‌های آماری، ۱/۱۶ درجه سانتیگراد بوده و متوسط حداکثر دما در طی این چند سال ۲/۱۹ درجه سانتیگراد و متوسط حداقل دمای سالانه ۹/۱۲ درجه سانتیگراد بوده است. گرم‌ترین ماه سال جولای با ۹/۲۵ درجه سانتیگراد می‌باشد و دما از ۲۸ درجه سانتیگراد بالاتر نمی‌رود و سردترین ماه سال فوریه با ۸/۶ درجه سانتیگراد می‌باشد و به یخبندان نمی‌رسد (اداره هواشناسی شهر بندرانزلی، ۱۳۸۸).

جدول ۴-۳: میانگین دمایی ماهان?

موانع و محدودیت، ساختار اقتصادی

به‌صورت کنونی پدید آوردند. فعالیتهای زمین‌ساختی با حضور و بالا آمدگی کوه‌های قفقاز و البرز در باختر و خاور فرورفتگی‌های کورا، ترک و کاکن، در باختر و جنوب خزر، گسترش بستر حوضه عمیق جنوبی، ناهمواری‌های کم ارتفاع بخش خاوری و حوضه کم شیب شمال خزر نمود یافته‌اند. چهره عمومی بستر و سواحل خزر نیز عمدتاً ناشی از ساختارهای یاد شده‌اند که در زمان طولانی پدید آمده‌اند. نوسان بلند مدت تراز آب خزر دارای دامنه ۱۵۰ متر می‌باشد به گونه‌ای که مساحت حوضه خزر از ۳ ۱۰*۱۵ تا ۵ ۱۰*۱۵ کیلومتر مربع تغییر داده است. نوسان تراز آب خزر با تغییر افق تاثیر عواملی چون موج، جریان و رودخانه سبب شکل‌گیری عوارض جدیدی شده که آنها را می‌توان در بستر و سواحل خزر ردیابی کرد. در زمان کاهش تراز آب، رودخانه‌ها رسوبات دریایی قدیمی را حفر کرده تا به ساحل جدید برسند. وضعیت کنونی ساحل خزر شامل مرداب‌ها، خلیج‌ها، زبانه‌های ماسه‌ای بزرگ و دلتاها از حدود ۱۰ هزار سال پیش با روند عمومی کاهنده تراز آب ایجاد شده‌اند البته در چند دهه اخیر عوامل انسانی نیز به یکی از پارامترهای اساسی در تغییر شکل سواحل وارد شده‌اند که با ساخت سازه‌های ساحلی رودخانه‌ای مانع از عملکرد طبیعی در بازسازی ساحل گشته و فرایندهای فرسایش را تقویت می‎کنند.
– ملکی (۱۳۷۶)، در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان “شناخت شهر سنندج و روند توسع? فیزیکی آن در دوره‌های مختلف” به منظور بررسی و تحلیل و جهات و موانع توسع? فیزیکی شهر مطالعاتی انجام داده است تا با دیدی معقول به آینده در رفع تنگناهای توسعه و مشکلاتی ناشی از جمعیت که در توسع? فیزیکی شهر نقش مهمی دارد پرداخته شود.
– غضنفرپور (۱۳۷۶)، در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان “نقش جمعیت در توسع? فیزیکی شهر سیرجان” به این نتایج دست پیدا کرد: ۱- جمعیت اثر تعیین کننده‌ای به گسترش شهر داشته زیرا رشد آن یکی از بالاترین درصد‌های رشد انسانی بوده است. ۲- ساختار اقتصادی، وجود درآمد مناسب، با صرفه بودن فعالیت‌های مختلف اقتصادی جاذبه‌های خاصی را ایجاد کرده است. ۳- اقتصادی پویا سبب جذب سرمایه‌ها و افزایش درآمد شده است. ۴- فعالیت‌های تجاری و خدماتی بیشترین درصد سود را داشته است. ۵- شاغلین در بخش خدمات بیشترین درصد از جمعیت شاغل را به خود اختصاص داده است. ۶- مهاجرت در پی جاذبه‌های اقتصادی صورت پذیرفته است.

۳-۱. روش اجرای تحقیق
شیوه تحقیق در بررسی منطقه مورد مطالعه به معنای تبیین حرکت در جهت رسیدن به حقایق مربوط به بررسی محدودیت‌های ژئومورفولوژیکی در توسع? فیزیکی شهرستان بندر انزلی می‌باشد. همانطور که فیلسوف برجسته کارل پوپر به درستی تأکید نموده است. علم و پژوهش علمی با مسئله آغاز می‌شود، در یک فرایند منطقی و به هم پیوسته از طریق صورت‌بندی فرضیه‌ها و ارائه نظریه، کوشش جهت حل مسأله صورت می‌گیرد. این تز فلسفی- علمی درباره پژوهش‌های طبیعی به عنوان یکی از اعضای خانواده پژوهش‌های علمی می‌تواند صادق باشد. از نظر “کارل پوپر” یک پژوهش و مطالعه که داعیه علمی بودن دارد، منطقاً می‌بایستی یک فرایند منطقی و علمی را طی کند. فرایند سه گانه عبارت است: ۱- مسئله یابی ۲- مسئله‌شناسی ۳- مسئله گشایی(نجاتی، ۱۳۸۳: ۵۱).
تحقیق حاضر با توجه به فرایند سه گانه اشاره شده در نظریه کارل پوپربه صورت تحلیلی- توصیفی مورد بررسی قرار گرفته است. و جهت جمع‌بندی اطلاعات توصیفی از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی و جهت شناسایی اشکال ژئومورفولوژی از مشاهدات میدانی و سایت‌های اینترنتی و غیره استفاده گردیده است.
۳-۱-۱. روش تحلیلی
در این روش ابتدا به تهیه اطلاعات و داده‌های خام پرداخته و سپس با توجه به داده‌های مربوطه به تجزیه و تحلیل آنها پرداخته شده است. همچنین پس از تهیه داده‌های اسنادی و کتابخانه‌ای هر یک را دسته‌بندی نموده و در فصول خود استفاده گردیده است. برخی از داده‌های آماری و اسنادی نیاز به تجزیه و تحلیل داشته که پس از طبقه‌بندی در این مرحله به تحلیل و بررسی آنها پرداخته شده است.
۳-۱-۲. روش توصیفی
تحقیق توصیفی برخلاف تحقیق برآوردی و ارزشیابی، بر ساختن فرضیه‌ و آزمایش آن، ‏تحلیل روابط بین متغیرهای دست‌کاری نشده، و پروراندن قوانین کلی توجه دارد. برخلاف روش‌ تجربی (آزمایشی) ‏که در آن متغیرها با مداخله محقق بدقت تنظیم و دست‌کاری می‌شوند، در تحقیق توصیفی متغیرهائی انتخاب ‏می‌شوند و مورد مشاهده قرار می‌گیرند که هم‌اکنون وجود دارند یا قبلاً اتفاق افتاده‌اند.‏‏ در تحقیق توصیفی متغیرها انتخاب می‌شوند و مورد مشاهده قرار می‌گیرند و معمولاً متغیرها توسط ‏محقق دستگاری نمی‌شوند. و برای وقوع پدیده‌ها شرایطی را به وجود نمی‌آورند. جامعه مورد بررسی در ‏تحقیق توصیفی وسیع و نامحدود است و نمونه‌گیری رکن اصلی تحقیق توصیفی می‌باشد؛ برای تعمیم ‏یافته‌ها به کل جامعه نیاز به تدوین فرضیه دارد. دامنه تحقیق توصیفی بسیار وسیع و نامحدود است از ‏این رو بعضی از صاحب ‌نظران آن را شامل همه انواع روش‌های تحقیق بجز تاریخی و آزمایشی می‌دانند. ‏محقق سعی دارد تا آنچه هست را بدون هیچگونه دخالت یا استنتاج ذهنی گزارش دهد و نتایج عینی را ‏از موقعیت بگیرد.‏ تحقیق توصیفی،‌ آنچه را که هست توصیف و تفسیر می‌کند و به شرایط یا روابط موجود،‌ عقاید مت
داول، فرآیندهای ‏جاری، آثار مشهود و یا روندهای در حال گسترش توجه دارد. توجه آن در درجه اول به زمان حال است، هر چند ‏غالباً رویدادها و آثار گذشته را نیز که به شرایط موجود مربوط می‌شوند مورد توجه قرار می‌دهد.‏ پس تحقیق توصیفی به عنوان تحقیق غیرتجربی نامیده می‌شود، با روابط بین متغیرها، ساختن فرضیه‌، ‏آزمون فرضیه‌ها، پروراندن مفاهیم و قوانین کلی، اصول و یا نظریه هائی که دارای روائی جهان شمول ‏است سروکار دارد و به روابط تابعی توجه دارد،‌ در این تحقیق متغیرها دست‌کاری نمی‌شوند و آنچه که ‏هست توصیف و تفسیر می‌کند (حافظ نیا، ۱۳۸۷: ۶۲).
در این تحقیق نگارنده با توجه به مشاهدات میدانی به توصیف هریک از موانع و محدودیت‌های تحقیق اشاره نموده و برخی از موارد را با تهیه عکس به نمایش گذاشته است.
۳-۲. مواد (داده‌های مورد نیاز)
در این تحقیق مواد لازم داده‌های اقلیمی از سازمان هواشناسی استان گیلان و داده‌های جمعیتی از مرکز آمار ایران و سالنامه‌های آماری سرشماری نفوس و مسکن شهرستان انزلی در چهار دوره سرشماری بوده (۸۵-۱۳۴۵) و نقشه‌های توپوگرافی، زمین‌شناسی، خاک، کاربری اراضی و پوشش گیاهی می‌باشد. که از سازمان‌های مختلف تهیه گردیده است.
در بررسی توپوگرافی و منابع آب حوضه‌های فوق از نقشه‌های توپو گرافی، انزلی و رشت، فومن، سنگاچین و رضوانشهر در مقیاس ۱:۵۰۰۰۰سازمان جغرافیایی نیرو‌های مسلح در سال ۱۳۸۳ استفاده شده است.
در بررسی خاک حوضه‌ها از نقشه‌های قابلیت و استعداد اراضی مقیاس ۱:۲۵۰۰۰۰ مؤسسه آب و خاک وزارت کشاورزی در سال ۱۳۷۰ استفاده شده است.
در بررسی پوشش گیاهی حوضه‌های فوق از نقشه‌های کاربری و اراضی مقیاس ۱:۱۰۰۰۰۰وزارت کشاورزی برگ رشت، انزلی و رضوانده استفاده شده است.
در بررسی زمین‌شناسی حوضه از نقشه‌های زمین‌شناسی انزلی در مقیاس ۱:۲۵۰۰۰۰ سازمان زمین‌شناسی تهیه شده در سال ۱۳۷۸ و نقشه انزلی و خلخال ـ رضوانشهر در مقیاس ۱:۱۰۰۰۰۰ سازمان زمین‌شناسی کشور در سال ۱۳۸۲ استفاده شده است.

۳-۲-۱. پهنه‌بندی بارش سالانه در سطح منطقه مورد مطالعه
با تهیه و خالص‌سازی آمار بارندگی سالانه از تعدادی از ایستگاه‌های هواشناسی مستقر در سطح منطقه (جدول شماره ۳-۱) و پهنه‌بندی آنها در نرم‌افزار جغرافیایی ArcGIS، نقشه مناطق همباران (نقشه شماره ۳-۱) محاسبه شد. به دلیل برخی از محدودیت‌های پیش‌ِ روی محقّق، دور? آماری موردنظر ۱۰ ساله (۹۰ – ۱۳۸۰) انتخاب گردید.
بر این اساس، در مناطق غربی و جنوب غربی شهرستان بندر انزلی از حجم بارش‌های سالانه کم شده اما در نواحی شمالی، شمال شرقی و جنوب شرقی این شهرستان، بارش‌ها افزایش چشمگیری را نشان می‌دهد. همچنین با توجه به این نقشه مشخص شد که شهر بندر انزلی و روستاهای دهستان لیچارکی حسن‌رود از مقدار بارش سالانه بیشتری در مقایسه با روستاهای دهستان چهارفریضه این شهرستان برخوردار هستند.

جدول ۳-۱: مجموع بارندگی سالانه در ایستگاه‌های تبخیرسنجی و سینوپتیک مستقر در سطح منطقه
سال آماری
قلعه رودخان
ماسوله
آستانه
چوبر شفت
ناو
کسما
ماسال
خرجگیل
رشت
انزلی
۸۱ – ۸۰
۱۳۵۴
۱۱۸۹.۵
۱۴۰۱
۱۲۳۸
۷۰۸.۵
۹۲۸
۱۱۰۳.۵
۱۲۱۷
۱۳۶۴.۸
۱۹۰۳.۶
۸۲ – ۸۱
۱۶۴۵
۱۲۰۱.۲
۱۵۵۸.۵
۱۶۹۳.۵
۸۱۱.۴
۹۹۳
۱۰۹۰.۵
۱۳۵۴.۸
۱۱۵۶
۱۴۲۴.۸
۸۳ – ۸۲
۱۷۳۰.۴
۱۱۰۸
۱۴۷۹
۱۶۵۲.۵
۷۳۱.۱
۱۴۰۵.۵
۱۲۵۹
۱۴۵۸.۲
۱۴۴۶.۵
۱۸۴۷.۶
۸۴ – ۸۳
۱۶۶۱.۵
۱۰۱۹.۵
۱۴۰۷.۵
۱۴۴۹
۷۲۳.۴
۱۲۱۷
۱۱۵
۱۹۴.۷
۱۶۱۶.۶
۱۹۸۱.۵
۸۵ – ۸۴
۱۳۲۶.۵
۸۰۴.۵
۱۰۳۱
۱۱۰۲.۵
۶۰۹.۲
۹۲۰
۹۱۳.۵
۱۱۳۳.۹
۱۴۵۷.۶
۱۶۰۵.۱
۸۶ – ۸۵
۱۷۸۱
۱۰۶۶
۱۲۸۴.۵
۱۳۴۰.۵
۸۶۶.۱
۱۰۸۳
۱۱۹۲
۱۳۱۴.۱
۱۴۴۰
۱۹۲۹.۲
۸۷ – ۸۶
۱۳۶۹.۵
۹۹۸.۲
۸۹۰.۵
۱۰۴۱.۵
۴۹۹.۴
۷۱۹
۸۳۴.۵
۱۱۶۹.۴
۱۰۵۱.۱
۱۳۶۰.۸
۸۸ – ۸۷
۱۶۳۸.۵
۱۲۱۳.۷
۱۳۵۵.۵
۱۳۴۸
۶۹۹.۲
۱۰۰۱
۱۰۰۱.۵
۱۴۸۹.۱
۱۲۸۹.۶
۱۸۲۸.۳
۸۹ – ۸۸
۱۵۰۳
۱۲۱۱.۷
۱۰۲۲
۱۲۹۸.۵
۷۰۸.۵
۱۰۱۳.۵
۱۱۱۸.۵
۱۳۰۴.۲
۹۹۵.۸
۱۴۳۸.۸
۹۰ – ۸۹
۱۶۴۷
۱۲۲۶.۳
۱۳۱۲
۱۶۱۲
۶۲۲.۹
۱۰۶۵
۹۶۷
۱۳۰۰.۶
۸۳۱.۳
۱۳۳۶.۱
میانگین
۱۵۶۵.۶۴
۱۱۰۳.۸۶
۱۲۷۴.۱۵
۱۳۷۷.۶۰
۶۹۷.۹۷
۱۰۳۴.۵۰
۹۵۹.۵۰
۱۱۹۳.۶۰
۱۲۶۴.۹۳
۱۶۶۵.۵۸
مأخذ: سازمان آب منطقه‌ای استان گیلان

نقشه مناطق همباران

جدول ۳-۲: وضعیت بارندگی در ایستگاه سینوپتیک بندر انزلی، دوره آماری (۱۳۸۹-۱۳۳۰)
تعداد روزهای با بارندگی به میزان ۱۰ میلیمتر و یا بیشتر
تعداد روزهای با بارندگی به میزان ۵ میلیمتر و یا بیشتر
تعداد روزهای با بارندگی به میزان ۱ میلیمتر و یا بیشتر
تعداد روزهای با بارندگی بیش از صفر میلیمتر
حداکثر بارندگی روزانه
ماه
۷
۹
۱۳
۱۵
۲۴۰
مهر
۷
۹
۱۲
۱۵
۲۶۷
آبان
۷
۹
۱۲
۱۴
۱۲۵
آذر
۶
۸
۱۲
۱۴
۱۰۴
دی
۴
۷
۱۰
۱۳
۷۴
بهمن
۴
۶
۱۱
۱۵
۸۲
اسفند
۲
۴
۸
۱۳
۶۷
فروردین
۱
۳
۷
۱۲
۸۰
اردیبهشت
۲
۲
۴
۷
۱۷۳
خرداد
۲
۲
۴
۶
۹۵
تیر
۳
۴
۷
۹
۱۴۰
مرداد
۷
۸
۱۱
۱۴
۳۵۳
شهریور
۵۰
۷۱
۱۰۹
۱۴۷
۳۵۳
سالانه

۳-۲-۲. حداکثر بارندگی روزانه
براساس نتایج آمارهای منتشر شده (جدول شماره ۳-۲) مشخص شد که در طی دوره آماری ۵۹ ساله، حداکثر مقدار بارش روزانه در ماه شهریور با ۳۵۳ میلیمتر اتفاق افتاده است که در نوع خود یک رکورد کم سابقه را بازگو می‌کند۱۳. همچنین کمترین مقدار بارش روزانه در طی این دوره آماری برای فرودین ماه (۶۷ میلیمتر) ثبت شده است. این آمار بارندگی محدودیت‌هایی را بدین شرح بازگو می‌کند:
در زمان برداشت بسیاری از محصولات زراعی از جمله برنج (که معمولاً به اواخر مرداد و اوایل شهریور ختم می‌گردد)، بارندگی‌های شدید و سیل‌آسا، محدودیت‌های زیادی برای کشاورزان ایجاد کرده و اغلب خسارات‌های قابل توجهی را برای محصولات‌شان بوجود می‌آورد. از سوی دیگر در ماه شهریور که فعالیتهای گردشگری در این شهرستان در اوج خود قرار دارد، به دلیل ایجاد عدم آسایش اقلیمی برای گردشگران و ناخوشایند بودن این حجم بارندگی که بسیاری از فعالیتها را با مشکل مواجه می‌کند، موجبات رکورد این صنعت فصلی را در سطح شهرستان و حتی منطقه فراهم خواهد ساخت.

