کالاهای خارجی

داشت. بدین سبب، در حوزهی نثر، طنز والایِ علی اکبر دهخدا با عنوان چرندوپرند، در روزنامهی صور اسرافیل چاپ میشد، از خوانندگان دل میبرد و در حوزهی شعر، اشعار فکاهی سیّد اشرفالدّین حسینی که در انتقاد از اوضاع سیاسی و اجتماعی سروده میشد، چون کاغذ زَر دستبهدست میرفت. اقبال مردم به زبان ساده و بیپردهی روزنامهها سبب شد که بیشتر شاعران، اشعار خود را در نشریات چاپ کنند. بهار، اشعار خود را در نوبهار و دانشکده چاپ میکرد و اشعار سیّد اشرفالدّین حسینی در نسیم شمال و عشقی در قرن بیستم، فرّخی یزدی در طوفان و ادیبالممالک فراهانی در روزنامهی مجلس چاپ میشد. (اصیل، ۱۳۹۰، ص ۱۳)
به عنوان مثال، کاستیها و نارضایتیها و افزایش فاصله میان طبقهی مرفّه جامعه که نوعاً از شاهزادگان قاجار بودند و تودهی مردم ادبیّات و علیالخصوص شعر طنز را نیز به واکنش وادار میساخت. نمونههای زیر شاید روشنگر دغدغهی شعرای طنزنویس عصر مشروطیّت درخصوص این فاصلهی طبقاتی باشد:

امسال هم به خوبی شد سالمان جدیداً

ای ساکنین تهران، ایّامکم سعیداً

عید شما مبارک، ای زارعین مسکین

از نقطهی النگه تا دهنهی ورامین

دهقانیان گیلان، زحمتکشان قزوین

الطافکم مزیدا!، ایّامکم سعیداً

(دیوان اشرف، ص ۳۷)
یا:
اغنیا مرغ و مسمّا میخورند

با غذا کُنیاک و شامپا میخورند

منزل ما جمله سرما میخورند

خانه ما بدتر است از گردنه

آخ عجب سرماست امشب ای ننه!

(دیوان اشرف، ص ۱۵)
اشرفالدّین در شعری دیگر عملاً این کاستیها و ضعفها را مستقیماً به شاهان نالایق ارتباط میدهد و میگوید:
تا مصدر کار مستبدّ است

