ژئومورفولوژیک، مخاطرات محیطی

y (شناخت). morph بیانگر حوزه قلمروی است که شکل‌شناسی در آن حوضه صورت می‌گیرد و مفهوم لوژی به مورف اشاره دارد. موضوع اصلی این کلمه شکل‌شناسی است و شکل‌شناسی اساس معرفت محقق قرار می‌گیرد. در اینجا اشکال چیزی جز اجزاء و نسبت و نحوه ارتباط آنها با یکدیگر نیست. اشکال چیزی جز ترکیبی از سطوح نیستند. بنابراین یک جغرافیدان وقتی به چشم‌اندازهای ارضی می‎نگرد، مجموعه‌ای از سطوح با ویژگی‌های متعدد را می‌بیند که با نسبت‌های خاصی با یکدیگر تلفیق و ترکیب شده‌اند. هر سطح ویژگی‌هایی دارد که تندی و کندی وجه شیب، تحدب و تقعر آن از ویژگی‌های قابل اندازه‌گیری آن محسوب می‌شود. شیب سطوح از جمله ویژگی‌های دیگر سطوح است که معمولاً میزان آن برای هر سطحی متفاوت است. خطوط تراز مشخصات ارتفاعی نقاط را منعکس می‌سازد ولی فرم و شکلی که به خود می‌گیرند تفسیر دیگری دارد (رامشت، ۱۳۸۴ص۲۹).
۲-۲. ژئومورفولوژی
فرآیندهای ژئومورفولوژیکی زمین همواره ناشی از نیروهای فیزیکی، ‌شیمیایی و یا بیولوژیکی هستند که در سطح زمین تغییراتی ایجاد می‌کنند. ژئوموفولوژی۱ به بحث در مورد اشکال سطح زمین که نتیجه دو عامل درونی (تکتونیک) و بیرونی عناصر و عوامل (اقلیم) ایجاد می‌شوند، می‌پردازد.
امروزه تأکید دانش ژئومورفولوژی بر مطالعه فرآیندهای حاکم بر شکل‌زایی لندفرم?های بیرونی سطح زمین و به‌ویژه تغییراتی است که از این جهت طی دوره کواترنر و ظهور و گسترش انسان و فناوری?های وی ایجاد شده و این موضوع به این علم جنبه کاربردی ارزشمند بخشیده است. در میان فرآیندهای تغییر‌دهنده سطح زمین، فرآیندهای ساحلی به‌خاطر شرایط ویژه سواحل که محل برخورد قلمرو کره آبی (هیدروسفر۲)، کره هوا (اتمسفر۳) و سنگ کره (لیتوسفر۴) است، اهمّیت به بسزایی دارد.

۲-۳. اهمّیت مطالعات ژئومورفولوژی در برنامه‌ریزی عمران شهری
برخی بر این باورند که شهرها در پدیده‌های ژئومورفولوژی نقش دارند و مدعی‌اند که یکی از کارهای اساسی مطالعات شهری، توجه به مسائل ژئومورفولوژی است. همچنین گروهی، یکی از کارهای اساسی ژئومورفولوژی را توجه به مسائل شهری می‌دانند و بر این باورند که قلمرو مطالعات ژئومورفولوژی به فرایندهای انسانی نیز معطوف است (مقیمی، ۱۳۸۷: ۳).