نمودار ۳-۱: حداکثر بارندگی روزانه در ایستگاه سینوپتیک بندر انزلی، طی دوره آماری (۱۳۸۹-۱۳۳۰)

در نمودار شماره ۳-۱، نوسانات حداکثر بارندگی سالانه در ایستگاه بندر انزلی نشان داده شده است. به طوری که مقدار میانگین این نوسانات برابر با ۱۳۱.۴۳ میلیمتر می‌باشد و در کل دوره آماری، ۴۳ سال کمتر از مقدار میانگین و ۱۷ سال بیشتر از مقدار میانگین بوده است.

نمودار ۳-۲: نوسانات حداکثر بارندگی سالانه در ایستگاه سینوپتیک بندر انزلی، طی دوره آماری (۱۳۸۹-۱۳۳۰)

۳-۲-۳ تعداد روزهای با بارندگی به میزان صفر میلیمتر و یا بیشتر
در طی دوره آماری مورد نظر در ایستگاه سینوپتیک انزلی، بطور میانگین چیزی در حدود ۱۴۷ روز از سال، با بارندگی های کمتر از ۱ میلیمتر همراه بوده است که در این میان بیشترین و کمترین سهم ماهانه به ترتیب به ماه‌های مهر با ۱۵ روز و ماه تیر با ۶ روز، مربوط می شود.

نمودار ۳-۳: تعداد روزهای با بارندگی به میزان صفر میلیمتر و یا بیشتر در ایستگاه بندر انزلی، (۱۳۸۹-۱۳۳۰)
۳-۲-۳. تعداد روزهای با بارندگی به میزان ۱ میلیمتر و یا بیشتر
طبق نتایج مندرج در جدول شماره ۳-۲، در ایستگاه سینوپتیک انزلی، بطور میانگین چیزی در حدود ۱۰۹ روز از سال، با بارندگی های بیشتر از ۱ میلیمتر (و یا کمتر از ۵ میلیمتر) همراه بوده است که در این میان بیشترین و کمترین سهم ماهانه به ترتیب به ماه‌های مهر با ۱۳ روز و ماه‌های خرداد و تیر هر یک با ۴ روز، مربوط می شود.

نمودار ۳-۴: تعداد روزهای با بارندگی به میزان ۱ میلیمتر و یا بیشتر در ایستگاه بندر انزلی، (۱۳۸۹-۱۳۳۰)

۳-۲-۴ تعداد روزهای با بارندگی به میزان ۵ میلیمتر و یا بیشتر
در طی دوره آماری مورد نظر در ایستگاه سینوپتیک انزلی، بطور میانگین چیزی در حدود ۷۱ روز از سال، با بارندگی‌های بین ۵ تا ۱۰ میلیمتر همراه بوده که ماه‌های مهر و آبان و آذر، هر یک با ۹ روز، بیشترین تعداد روزهای با این مقدار

ژئومورفولوژیک، مخاطرات محیطی

y (شناخت). morph بیانگر حوزه قلمروی است که شکل‌شناسی در آن حوضه صورت می‌گیرد و مفهوم لوژی به مورف اشاره دارد. موضوع اصلی این کلمه شکل‌شناسی است و شکل‌شناسی اساس معرفت محقق قرار می‌گیرد. در اینجا اشکال چیزی جز اجزاء و نسبت و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر نیست. اشکال چیزی جز ترکیبی از سطوح نیستند. بنابراین یک جغرافیدان وقتی به چشم‌اندازهای ارضی می‎نگرد، مجموعه‌ای از سطوح با ویژگی‌های متعدد را می‌بیند که با نسبت‌های خاصی با یکدیگر تلفیق و ترکیب شده‌اند. هر سطح ویژگی‌هایی دارد که تندی و کندی وجه شیب، تحدب و تقعر آن از ویژگی‌های قابل اندازه‌گیری آن محسوب می‌شود. شیب سطوح از جمله ویژگی‌های دیگر سطوح است که معمولاً میزان آن برای هر سطحی متفاوت است. خطوط تراز مشخصات ارتفاعی نقاط را منعکس می‌سازد ولی فرم و شکلی که به خود می‌گیرند تفسیر دیگری دارد (رامشت، ۱۳۸۴ص۲۹).
۲-۲. ژئومورفولوژی
فرآیندهای ژئومورفولوژیکی زمین همواره ناشی از نیروهای فیزیکی، ‌شیمیایی و یا بیولوژیکی هستند که در سطح زمین تغییراتی ایجاد می‌کنند. ژئوموفولوژی۱ به بحث در مورد اشکال سطح زمین که نتیجه دو عامل درونی (تکتونیک) و بیرونی عناصر و عوامل (اقلیم) ایجاد می‌شوند، می‌پردازد.
امروزه تأکید دانش ژئومورفولوژی بر مطالعه فرآیندهای حاکم بر شکل‌زایی لندفرم?های بیرونی سطح زمین و به‌ویژه تغییراتی است که از این جهت طی دوره کواترنر و ظهور و گسترش انسان و فناوری?های وی ایجاد شده و این موضوع به این علم جنبه کاربردی ارزشمند بخشیده است. در میان فرآیندهای تغییر‌دهنده سطح زمین، فرآیندهای ساحلی به‌خاطر شرایط ویژه سواحل که محل برخورد قلمرو کره آبی (هیدروسفر۲)، کره هوا (اتمسفر۳) و سنگ کره (لیتوسفر۴) است، اهمّیت به بسزایی دارد.

۲-۳. اهمّیت مطالعات ژئومورفولوژی در برنامه‌ریزی عمران شهری
برخی بر این باورند که شهرها در پدیده‌های ژئومورفولوژی نقش دارند و مدعی‌اند که یکی از کارهای اساسی مطالعات شهری، توجه به مسائل ژئومورفولوژی است. همچنین گروهی، یکی از کارهای اساسی ژئومورفولوژی را توجه به مسائل شهری می‌دانند و بر این باورند که قلمرو مطالعات ژئومورفولوژی به فرایندهای انسانی نیز معطوف است (مقیمی، ۱۳۸۷: ۳).
شهرها زمین‌های وسیع و گسترده‎ای را به خود اختصاص می‌دهند. این زمین‎ها از ترکیب واحدهای مختلف توپوگرافی و ژئومورفولوژی تشکیل می‌یابند. هر اندازه که شهرها توسعه یابند و گسترش پیدا کنند برخورد آنها با واحدهای گوناگون توپوگرافی و ژئومورفولوژی و موضوعات مربوط به آنها زیادتر می‎شود. واحدهای ژئومورفولوژی همیشه با پویایی و دینامسیم محیط طبیعی درارتباط است. هرگونه اقدام در راستای توسعه و عمران شهرها به نحوی با پویایی و دینامیسم مذکور و در نتیجه با پدیده‌های ژئوموفولوژی تلاقی می‎کند. در این برخورد اگر برخی از اصول و نکات ضروری رعایت نشود تعادل مورفودینامیک محیط به هم می‌خورد و مورفوژنز چنان زیاد می‌شود که نتایج جبران‌ناپذیری به بار می‌آورد. اخبار مربوط به جریان سیل در اکثر شهرهای جهان و ایران به‌گوش می‌رسد. برای مثال بخشی از شهروندان از ریزش کوه می‌نالند. جریانات سولیفلوکسیون۵ بعضی دیگر را زیر خروارها آوار می‌برد. زمین لرزه‌ها و تکان‌های زمین نیز موجب ویرانی شهرها و قصبه‌ها می‌گردد. اگر قسمتی از این ویرانی‌ها مستقیماً به امواج زلزله مربوط باشد. بخش مهم دیگر به‌طور غیرمستقیم در اثر دخالت پدیده‌های ژئومورفولوژی که برخی از آنها خود از تکان‌های زمین ناشی می‌شود حاصل می‌آید. بدیهی است که در گزینش محل شهرها تجربه پیشینیان تأثیر بسزایی داشته است. اما سابقاً زندگی ساده شهروندان موجب می‌شد که اهمّیت موضوع چندان مورد توجه قرار نگیرد. در صورتیکه امروز تجهیزات عمرانی به‌طور پیچیده‌ای توسعه یافته‌اند و بناها ابعاد گسترده‌تر و مجهزتری به خود گرفته‌اند، مساحت شهرها تا چندین برابر افزایش پیدا کرده است، کارخانه‌های صنعتی بزرگ و کوچک به عنوان پدیده‌ای ضروری در کنار شهرها تأسیس شده است. اینها به فضاهای گسترده‌تری نیاز دارند. بنابراین اهمّیت و ضرورت شناخت ویژگی‌های محیط طبیعی جهت تمیز و تشخیص نقاط مناسب برای ایجاد بناها و ساختمان‌ها از مناطق نامساعد معلوم می‌شود. برای شناخت بخش اعظمی از ویژگی‌های محیط طبیعی به مطالعه ژئومورفولوژی نیازمندیم و در سایه کسب اینگونه آگاهی است که می‎توان قدم‌های مؤثری در انتخاب مناسب‌ترین مکان برای ایجاد گسترش شهرها و ایجاد کارخانه‌های عظیم برداشت و نسبت به جلوگیری از خطرات پدیده‌های یاد شده و یا مقابله با آنها اقدامی جدی به عمل آورد (رجائی، ۱۳۸۲: ۲۰۹).
۲-۴. نقش ژئومورفولوژی در برنامه‌ریزی‌های ساحلی
در بسیاری از مناطق ساحلی برنامه‌ریزی‌هایی که جهت حفاظت مناطق ساحلی در نظر گرفته شده است، در بعضی موارد عناصر ژئومورفولوژیکی نیز مورد توجه قرار گرفته ولی اغلب آنها ناموفق و محکوم به شکست بوده است. یکی از روش‌هایی که برای طبقه‌بندی خطوط ساحلی در نظر گرفته شده، روش طبقه‌بندی از حیث ویژگی‌های طبیعی، استراتژیکی، اقتصادی است.
– از نظر ویژگی‌های طبیعی و ژئومورفولوژیکی می‌توان سواحل را به دو بخشِ “سواحل دریاباری” و “سواحل پست” تقسیم کرد. همچنین طبقه‌بندی فوق نیز به بخش‌های فرعی‌تر تقسیم می‌شود مانند توان حساسیت به فرا
یندهای لغزشی، ریزشی و جریان‌های گلی یا براساس ویژگی‌های زمین‌شناسی و مورفولوژیکی.
– در زمینه نظامی نیز سواحل را از حیث مشکلات و مسائل ورود به خشکی، نحوه دسترسی به نواحی داخلی و دور از ساحل موانع و محدودیت‌های آن را مورد مطالعه قرار داد.
– از نظر اقتصادی قلمرو توسعه و گسترش مراکز صنعتی معیار ارزیابی محسوب می‌گردد این محدوده به‌وسیله خورها و خلیج‌های کوچک، آب‌های ساحلی عمیق، قابلیت احیاء و اصلاح زمین‌ها بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. سواحل پلاژیک و منطقه پست خط ساحلی به عنوان منبعی بزرگ به منظور توسعه ساختمانی از توان بالقوه‌ای برخوردار است. خط ساحلی و سرزمین‌های ساحلی را می‌توان بر اساس استعدادها و توان بالقوه آنها طبقه‌بندی کرد مانند زمین‌هایی که مورد استفاده کشاورزی قرار می‌گیرند. حتی از نظر ایجاد تفرجگاه‌ها و مراکز ورزشی و توجه به مناظر طبیعی، خانه‌های ویلایی جهت سپری کردن اوقات فراغت، همچنین ایجاد و توسعه پلاژها برای گذران روزهای تعطیلی طبقه‌بندی کرد. علاوه بر این ایجاد پارکینگ‌ها اتومبیلی و گسترش اردوگاه‌ها و تفرجگاه‌های ساحلی که در موارد لازم نیازهای تفریحی و سرگرمی‌های مردم را تأمین می‌نمایند (نادرصفت، ۱۳۷۹: ۱۴۹).
۲-۵. برنامه‌ریزی ژئومورفیک
اهداف برنامه‌ریزی ژئومورفیک عملی است هوشیارانه که در آن بهترین راه حل ژئومورفیک برای وضعیت‎های مختلفی که انسان با آن روبروست اتخاذ می‌گردد:
– گامی است در جهت دوری جستن هر چه بیشتر جوامع از تغییرات سریع ژئومورفیک؛
– کوششی است اندیشمندانه برای برای ایجاد ترقی و تأمین رفاه عمومی و توسعه پایدار سطوح مختلف (محلی، ملی، منطقه‌ای، جهانی) و حفظ محیط زیست؛
– تلاشی است برای شناخت اشکال سطحی زمین، تعیین مناسب‌ترین جایگاه‌ها به منظور استقرار بناهای ماندگار تلاشی است در جهت تعالی محیط زیست؛
– تلاشی است برای کاهش هرچه بیشتر بلایای طبیعی (معتمد و مقیمی، ۱۳۷۸: ۸۰).
۲-۶. مدیریت محیط
مدیریت محیط شامل دامنه وسیعی از فعالیت‌ها در زمینه‌های کاربری زمین، هوا، گیاهان و آب است و در نتیجه شاخه‌های تخصصی برنامه‌ریزی محیط و توسعه سازمان مدیران دولتی و شرکت‌ها و موسسات خصوصی را در بر می‌گیرد. برنامه‌ریزان، مهندسان، معماران مناظر، سیاست‌مداران، حقوق‌دانان و مدیران حرفه‌ای را جذب می‌کند و شامل افراد یا سازمان‌هایی می‌شود که به بعضی جنبه‌های محیط طبیعی توجه دارند در این دامنه گسترده فعالیت‌ها مسئول مدیریت محیط اغلب برای کسب اطلاعات درباره محیط طبیعی ناگزیر است از علوم طبیعی متعدد مانند هواشناسی، هیدرولوژی، اکولوژی، خاک‌شناسی، زمین‌شناسی و ژئومورفولوژی آگاه باشد و از آنها مدد بگیرد. اکثر تحقیقات ژئومورفولوژیک به‌طور بالقوه در بعضی مسائل مدیریت محیط کاربرد دارند. اگرچه قابلیت کاربری آنها در آغاز آشکار نیست. مدیریت محیط به‌طور عادی چهار مرحله اصلی را شامل می‌شود شناسایی مساله، تنظیم خط مشی و برنامه‌ریزی طرح، اجرا و اتمام طرح و رویه و ارزیابی طرح می‌باشد (کوک و دورکمپ، ۱۳۷۷: ۹).
۲-۷. مشارکت ژئومورفولوژی در مدیریت محیط
دانش ژئومورفولوژی سهم عمده?ای در نیل به اهداف تحلیل سرزمین و امور برنامه?ریزی محیطی دارد. کاربرد دانش ژئومورفولوژی در دنیای حاضر در عرصه?های گوناگون از بررسی مخاطرات محیطی تا تأثیرات تغییرات اقلیمی بر شرایط ژئومورفولوژیک و به دنبال آن تغییرات محیطی اکوسیستم?های طبیعی و ارزیابی زیست محیطی مبتنی بر ژئومورفولوژی را در بر می?گیرد. هر گونه برنامه?ریزی برای ایجاد، گسترش و تغییر در نواحی ساحلی، علاوه بر توجه به دیگر علوم، محتاج نگرش?های ژئومورفولوژیک و مطالعه ویژگی?های ژئومورفولوژیک این محیط?های پویا است. در غیر این صورت، برنامه?ریزی?های پیش‌بینی شده را ممکن است با هزینه?های فراوان انسانی، مالی و محیطی و بهره?برداری خردمندانه از ساحل را با دشواری یا اختلال همراه نماید.
در مطالعات نواحی ساحلی، ژئومورفولوژی وظیفه طبقه?بندی مورفولوژیکی سواحل، تعیین فرآیندهای شکل‌زایی، تعیین سرعت عمل تغییرات را با توجه به فعالیت?های انسان، پهنه?بندی نواحی و محدوده?های ژئومورفولوژیکی و تعیین نواحی نامناسب برای انواع فعالیت?های انسانی و بارگذاری سازه?های ساحلی و پسکرانه?ای را برعهده دارد. ژئومورفولوژی با تلفیق و ترکیب داده?های زیربنایی مثل داده?های زمین شناسی، اقلیم، هیدرولوژی، خاک و با دیدگاه?های ژئومورفولوژیک سعی در شناسایی پهنه?های تحت تأثیر عوامل شکل?زایی و تغییر شکل نموده و با توجه به روند تحولات و سرعت تغییرات لندفرم?ها در محیط ساحلی، سعی در مشخص کردن محدودیت?ها و فرصت?هایی دارد که در مدیریت محیط?های ساحلی بسیار ارزشمند هستند. در نهایت یافته?های ژئومورفولوژیک به شکل پهنه?ها، نقطه?ها و خط?ها می?تواند به راحتی در سامانه پایگاه اطلاعات جغرافیایی۶ منطقه ساحلی وارد شده و برای برنامه?ریزی?های تلفیقی آینده و تحلیل موجود سرزمین?های ساحلی مورد بهره?برداری قرار گیرد و از این طریق به توسعه پایدار۷ نوار ساحلی کمک کند(برگرفته از راسخ، ۱۳۹۱: ۱۷).
مشارکت ژئومورفولوژیک در مدیریت محیط به محیط خاصی محدود نمی‌شود، تمام محیط‌ها به مدیریت نیازمندند و اکثر آنها از مدیریت بهره می‌برند اما ماهیت مسائل ژئومورفولوژیک و ظرفیت آنها بسیار متنوع است. اگرچه امکان دارد توصیه‌های ژئوموف
ولوژیک مستقل از سایر اطلاعات محیطی مدیریت محیط ارائه گردد، اما معمولاً چنین نیست. اغلب مشارکت‌های ژئومورفولوژیک بخشی از اطلاعات علوم زمین است که با همکاری سایر دانشمندان فراهم می‌شود. پیوندهای فرضی بین جنبه‌های مختلف علوم زمین به‌خوبی شناخته شده، اما طرق ترکیب مواد متنوع آنها در گزارش واحد به‌خوبی جا نیفتاده است. اغلب ممکن است ژئومورفولوژی اساس مجموعه داده‌های زمین را تشکیل دهد. زیرا این داده‌ها نسبتاً آسان به دست می‎آیند. عموماً ژئومورفولوژیست‌ها در مطالعه بلایای طبیعی، رسیدگی و ممیز محیطی ارزیابی منابع و سنجش اثرات محیطی در مرحله برنامه‌ریزی و نیز ارزیابی منابع و سنجش اثرات محیطی در مرحله اجرا و عمل و ارزیابی بازنگرانه (رسیدگی مراحل گذشته) در مرحله ارزشیابی مشارکت دارند (کوک و دورکمپ، ۱۳۷۷: ۳۲).
۲-۸. خصوصیات حوضه‌های آبریز نواحی پست
واکنش روان آب مسایل خاصی را در حوضه‌های آبریز سرزمین‌های پست بوجود می‌آورد. زیرا بدلیل بارندگی‌های فراوان، طغیان در این سرزمین‌ها امری عادی است. با این حال اگرچه در حوضه‌های آبریز سرزمین‌های پست، معمولاً بارندگی‌ها بسیار شدید است اما باید بیان کرد که مساله اصلی در اینگونه مناطق، سیل‌گیر بودن آنهاست زیرا تراکم جمعیت این مناطق عمدتاً زیاد و به صورت متمرکز کشت می‌شود. در مناطق پست درختان کمتری وجود داشته، رودخانه‌ها دارای شیب کم و هرچه دامنه‌ها نسبت به نواحی مرتفع کم شیب‌تر باشند نیروی فرسایش کاهش می‌یابد. در نتیجه عمق خاک‌ها، عمیق و ساخت آنها به گونه‌ایست که به احتمال زیاد ظرفیت نفوذ پذیری آنها زیاد نیست. همچنین بدلیل وجود دره‌های آبرفتی عریض‌تر و منطقه اشباع مجاور جریان‌ها، زمین‌های مجاور رودخانه اهمّیت خاصی در کنترل جریان‌های سطحی دارند. بنابراین واکنش حوضه‌های پست، تعادل بین عوامل گفته شده را برقرار می‌کند (جی. نپ، ۱۳۸۳: ۴۱).
۲-۹ مشکلات نواحی ساحلی
مشکلات مناطق ساحلی جهان در کشورهای مختلف کم و بیش با هم مشابه‌اند. این مشکلات و پیامدهای نامطلوب را که عمدتاً منشاء انسانی دارند، می?توان به صورت زیر برشمرد:
* مخاطرات محیطی نظیر بالا آمدن آب دریا، فرسایش سواحل
* تمرکز جمعیت در نوار ساحلی و ساخت و ساز بی رویه در این مناطق
* آلودگی محیط زیست در مناطق ساحلی در بخش خشکی و بخش دریا
* کاهش تنوع زیستی و اتلاف منابع طبیعی در مناطق ساحلی
از جمله این مشکلات در نوار ساحلی گیلان، تراکم جمعیت در منطقه ساحلی، ساخت و ساز بی رویه و عدم دسترسی دریا برای مردم و آلودگی سواحل می?باشد(برگرفته از راسخ، ۱۳۹۱: ۱۶).
۲-۱۰. عوامل ژئومورفولوژیکی محدود کننده سواحل
عوامل عمده فرسایش ساحلی عبارتند از امواج و جریان‌های دریایی. معذالک نباید فراموش کرد که سایر عوامل نیز وجود دارند که ساحل را شکل می‌دهند از جمله می‌توان نقش