تا دل به نفاق مستعدّ است

تا ملّت ما به شاه ضدّ است

تا شاه به خائنین مُمدّ است

جان کندن و سعی ما جفنگ است

این قافله تا به حشر لنگ است

گفتیم قلم شدهاست آزاد

ایرانِ خرابه گشته آباد

مشروطه قوی نمود بنیاد

بس مدرسهها شده است آباد

افسوس که شیشهمان به سنگ است

این قافله تا به حشر لنگ است

(دیوان اشرف، ص ۱۷۸)
البتّه کاستیها و ضعفهای جامعهی ایران در اوان دوران مشروطه، به همین‌جا ختم نمیشود. در این مقطع ورود منسوجات ارزانقیمت اروپایی، بازار را نیز برای تولیدکنندگان داخلی نابهسامان ساخته بود و تجّار عریضه به دربار قاجار برده و طلب داد میکردند. ضمن آنکه سرمایهگذاریهای خارجیها در کشور نیز به شدّت روبه ازدیاد گذاشته بود و در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم، حدود پانزده شرکت تجاری انگلیسی، در ایران فعّالیّت داشتند. (اشرف، ۱۳۵۹، ص ۵۳)
بیست و سه شرکت تجاری روسی در نقاط مختلف ایران و در زمینههای گوناگون، سرگرم فعّالیّتهای مختلف بودند. سرمایهگذاری انگلیسیها بیشتر در بخش تجاری و سرمایهگذاریی روسها، عمدتً متوجّه بخش صنعت بود. سرمایهگذاری روسها در بخش صنایع و ایجاد کارخانههای ریز و درشت، در نقاط مختلف کشور ما تا بدانجا انجامید که در دورهی جنگ جهانی اوّل، برخی از سرمایهداران روسی درصدد ایجاد کارخانههای مشروبات الکلی در ایران برآمدند. (همان، ص ۶۵)
اوضاع کشور در دوران قاجاریه، به گونهای پیش میرفت که ایران بیشازپیش به اروپا وابسته شد و در عوض، نه تنها کارخانه و یا صنعت جدیدی پدید نیامد، بلکه آنچه در کشور بود نیز رو به ویرانی گذاشت. در شمال، پنبه و برنج بهمنظور تجارت با روسیه کِشت میشد، در حالی‌که تریاک عمدتاً در جنوب ایران، هم برای مصرف داخلی و هم برای صدور به خاور دور، توسط تاجران بریتانیایی، عمل میآمد. ورود مصنوعات اروپایی، به خصوص منسوجات، موجب کاهش صادرات پارچهی نخی و پشمی و بافتههای ابریشمی ایران شد. این امر به زیان صنایع خانگی پیشهوران، کوچنشینان و دهقانان بود، زیرا محصولات دستی آنها نمیتوانست با اجناس فراوان و ارزانتری که از خارج وارد میشد، رقابت کند.
در این میان، تجّار و بازرگانان که از قدیم ارتباطی تنگاتنگ با بدنهی روحانیت و مراجع داشتند، درصدد مقابله با این وضعیّت اسفناک که ایران را به سوی یک ورشکستگی قطعی رهنمون میساخت، برآمدند. ضمن آنکه طبقهی روحانی جامعه، نمیتوانست نسبت به تحوّلات ایران خاموش و ساکت بماند، چرا که این اقدامات علناً عزت ایرانی را منکوب خود میساخت.
شاید جنبش مبارزهی تنباکو را باید نمونهای از پیوند بازرگانان و مردم دانست که به رهبری علمای ایران و نجف به پیروزی رسید و اوّلین بار توان اجتماعی کشور را به رخ اروپائیان و همچنین ناصرالدّینشاه کشید. از ۱۲۴۴هـ .ق. (۱۸۶۵ م.) تا ۱۲۶۹ هـ .ق. (۱۸۹۰ م.)، امتیازهای مختلفی به شرکتهای فرانسوی، آلمانی، اتریشی و بریتانیایی واگذار شد، ولی امتیاز رویتر با همهی اینها فرق داشت و حتّی اروپائیان را به حیرت انداخت. به نظر لُرد کرزن، این امتیاز نفس اروپاییان را در سینه حبس کرد و تمامی ذخایر ایران را به مدّت هفتاد سال، در اختیار بیگانه نهاد. این امتیاز به بارون جولیوس دورویتر، که تبعهی بریتانیا و عضو خبرگزاری معروف رویتر بود، اعطا شد و اروپائیان را از دو جهت شگفتزده کرد: یکی اشتیاق حکومت ایران برای فروش ارزانِ ذخایر طبیعی به سوداگران بیگانه و دیگری طرحهای عمرانی پیشنهادی رویتر در ایران که غیر ممکن یا حتّی فریب و خدعه به نظر میرسید. (آفاری، ۱۳۸۵، صص۵۰ و
۵۱)
سرانجام ناصرالدّینشاه قاجار به دلیل فتوای عالم بزرگ، میرزا حسن شیرازی مجبور به لغو این قرار داد شد. چرا که بازار ایران خرید و فروش تنباکو را لغو کرد و حتّی در حرمسرای شاه نیز، زنان قلیانها را بیرون آورده، شکستند. این حادثه، اوّلین رویارویی جدّی مردم با حکومت بود که با پیروزی توده همراه شده بود و در نهایت نیز در روند رو به جلوی حرکت مشروطهخواهان تأثیر داشت.
در همین مقطع روزنامهها، کتابها، رسالات و بیانیّههای مختلف، بر ضدّ استبداد و استعمار در داخل و خارج کشور منتشر شد و تحریم کالاهای بیگانه، شیوهی مهم و تازهای را در مبارزات این دوره به نمایش گذاشت. در این راه به کوشش تجّار ایرانی و حمایت روحانیون و روشنفکران، انجمنها و شرکتهای گوناگون با اهدافی مشترک در نقاط مختلف کشور، در اصفهان، یزد، تهران، مشهد و شهرهای دیگر تشکیل شد. هدف همهی آنها ایجاد زمینهای مساعد برای رشد و افزایش تولید اجناس ایرانی و تحریم خرید و فروش کالاهای خارجی بود. از معتبرترینِ این انجمنها و شرکتها، “انجمن ترقّی”، “انجمن اسلامی” و “شرکت اسلامیّه”ی اصفهان بود. (مجدالاسلام کرمانی، ص ۳۱۵) اقدامات این شرکت در یکی از شعرهای ادیبالممالک فراهانی اینگونه مورد ستایش قرار میگیرد:

ای عنبرین فضای صفاهان ز من درود

برخاک مشکبیز تو و آب زنده رود

بر آن مروّجان شریعت که از خدای

گویی همیشه وحی بر ایشان رسد فرود

بر نقش کارخانهی شرکت که هر یکی

ارزد به صد خریطه دُرّ و لعل ِنابسود

ای جامهی مقدّس شرکت که آسمان

بر تن درد ز رشک تو پیراهن کبود

آنی که دست غیرت حُبّالوطن ترا

در کارگاه عشق همی رشته تارپود

ای حامیان شرع پیمبر که فکرتان

زنگار غم ز آینهی دین حق زدود

دشمن درود مزرع ما را به داسِ کین

هان همّتی کنید که برجانتان درود!