شهرها زمین‌های وسیع و گسترده‎ای را به خود اختصاص می‌دهند. این زمین‎ها از ترکیب واحدهای مختلف توپوگرافی و ژئومورفولوژی تشکیل می‌یابند. هر اندازه که شهرها توسعه یابند و گسترش پیدا کنند برخورد آنها با واحدهای گوناگون توپوگرافی و ژئومورفولوژی و موضوعات مربوط به آنها زیادتر می‎شود. واحدهای ژئومورفولوژی همیشه با پویایی و دینامسیم محیط طبیعی درارتباط است. هرگونه اقدام در راستای توسعه و عمران شهرها به نحوی با پویایی و دینامیسم مذکور و در نتیجه با پدیده‌های ژئوموفولوژی تلاقی می‎کند. در این برخورد اگر برخی از اصول و نکات ضروری رعایت نشود تعادل مورفودینامیک محیط به هم می‌خورد و مورفوژنز چنان زیاد می‌شود که نتایج جبران‌ناپذیری به بار می‌آورد. اخبار مربوط به جریان سیل در اکثر شهرهای جهان و ایران به‌گوش می‌رسد. برای مثال بخشی از شهروندان از ریزش کوه می‌نالند. جریانات سولیفلوکسیون۵ بعضی دیگر را زیر خروارها آوار می‌برد. زمین لرزه‌ها و تکان‌های زمین نیز موجب ویرانی شهرها و قصبه‌ها می‌گردد. اگر قسمتی از این ویرانی‌ها مستقیماً به امواج زلزله مربوط باشد. بخش مهم دیگر به‌طور غیرمستقیم در اثر دخالت پدیده‌های ژئومورفولوژی که برخی از آنها خود از تکان‌های زمین ناشی می‌شود حاصل می‌آید. بدیهی است که در گزینش محل شهرها تجربه پیشینیان تأثیر بسزایی داشته است. اما سابقاً زندگی ساده شهروندان موجب می‌شد که اهمّیت موضوع چندان مورد توجه قرار نگیرد. در صورتیکه امروز تجهیزات عمرانی به‌طور پیچیده‌ای توسعه یافته‌اند و بناها ابعاد گسترده‌تر و مجهزتری به خود گرفته‌اند، مساحت شهرها تا چندین برابر افزایش پیدا کرده است، کارخانه‌های صنعتی بزرگ و کوچک به عنوان پدیده‌ای ضروری در کنار شهرها تأسیس شده است. اینها به فضاهای گسترده‌تری نیاز دارند. بنابراین اهمّیت و ضرورت شناخت ویژگی‌های محیط طبیعی جهت تمیز و تشخیص نقاط مناسب برای ایجاد بناها و ساختمان‌ها از مناطق نامساعد معلوم می‌شود. برای شناخت بخش اعظمی از ویژگی‌های محیط طبیعی به مطالعه ژئومورفولوژی نیازمندیم و در سایه کسب اینگونه آگاهی است که می‎توان قدم‌های مؤثری در انتخاب مناسب‌ترین مکان برای ایجاد گسترش شهرها و ایجاد کارخانه‌های عظیم برداشت و نسبت به جلوگیری از خطرات پدیده‌های یاد شده و یا مقابله با آنها اقدامی جدی به عمل آورد (رجائی، ۱۳۸۲: ۲۰۹).
۲-۴. نقش ژئومورفولوژی در برنامه‌ریزی‌های ساحلی
در بسیاری از مناطق ساحلی برنامه‌ریزی‌هایی که جهت حفاظت مناطق ساحلی در نظر گرفته شده است، در بعضی موارد عناصر ژئومورفولوژیکی نیز مورد توجه قرار گرفته ولی اغلب آنها ناموفق و محکوم به شکست بوده است. یکی از روش‌هایی که برای طبقه‌بندی خطوط ساحلی در نظر گرفته شده، روش طبقه‌بندی از حیث ویژگی‌های طبیعی، استراتژیکی، اقتصادی است.
– از نظر ویژگی‌های طبیعی و ژئومورفولوژیکی می‌توان سواحل را به دو بخشِ “سواحل دریاباری” و “سواحل پست” تقسیم کرد. همچنین طبقه‌بندی فوق نیز به بخش‌های فرعی‌تر تقسیم می‌شود مانند توان حساسیت به فرا
یندهای لغزشی، ریزشی و جریان‌های گلی یا براساس ویژگی‌های زمین‌شناسی و مورفولوژیکی.
– در زمینه نظامی نیز سواحل را از حیث مشکلات و مسائل ورود به خشکی، نحوه دسترسی به نواحی داخلی و دور از ساحل موانع و محدودیت‌های آن را مورد مطالعه قرار داد.