ژئومورفولوژیک، تغییرات خطوط ساحلی

۴-۳-۲. زمین‌شناسی و تکتونیک ۷۶
۴-۳-۳. منابع تأمین‌کننده آب دریای خزر ۷۷
۴-۳-۴. خلیج‌ها، جزایر و بنادر ۷۹
۴-۳-۵. شرایط اقلیمی گذشته و بازتاب تغییرات اقلیمی بر جغرافیای ساحلی ۷۹
۴-۳-۶. رابطه تغییرات اقلیمی و نوسان سطح آب دریای خزر ۸۰
۴-۳-۷. تغییرات سطح دریای خزر ۸۱
۴-۳-۸. عوامل مؤثر در نوسان آب دریای خزر ۹۱
۴-۴. بررسی تغییرات خطوط ساحلی در استان گیلان ۹۱
۴-۵. بررسی شواهد ژئومورفولوژی در سواحل انزلی ۹۲
۴-۵-۱.عوامل محدود کننده ژئومورفولوژیکی در محدوده بندر انزلی ۹۳
۴-۵-۱-۱. تلماسه‌های عرضی QTS ۹۳
۴-۵-۱-۲. تپه‌های ماسه‌ای ۹۴
۴-۵-۱-۳. واحد رسوبات آبرفتی رودخانه‌ای QAL1 ۹۷
۴-۵-۱-۴. رسوبات سدی برجای مانده (خاکریزهای طبیعی) رودخانه‌ای QAL2 ۹۸
۴-۵-۱-۵. پهنه‌های ماسه‌ای آزاد QSP ۹۸
۴-۵-۱-۶. مرداب و تالاب ۹۸
۴-۵-۲. شواهد پیشروی دریای خزر به خشکی ۱۰۰
۴-۵-۲-۱. وضعیت ساحل در منطقه انزلی ۱۰۰
۴-۵-۲-۲. وضعیت کلی پیشروی در خطوط ساحلی ۱۰۶
۴-۶. نواحی ساحلی در شهر انزلی ۱۰۷
۴-۷. تأثیر باد در ایجاد اشکال ژئومورفولوژیکی ۱۰۸
۴-۸. اثر نوسانات تراز آب دریای خزر ۱۰۹
۴-۹. تأثیر تغییرات سطح آب دریا در منطقه ساحل ۱۱۰
۴-۱۰. موانع و محدودیت‌های توسعه شهر انزلی ۱۱۱
۴-۱۰-۱. نحوه استقرار شهر بر اساس رقوم ارتفاعی ۱۱۳
۴-۱۰-۲. چگونگی نحوه استفاده از اراضی در شهر ۱۱۴
? فصل پنجم: ارزیابی فرضیه، نتیجه‌گیری و پیشنهادها ۱۱۵
۵-۱. ارزیابی فرضیه‌ها ۱۱۷
۵-۲. بحث و نتیجه‌گیری ۱۱۸
۵-۳. راهکارهای پیشنهادی ۱۲۳
فهرست منابع و مأخذ ۱۲۴
چکیده انگلیسی ۱۳۸

فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول ۳-۱: مجموع بارندگی سالانه در ایستگاه‌های تبخیرسنجی و سینوپتیک مستقر در سطح منطقه ۴۲
جدول ۳-۲: وضعیت بارندگی در ایستگاه سینوپتیک بندر انزلی، دوره آماری (۱۳۸۹-۱۳۳۰) ۴۴
جدول ۳-۳: سمت و سرعت باد غالب بر حسب نات دوره آماری (۱۳۸۹-۱۳۳۰) ۴۹
جدول ۴-۱: موقعیت جغرافیایی استان گیلان و محدوده مورد مطالعه ۵۳
جدول ۴-۲: تقسیمات سیاسی شهرستان بندر انزلی ۱۳۸۵ ۵۳
جدول ۴-۳: میانگین دمایی ماهان? ایستگاه بندر انزلی ۶۰
جدول ۴-۴: تغییرات میانگین ماهانه بارندگی در ایستگاه بندرانزلی ۶۱
جدول ۴-۵: میانگین بارندگی فصلی ایستگاه انزلی ۶۲
جدول ۴-۶: تغییرات میانگین ماهانه بارندگی در ایستگاه بندرانزلی ۶۲
جدول ۴-۷: متوسط ماهانه تعداد روزهای همراه با ابر در ایستگاه انزلی ۶۳
جدول ۴-۸: متوسط ماهانه ساعات آفتابی ایستگاه انزلی ۶۴
جدول ۴-۹: وضعیت روزهای یخبندان در ایستگاه انزلی ۶۵
جدول ۴-۱۰: حداکثر سرعت وزش باد در ایستگاه انزلی(متر بر ثانیه) ۶۶
جدول ۴-۱۱: توان آبی شهرستان بندر انزلی در سال ۱۳۸۵ ۶۸
جدول ۴-۱۲: طول سواحل محدوده مورد مطالعه ۷۴
جدول ۴-۱۳: مشخصات کلی بخش‌های مختلف دریای خزر ۷۵
جدول ۴-۱۴: مهمترین رودهایی که به دریای خزر می‌ریزند ۷۸
جدول ۴-۱۵: تعییرات سطح دریای خزر از قرن اول تا ۱۸۵۱ از نظر خانیکف ۸۳
جدول ۴-۱۶: تغییرات سطح دریای خزر از ۱۸۵۱ تا ۱۸۸۵ از نظر فیلیپوف ۸۴
جدول ۴-۱۷: تغییرات سطح دریای خزر از سال ۱۹۳۷ تا سال ۱۹۴۲ ۸۵
جدول ۴-۱۸: تغییرات سطح دریای خزر از سال ۱۹۴۳ تا سال ۱۹۵۰ بر حسب متر ۸۶
جدول ۴-۱۹: مشخصه نوسانات سطح آب دریای خزر، ایستگاه‌ بندر انزلی در سال‌های آبی
(۸۱-۱۳۸۰) و (۸۲-۱۳۸۱) ۸۹
جدول ۴-۲۰: خلاصه نتایج برازش نقشه‌های واحدهای رسوبی منطقه ساحلی بندرانزلی ۱۰۷
جدول ۴-۲۱: توزیع سطح شهر بندر انزلی برحسب کدهای ارتفاعی نسبت به سطح آبهای آزاد ۱۱۴

فهرست نمودار
عنوان صفحه
نمودار ۳-۱: حداکثر بارندگی روزانه در ایستگاه سینوپتیک بندر انزلی، طی دوره آماری (۱۳۸۹-۱۳۳۰) ۴۵
نمودار ۳-۲: نوسانات حداکثر بارندگی سالانه در ایستگاه سینوپتیک بندر انزلی، طی دوره آماری (۱۳۸۹-۱۳۳۰) ۴۶
نمودار ۳-۳: تعداد روزهای با بارندگی به میزان صفر میلیمتر و یا بیشتر در ایستگاه بندر انزلی، (۱۳۸۹-۱۳۳۰) ۴۶
نمودار ۳-۴: تعداد روزهای با بارندگی به میزان ۱ میلیمتر و یا بیشتر در ایستگاه بندر انزلی، (۱۳۸۹-۱۳۳۰) ۴۷
نمودار ۳-۵: تعداد روزهای با بارندگی به میزان ۵ میلیمتر و یا بیشتر در ایستگاه بندر انزلی، (۱۳۸۹-۱۳۳۰) ۴۸
نمودار ۳-۶: تعداد روزهای با بارندگی به میزان ۱۰ میلیمتر و یا بیشتر در ایستگاه بندر انزلی، (۱۳۸۹-۱۳۳۰) ۴۸
نمودار ۳-۷: سمت و سرعت باد غالب ماهانه در ایستگاه بندر انزلی ۵۰
نمودار ۴-۱: تغییرات ماهیانه پارامترهای دما در ایستگاه بندرانزلی ۶۰
نمودار ۴-۲: تغییرات میانگین ماهانه بارندگی در ایستگاه بندرانزلی ۶۱
نمودار ۴-۳: درصد بارندگی فصلی سالیانه ایستگاه انزلی ۶۲
نمودار ۴-۴: میانگین ماهیانه پارامترهای رطوبت نسبی در ایستگاه بندرانزلی ۶۳
نمودار ۴-۵: متوسط ماهانه تعداد روزهای همراه با ابر در ایستگاه انزلی ۶۳
نمودار ۴-۶: متوسط ماهانه ساعات آفتابی ایستگاه انزلی ۶۴
نمودار ۴-۷: وضعیت روزهای یخبندان در ایستگاه انزلی ۶۵
نمودار ۴-۸: حداکثر سرعت وزش باد در ایستگاه انزلی (متر بر ثانیه) ۶۷

فهرست اشکال
عنوان صفحه
تصویر ۴-۱: اثر نوسانات تراز آب دریای خزر ۹۰
تصویر ۴-۲: نمایی از تصویر ماهواره‌ای سواحل گیلان ۹۲
تصویر ۴-۳: تصویر ریپل مارک در ساحل کاسپین ۹۳
تصویر ۴-۴: نمونه‌ای از تپه ماس
ه‌ای تثبیت شده در منطقه جفرود ۹۴
تصویر ۴-۵: نمونه‌ای از برخان ساحلی تثبیت شده با پوشش گیاهی در منطقه حسن رود ۹۵
تصویر ۴-۶: دریابار در سواحل حسن رود ۹۵
تصویر ۴-۷: جدیدترین ماسه‌های ساحلی در ساحل زیباکنار ۹۶
تصویر ۴-۸: نمایی از تالاب بندر انزلی ۹۹
تصویر ۴-۹: نمونه‌ای از پیشروی آب در سواحل انزلی ۱۰۰
تصویر ۴-۱۰: موج شکن و تخریب آن به‌وسیله پیشروی آب دریا ۱۰۲
تصویر ۴-۱۱: نمایی از تغییرات خطوط ساحلی در حوالی شهر انزلی ۱۰۳
تصویر ۴-۱۲: نمایی از منطقه ساحلی و تأسیسات مستقر در آن ۱۰۴
تصویر ۴-۱۳: نمایی از اسکله بندر انزلی در سال‌های اخیر ۱۰۶
تصویر ۴-۱۴: نمایی از تپه‌های ماسه‌ای در سواحل انزلی ۱۰۸
تصویر ۴-۱۵: نمایی از سواحل شنی در انزلی ۱۰۹
تصویر ۴-۱۶: نواحی ساحلی در طالب آباد انزلی و استخر‌های طبیعی بازمانده از دریا ۱۱۰
تصویر ۴-۱۷: تغییرات سطح آب دریا در منطقه ساحلی و تخریب کاربری‌های ساحلی ۱۱۱
تصویر ۴-۱۸: نمایی از محدودیت‌های توسعه شهر (مرداب انزلی در منطقه پیل علی باغ) ۱۱۲
تصویر ۴-۱۹: نمایی از ساخت وسازهای جدید در منطقه قلم گوده ۱۱۳
تصویر ۴-۲۰: نمایی از ساخت و سازهای جدید در اراضی غیر مجاز ۱۱۳
تصویر ۴-۲۱: نمایی از استفاده از زمین در اراضی غیر مجاز شهر انزلی ۱۱۵

فهرست نقشه‌ها
عنوان صفحه
نقشه ۱-۱: موقعیت شهرستان بندر انزلی در تقسیمات کشوری ۸
نقشه ۳-۱: مناطق همباران در سطح منطقه و شهرستان بندر انزلی ۴۳
نقشه ۴-۱: وضعیت زمین‌شناسی شهرستان بندر انزلی ۵۵
نقشه ۴-۲: دوران‌های زمین‌شناسی در پهنه استان گیلان ۵۶
نقشه ۴-۳: طبقات ارتفاعی (هیپسومتری) در شهرستان بندر انزلی ۵۸
نقشه ۴-۴: رودخانه‌های منتهی به تالاب در شهرستان بندر انزلی ۶۹
نقشه ۴-۵: پوشش زمین در شهرستان بندر انزلی ۷۲
نقشه ۴-۶: تصویر ماهواره‌ای از محدودیت‌های توسعه بندر انزلی ۷۳
نقشه ۵-۱: محدودیتهای ژئومورفولوژیکی در شهرستان بندر انزلی ۱۲۲

چکیده
تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی و بهره‌گیری از روش‌های اسنادی و کتابخانه‌ای و مشاهدات میدانی به بررسی محدودیت‌های ژئومورفولوژیکی در توسع? فیزیکی شهرستان بندر انزلی و شناسایی و معرفی مناطق آسیب‌دید? آن پرداخته است؛ زیرا توسع? فیزیکی شهرها عموماً در ارتباط مستقیم با بستر طبیعی و عوارض ژئومورفولوژی است. لذا با توجه به این اهداف، نتایجی به شرح زیر بدست آمد: بندر انزلی دومین شهر پرجمعیت استان گیلان، با جمعیتی بیش از یکصدهزار نفر به صورت خطی در طول حدود ?? کیلومتر از سمت شمال به دریای خزر و از جنوب به تالاب انزلی محدود می‌شود و آبراهه‌ای که ارتباط دریا و تالاب را برقرار می‌سازد، شهر را به دو قسمت شرقی (غازیان) و غربی (انزلی) تقسیم نموده است. پیشروی آب دریای خزر و به تبع آن تالاب انزلی از دو سو در دهه اخیر خسارات فراوانی را بر شهر وارد ساخته است. به‌طوری‌که شورایعالی شهرسازی و معماری ایران را برآن داشت که برای حل این مشکل به چاره‌اندیشی بپردازد. نهایتاً مقرر شد که خط تراز ?? – متر (ارتفاع از سطح آب‌های آزاد) به عنوان لبه دریا محسوب و هرگونه ساخت و سازی ورای این رقوم به جز تأسیسات سبک و موقت ممنوع اعلام گردد. بر اساس این مصوبه، مقرر شد تأسیسات زیربنایی حیاتی شهر در رقوم بالای ??- متر احداث و به کاربری‌های مسکونی و سایر خدمات وابسته تا رقوم ?? – متر اجازه ساخت و ساز داده شود. بر این اساس حدود ?? درصد از سطح شهر بندر انزلی رقوم ناامن تلقی و نزدیک به ?? هزار جمعیت ساکن در آن بایستی به نقاط امن انتقال داده شوند. محدودیت‌های توسعه شهر در شمال دریای خزر و در جنوب تالاب انزلی و اراضی پست و آبگیر هستند که هیچگونه امکانی را برای توسعه در اختیار نمی‌گذارند. علاوه بر این، بالا آمدن سطح آب دریا طی سال‌های گذشته نیز بخش عمده‌ای از شهر را تخریب یا مورد تهدید قرارداده است. بر این اساس به نظر می‌رسد مناسب‌ترین اراضی برای توسعه شهر با منظور داشتن کدهای ارتفاعی امن(رقوم بالای ۲۴- متر) در امتداد شرقی یعنی امتداد مسیر جاده انزلی به رشت و در امتداد غربی یعنی حول محور ارتباطی انزلی به آستارا می‌باشند. اما این امکان نیز بدلیل خطی شدن بیشتر بافت شهر، تبعات خاص خود را به همراه خواهد داشت و باعث بالارفتن هزینه‌های خدمات زیربنایی شهر می‌گردد. بنابراین مناطق فوق قابل استفاده نمی‌باشد. مناسب‌ترین راه برای اسکان جمعیت و تأمین فضاهای خدماتی مورد نیاز، استفاده از بافت‌های خالی شهر و اراضی خاکی موجود و افزایش معقول میزان تراکم‌های ساختمانی و جمعیتی در بافت‌های موجود می‌باشد. بنابراین مهمترین محدودیت‌های ژئومورفولوژی در شهرستان انزلی دو عامل طبیعی یعنی مرداب انزلی و دریای خزر بوده که هر دو در توسعه شهر انزلی بسیار اثرگذار می‎باشد. البته تغییرات خطوط ساحلی و اشکال ژئومورفولوژی ایجاد شده در این نواحی نیز باعث عدم توسع? فیزیکی این شهرستان شده است.
واژگان کلیدی: محدودیت، ژئومورفولوژی، توسعه فیزیکی، شهرستان بندر انزلی

مقدمه
شهر بندر انزلی به جهت محصور شدن از دو جهت جغرافیایی (از سمت شمال با دریا و از سمت جنوب با تالاب بندرانزلی)، برای توسع? فیزیکی خود ناگزیر به سمت جهت‌های شرقی و غربی پیرامون خود حرکت می‌کند. طی این فرایند در نیم قرن اخیر چهار روستا از روستاهای حاشیه بلافصل شهر، قربانی توسعه فضایی
شهر شده و در آن ادغام شده‌اند. تراکم بالای جمعیت شهر بندر انزلی و کمبود اراضی آن، توسع? فیزیکی شهر را به دنبال داشته که تحولاتی را در داخل اراضی پیرامون شهر ایجاد می‌کند. این تحولات منجر به تغییرات کاربری اراضی روستایی و کشاورزی شده و رفته رفته سطح وسیعی از اراضی به ساخت و سازها اختصاص یافته است. شهر بندر انزلی به عنوان تنها نقطه شهری در شهرستان به کانون جذب جمعیت مهاجر تبدیل شده و این روند طی قرن اخیر شهر را با افزایش جمعیت و کاهش اراضی مواجه کرده است. روستاهایی همچون سوسر نویر و وقار در سال ۱۳۶۵ و روستاهای شالور کولیور در سال ۱۳۷۵ طی فرایند خزش شهر در آن ادغام شده‌اند. همچنین روستاهای بشمن و طالب‌آباد که در حاشیه بلافصل شهر واقع شده‏‌اند، از این قاعده مستثنی نبوده و مورد تهاجم ساخت و سازهای شهر قرار گرفته و محل اسکان جمعیت آن شده‌ است. بدین صورت از وسعت اراضی روستاها کاسته شده و با تبدیل شدن به سازه‌های شهری در محدوده شهری ادغام شده‌اند. در واقع شهر با رشد افقی خود به سمت روستاهای حاشیه حرکت کرده و اراضی روستایی را در خود حل می‏‌کند و با گذشت زمان، روستاها به صورت کامل توسط شهر بلعیده می‏‌شوند. تراکم جمعیت، کمبود زمین، شهر را ناگریز به توسعه به سمت اراضی پیرامونی هدایت می‏‌کند. بنابراین با توجه به وجود دو عامل طبیعی یعنی دریا و مرداب و اشکال ایجاد شده ژئومورفولوژی در نواحی ساحلی این تحقیق به بررسی محدودیت‌های ژئومورفولوژیکی در توسع? فیزیکی شهرستان بندر انزلی پرداخته و بر این اساس به پنج فصل زیر تقسیم شده است:
فصل اول: کلیات تحقیق؛
فصل دوم: مرور منابع، ادبیات تحقیق و پییشینه تحقیق؛
فصل سوم: روش اجرای تحقیق، مواد و روش؛
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها و یافته‌های تحقیق؛
فصل پنجم: ارزیابی فرضیه‌ها، بحث و نتیجه‌گیری و پیشنهادات.