(دیوان ادیبالممالک، ۱۳۵۵، ص ۱۷۰)
۲-۱-۲. آغاز تحوّلات اجتماعی در ایران
با آغاز ورود اندیشههای غربی و ایجاد سؤالات اساسی در ذهن مردم و نخبگان درخصوص چراییِ عقب‌ماندگی ایران به تدریج، تحوّلات فرهنگی و اجتماعی در ایران آغاز میشود. در این تحوّلات که مستبدّان و بخشی از بدنهی طرفداران سنّت، در برابر آن قرار میگرفتند، تأکید ویژهای بر تقلید از الگوی پیشرفت غربی در تمام ساحتها وجود داشت. البتّه ناگفته نماند که آغاز این گذار ثمرات متعدّدی نیز برای جامعه ایرانی داشت. با این حال، این نوع تجدّدخواهی در ادبیّات و شعر دورهی مشروطه نیز، بهخوبی هویدا میگردد و شاعری همچون محمّدتقی بهار، از گزینههای مرگ و تجدّد و اصلاح یکی را بر میگزیند:

یا مرگ یا تجدّد و اصلاح

راهی جز این دو، پیش وطن نیست

ایران کهن شدهست سراپای

درمانش جز به تازه شدن نیست

عقلِ کهن به مغزِ جوان هست

فکر جوان به مغز کهن نیست

(دیوان بهار، ص ۲۸۴)

۲-۱-۳. پیدایش مدارس جدید در ایران
آماری از جمعیت باسوادان در دوران قاجار در دست نیست، امّا میتوان حدس زد که تعداد افراد باسواد در آن دوران بسیار کم بوده است. سواد به معنای واقعیاش محدود به اقلیّتی کوچک بود، شامل برخی اشراف و روحانیون. لقب “میرزا” به معنای امیرزاده، پیش از نام فردی که توان خواندن و نوشتن داشت میآمد. (پیمان، ۱۳۸۲، ص ۱۴۵) در این دوران، بهتدریج افرادی که با طرز جدید آموزش الفبا در اروپا آشنا بودند، مؤسّس دبستانها شدند. احمد کسروی که خود وقایع مشروطه را از نزدیک دیده است، در این خصوص شرح کاملی میدهد: حاجی میرزا حسن، یکی از ملّازادگان تبریز میبود و در جوانی به بیروت رفت و در آنجا دبستانها را دید و شیوهی آموزگاری آنها را یاد گرفت و چون به تبریز بازگشت، بر آن شد که دبستانی به شیوهی آنها بنیاد گذارد و در سال ۱۲۶۷ خ. (۱۳۰۵ هـ . ق.) بود که به این کار پرداخت، بدینسان که به شیوهی مکتبداران، مسجدی را ششکلان گرفت و هم به شیوهی آنان شاگردان را به روی زمین نشاند. چیزی که بود به جلوی ایشان، پیش تخته نهاد و الفبا را به شیوهی آسان و نوینی آموخت و از کتابهای آسان، درس فارسی گفت و شاگردان را پاکیزه نگه داشت و در آمدن و رفتن بهرده گذاشت و پس از همه، یک تابلویی که نام مدرسهی “رشیدیه” به روی آن نوشتهبود، بالای در زد. (کسروی، ۱۳۸۵، ص ۲۹) از این‌و، بهتدریج و به دلیل سهولت یادگیری در دبستانها، مردم به آن گرایش پیدا کردند.
دبستانها، سال به سال بیشتر میگردید و ما میبینیم در سال ۱۲۷۹ خ. (۱۳۱۸ هـ . ق.) که چهار یا پنج سال از آغاز پیدایش دبستان میگذشت، بیست و یک دبستان برپا میبوده (هفده در پایتخت و چهار در تبریز و بوشهر و رشت و مشهد) و اینها همه پدیدآوردهی خودِ مردم بود و دررفتش را نیز آنان میدادهاند و دولت را پایی در میان نبود. تا سال ۱۲۸۵ که مظفرالدّینشاه، فرمان مشروطه را صادر کرد، دبستانها رواج بسیار یافته، کمتر شهری بود که یک یا دو دبستان یا بیشتر در آن نباشد. (همان، ۱۳۸۵، ص ۴۶) در این میان شعرای عصر مشروطه نیز، نسبت به نهاد آموزش و پرورش کهن، انتقادات جدّی داشتند. ملکالشّعرای بهار در طنزی شیوا این انتقاد را چنین بیان میکند:
ده سـال به یـک مـدرسـه گفتیم و شنـفتیم/ تـا روز نخـفتیم
و امروز بدیدیم که آن جـمله معمّاست/ از مـاست که برمـاسـت
گوییم که بیدار شدیم، این چه خیالی است؟ / بیداریِ ما چیست؟
بیداری طفلی است که
محتاج به لالاست / از ماست که برماست
از شـیمی و جـغرافـی و تـاریـخ نَفوریم / از فـلسفـه دوریـم!
وزقال و إن قُلت به هر مدرسه غوغاست / از ماست که بر مـاست
گویند بهار از دل و جان عاشق غربی است / یا کافر حربی است
ما بحث نرانیم در آن نکته که پیداست / از ماست که بر مـاست
(دیوان بهار، ۱۳۵۷، ص۲۶۲)