۱-۱. بیان مسئله
گسترش فیزیکی شهرها فرآیندی پویا و مداوم است و طی آن محدوده‌های فیزیکی شهر و فضاهای کالبدی آن در جهات عمودی و افقی از حیث کمّی و کیفی افزایش می‌یابد. هر کدام از این دو روش، کالبد متفاوت و جداگانه‌ای از دیگری ایجاد می‌نماید. رشد فیزیکی به شکل افزایش محدوده شهر یا به اصطلاح گسترش افقی ظاهر می‌گردد و رشد عمودی به صورت درون‌ریزی جمعیت شهری و الگوی رشد شهر فشرده، نمایان می‌شود.
جامعه ما در طی صد سال گذشته صرف‌نظر از علت‌ها و تحت تأثیر تمدن غرب، دگرگونی‌های سریعی را متحمل شده است و نهایتاً شکل جدیدی به خود گرفته که از بسیاری جهات متفاوت با گذشته‌اش می‎باشد. این تغییرات در تمامی عرصه‌های جامعه به نحوی به وجود آمده که سازه‌های سنتی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی جامعه را به هم ریخته و زندگی جدید که در اثر نیازهای زمان

کارکردگرایانه

بهترین‏ ستایش‏ها از آزادی‏ – در همان چشم‏انداز بورژوازی قضیه-، در آثار بهار وجود دارد و زیباترین‏ ستایش‏ها از مفهوم وطن، باز هم در دیوان‏ او به چشم می‏خورد. بهار به سبب‏ آگاهی وسیعی که از گذشته‏ی ایران‏ داشت و علّت هیجان و شیفتگی‏ عاطفی که نسبت به گذشته‏ی ایران در او بود، بهترین مدیحه‏سرای آزادی و وطن‏ است؛ وطن‏پرستی در حد اعلای آن.” (شفیعی کدکنی، ۱۳۵۹، ص ۳۸). بعد از فردوسی، هیچ‏کس به اندازه‏ی بهار، به‏ قومیّت ایرانی نیاندیشیدهاست. زجر، تبعید، زندان و هجرت در راه وطن و آزادی بود که دامن‏گیر وی شد.
اصلاحاتی که بهار بدان معتقد است،‏ خارج از چارچوب دین نیست. اصلاحات، هر چند هم که مفید باشد، نباید به قیمت بی‏حجابی زنان و خودباختگی فرهنگی به دست آید. از این‏ مَنظر، وطن‏دوستیِ بهار هرگز شائبه‏ی‏ افراطیگری به خود نگرفته، از چارچوب موازین شرع و اسلام خارج‏ نشده است. برداشت او از آزادی، هرگز به معنی هرج‏ومرج نبود، چنان‏که خود نیز به خودباختگی فرهنگی و بی‏هویّتی‏ دچار نشدهاست. مسافرت‏هایی که بهار به‏ فرنگ داشت، هرگز او را تحتالشّعاع‏ قرار نداد و به روشنفکری غرب‏زده تبدیل‏ نکرد، زیرا دارای روح آزادگی و دینمداری بود.
نخستین اثر شوخ طبعی بهار را در اشعار مذهبی او که مربوط به سالهای اوان جوانی و آغاز ورودش در معرکهی اجتماع است، می‌یابیم. یکی از اوّلین قصایدی که در آن بهار به عُلمایِ قشری مذهب تاخته و تصوّرات واهی و هولانگیز عوام مردم را از عذاب دوزخ، مسخره کرده است، قصیدهی “جهنمیّه” است که در ۱۲۸۷ ش. ( ۱۹۰۸ م.) یعنی هنگامی‌که شاعر فقط بیست و یک سال داشته، سروده شده است. ظاهراً بهار در این شعر، به مخالفت گروهی از قشریان محافظه‌کار که نهضت آزادیخواهی مشروطه را باب دندان خود نمی‌دیدند و رهبران آن جنبش را تکفیر می‌کردند، اشاره کرده، رو‌در‌روییِ مذهب و سیاست دسته‌های مترقّی را نشان داده است:

وان کس که کرد کار ادارات دولتی

سوزد به پشت میز جهنّم روان او

وان کس که شد وکیل و ز مشروطه حرف زد

دوزخ بود به روز جزا پارلمان او

وان کس که روزنامهنویس است و چیزفهم

آتش فتد به دفتر و کلک و بنان او

وان عالمی که کرد به مشروطه خدمتی

سوزد به حشر جان و تن ناتوان او

مشکل بهجز من و تو، به روز جزا کسی

زان گود آتشین بجهد مادیان او

(دیوان بهار، ۱۳۵۷، ص ۱۶۶)
بهار در ترکیببندی باشدّت به عادات و “تعصبهای جاهلانه و خرافاتی که عوام‌النّاس در لباس متداوّلهی مذهب بدان می‌گرویدند”، حمله کرده است. چند بیتی از این شعرکه لحن شوخی و طنز ‌دارد در این‌جا نقل می‌شود:

خلق ایران دسته‌ای دزدند و بیدین، دسته‌ای

سینهزن، زنجیرزن، قدّارهزن، من با کیم؟

گویم این قدّاره را بر گردن ظالم بزن

لیک شیطان گویدش بر خود بزن، من با کیم؟

گویم ای نادان به ظلم ظالمان گردن منه

او بخارد گردن و ریش و ذقن، من با کیم؟

گویمش باید بپوشانی کفن بر دشمنان

باز می‌پوشد به عاشورا کفن، من با کیم؟

گویم ای واعظ! دهانت را لئیمان دوختند

او همی بلعد ز بیم، آب دهن، من با کیم؟

(همان، ص ۱۹۸)
تعداد بیشتری از قصاید، قطعه‏ها و مثنویات طنزآمیز بهار در زمینهی انتقادات سیاسی‏ است که گاهی آشکار و گاهی در پرده، از مبارزه‏ها و گرفتاریهای او در سالهای پیش و پس از کودتای سیّد ضیاءالدّین و بعد از استقرار پهلوی بر تخت پادشاهی، حکایت‏ می‏کند. در این دوره‏ها، بهار چندین بار مغضوب و دچار نفی بَلَد و زندان شده، چهرهی عبوس زندگی را بسیار دیده، گاهی به مرز فقر و بیچیزی رسیده و چه بسیار که خطر مرگ و نیستی را از نزدیک احساس کرده است. با این حال سیاست و کوشش در راه تأمین‏ عدالت و آزادی برای بهار، رسالت زندگی است ولی تَرکِ اجباری میدان کشاکشهای سیاسی، چند روزی به او فراغتی می‏دهد که در بحر شعر و تاریخ غوطه‏ور گردد و مدّتی نیز به تدریس، تألیف، تحقیق و تصحیح متون کهنه بپردازد. او در ترجیع بند “دوز و کلک انتخابات”، بس هنرمندی و نازککاریهای هوشمندانه دارد:

ماه مشروطه در این مُلک طلوعیدن کرد

انتخابات دگر بار شروعیدن کرد

شیخ در منبر و محراب خشوعیدن کرد

حقّه و دوز و کلک باز شروعیدن کرد

وقت جنگ و جدل و نوبت فحش و کتک است

انتخابات شد و اوّل دوز و کلک است

صاحب الرّأیا! برو صبح نشین روی خَرَک

رأیها پیش نه و داد بزن های جگرک!

پوت قند آید از بهر تو و توپ پرک

میدود پیشتر و میدهدت بیشترک

هر که عقلش کم و فضل و خردش کمترک است

انتخابات شد و اوّل دوز و کلک است

(همان، ۱۳۶۸، ص۱۶۹)

۳-۲-۹. فرّخی یزدی
میرزا محمّد، متخلّص به فرّخی فرزند محمّدابراهیم سمسار یزدی در سال ۱۳۰۶ هجری قمری در یزد متولّد شد. پس از طی دوران خردسالی، مشغول تحصیل گردید. فرّخی را نزدیک پایان تحصیلات مقدّماتی در مدرسهی مرسلین انگلیسهای یزد به علّت آزادیخواهی و اشعاری که علیه اوّلیای مدرسه میسرود، اخراج کردند.
روی هم رفته تحصیلات فرّخی تقریباً تا حدود سن ۱۶ سالگی است. وی معلومات فارسی و مقدّمات عربی را به خوبی فراگرفت و چون از طبقهی متوسط بود، پس از خروج از مدرسه، به کارگری مشغول گردید و مدّتی از پارچهبا
فی و مدّتی هم از کار نانوابی، امرار معاش کرد. در همان اوان از قریحهی تابناک و ذوق سرشار خدادی، اشعاری بکر با مضامین بیسابقه میسرود.
مبارزات فرّخی یزدی علیه بیداد و استبداد داخلی‏ و استعمار خارجی ایران، از نوجوانی او آغاز می‏شود؛ هنگامی‌که دانش‏آموز مدرسهی “مرسلین” انگلیسیهای مقیم یزد است و هنوز بیش‏ از پانزده سال از عمرش نگذشته، ضمن مسمّطی‏ جالب، اوّلیای آموزشگاه خود را که اغلبشان ارمنی‏ و زردشتی هستند، به باد انتقاد می‏گیرد و بثّ‏الشّکوایی دربارهی اوضاع منحطّ زمانه می‏سراید؛ در اینکه با وجود تأسیس چنین مدارسی در ایران‏ اسلامی، دینِ احمدی بر باد خواهد رفت و ضمن‏ منظومه خود آرزو می‏کند که کاش، امّام زمان(عج) زودتر ظهور کند و جلوی بی‏دینیها را بگیرد. ابیات‏ ذیل منتخبی است از این شکوائیّه:

سخت بسته با ما چرخ، عهدِ سُستپیمانی

‏ داده او به هر پستی، دستگاه سلطانی

دین ز دست مردم بُرد، فکرهای شیطانی

‏ جمله طفل خود بردند، در سرای نصرانی

ای دریغ از این مذهب، داد از این مسلمانی!‏

صاحب الزمان! یکره، سوی مردمان بنگر

کز پیِ لسان گشتند، جمله تابع کافر

در نمازشان خوانند، ذکر عیسی را در بر

پا رکاب کن از مهر، ای، امّام برّ و بحر

پیش از آنکه این عالم، رو نهد به ویرانی

(فرّخی یزدی، ۱۳۶۶، ص ۲۰۵)
سروده شدن این مسمّط توسط فرّخی، موجب‏ می‏شود که او را از مدرسهی “مرسلین” اخراج‏ کنند. وی همچنین در یزد با سرودن شعری علیه ضیغمالدّوله قشقایی، ‌حاکم یزد به قدری مورد غضب قرار گرفت که دستور دادند لبهایش را با نخ و سوزن به یکدیگر بدوزند. این عمل بی‌سابقه و غیر انسانی، ‌موجب بروز بلوا و شورش در میان آزادیخواهان شد. پس از این جریان، فرّخی یزدی به تهران فرار کرد. در ابتدای سلطنت پهلوی او به مجلس راه می‌یابد و با انتشار روزنامه‌ی طوفان به انتقاد از پهلوی می‌پردازد.
در وصف فرّخی یزدی میگویند که وی سراسر زندگی خود را در غرقابی از فقر، وحشت، شکنجه و زندان به سر برد، امّا از اندیشههای آزادیخواهانه و مردانهی خود دست برنداشت. وی با عوامل ارتجاع و استبداد میجنگید و با جریده “طوفان” خود تیشه بر ریشهی استبداد و خودسری میزد و میگفت:

به ویرانی این اوضاع هستم مطمئن ز آنرو

که بنیان جفا و جور بیبنیاد میگرد

شعر فرّخی یزدی از مفاهیم بدیع زیادی برخوردار است، امّا شاید بتوان گفت بیش از هر چیز، ملّیگرایی و میهنستایی از غنای بسیاری در شعر وی برخوردار است. گرچه در مضامین ملّیگرایی شعر وی، دلبستگی به عهد اساطیر و تاریخ باستان وجود دارد، امّا همسازی اسلام، ملّیت و دفاع از استقلال کشور و مبارزه با استیلای خارجی از جمله اهدافی است که یزدی از طرح مضامین ملّیگرایی مقصود انتظار دارد. وی برای تحریک انگیزههای ملّی ایرانیان، این‌گونه سازِ شعر خود را کوک میکند:

آخر ای بی‏شور ملّت، عِرق ایرانی کجاست

شد وطن از دست، آیین مسلمانی کجاست؟

حشمت هرمز چه شد، شاپور ساسانی کجاست

سنجر سلجوق کو، منصور سامانی کجاست؟

گنج بادآور کجا شد، زرّ دستافشار کو؟

صولت خصم افکن نادرشه افشار کو؟

(همان، ص ۱۸۷)
در شعر دیگری که با نام “ایران و اسلام” در دیوان او به چاپ رسیده، تلفیق میان دیانت و ملّیت در عنوان و متن آن با صراحت افزونتری نمود می‏یابد. هر چند اشعار فرّخی یزدی در قالب غزل بسیار غنی و پُرمایه و از نظر سبک نیز مستحکم هستند، امّا در باب طنز در اشعار او باید بگوییم که طنز در شعر فرّخی مانند طنز در شعر حافظ، پنهان‏ و کم‏رنگ است.
طنز و طنز پردازی در اشعار او تمام مسایل سیاسی و اجتماعی را در بر می‏گیرد. در نگرش طنزآلود فرّخی، وکلای مجلس که از راه‏ “رأی خریدن” به مسند عالی نمایندگی مردم رسیده‏اند، خمیازه می‏کشند و چرت می‏زنند و از مردم حقّ‏ بی‏حالی [= وکالت] می‏گیرند.
بسیاری از این‏ داوطلبانِ نمایندگی که به نظر او گاهی حتّی تعدادشان از تعداد موکّلان افزونی می‏گیرد، تنها به این نیّت که بتوانند برای غصب‏ها و تملّک‏های غیرقانونی‏شان، پشتوانهی قانونی فراهم کنند، به مجلس می‏روند.

شدم وکیل از آن رو که نقد فیالمجلس

برای نفع خود این خانه را قباله کنم

(فرّخی یزدی، ۱۳۶۶، ص ۱۷۱)
از نظر فرّخی کاری که این‏ نمایندگان می‏کنند، به نوعی خیانت به ملّت و مملکت‏ است، ولی از مردم توقّع دارند که از آنان به ‏عنوان‏ خادمان و مُصلحان کشور تقدیر و تجلّیل کنند:

از خیانت کور سازد آن‌که چشم مملکت را

چشم آن دارد ز ملّت مزد کحالی بگیرد

(ص ۱۴۰، همان(

فرّخی‏ معتقد است که تمام نمودهای دموکراسی و نهادهای مشروطیّت و آزادی به ‏ظاهر در این مملکت وجود دارد، ولی احزابِ آن، عضو ندارند:

هر جا گذری، صحبت جمعیت و حزب است

حزبی که در این مملکت، افراد ندارد

(همان، ص ۱۲۳)
روزنامه‏ها بی‏محاکمه‏ توقیف می‏شوند و مردم و روشنفکران را به سکوت و عدم اعتراض تکلیف می‏کنند:

آزادی است و مجلس و هر روزنامه را

هر روز بی‏محاکمه توقیف می‏کنند

گویند لب ببند چو بینی خطا زِ ما

راهی است ناصواب، که تکلیف می‏کنند

(همان، ص ۱۴۸)
یکی از اشعار فرّخی شعر “اوضا
ع داخله” است که مربوط به ربیعالثّانی ۱۳۴۰ قمری است. در این تاریخ وزارت کشور، اخبار داخله را به روزنامهی طوفان که فرّخی آن‌را چاپ میکرد، نفرستاده بود و این روزنامه نیز قسمت مربوط به اخبار داخله را سفید گذاشته و متذکّر شده بود که اخبار داخله توسط وزارت کشور سانسور شده است، ولی مُخبر این روزنامه “خبر از غیب گرفته ” و اخبار داخله را با وجود سانسور وزارت کشور، در شمارهی بعد، درج خواهد کرد. اخبار مزبور در شمارهی بعد طوفان به شکل این شعر آورده شد:

للهالحمد که تهران بود آزرم بهشت

ملّت از هر جهت آسوده چه زیبا و چه زشت

اغنیا مشفق و با عاطفه و پاکسرشت

فقرا را نبود بستر و بالین از خشت

(جوادی، ۱۳۸۴، ص ۲۲۴)

فصل چهارم
تحلیل گفتمان مفاهیم اساسی طنز در شعر مشروطه

۴-۱. بخش اوّل: تحلیل گفتمان و شاخصها
پس از نگاهی گذرا به شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر عصر مشروطه و همچنین معرّفی شعرای مطرح در این دوره، ضروری است تا به مبحث تحلیل گفتمان مفاهیم اساسی طنز در شعر مشروطه بپردازیم.
به طور اجمال، در مباحث پیشین اشاره کردیم که در این دوران، به نوعی یک تحوّل بزرگ فکری، سیاسی و اجتماعی در ایران رخ میدهد. مفاهیم متعدّدی وارد حوزهی شعر طنز میگردد. با این حال، ما در این گفتار در تلاش هستیم که بر مبنای نظریهی تحلیل گفتمان به بررسی مفاهیم و سوژههای اساسی شعر طنز مشروطه بپردازیم که سبک و روش این کار مفصلا ًدر فصل اوّل طرح شد.
در این بخش با توجّه به پیشزمینه‌ای که در مقدّمه از نظرتان گذشت، می‌توان گفت که تحلیل گفتمان، می‌تواند با توجّه به دو بعد اساسی انجام گیرد: بُعد نخست، در ساختار زبان‌شناسانه و بُعد دوم، عوامل فرازبانی، مثل محیط، اجتماع، سیاست و قدرت که موضوع گفتمان را مشخص می‌کنند. بُعد اوّل تحلیل گفتمان را می‌توان صورت‌گرایی و بُعد یا دیدگاه دوم را کارکرد‌گرایی نامید.
در تحلیل گفتمان شعر طنز مشروطه، عمدتاً صورت دوم تحلیل، یعنی بُعد کارکردگرایی مدّ نظر قرار گرفته است. به این معنی که به رابطهی فضای گفتمانی، با توجّه به شرایط فرامتنی اشعار، توجّه شده است. لازم است توضیح داده شود که گفتمان، جریان و بستری است که دارای زمینه‌های اجتماعی است. اظهارات و مطالب بیان شده، گزاره‌ها و قضایای مطرح شده، کلمات و عبارات مورد استفاده و معانی آنها، جملگی بستگی به این دارند که کی، کجا، چگونه، توسط چه کسی یا علیه چه چیزی یا چه کسی، در چه بستر و با چه قدرت و وسعتی به کار رفته‌اند. (حسین بشیر و علی فرقانی، ۱۳۸۸، شمارهی ۸)

۴-۱-۱. شاخصهای تحلیل گفتمان
در این بخش، با هدف تحلیل گفتمان از بُعد کارکردگرایانه و با استفاده از الگوی تحلیل گفتمان نورمن فرکلاف، نوشتار را مورد مطالعه و ارزیابی قرار می‌دهیم. در مجموع گفتمان حاکم بر شعر طنز براساس ۴ شاخص زیر، قابل تحلیل است:

۴-۱-۱-۱. واژگان (منفی – مثبت)
این مؤلّفه، واژگان کانونی را که تکیه‌گاه متن

مسایل اجتماعی، طبقات اجتماعی

کردند از بر

دایم به فکر چرنیل و دفتر

علم عدد را خوانند یکسر

گوید معلّم چون بارکالله

اطفال نورس دستهبهدسته

اندر مکاتب چون گل نشسته

بر طوف تحصیل احرام بسته

از قید موهوم بالمرّه رسته

(جاودانهی اشرفالدّین، ص ۴۶۳)
جریان روشنفکری در برخورد با موضوع مدنیّت و پیشرفت غرب، غالباً کار را به قیاس بینِ غرب و شرق میکشاند و از همین جهت، این مقایسه، جنبهی سیاسی و اجتماعی پیدا میکند. شعر مشروطه سرشار از اینگونه مقایسهها است که در بیشتر موارد، زبانی طنزگونه دارند:

ای فرنگی اتّفاق و علم و صنعت مال تو

عدل و قانون و مساوات و عدالت مال تو

نقل عالمگیری و جنگ و جلالت مال تو

حرص و بخل و کینه و بغض و عداوت مال ماست

اختراعات جدید و علم و صنعت زان تو

از زمین بر آسمان رفتن ز همّت زان تو

مکتب و تشویق بر اطفال ملّت زان تو

غوطه خوردن اندرین دریای ذلّت مال ماست

شیخیاز ما، بابی از ما، پطر و ناپلئون زتو

دهری از ما، صوفی از ما، مکتب و قانون زتو

خرقه و عمامه از ما مکتب و قانون زتو

گم شو ای احمق مجاز از تو، حقیقت مال ماست

(دیوان اشرف، صص ۳۵۲ و ۳۵۴)

البتّه تأثیرات جوّ روشنفکری گاه حتّی به نوعی ادبیّات و شعر مشروطه و طنزنویسی مانند ایرج را به نوعی به کفرگویی نیز وامیدارد:

کو خدا؟ کیست خدا؟ چیست خدا؟

بی جهت بحث مکن نیست خدا

آن‌که پیغمبر ما بود همی

ما عرفناک بفرمود همی

تو دگر طالب پرخاش مشو

کاسهی گرمتر از آش مشو

آنچه عقل تو در آنها مات است

تو بمیری، همه موهومات است

(دیوان ایرج، ۱۳۵۳ ، ص۲۲۳)
عشقی نیز در توجیح نظریه داروین میسراید:

به پندار دانای مغربزمین

پدیدآورِ پند نو، داروین

طبیعت ز میمون دمی کم نمود

سپس ناسزا نامش آدم نمود

(دیوان عشقی، ۱۳۵۷، ص۳۹۵)

البتّه تأثیرات جوّ منوّرالفکری در طنز و ادبیّات دورهی مشروطه، جایگاه و وضعیّت زنان را نیز به شدّت، آماج خود قرار میدهد که به دلیل اطالهی کلام از آن عبور میکنیم و در فصل آخر به آن میپردازیم.

فصل سوم
شعر طنز و معروفترین شاعران طنزپرداز عصر مشروطه

۳-۱. بخش اوّل: شعر طنز
۳-۱-۱. کلّیات
طنز و علیالخصوص شعر طنز از لطایف و ظرایف خاصّی برخوردار است. طنز، هجو، هزل و… گرچه دارای افتراقاتی هستند، امّا وجه اشتراکی، همچون لبخند آنها را به هم پیوند زده است. شوخی و خندهای که غالباً نه از سرِ بیمسئولیتی و بیخود شدن از خود پدید میآید، بلکه عملی برآمده از تفکّری عمیق در دورن است. طنز ساختارشکنی است و نویسنده در پیِ آن است تا با ایجاد یک فضای مبتنی بر تناقضات، سخن خود را بر پیکرهی عقل و روح مخاطب حکّاکی کند.
گرچه برخی ریشههایی قوی برای طنز مرسوم فعلی که صبغهای اجتماعی به خود گرفته است، در ادبیّات کلاسیک ایران قائل نیستند، امّا به هر تقدیر نمیتوان از لطافتها و زبردستیهای طنّازانهی بزرگان ادبی همچون حافظ، سعدی، مولانا و … چشمپوشی کرد. به نظر میرسد که محقّقان بیشتر به دنبال طنز اجتماعی در آثار ادبی قدیم ایران هستند و کمتر به لطافتهای بیانِ شیوایِ شعرای حکیم ایران در تعلیم و تعلّم توجّه نمودهاند.
سراجالدّین قمری آملی (میان ۵۵۰ تا ۶۲۵ هجری) که نمونهای از طنزپردازان گمنام، امّا موفق قرن ششم و هفتم هجری قمری است در مثنوی “کارنامه”ی خود، علل گرایشش به دایرهی طنز را اینگونه توجیه می‌کند: معلوم است که آدمیزاد را از عالم غیب که آن‌را امر میگویند و از عالم شهادت که آن را خَلق می‌گویند، آفریدند. یکی عالم روح است و دیگری عالم جسم. چنانکه شاعر اشارت کردهاست و گفته: “ترا از دو عالم بر آوردهاند”. هرچه در عالم جدّ است بیشتر از عالم نفسانی است و هر چه در عالم هزل است از نتایج جسم است و ابّهت مردم را از آنکه گاهگاه طیران طبع بیشتر به سوی هزل باشد و بد نیست که گفته: “جد همه ساله خون مردم بخورد”. و نیز به تجربه معلوم شد که مردم هزل را بیشتر خریداری میکند که جدّ را، خاصه در این روزگار و اهتزاز و نشاطی که از هجو زایَد، بیشتر از آن است که از مدح خیزد. زیرا که اغلب مردم مستحقّ نکوهشند. چون مردم را هجو گویی “وضع الشیء فی موضعه” باشد و لذّت عبارت است از ادراک چیزی ملایم و موافق. پس چون هجوِ مردم گویی، حقّ به مستحقّ رسانیدهباشی و کسی که سامع بود چیزی موافق ادراک کرده باشد، لذّت خوشتر”. (فرجیان،۱۳۷۰، ص ۷۹۹)
از همین‌رو در این بخش، سعی داریم تا نگاهی بر پیشینهی طنز در ادبیّات ایران داشته باشیم و تعریفی جامع از مبنا و مفهوم طنز ارایه دهیم و از این طریق، به موضوع طنز در عصر مشروطه بپردازیم.

۳-۱-۲. تعریف طنز
طنز (Satire) یا حدّ اقل طنز اجتماعی در ادبیّات ایران، پدیدهای ناآشنا به حساب نمیآید و در آثار عبید زاکانی و حافظ، گونههای مختلفی از آن دیده میشود.
ارائهی تعریف دقیق، جامع و مانع برای طنز، چندان آسان به نظر نمیرسد. این دشواری از یک طرف به علّت ماهیت، ساختار و کارکرد پیچیدهی آن است و از طرف دیگر به مرزِ باریک و عموماً لغزندهی این مفهوم با مفاهیم مشابه آن همچون هزل، هجو، فکاهی و… مربوط میشود. از سوی دیگر، تعی
ین معادلهای مناسب فارسی برای این حوزهی وسیع واژگانی، کار تعریف و تعیین چارچوب برای این مفهوم را با آشفتگی و سردرگمی روبهرو ساختهاست. برای مثال، واژهی انگلیسی Satire در ترجمهی فارسی، معادلهای گوناگونی، همچون هجو، هزل و طنز را پذیرفتهاست.
استعمال کلمهی طنز برای انتقادی که به صورت خندهآور و مضحک بیان شود، در فارسی معاصر سابقهی طولانی ندارد. هر چند که طنز در تاریخ بیهقی و دیگر آثار قدیم زبان فارسی، به کار رفتهاست، ولی استعمال وسیعی به معنی فعلی کلمه و یا بهتر بگوئیم معنی Satire اروپایی نداشته است. کلمهی Satire که از زبان یونانی میآید، در اکثر زبانهای اروپایی معنای واحدی دارد و اصولاً به آثار طنزآمیز و انتقادی اطلاق میشود. در فارسی، عربی و ترکی، کلمهی واحدی که دقیقاً این معنی را در هر سه زبان برساند، وجود نداشته است. سابقاً در فارسی، “هجو” به کار برده میشد که بیشتر جنبهی انتقاد مستقیم و شخصی دارد و جنبهی غیرمستقیم و طنزآمیز بودن “ساتیر” را دارا نیست و اغلب آموزنده و اجتماعی هم نیست. هجو ضدّ مدح است و اصولاً صراحت لفظی که در آن است، نمیتواند نظیر لحن طنزآمیزِ “ساتیر” باشد. در فارسی “هزل” را نیز به کار بردهاند که ضدّ “جدّ” است و بیشتر جنبهی مزاح و مطایبه دارد. (جوادی، ۱۳۸۴، ص ۱۱) سعدی میگوید:

به مزاحت نگفتم این گفتار

هزل بگذار و جدّ از او بردار

به تعبیر آرینپور آن نوع ادبی که در زبان غربی Satire نامیده میشود و در فارسی طنز اصطلاح شده است، عبارت از روش ویژهای در نویسندگی است که ضمن دادن تصویری هجوآمیز از جهات زشت و منفی و ناجور زندگی، معایب و مفاسد جامعه و حقایق تلخ اجتماعی را به صورت اغراقآمیز، یعنی زشتتر و بد ترکیبتر از آنچه هست، نمایش میدهد تا صفات و مشخّصات آنها روشنتر و نماینتر جلوه کند و تضادّ عمیق وضع موجود، با اندیشهی یک زندگی عالی آشکار گردد. بدین ترتیب قلم طنزنویس با هر چه که مرده و کهنه و واپس ماندهاست و با هر چه که زندگی را از ترقّی و پیشرفت باز میدارد، بیگذشت و اغماض مبارزهمیکند. (آرینپور، ۱۳۸۷، ص ۳۶)

۳-۱-۲. نگاهی به جایگاه طنز در ادبیّات پیش از مشروطیّت
طنز، هجو و هزل را نمیتوان از ادبیّات غنی فارسی مُنفکّ ساخت. بسیاری از سرودههای شعرای مطرح ادب فارسی، دارای لطایف طنزی هستند. هر چند که کمتر در شعر کلاسیک فارسی، سرودهای به طور کامل طنزگونه بودهاست.
در ادبیّات فارسی، به ‏خصوص در میان آثار داستانی، اثری که سرتاسر طنز باشد، مثل برخی از آثار ادبی فرنگی‏ نداریم، امّا در لابه‏لای آثار، حتّی در میان شاهکارها، به قطعه‏های طنزآمیز زیبایی بر می‏خوریم. ادبیّات ما سرشار از مضامین طنزآور است و در متون نظم و نثر فارسی، بسیاری از شعرا از جمله خاقانی، سنایی، انوری، جامی، سعدی، حافظ و عبید زاکانی، از نوعی از طنز که میتواند ملیح و با ظرافت بیان شود و یا به صراحت و بیپروایی تکیه کند وجود دارد. به عنوان مثال در طنزهای حافظ، نوش و نیش همراه است. طنز باید متوجّه نابسامانی‏های اجتماعی باشد و طنز حافظ نیز از این قاعده مستثنی نیست.
زمانهی حافظ، زمانه‏ای است پر از تزویر و ریاست. شاه، وزیر، عالم، فقیه و زاهد، همه در کار ریایند و ریاکار. در این میان‏ زاهد بیشتر از همه هدف کنایه‏های حافظ است. حافظ زاهد را محور و سمبل ریاکاری قرار می‏دهد. حکّام و فرمانروایان هم ریاکاری می‏کنند، امّا خریدار ریای حاکم و فرمانروا را هم همان زاهد ریاکار است. این‏ است که حافظ زاهد را بیش از همه می‏کوبد. امّا چنین‏ نیست که طنزهای او همیشه متوجّه مسایل اجتماعی‏ باشد. گاهی معشوق هم، معشوقی که تجاهل می‏کند و عشّاق فراوان خود را نادیده می‏گیرد، موضوع طنز وی قرار می‏گیرد. سعدی نیز استاد طنز است.
ایرج پزشکزاد در کتاب “طنز فاخر سعدی” چهرهای را از سعدی به ما مینمایاند که با آنچه ما از وی به عنوان یک شیخ نصیحتگر، در ذهن داریم متفاوت است و به ویژه بر اساس حاصل یک پژوهش، مطرح می‌سازد که نویسندگان و منتقدین غربی، سعدی را یک طنزپرداز برجسته میشناسند. طنز سعدی طنزی است ساده و در خدمت پند و اندرز. در گلستان میخوانیم:
دست و پا برهنهای، هزارپایی را بکشت. صاحبدلی بر او گذر کرد و گفت سبحانالله ! با هزار پای که داشت، چون اجلش فرارسید، از بیدستوپایی گریختن نتوانست.
و یا در جای دیگر میخوانیم: یکی از ملوک بیانصاف، پارسایی را پرسید: از عبادتها کدام افضل است؟ گفت: ترا خواب نیمروز، تا در آن یک نفس خلق را نیازاری!
یکی دیگر از نمونههای طنزپردازی در ادبیّات پیش از مشروطه، مربوط به عبید زاکانی است. عبید با زبانی شیرین و ساده در بیشتر آثار خود، عموم طبقات اجتماعی‏ زمان را مورد نقد قرار دادهاست. دورویی، نان به نرخ روز خوردن، سخن نه براساس حقّ، بلکه در راستای غرض‏ها و منافع شخصی و بهمنظور خوشآمدن زبردستان گفتن، در تمام دورهی عبید امری است‏ ساده و عادی؛ درست به همین سادگی که در حکایت زیر از او می‏خوانیم.
“سلطان محمود را در حالت گرسنگی بادنجان بورانی پیش‏ آوردند، خوشش آمد. گفت: بادمجان طعامی است خوش، ندیم در مدح‏ بادمجان فصلی پرداخت. ‏[سلطان‏] چون سیر شد، گفت: بادمجان مضّر چیزی است و ندیم باز در مضرّت بادمجان مبالغی تمام کرد. سلطان‏ گفت: ای مردک! نه این زمان مدحش می‏گفتی؟[ندیم‏] گفت: من ندیم‏ تواَم، نه ندیم بادمجان؛ مرا چیزی می‏باید گفت که تو را خوش آید، نه‏ بادمجان را.” (عبید زاکانی، ۱۹۹۹، ص ۲۳۳)
عبی
د نیز هدف خود را از بیان هزل، انتقادی جدّی می‏داند از اخلاق نکوهیدهی مردمی که در دورهی‏ وحشت‏زای چنگیز و اعقابش، به انواع مفاسد و رذیلت‏ها تن داده و تا دیرزمانی آن تأثیرات را بر فرزندانشان به یادگار گذارده‏اند.
انوری نیز که به قول جامی، یکی از سه پیامبر شعر فارسی است‏، مانند خلف خود، عبید زاکانی، چون‏ در زمانه خریداری برای علمش نیافت، به هزّالی روی آورد تا دادِ خود را از کهتر و مهتر بستاند. در آثار او زیباترین نمونه‏های اشعار انتقادی ادب فارسی را می‏توان دید. بهراستی “انوری در تصویر کاریکاتوری بعضی افراد و اشیا، الحقّ استادی است بی‏بدیل.” (شفیعی کدکنی، ۱۳۷۲، ص ۵۱) برای نمونه در قطعهی زیر وضع جامعه‏ای که در آن، مردم را به اتّهام‏های واهی می‏گرفتند و گرفتار می‏کردند و می‏کشتند، بهتر از این نمی‏توان ترسیم کرد.