۲-۱-۴. رواج انتشار روزنامهها و جراید
گسترش انتشار روزنامهها در دوران مشروطه را نیز همانگونه که پیشتر به آن اشاره کردیم، باید نقطهی عطفی در تاریخ سیاسی – اجتماعی ایران قلمداد کرد، زیرا این مطبوعات بودند که در بسیاری از موارد مروّج اندیشههای روشنفکرانه و جدید در سطح اجتماع شدند. روزنامهها در سالهای منتهی به مشروطه، غالباً در خارج از ایران منتشر میشدند و از همین‌رو حامل اندیشههای نوین غرب بودند.
چاپ کتاب و انتشار روزنامه، هفتهنامه، ماهنامه و جریده، تجربهای کاملاً نو در عالَم ادب ایران بود. نویسندگان و شاعران که در گذشتهها اغلب طُفیل بارگاه امرا و سلاطین به شمار میرفتند، اکنون می‌توانستند، اتّکای به نفس و آزادی عمل داشته باشند و اجباری به مدیحهسرایی و جبههسایی نبود. در دوران انقلاب مشروطیّت، هنگامی که تلاش برای آزادی به اوج خود رسیده بود، نویسنده یا شاعر، نوعی مسئولیّت اجتماعی احساس میکرد و خود را مکلّف به بیدار ساختن اذهان مردم میدانست.
ادوارد براون در مطبوعات و شعر جدید ایران، فهرستی از ۳۷۱ نشریه میدهد که تا حدود ۱۹۱۲ م. انتشار یافته بودند. از این عدّه، شش نشریه به ترکی آذری، شش به ارمنی، چهار نشریه به زبان آسوری، یکی به فرانسه و یکی به چهار زبان فارسی، عربی، ترکی و فرانسه و بقیه به فارسی انتشار یافتهاند. از آغاز تاریخ مطبوعات فارسی که در حدود ۱۸۳۸م. (۱۲۵۳ هـ .ق.) شروع شد تا اوایل قرن بیستم جمعاً، ۳۹ روزنامه و نشریه در ایران و خارج از کشور منتشر شدند. پیدایش ۳۲۲ نشریه در فاصلهی سالهای ۱۹۰۰م. تا ۱۹۱۲م. (۱۳۲۱-۱۳۳۱هـ . ق.) نشاندهندهی نقش عمدهی مطبوعات، در بیداری اذهان، در دوران انقلاب مشروطیّت است. پیش از اعطای فرمان مشروطیّت، گذشته از هفت روزنامه (اختر، قانون، حکمت، ثریا، پرورش، حبل المتین و ارشاد) که در خارج انتشار مییافتند و میتوانستند صریحاً از وضع سیاسی و اجتماعی ایران انتقاد کنند، بقیهی نشریات، با وجود داشتن عنوان روزنامهی ملّتی، درواقع دولتی بودند و امکان آزادی بیان برایشان وجود نداشت. (جوادی، ۱۳۸۴، صص ۱۶۹ و۱۷۰)
روشنفکران و مشروطهخواهان نیز از روزنامهها و جراید به عنوان تریبونی برای مخالفت با ساختارهای سیاسی و اجتماعی حاکم استفاده میکردند. همین نهضت انقلابی، طبعاً در حیات ادبی کشور نیز منعکس شد و بهزدوی گروهی از شمار نویسندگان به اردوی آزادیخواهان پیوستند و با آغاز مشروطیّت، فرصت آن‌را یافتند که آزادانه و آشکارا از راه قلم به پیکار برخیزند، امّا

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.