روبهی می‏دوید از غم جان

روبه دیگرش بدید چنان

گفت: خیرست بازگوی خبر

گفت: خرگیر می‏کند سلطان

گفت: تو خر نئیی چه می‏ترسی؟

گفت: آری و لیک آدمیان

می‏ندانند و فرق می‏ننهند

خر و روباهشان بود یکسان

زان همی ترسم ای برادر من

که چو خر بر نهندمان پالان

(انوری، ۱۳۶۴، ص ۷۰۱)

سنایی نیز از دیگر شعرای قدیم ایران است که در سرودههای وی، هزل و هجو مشهود است. سنایی اخلاق مردمان را ویران میبیند و چارهی این ویرانی را، در گریز از مردم و انزوا میداند. او سفارش میکند که باید از نادانان فاصله گرفت و به گوشهای گریخت.
وی نادانی، خساست و بخل، ترس و ذلا را از خُلقیات ناپسند میشمرد و زمانه را زمانهی اخلاق نیکو نمیداند. او در هزّالی و هجا نیز، به جای آنکه چونان پیشینیانِ هجاگوی خویش، ظواهر آدمها را به هجو گیرد، به اخلاق آدمیان میپردازد و در آنجا نیز بیشتر از هرچیز به هجو ناپسندیها، بسنده میکند. سنایی شاعری عارف، هجاگویی قدرتمند، هزلسرایی شیرین و طنزسرایی عمیق است. (نبوی، ۱۳۸۰، ص ۶۳ و۶۴)
خیّام نیشابوری نیز در رباعیّات خود، از زاهدان‏ بی‏خبر از حقیقت و اهل زمانه انتقاد می‏کند. از سراسر اشعاری وی بوی‏ صدق و صفا شنیدهمی‏شود؛ صدق و صفای کسی که ریاوَرزی و پرده‏پوشی نمی‏کند و هر چه را به حس و عقل خود درمی‏یابد، بدون‏ بیم و هراس و بی‏هیچ روی و ریایی بیان می‏دارد.

گاوی است در آسمان و نامش پروین

گاوی است دگر نهفته در زیر زمین

چشم خردت باز کن از روی یقین‏

زیر و زبر دو گاو، مُشتی خر بین

(خیّام، ۱۳۷۳، ص ۱۵۴)

گر می نخوری طعنه مزن مستان را

بنیاد مکن تو حیله و دستان را

تو غرّه بدان مشو که می می‏نخوری

‏صد لقمه خوری که می غلام است آن‌را

(همان، ص ۹۹)

از این روست که میتوان گفت؛ طنز و طنزپردازی در ادبیّات قدیم ایران نیز

میرزا آقاخان نوری، اجتماعی و فرهنگی

بر میگردد (سیمون، ۱۳۶۴، ص ۷۳۲) واژهی “روشنفکر” در زبان فارسی همچنین معادل واژه، aufklarer در زبان آلمانی و واژگان متنوّر، متنوّرالعقل، مفکّر و مثقّف در زبان عربی است.
علاوه بر این معنای وصفی، واژهی “انتلکتوئل” یک معنای اسمی نیز پیدا کرده که بر اساس این معنای اسمی، به افرادی اطلاق شدهاست که اندیشهگرا یا عقلگرا هستند یا کسانی که موضوعات مورد علاقه یا موضوع مورد پژوهش آنها و یا اساساً نوع کار و فعّالیّت آنها، فکری و عقلی است. در میانهی سدهی نوزدهم، این واژه در زبان انگلیسی تا حدودی به معنای مدرن و امروزیاش به کار رفت.
اوّلین بار اصطلاح روشنفکری در قرون وسطی به معنای جریان نقّاد و خلّاق به وجود آمد و به تدریج در جامعهی سیاسی اروپا توسعه یافت، ولی روشنفکری فرانسه در قرن نوزدهم، گسترش پیدا کرد (سعید، ۱۳۸۰، ص۱۱) و سپس شخصیتهای مختلف غربی مانند ادوارد شل، ریمون آرون و گرامشی، تعاریف گوناگون هنجاری، جهانشمول، فرهنگی و … برای آن ارایه کردند. روشنفکری در عصر قاجار با واژگانی چون منوّرالعقول و منوّرالفکر، وارد ادبیّات سیاسی و فرهنگی ایران شد. شاید میرزا آقاخان کرمانی، نخستین کسی بود که واژهی منوّرالعقول را به کار برد. (حائری، ۱۳۷۸، ص۲۸۰ )

۲-۲-۲. خاستگاه مفهوم روشنفکری
روشنفکری، پدیدهای غربی و زاییدهی تحوّلات جدید فکری و فلسفی مغرب زمین است و دستاورد آن به عنوان یک کالای معرفتی و اجتماعی وارد سرزمینهای اسلامی شد. البتّه نمیتوان تاریخ دقیقی برای آغاز این دوران تعیین کرد، ولی شاید بتوان آن را دورانی دانست که در سه دههی سوم – قرون هفدهم تا آغاز قرن نوزدهم – در اروپا جریان داشته است. (گلدمن، ۱۳۷۵، ص ۱۴)
این دوره با اصلاحگری رفُرمیسمِ لوتر و کالوین آغاز شد و تحوّلات اجتماعی و مذهبی بسیاری به وجود آمد و شخصیتهایی چون فرانسیس بیکن در انگلستان و دکارت در فرانسه، تحوّلات فلسفی را ایجاد کردند. مثلاً بیکن بهشدّت با منطق ارسطو مخالفت کرد و در مقابل ارغنون ارسطو، منطق جدید مبتنی بر حس و تجربه را ابداع نمود.
در این دوره دو نِحله پدیدار گشت. یکی نحلهی عقلگرایی درفرانسه وآلمان و دیگری، نحلهی تجربهگرایی انگلستان. دورهی عصر جدید تا قرن هجدهم ادامه یافت و مکتب تجربهگرایی هیوم و فلسفهی استعلایی کانت و عصر روشنگری را به وجود آورد. (خسروپناه، ۱۳۸۸، ص ۲۵۵)
جنبش عقلی – ادبی رنسانس از میانهی سده پانزدهم میلادی آغاز گردید. اصلاح دینی در میانهی سدهی شانزدهم به اوج خود رسید و در سدهی هفدهم، فلسفهی دکارت، پیروزمندانه تصویر تمامی جهان را تغییر داد و زمینهای برای پیدایش روشنگری، در اواخر سدهی هفدهم و سدهی هجدهم فراهم گردید و دورهی تفوّق و حاکمیت فلسفه و تعقّل آشکار شد. به تعبیر دالامبر، همهی مسایل از علوم این جهان گرفته تا شالودههای وحی دینی، از مسایل متافیزیک گرفته تا مسایل مربوط به حس چشایی، از موسیقی گرفته تا اخلاق، از مناقشات اسکولاستیک متکلّمان گرفته تا مسایل مربوط به بازرگانی، از قانون طبیعی گرفته تا قوانین دلبخواهی ملّتها و هر چیز دیگر به بحث و تحلیل گذاشتهشد و این نشان دهندهی ماهیت و جهت حیات عقلی آن عصر است. کار ویژه و وظیفهی اساسی این عصر، شناخت فعّالیّت اندیشه، خودآزماییِ عقلی و درونبینی است تا رازهای ناگشوده گشودهشوند. روشنگری، ایدهآلِ خود را بنا بر الگوی علم طبیعی یا فیزیک زمان معاصر خود میآفریند و به قواعد استدلال در فلسفهی نیوتون تا گفتار دربارهی روش دکارت استناد میکند، زیرا روش نیوتن روش قیاسی محض نیست بلکه روشی تحلیلی است. وی با ارایه تعدادی اصول موضوعه یا مفاهیم متعارف آغاز نمیکند تا بر پایهی استنتاج انتزاعی راه را برای شناخت امری جزیی یا امر واقعی هموار کند، بلکه شیوهی پژوهش نیوتون در مسیری مخالف حرکت میکند؛ یعنی پدیدارهای او، یافته‌هایی تجربیاند و هدف پژوهش او یافتن اصول است. از این رو، روش پژوهش نیوتن این نیست که از مفاهیم و اصول موضوعه آغاز کند تا به پدیدارها برسد، بلکه بر عکس میباید از پدیدارها آغاز و پس از مطالعهی پدیدارها، مفاهیم و اصول را استخراج کند. (کاسیرر، ۱۳۷۰، صص ۵۱ -۵۷)
شهریار زرشناس نیز در خصوص عصر روشنگری در غرب مینویسد: دورانی که از نیمهی قرن هفدهم میلادی در تاریخ غرب مدرن آغاز میشود و تا قرن نوزدهم ادامه دارد و عصر روشنگری و دوران غلبهی کلاسیسم نامیده میشود، شاید مهمترین مقطع در پیریزی بنای تمدّن مدرن بودهاست. این دوران از چند نظر اهمیّت دارد: اوّلاً از نظر تدوین جهانبینی مدرن؛ و اینکه اصالت عقل منقطع از وحی، خود بنیاد نفسانیتمدار ابزاری و در عبارت کوتاهتر، عقلگرایی اومانیستی یا راسیونالیسم دکارتی در عصر روشنگری از صورت معرفتشناختی و مابعدالطّبیعی خارج شده و در هیئت اندیشهها و تئوریهای سیاسی و نظریات اقتصادی و نظامهای حقوقی بسط و تفصیل میگیرد. در این دروه، مبانی نظری لیبرالیسم در آرای جان لاک و مُنتسکیو، تدوین میگردد و فرانسوا ماری وُلتر دربارهی تسامح لیبرالی و سکولاریسم و ضدیت با تفکّر دینی به بحث میپردازد و ژان ژاک روسو با طرح نظریهی اراده اجتماعی خود، مبانی تئوریک دموکراسیهای مدرن را بیش از پیش بسط میدهد. (زرشناس، ۱۳۸۱، ص۸۷)

۲-۲-۳. روشنفکری در مشروطه
در نقد و بررسی چگونگی اندیشههای روشنفکران عصر مشروطه، دربارهی غرب باید به اعتبار میزان تأثیرگذاری روشنفکران بر مواضع فکری، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی فعّالان سیاسی
و تجدّدطلبان ایرانی عصر مشروطه توجّه داشت. میرزا فتحعلی آخوندزاده، میرزا یوسف‌خان مستشارالدّوله، میرزا حسینخان قزوینی، میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدّوله و میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی، میرزا آقاخان کرمانی، محمّدعلی فروغی، سیّد حسن تقیزاده و … از جمله مهم‌ترین روشنفکران عصر مشروطیّت ایران به حساب میآیند. این افراد به نوعی پیشقراولان جریان روشنفکری در عصر مشروطه به حساب میآیند که آرا و نظرات آنها بازخورد قابل ملاحظهای در حوزههای فکری و ادبی این دوران نیز دارد.
آخوندزاده از جمله اندیشه‌گران ایرانی عصر قاجاریه بود که با جنبههایی از علوم و فرهنگ و تمدّن جدید غرب آشنایی داشت. وی با افکار بعضی متفکّران روسی و اندیشه‌گران، فیلسوفان و نویسندگان بزرگ غربی چون هیوم، شکسپیر، نیوتن، مولیر، رنان، ولتر و منتسکیو آشنا بود و تحت تأثیر آنان قرار داشت. آخوندزاده تحت تأثیر فلسفهی سیاسی نوین غربی، با انتقاد از وضع موجود در جامعهی ایران، به اصول و مبانی سیاسی مشروطیّت پارلمانی و دموکراسی غربی و مفاهیمی چون آزادی‌ها و برابری‌های دموکراتیک و سکولاریسم دلبستگی فراوانی داشت. یکی از ویژگی‌های مهم نگاه آخوندزاده به غرب، آن بود که وی مفاهیم و نهادهای غربی را تا حدود زیادی همان‌گونه که در فلسفهی سیاسی غرب و جوامع غربی وجود داشت، مورد تأکید و حمایت قرار داد. او با اعتقاد به وجود برخی تضادها و تناقض‌های موجود میان اسلام و دموکراسی غربی، به کسانی چون ملکم‌خان و مستشارالدّوله که می‌کوشیدند مصلحت‌اندیشانه و با تقلیل مفاهیم غربی، آن مفاهیم را با اسلام همانند جلوه دهند، انتقاد و اعتراض می‌کرد. آخوندزاده به گفتهی برخی از محقّقان هواخواه تشکیل فراماسونری در ایران بوده و این کار را از لوازم آزادی و آزادیخواهی میدانستهاست. (حایری، ۱۳۶۴، ص ۲۷)
آخوندزاده به برکت آشنایی خاصّی که با ادبیّات و فرهنگ اروپایی حاصل کرد، آفاق تازهای را به روی اندیشهوران ایرانی گشود و با نقدها و آثاری که از خود پراکند، مقدّمات آشنایی ایرانیان را با شیوههای ادبیّات اروپایی فراهم آورد؛ نزدیکی زبان نوشتار به زبان گفتار، نه فقط در نمایشنامهنویسی که بهطور کلّی در نثرنویسی، مسألهای که در بسیاری از یادداشتها، ذهن آخوندزاده را به خود مشغول داشتهاست. نکتهی دیگری که آخوندزاده چه در نثر و چه در نظم، بدان ارزش خاصّی داد، نوعی رئالیسم ادبی بود.
در زمینهی شعر نیز آخوندزاده، در جایجای آثارش، مطالب و نظریاتی گنجاندهاست که درخور تأمّل است. البتّه این نظریات و سرودهها از آن جهت مهم است که تأثیر محسوسی بر فضای فرهنگی جامعهی ایران آن زمان داشتهاست و گرنه شعر او، جز آنکه پارهای تجربیّات شخصی را به نمایش بگذارد، ارزش خاصّی ندارد. (آجودانی ۱۳۸۱، ص ۹۰ – ۹۳)
مستشارالدّوله و میرزا ملکم‌خان نیز مانند آخوندزاده با جنبههایی از نوگرایی‌ها و پیشرفت‌های غرب و تعدادی از متفکّران غربی آشنایی داشتند و به آنان دلبسته بودند و مانند آخوندزاده، در افکار و تمایلات خود برای پیشرفت و ترقّی ایران، رویکردی غربگرایانه داشتند، امّا برخلاف آخوندزاده که نظام سیاسی مشروطیّت پارلمانی و دموکراسی و مفاهیمی چون قانون، آزادی و برابری‌های دموکراتیک را تا حدود زیادی به شیوه‌های پذیرفته شدهی آن در فلسفه سیاسی غرب و جوامع غربی معرّفی کرد و مورد ستایش و جانبداری قرار داد، مستشارالدّوله و ملکم‌خان، مسیر دیگری در پیش گرفتند. مستشارالدّوله و بهویژه ملکمخان با توجّه به شرایط اجتماعی ایران، به ویژه نفوذ و قدرت سنّتی مذهب و رهبران مذهبی در جامعهی ایران، کوشیدند مشروطیّت، دموکراسی، قانون، آزادی و برابری‌های دموکراتیک را از طریق تقلیل آن مفاهیم و نهادها، با اسلام همانند و هماهنگ جلوه دهند و با پنهان نگاه داشتن برخی تضادها و تناقض‌های موجود میان اسلام و قوانین شرعی با مشروطیّت و دموکراسی غربی، از مخالفت‌های دین‌مداران سنّتی و بهویژه رهبران روحانی با مشروطیّت و دموکراسی، بکاهند. کتاب “یک کلمه”، مشهورترین اثر میرزا یوسفخان است که در سال ۱۲۷۸ هـ . ق. در پاریس نوشته شد. مقصود وی از یک کلمه، قانون به معنای غربی بود. فریدون آدمیّت دربارهی آن مینویسد: رسالهی یک کلمه، اقتباس از اصول قانون اساسی فرانسه است و مستشارالدّوله با توجّه به افکار عامبه و مقتضیات زمان، کوشش کرد، آن اصول را با مبانی شرع اسلام تطبیق دهد و میرزا ملکمخان نیز در نگارش رسالهی صراطالمستقیم، از همین شیوه پیروی کردهاست. (آدمیت، ۱۳۴۰، ص ۱۸۶)
میرزا ملکمخان ملقّب به “پرنس”، در سال ۱۲۴۹ هـ. ق. ۱۸۳۳م. از پدر ارمنی تازه مسلمان شدهای در اصفهان به دنیا آمد. میرزا یعقوب پدر ملکمخان، جزو هواداران میرزا آقاخان نوری، صدر اعظم وقت و رقیب میرزا تقیخان امیرکبیر بود و با این نفوذ، توانست پسرش را به پاریس بفرستد و در علوم طبیعی و سپس سیاسی، در مدارس ارمنی و پُلیتکنیک به تحصیل بپردازد. وی، پس از قتل امیرکبیر و در زمان صدارت میرزا آقاخان نوری، به عنوان یکی از مُهرههای سیاست استعماری انگلیس، به ایران بازگشت و به سمت مترجم استادان اتریشی و فرانسوی در دارالفنون مشغول کارگردید و با کمک پدرش اقدام به تأسیس لُژ فراماسونری به نام “فراموشخانه” نمود.
دینگریزی و علمزدگی، از باورهای مَلکمخان است. وی بر این اعتقاد است که مقصود اصلی دین، اخلاق است و اعتقادات و عبادات، فرع بر اخلاقند. عبادات و اعتقاد به مبدأ و معاد
محرّک پیدایی اخلاق حسنه و نافیِ سیّئات است.
آثار متعدّدی از او به چاپ رسیدهاست که همگی با زبانی ساده و روشن و نزدیک به فهم عوام، نگارش یافته است و از همین جهت در تحوّل نثر مشروطه تأثیر بهسزایی داشتهاست. روزنامهی قانون او در دورهی ناصری با سبک ساده و کلمات تکراری و شعارگونهی آن، سرمشق خوبی برای سادهنویسی جدید بود. ملکم در زمینهی نثر و نظم و در انتقاد از ادب گذشتهی ایران، همان نظراتی را ارایه دادهاست که آخوندزاده و آقاخان بهدقّت و نکتهیابی بیان کرده بودند. (آجودانی، ۱۳۸۱، ص ۱۰۱)
میرزا حسینخان ملقّب به مشیرالدّوله و سپهسالار اعظم نیز، یکی دیگر از روشنفران لیبرالی است. تحصیلات وی در فرانسه و وابستگی فکری با افرادی مانند: میرزا صفا سوادکوهی، میرزا ملکمخان و دوستی با افرادی مانند: آخوندزاده، جلالالدّینمیرزای قاجار و میرزا یوسفخان مستشارالدّوله، در گرایش وی به روشنفکری لیبرالی مؤثّر بودهاست. میرزا حسینخان سپهسالار، بهجهت گرایش به فکر و اندیشهی غربی، تمایل به تغییر آداب و رسوم ملّی و اسلامی داشت. وی پوشیدن کت و شلوار و بستن دستمال به گردن را در ایران رواج داد. خلاصهی سخن آن‌که میتوان او را پایهگذار نهادهای اجتماعی بر اساس ناسیونالیسم و لیبرالیسم در ایران دانست. او با انتشار چهار روزنامهی مریخ، وطن، وقایع عدلیه و نظامی، توانست اندیشههای غربی را رواج دهد.
این روحیهی تجدّدخواهی بهشدّت در حوزهی ادبیّات و شعر طنز نیز حضور پیدا میکند و تجدّدخواهی و نفیِ سنّتها به یکی از کارمایههای ویژهای اصلی شعر طنز در عرصهی مشروطه تبدیل میگردد و در سنّتها و عرف جامعه، در ساحتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، آماج تیغ تند طنزنویسان قرار میگیرد. ملک‌الشّعرای بهار در قصیدهی جهنّم، عملاً به ستیز با این عرفها میرود:

… وآن کس که کرد کار ادارات دولتی

سوزد به پشت میز جهنّم روان او

وآنکس که شد وکیل و ز مشروطه حرف زد

دوزخ بود به روز جزا پارلمان او

وآنکس که روزنامهنویس است و چیزفهم

آتش فتد به دفتر و کلک و بنان او

وآن عالمی که کرده به مشروطه خدمتی

سوزد به حشر جان و تنِ ناتوان او

(دیوان بهار، ۱۳۵۷ص ۱۶۶)
اشرفالدّین حسینی نیز در جُستار تجدّد به سنّتها و عرفهای جامعه میتازد. وی خرافهپرستان و کسانی را که به کارهای مروّج خرافات، چون رمّالی، فالگیری، جنگیری، معرکهگیری، سرکتاب بازگردن، افسونگری و درویشی دست میزنند، دست میاندازد و میگوید:

جنگیر و رمّال جَستند و رفتند

درویش و بقّال جستند و رفتند

افسونگر و فال هشتند و رفتند

عمّامه و شال بستند و رفتند

آواره درویش بیچاره ملّا

گشتند اطفال بابی سراسر

الفاظِ روسی

مرکز آموزش عالی، موازین اسلامی

آزادیخواهان وضع نامطلوبی داشتند، زیرا دستگاه‌های چاپ و کاغذ و همهگونه ابزار کار، در دست دولتیان و مستبدّان بود. با این همه، تبلیغات و مبارزات قلمی آزادیخواهان در روزنامهها تمرکز یافت و بدین طریق ادبیّات عهد انقلاب در چارچوب تنگ جراید که تنها وسیلهی نشر عقاید بودند، محصور ماند، به طوری که میتوان گفت در این عهد، تقریباً هیچگونه کتاب یا رسالهای به وجود نیامد. پس از اعلام مشروطیّت و آزادی مطبوعات، شمارهی روزنامهها رو به فزونی نهاد و دهها روزنامه در تهران و رشت و تبریز و دیگر شهرستانهای ایران انتشار یافت. (آرینپور، ۱۳۷۲، ص ۲۶)
شاید در بین مطبوعات مهم، بتوان صور اسرافیل و حبلالمتین را به عنوان دو روزنامهی بسیار تأثیرگذار در عصر مشروطه نام برد. صوراسرافیل که در ۳۰ مه ۱۹۰۷ م. (۹ خرداد ۱۲۸۶ش.) آغاز به کارکرد، رادیکال‌تر و خوشزبانتر بود و ظرف چند هفته، پرطرفدارترین نشریه نیز شد. صوراسرافیل به خاطر مطالب طنز آمیز “چرند و پرند” که آنها را علیاکبر دهخدا مینوشت، در یادها ماندهاست. (براهنی، ۱۳۶۹، ص ۵۰۸)
صوراسرافیل برای نخستین بار، توانست فاصلهی عظیمِ بین تودههای شهری و روشنفکران رادیکال را کمتر کند. دهخدا بسیاری از سنّتهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران را به هجو و نقد گرفت. این روزنامه از بسیاری جهات با روزنامهی ملانصرالدّین قفقاز شباهت و هماهنگی داشت. شباهت این دو روزنامه و به عبارت بهتر، قرابت نوشتههای دو نویسنده (دهخدا و محمّد قلیزاده) تنها در اشتراک موضوع نبود، بلکه در سبک و شیوهی هنری – آفریدن تیپها و کاراکترها، انتخاب عرصه و محیط مناسب، آراستن پیکرهی داستان، پروراندن مطلب و نتیجه‌گیری – نیز هماهنگی فوقالعادهای داشتند. (آرینپور، ۱۳۷۲، ص ۸۷)
بعد از کودتای ۲۳ جمادی الاوّلی ۱۳۲۶ هـ . ق. که آزادیخواهان شکست خوردند و مجلس یکم برچیدهشد، روزنامههای آزاد دورِ اوّل مشروطیّت و از جمله صور اسرافیل چند ماه بهکلّی تعطیل شدند و چون محمّدعلیشاه از مدیر و نویسندگان صوراسرافیل از جهت لحن صریح و بیپروای انتقادی آن، کینه شدیدی در دل داشت و همیشه پیِ فرصت میگشت تا انتقام خود را بگیرد، میرزا جهانگیرخان شیرازی را روزِ فردایِ کودتا، به وضع فجیعی، در باغشاه کُشت، ولی دهخدا با تحصّن در سفارت انگلیس، رهایی یافت و با چند تن دیگر از آزادیخواهان به اروپا تبعید شد. (همان، ص ۹۴)
نشریهی حبلالمتین نیز در تهران در ۲۹ آوریل ۱۹۰۷م. (۹ اردیبهشت ۱۲۸۶ش.) آغاز به کار کرد. سردبیرش سیّد حسن کاشانی، برادر مؤیّدالإسلام بود که روزنامهای به همین نام را در کلکته سردبیری می‌کرد. وقتی قرار داد ۱۹۰۷م. (۱۲۸۶ ش.) روس و انگلیس امضا شد، حبلالمتین مقالههای روشنگرانهای در تحلیل و تقبیح سیاستهای استعماری بریتانیا و روسیه در منطقه و بهخصوص ایران منتشر کرد. حبل‌المتین بعد از کودتای ۱۹۰۸م. منتشر نشد، امّا وقتی ملّیون در زمستان ۱۹۰۹م. رشت را گرفتند، نشریهی حبلالمتین در این شهر، به مدّت ۴ و نیم ماه، انتشار یافت و سپس در تابستان ۱۹۰۹م. با اعادهی مشروطه انتشار آن در تهران از سرگرفته شد. (آفازی، ۱۳۸۵، ص ۱۵۸)
هر چند روزنامهها در این مقطع، سعی در بیان ایدهآلها و انتقاد از واقعیّتهای موجود در جامعه داشتند، امّا گاهی به ورطهی تناقضگویی نیز میافتادند. همانطور که آرینپور در بررسی خود خاطرنشان ساختهاست، اکثر پیشروان مشروطه با همهی شور و شوق و جوششی که داشتند، به علّت ناآگاهی از اوضاع جهان، در کارخود درمانده و سرگردان بودند. اغلب روزنامههایی که در دوران مشروطیّت پدید آمدند، هر چند جز خدمت به میهن و آسایش مردم، غرضی نداشتند، راه درست کار و کوشش را نمیدانستند و هر یک مشروطه و آزادی و قانون را به معیار ذوق و سلیقهی خویش و به میزان اطّلاعاتی که از پیش داشتند میسنجیدیند و غالباً آزادی و علم و صنعت و هنر و تمدّن و غیره را به جای یکدیگر میگرفتند و به عوض شناساندن معنی صحیح هر یک، از مظاهر زندگی آزاد و سعادتمند، روزنامهی خود را با عبارت کلّی دربارهی هریک از مسایل، پر میکردند. سبک روزنامهنگاری نیز فوقالعاده ناپخته و ابتدایی بود. از یک سو سبک مُغلَق و پیچیده و مملوّ از صنایع بدیعی دوران گذشته، برای ادای مطلب و مسایل روز مناسب نبود و از سوی دیگر نثر جدید، هنوز جایگاه خود را نیافته بود و نویسندگان دانستههای کهنه و قدیمی خود را از حکمت و عرفان و حدیث و امثال و حکم، با اشعار دیگر به هم میآمیختند و از آن مقاله میساختند و در نتیجه، آنچه دیروز مثلاً دربارهی علم نویشته بودند، امروز دربارهی اخلاق و فردا دربارهی تمدّن و صنعت و هنر مینوشتند. (آرینپور، ۱۳۷۲، ص۲۵۰) احمد کسروی نیز در تاریخ مشروطیّت ایران، صراحتاً از بعضی تناقضات در روزنامهها انتقاد میکند و عدم آگاهی برخی از روشنفکران نسبت به مفاهیم جدید را تأیید میکند.
به طور کلّی، شعر طنز نیز جایگاه بسیار خاص و ویژهای در روزنامههای این دوران پیدا میکند و ارتباط وثیقی بین طنزپردازی و مطالبات مشروطهطلبان ایجاد میگردد. یحیی آرینپور در بارهی فرم اشعار مطبوعاتی در عصر مشروطه، می‌نویسد: با پیدایش مشروطیت، بساط دربار، که تکیهگاه شعرا بود، به هم خورد و شعر در دسترس مردم قرار گرفت، امّا نه سخنواران عهد انقلاب به زبان خشک و پرتجمل و ریزهکاریهای هنر شعری قدیم ایران، آشنایی کامل داشتند و نه آن سبکها و قالبها برای بیان احساسات و مفاهیم جدید، رسا و مناسب بود. گویندگان این دوره، چون راه دیگری را
در پیش نداشتند، ناچار بر آن شدند که مفاهیم و تعبیرات جدید و تصویرات ذهنی خود را در اوزان سادهتر و کوتاهتری بریزند و آن‌را عجالتاً به طور حاضر و آمّاده، در ادبیّات عامّه یافتند. (همان، ص ۲۹) شعر زیر که در شمارهی هفدهم روزنامهی آذربایجان، مورخ ۱۱ اکتبر ۱۹۰۷م. و در اعتراض به مداخلهی آلمان در امور ایران است، گواهی بر جایگاه ویژهی شعر طنز در روزنامههای عصر مشروطه است:
عرض تشکر و خیر مَقدم به مهمان معزّز و محتشم، قَدمت خیر، مَقدم اهلاً و مَرحبا بِکَ یا آلمانیا!

مهمان تازه وارد ایران خوش آمدی!

بالای چشم جای تو، آلمان، خوش آمدی

ایران به خوان ماند و بیگانگان به ضیف

ناخواندهمیهمان سرِ این خوان، خوش آمدی!

صبح وصال شکر خدا را نمود رخ

آمد به سر لیالی هجران، خوش آمدی

از بهر صید مرغ دل عاشقان زار

در دست دام و دانه، به دامان، خوش آمدی

با دعوی حمایت اسلام و مسلمین

گشتی دخیل حوزهی دزدان، خوش آمدی

صد شکر یافت چون تو نگهبان، خوش آمدی

هر چند آمدی، تو پریشان، خوش آمدی

(آرینپور، ۱۳۷۲، ص ۱۹۶)

به عنوان نمونهای دیگر، میتوان چند بیتی از شعر داوطلبی “کوهی” برای وزارت، از سال دوم شمارهی نهم “نسیم صبا” را نقل کرد:

ایّها المخلوق ایران کهن

چیست بهر وزارت نقص من؟

اوّلاً من مؤمن و بامَسلکم

چون ذُکاءالملک من با عینکم

ریش من از ریش او گر کمتر است

عینکم از عینک او بهتر است!

گر ندارد در وزارت او تمییز

بیتمییزم مثل او، این بنده نیز

گر کند او با انگلستان بندوبست

مینمایم، پس وزارت حقم است

ثانیاً این گردنِ بنده کج است

چون سلیمان گردن من مُعوج است

گرشدم مبعوث و خوردم مال مُفت

چون سلیمان میشوم گردنکلفت

آقا کوهی بر وزارت گر رسد

چون سلیمان میشود فَربه جَسد

چند سالی میشوم مردم فریب

مینمایم کارهای بس عجیب

از دمکراسی کنم تعریفها

وز مرام او کنم توصیفها

توی مجلس من هیاهوها کنم

خائنین را سربهسر رسوا کنم

خلق پندارند بر غارتگران

بنده میباشم عدوی جاودان

دشمن خونیِ هر غارتگرم

کس نداند من از آنها بدترم

(کرمانی، ۱۳۳۰، ص ۶۵ )
ادوارد براون یک قطعهی دیگر نیز که عنوان “تصنیف من کلام مناره خانم” و امضای هوپهوپ دارد، در کتاب خود آوردهاست. این قطعه از حسرت و حیرت و پشیمانی ملّت سادهلوح که از مشروطه توقّع آزادی و آسایش داشته، البتّه دستگیرشان نشدهاست، حکایت میکند. ما این شعر را از کتاب آرینپور نقل میکنیم:

ننه جان خواب بودم، خواب دیدم

ماه رمضان شد، ننه جان

نان و گوشت ارزان شد، ننه جان

خواب من دروغ بود، ننه جان

هر چه دیدم دوغ بود، ننه جان

ننه جان خواب بودم، خواب دیدم

مشروطه به پا شد، ننه جان

عیش فقرا شد، ننه جان

خواب من دروغ بود، ننه جان

هر چه دیدم دوغ بود، ننه جان

ننه جان خواب بودم خواب دیدم

کوچه قشنگ است، ننه جان

شهر ما فرنگ است، ننه جان

خواب من دروغ بود، ننه جان

هر چه دیدم دوغ بود، ننه جان

ننه جان خواب بودم، خواب دیدم

(آرینپور، ۱۳۷۲، ص ۳۳)

۲-۱-۵. تأسیس دارالفنون و سفرنامههای فرنگ
تأسیس دارالفنون را نیز باید یکی از رخدادهای مهم در عصر قاجار دانست که بر فضای اجتماعی ایران تأثیرگذار بود. پس از سفر امیرکبیر به روسیه، وی متوجّه نیاز فوری کشور به مرکز آموزش عالی گردید. لذا از ابتدای صدارت، تلاش خود را برای ایجاد این مرکز آغاز نمود. ولی متأسّفانه خودِ وی هیچ‌گاه شاهد افتتاح آن نشد، چرا که نخستین دسته از اساتید به سرپرستی دکتر یاکوب ادوارد پولاک، دو روز پس از دست‌گیری و تبعید امیرکبیر، به تهران رسیدند و طبیعتاً با استقبال گرمی مواجه نشدند. (میرزازمانی، ????، ص۸۷)
دارالفنون را میتوان نقطهی روشنی در میان تاریکیهای دوران قاجار به حساب آورد که با درایت امیرکبیر بنای آن نهاده شد. در این مدرسهی عالی، بسیاری از علوم جدید به روش اروپایی تدریس میشد و دانشآموختگانِ آن بعدها در بسیاری از مناصب حضور یافتند. در این میان، نگارش سفرنامهها نیز آغاز شد و افرادی همچون عبدالرحیم طالبوف و یا زینالعابدین مراغهای، نقش مهمّی را در بیداری ایرانیان ایفا کردند. این سفرنامهها که از سبک نگارشی تازهای نیز پیروی میکردند، به نوعی طلایهدار سادهسازی نثر به حساب میآمدند که بعدها در آثار بسیاری از نویسندگان فارسیزبان، این سادهنویسی تأثیر داشت.

۲-۲. بخش دوم: مشروطه و روشنفکری
به طور کلّی و پس از آنکه ایران در عصر قاجار به تدریج با تمدّن غربی آشنایی یافت، در حیطهی جریانهای فکری غالب نیز دو رویکرد سنّت و تجدّد نضج میگرفت. البتّه به طور کلّی همواره آزادیخواهان و مشروطهطلبان در دستهی متجدّدین قرار گرفته و برخی علما و حکومت قاجار را جزوِ مُرتجعین میخواندند که با هرگونه نوآوری مقابله میکردند.، امّا باید گفت که بسیاری از موارد، از جمله مقابلهی علما با برخی از مظاهر غربگرایی و همچنین مخالفت با بدعتهای دینی را نمیتوان به عنوان ارتجاع قلمداد کرد. ضمن آن‌که نمیتوان بهطور کلّی در خصوص حکومت قاجار نیز
گفت که تمامی وابستگان قاجار مُرتجع بوده، به هیچ نحو تغییر را نمیپذیرفتند.
به عنوان مثال، زمانی که عینالدّوله نشستی در باغشاه برگزار کرد تا سایر وزرا را نسبت به درخواست بستنشینی در حرم حضرت عبدالعظیم (ع)، با خود همراه کند، جدال شدیدی میان احتشامالسّلطنه با وی در گرفت. وی در پاسخ به عینالدّوله که خواهان اجرایی نشدن مطالبات بستنشینان، مانند برقراری عدلیه بود، میگوید: پیشرفت دولت و فزونی نیروی او، در همراهی و همدستی با توده است. امروز دولت را خوشبختی رو داده که توده، خود در بندِ نیکیها گردیده. ارج این را بدانید و با توده، دست به هم داده به بدیها چاره کنید و دولت را آبرو گردانید. قانونی بگذارید که همه پیروی کنند. دیگر ستمگری بس است. شاه را بدنام نکنید. دولت را رسوا نسازید. (کسروی، ۱۳۸۵، ص ۹۱) همین‌گونه نمیتوان دفاع علما از مشروطهی مشروعه را نیز نوعی واپسگرایی قلمداد کرد، چرا که این خواسته، پشتوانهی عقلانی داشت، امّا به هر تقدیر در آثار ادبی و گفتههای شعرای عصر مشروطه، به خوبی تجدّدخواهی و مقابله با سنّتها که برخی از آنها نیز برآمده از جهالت بودند، مشهود است.
هر چند که در این میان جریان روشنفکری در بسیاری از موراد، به تقلید کورکورانه از غرب تبدیل میشد و مثلاً در شاعری چون ایرجمیرزا نوعی عناد با موازین اسلامی از جمله حجاب را مشاهده میکنیم، با این حال بیان این تضادها، میتواند در تحلیل و شناخت گفتمان حاکم بر عصر مشروطه و شناخت فحوای کلام شعر این دوران، حایز اهمیّت باشد. البتّه پُرواضح است که ایجاد گُسلِ سنّت و مدرنیته در جامعهی ایرانی، ارتباط وثیقی با ظهور و بروز جریان روشنفکری در عصر مشروطه دارد و اساساً شناخت تضادّ میان سنّت و تجدّد، در عصر مشروطیّت در گروِ شناخت مفهوم منوّرالفکری در این عصر است.

۲-۲-۱. مفهوم روشنفکری
یکی از مفاهیم اساسی که در عصر مشروطه پدید آمد، واژهی روشنفکری است. تاریخ دقیقی برای ورود این کالای فرهنگی به ایران در اختیار نیست، لیکن شاید بتوان شکست نظامی ایران از روس و اعزام دانشجو به فرنگ در زمان عباس میرزا و نوشتن سفرنامهها و سیاحتنامهها پس از بازگشت به وطن و تأسیس دارالفنون در سال ۱۲۶۸ قمری و آموزش دروس غیر اسلامی در آنجا و نهضت ترجمهی آثار خارجی به ایران را، زمان ظهور این پدیده دانست. (خسروپناه، ۱۳۸۸، ص۲۷۹)
در ادبیّات فارسی واژهی “روشنفکر” کلمهای است مرکّب از دو واژهی “روشن” و “فکر” که ترکیبی وصفی به حساب میآید. در این ترکیب وصفی، واژهی “روشن” به عنوان وصف و واژهی “فکر” به عنوان موصوف به کار رفتهاست. در لغتنامهی دهخدا نیز به نقل از فرهنگ فارسی معین آمدهاست که روشنفکر، صفت مرکّب است و معنای (لغوی) آن عبارت است از: “کسی که دارای اندیشهی روشن است.” (دهخدا، ۱۳۴۶، ص۱۷۱)
واژهی روشنفکری معادل intellectuel فرانسوی و intellectual انگلیسی است که به واژهی لاتین intellegere

کالاهای خارجی

داشت. بدین سبب، در حوزهی نثر، طنز والایِ علی اکبر دهخدا با عنوان چرندوپرند، در روزنامهی صور اسرافیل چاپ میشد، از خوانندگان دل میبرد و در حوزهی شعر، اشعار فکاهی سیّد اشرفالدّین حسینی که در انتقاد از اوضاع سیاسی و اجتماعی سروده میشد، چون کاغذ زَر دستبهدست میرفت. اقبال مردم به زبان ساده و بیپردهی روزنامهها سبب شد که بیشتر شاعران، اشعار خود را در نشریات چاپ کنند. بهار، اشعار خود را در نوبهار و دانشکده چاپ میکرد و اشعار سیّد اشرفالدّین حسینی در نسیم شمال و عشقی در قرن بیستم، فرّخی یزدی در طوفان و ادیبالممالک فراهانی در روزنامهی مجلس چاپ میشد. (اصیل، ۱۳۹۰، ص ۱۳)
به عنوان مثال، کاستیها و نارضایتیها و افزایش فاصله میان طبقهی مرفّه جامعه که نوعاً از شاهزادگان قاجار بودند و تودهی مردم ادبیّات و علیالخصوص شعر طنز را نیز به واکنش وادار میساخت. نمونههای زیر شاید روشنگر دغدغهی شعرای طنزنویس عصر مشروطیّت درخصوص این فاصلهی طبقاتی باشد:

امسال هم به خوبی شد سالمان جدیداً

ای ساکنین تهران، ایّامکم سعیداً

عید شما مبارک، ای زارعین مسکین

از نقطهی النگه تا دهنهی ورامین

دهقانیان گیلان، زحمتکشان قزوین

الطافکم مزیدا!، ایّامکم سعیداً

(دیوان اشرف، ص ۳۷)
یا:
اغنیا مرغ و مسمّا میخورند

با غذا کُنیاک و شامپا میخورند

منزل ما جمله سرما میخورند

خانه ما بدتر است از گردنه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه!

(دیوان اشرف، ص ۱۵)
اشرفالدّین در شعری دیگر عملاً این کاستیها و ضعفها را مستقیماً به شاهان نالایق ارتباط میدهد و میگوید:
تا مصدر کار مستبدّ است

تا دل به نفاق مستعدّ است

تا ملّت ما به شاه ضدّ است

تا شاه به خائنین مُمدّ است

جان کندن و سعی ما جفنگ است

این قافله تا به حشر لنگ است

گفتیم قلم شدهاست آزاد

ایرانِ خرابه گشته آباد

مشروطه قوی نمود بنیاد

بس مدرسهها شده است آباد

افسوس که شیشهمان به سنگ است

این قافله تا به حشر لنگ است

(دیوان اشرف، ص ۱۷۸)
البتّه کاستیها و ضعفهای جامعهی ایران در اوان دوران مشروطه، به همین‌جا ختم نمیشود. در این مقطع ورود منسوجات ارزانقیمت اروپایی، بازار را نیز برای تولیدکنندگان داخلی نابهسامان ساخته بود و تجّار عریضه به دربار قاجار برده و طلب داد میکردند. ضمن آنکه سرمایهگذاریهای خارجیها در کشور نیز به شدّت روبه ازدیاد گذاشته بود و در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم، حدود پانزده شرکت تجاری انگلیسی، در ایران فعّالیّت داشتند. (اشرف، ۱۳۵۹، ص ۵۳)
بیست و سه شرکت تجاری روسی در نقاط مختلف ایران و در زمینههای گوناگون، سرگرم فعّالیّتهای مختلف بودند. سرمایهگذاری انگلیسیها بیشتر در بخش تجاری و سرمایهگذاریی روسها، عمدتً متوجّه بخش صنعت بود. سرمایهگذاری روسها در بخش صنایع و ایجاد کارخانههای ریز و درشت، در نقاط مختلف کشور ما تا بدانجا انجامید که در دورهی جنگ جهانی اوّل، برخی از سرمایهداران روسی درصدد ایجاد کارخانههای مشروبات الکلی در ایران برآمدند. (همان، ص ۶۵)
اوضاع کشور در دوران قاجاریه، به گونهای پیش میرفت که ایران بیشازپیش به اروپا وابسته شد و در عوض، نه تنها کارخانه و یا صنعت جدیدی پدید نیامد، بلکه آنچه در کشور بود نیز رو به ویرانی گذاشت. در شمال، پنبه و برنج بهمنظور تجارت با روسیه کِشت میشد، در حالی‌که تریاک عمدتاً در جنوب ایران، هم برای مصرف داخلی و هم برای صدور به خاور دور، توسط تاجران بریتانیایی، عمل میآمد. ورود مصنوعات اروپایی، به خصوص منسوجات، موجب کاهش صادرات پارچهی نخی و پشمی و بافتههای ابریشمی ایران شد. این امر به زیان صنایع خانگی پیشهوران، کوچنشینان و دهقانان بود، زیرا محصولات دستی آنها نمیتوانست با اجناس فراوان و ارزانتری که از خارج وارد میشد، رقابت کند.
در این میان، تجّار و بازرگانان که از قدیم ارتباطی تنگاتنگ با بدنهی روحانیت و مراجع داشتند، درصدد مقابله با این وضعیّت اسفناک که ایران را به سوی یک ورشکستگی قطعی رهنمون میساخت، برآمدند. ضمن آنکه طبقهی روحانی جامعه، نمیتوانست نسبت به تحوّلات ایران خاموش و ساکت بماند، چرا که این اقدامات علناً عزت ایرانی را منکوب خود میساخت.
شاید جنبش مبارزهی تنباکو را باید نمونهای از پیوند بازرگانان و مردم دانست که به رهبری علمای ایران و نجف به پیروزی رسید و اوّلین بار توان اجتماعی کشور را به رخ اروپائیان و همچنین ناصرالدّینشاه کشید. از ۱۲۴۴هـ .ق. (۱۸۶۵ م.) تا ۱۲۶۹ هـ .ق. (۱۸۹۰ م.)، امتیازهای مختلفی به شرکتهای فرانسوی، آلمانی، اتریشی و بریتانیایی واگذار شد، ولی امتیاز رویتر با همهی اینها فرق داشت و حتّی اروپائیان را به حیرت انداخت. به نظر لُرد کرزن، این امتیاز نفس اروپاییان را در سینه حبس کرد و تمامی ذخایر ایران را به مدّت هفتاد سال، در اختیار بیگانه نهاد. این امتیاز به بارون جولیوس دورویتر، که تبعهی بریتانیا و عضو خبرگزاری معروف رویتر بود، اعطا شد و اروپائیان را از دو جهت شگفتزده کرد: یکی اشتیاق حکومت ایران برای فروش ارزانِ ذخایر طبیعی به سوداگران بیگانه و دیگری طرحهای عمرانی پیشنهادی رویتر در ایران که غیر ممکن یا حتّی فریب و خدعه به نظر میرسید. (آفاری، ۱۳۸۵، صص۵۰ و
۵۱)
سرانجام ناصرالدّینشاه قاجار به دلیل فتوای عالم بزرگ، میرزا حسن شیرازی مجبور به لغو این قرار داد شد. چرا که بازار ایران خرید و فروش تنباکو را لغو کرد و حتّی در حرمسرای شاه نیز، زنان قلیانها را بیرون آورده، شکستند. این حادثه، اوّلین رویارویی جدّی مردم با حکومت بود که با پیروزی توده همراه شده بود و در نهایت نیز در روند رو به جلوی حرکت مشروطهخواهان تأثیر داشت.
در همین مقطع روزنامهها، کتابها، رسالات و بیانیّههای مختلف، بر ضدّ استبداد و استعمار در داخل و خارج کشور منتشر شد و تحریم کالاهای بیگانه، شیوهی مهم و تازهای را در مبارزات این دوره به نمایش گذاشت. در این راه به کوشش تجّار ایرانی و حمایت روحانیون و روشنفکران، انجمنها و شرکتهای گوناگون با اهدافی مشترک در نقاط مختلف کشور، در اصفهان، یزد، تهران، مشهد و شهرهای دیگر تشکیل شد. هدف همهی آنها ایجاد زمینهای مساعد برای رشد و افزایش تولید اجناس ایرانی و تحریم خرید و فروش کالاهای خارجی بود. از معتبرترینِ این انجمنها و شرکتها، “انجمن ترقّی”، “انجمن اسلامی” و “شرکت اسلامیّه”ی اصفهان بود. (مجدالاسلام کرمانی، ص ۳۱۵) اقدامات این شرکت در یکی از شعرهای ادیبالممالک فراهانی اینگونه مورد ستایش قرار میگیرد:

ای عنبرین فضای صفاهان ز من درود

برخاک مشکبیز تو و آب زنده رود

بر آن مروّجان شریعت که از خدای

گویی همیشه وحی بر ایشان رسد فرود

بر نقش کارخانهی شرکت که هر یکی

ارزد به صد خریطه دُرّ و لعل ِنابسود

ای جامهی مقدّس شرکت که آسمان

بر تن درد ز رشک تو پیراهن کبود

آنی که دست غیرت حُبّالوطن ترا

در کارگاه عشق همی رشته تارپود

ای حامیان شرع پیمبر که فکرتان

زنگار غم ز آینهی دین حق زدود

دشمن درود مزرع ما را به داسِ کین

هان همّتی کنید که برجانتان درود!

(دیوان ادیبالممالک، ۱۳۵۵، ص ۱۷۰)
۲-۱-۲. آغاز تحوّلات اجتماعی در ایران
با آغاز ورود اندیشههای غربی و ایجاد سؤالات اساسی در ذهن مردم و نخبگان درخصوص چراییِ عقب‌ماندگی ایران به تدریج، تحوّلات فرهنگی و اجتماعی در ایران آغاز میشود. در این تحوّلات که مستبدّان و بخشی از بدنهی طرفداران سنّت، در برابر آن قرار میگرفتند، تأکید ویژهای بر تقلید از الگوی پیشرفت غربی در تمام ساحتها وجود داشت. البتّه ناگفته نماند که آغاز این گذار ثمرات متعدّدی نیز برای جامعه ایرانی داشت. با این حال، این نوع تجدّدخواهی در ادبیّات و شعر دورهی مشروطه نیز، بهخوبی هویدا میگردد و شاعری همچون محمّدتقی بهار، از گزینههای مرگ و تجدّد و اصلاح یکی را بر میگزیند:

یا مرگ یا تجدّد و اصلاح

راهی جز این دو، پیش وطن نیست

ایران کهن شدهست سراپای

درمانش جز به تازه شدن نیست

عقلِ کهن به مغزِ جوان هست

فکر جوان به مغز کهن نیست

(دیوان بهار، ص ۲۸۴)

۲-۱-۳. پیدایش مدارس جدید در ایران
آماری از جمعیت باسوادان در دوران قاجار در دست نیست، امّا میتوان حدس زد که تعداد افراد باسواد در آن دوران بسیار کم بوده است. سواد به معنای واقعیاش محدود به اقلیّتی کوچک بود، شامل برخی اشراف و روحانیون. لقب “میرزا” به معنای امیرزاده، پیش از نام فردی که توان خواندن و نوشتن داشت میآمد. (پیمان، ۱۳۸۲، ص ۱۴۵) در این دوران، بهتدریج افرادی که با طرز جدید آموزش الفبا در اروپا آشنا بودند، مؤسّس دبستانها شدند. احمد کسروی که خود وقایع مشروطه را از نزدیک دیده است، در این خصوص شرح کاملی میدهد: حاجی میرزا حسن، یکی از ملّازادگان تبریز میبود و در جوانی به بیروت رفت و در آنجا دبستانها را دید و شیوهی آموزگاری آنها را یاد گرفت و چون به تبریز بازگشت، بر آن شد که دبستانی به شیوهی آنها بنیاد گذارد و در سال ۱۲۶۷ خ. (۱۳۰۵ هـ . ق.) بود که به این کار پرداخت، بدینسان که به شیوهی مکتبداران، مسجدی را ششکلان گرفت و هم به شیوهی آنان شاگردان را به روی زمین نشاند. چیزی که بود به جلوی ایشان، پیش تخته نهاد و الفبا را به شیوهی آسان و نوینی آموخت و از کتابهای آسان، درس فارسی گفت و شاگردان را پاکیزه نگه داشت و در آمدن و رفتن بهرده گذاشت و پس از همه، یک تابلویی که نام مدرسهی “رشیدیه” به روی آن نوشتهبود، بالای در زد. (کسروی، ۱۳۸۵، ص ۲۹) از این‌و، بهتدریج و به دلیل سهولت یادگیری در دبستانها، مردم به آن گرایش پیدا کردند.
دبستانها، سال به سال بیشتر میگردید و ما میبینیم در سال ۱۲۷۹ خ. (۱۳۱۸ هـ . ق.) که چهار یا پنج سال از آغاز پیدایش دبستان میگذشت، بیست و یک دبستان برپا میبوده (هفده در پایتخت و چهار در تبریز و بوشهر و رشت و مشهد) و اینها همه پدیدآوردهی خودِ مردم بود و دررفتش را نیز آنان میدادهاند و دولت را پایی در میان نبود. تا سال ۱۲۸۵ که مظفرالدّینشاه، فرمان مشروطه را صادر کرد، دبستانها رواج بسیار یافته، کمتر شهری بود که یک یا دو دبستان یا بیشتر در آن نباشد. (همان، ۱۳۸۵، ص ۴۶) در این میان شعرای عصر مشروطه نیز، نسبت به نهاد آموزش و پرورش کهن، انتقادات جدّی داشتند. ملکالشّعرای بهار در طنزی شیوا این انتقاد را چنین بیان میکند:
ده سـال به یـک مـدرسـه گفتیم و شنـفتیم/ تـا روز نخـفتیم
و امروز بدیدیم که آن جـمله معمّاست/ از مـاست که برمـاسـت
گوییم که بیدار شدیم، این چه خیالی است؟ / بیداریِ ما چیست؟
بیداری طفلی است که
محتاج به لالاست / از ماست که برماست
از شـیمی و جـغرافـی و تـاریـخ نَفوریم / از فـلسفـه دوریـم!
وزقال و إن قُلت به هر مدرسه غوغاست / از ماست که بر مـاست
گویند بهار از دل و جان عاشق غربی است / یا کافر حربی است
ما بحث نرانیم در آن نکته که پیداست / از ماست که بر مـاست
(دیوان بهار، ۱۳۵۷، ص۲۶۲)

۲-۱-۴. رواج انتشار روزنامهها و جراید
گسترش انتشار روزنامهها در دوران مشروطه را نیز همانگونه که پیشتر به آن اشاره کردیم، باید نقطهی عطفی در تاریخ سیاسی – اجتماعی ایران قلمداد کرد، زیرا این مطبوعات بودند که در بسیاری از موارد مروّج اندیشههای روشنفکرانه و جدید در سطح اجتماع شدند. روزنامهها در سالهای منتهی به مشروطه، غالباً در خارج از ایران منتشر میشدند و از همین‌رو حامل اندیشههای نوین غرب بودند.
چاپ کتاب و انتشار روزنامه، هفتهنامه، ماهنامه و جریده، تجربهای کاملاً نو در عالَم ادب ایران بود. نویسندگان و شاعران که در گذشتهها اغلب طُفیل بارگاه امرا و سلاطین به شمار میرفتند، اکنون می‌توانستند، اتّکای به نفس و آزادی عمل داشته باشند و اجباری به مدیحهسرایی و جبههسایی نبود. در دوران انقلاب مشروطیّت، هنگامی که تلاش برای آزادی به اوج خود رسیده بود، نویسنده یا شاعر، نوعی مسئولیّت اجتماعی احساس میکرد و خود را مکلّف به بیدار ساختن اذهان مردم میدانست.
ادوارد براون در مطبوعات و شعر جدید ایران، فهرستی از ۳۷۱ نشریه میدهد که تا حدود ۱۹۱۲ م. انتشار یافته بودند. از این عدّه، شش نشریه به ترکی آذری، شش به ارمنی، چهار نشریه به زبان آسوری، یکی به فرانسه و یکی به چهار زبان فارسی، عربی، ترکی و فرانسه و بقیه به فارسی انتشار یافتهاند. از آغاز تاریخ مطبوعات فارسی که در حدود ۱۸۳۸م. (۱۲۵۳ هـ .ق.) شروع شد تا اوایل قرن بیستم جمعاً، ۳۹ روزنامه و نشریه در ایران و خارج از کشور منتشر شدند. پیدایش ۳۲۲ نشریه در فاصلهی سالهای ۱۹۰۰م. تا ۱۹۱۲م. (۱۳۲۱-۱۳۳۱هـ . ق.) نشاندهندهی نقش عمدهی مطبوعات، در بیداری اذهان، در دوران انقلاب مشروطیّت است. پیش از اعطای فرمان مشروطیّت، گذشته از هفت روزنامه (اختر، قانون، حکمت، ثریا، پرورش، حبل المتین و ارشاد) که در خارج انتشار مییافتند و میتوانستند صریحاً از وضع سیاسی و اجتماعی ایران انتقاد کنند، بقیهی نشریات، با وجود داشتن عنوان روزنامهی ملّتی، درواقع دولتی بودند و امکان آزادی بیان برایشان وجود نداشت. (جوادی، ۱۳۸۴، صص ۱۶۹ و۱۷۰)
روشنفکران و مشروطهخواهان نیز از روزنامهها و جراید به عنوان تریبونی برای مخالفت با ساختارهای سیاسی و اجتماعی حاکم استفاده میکردند. همین نهضت انقلابی، طبعاً در حیات ادبی کشور نیز منعکس شد و بهزدوی گروهی از شمار نویسندگان به اردوی آزادیخواهان پیوستند و با آغاز مشروطیّت، فرصت آن‌را یافتند که آزادانه و آشکارا از راه قلم به پیکار برخیزند، امّا