– از نظر اقتصادی قلمرو توسعه و گسترش مراکز صنعتی معیار ارزیابی محسوب می‌گردد این محدوده به‌وسیله خورها و خلیج‌های کوچک، آب‌های ساحلی عمیق، قابلیت احیاء و اصلاح زمین‌ها بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. سواحل پلاژیک و منطقه پست خط ساحلی به عنوان منبعی بزرگ به منظور توسعه ساختمانی از توان بالقوه‌ای برخوردار است. خط ساحلی و سرزمین‌های ساحلی را می‌توان بر اساس استعدادها و توان بالقوه آنها طبقه‌بندی کرد مانند زمین‌هایی که مورد استفاده کشاورزی قرار می‌گیرند. حتی از نظر ایجاد تفرجگاه‌ها و مراکز ورزشی و توجه به مناظر طبیعی، خانه‌های ویلایی جهت سپری کردن اوقات فراغت، همچنین ایجاد و توسعه پلاژها برای گذران روزهای تعطیلی طبقه‌بندی کرد. علاوه بر این ایجاد پارکینگ‌ها اتومبیلی و گسترش اردوگاه‌ها و تفرجگاه‌های ساحلی که در موارد لازم نیازهای تفریحی و سرگرمی‌های مردم را تأمین می‌نمایند (نادرصفت، ۱۳۷۹: ۱۴۹).
۲-۵. برنامه‌ریزی ژئومورفیک
اهداف برنامه‌ریزی ژئومورفیک عملی است هوشیارانه که در آن بهترین راه حل ژئومورفیک برای وضعیت‎های مختلفی که انسان با آن روبروست اتخاذ می‌گردد:
– گامی است در جهت دوری جستن هر چه بیشتر جوامع از تغییرات سریع ژئومورفیک؛
– کوششی است اندیشمندانه برای برای ایجاد ترقی و تأمین رفاه عمومی و توسعه پایدار سطوح مختلف (محلی، ملی، منطقه‌ای، جهانی) و حفظ محیط زیست؛
– تلاشی است برای شناخت اشکال سطحی زمین، تعیین مناسب‌ترین جایگاه‌ها به منظور استقرار بناهای ماندگار تلاشی است در جهت تعالی محیط زیست؛
– تلاشی است برای کاهش هرچه بیشتر بلایای طبیعی (معتمد و مقیمی، ۱۳۷۸: ۸۰).
۲-۶. مدیریت محیط
مدیریت محیط شامل دامنه وسیعی از فعالیت‌ها در زمینه‌های کاربری زمین، هوا، گیاهان و آب است و در نتیجه شاخه‌های تخصصی برنامه‌ریزی محیط و توسعه سازمان مدیران دولتی و شرکت‌ها و موسسات خصوصی را در بر می‌گیرد. برنامه‌ریزان، مهندسان، معماران مناظر، سیاست‌مداران، حقوق‌دانان و مدیران حرفه‌ای را جذب می‌کند و شامل افراد یا سازمان‌هایی می‌شود که به بعضی جنبه‌های محیط طبیعی توجه دارند در این دامنه گسترده فعالیت‌ها مسئول مدیریت محیط اغلب برای کسب اطلاعات درباره محیط طبیعی ناگزیر است از علوم طبیعی متعدد مانند هواشناسی، هیدرولوژی، اکولوژی، خاک‌شناسی، زمین‌شناسی و ژئومورفولوژی آگاه باشد و از آنها مدد بگیرد. اکثر تحقیقات ژئومورفولوژیک به‌طور بالقوه در بعضی مسائل مدیریت محیط کاربرد دارند. اگرچه قابلیت کاربری آنها در آغاز آشکار نیست. مدیریت محیط به‌طور عادی چهار مرحله اصلی را شامل می‌شود شناسایی مساله، تنظیم خط مشی و برنامه‌ریزی طرح، اجرا و اتمام طرح و رویه و ارزیابی طرح می‌باشد (کوک و دورکمپ، ۱۳۷۷: ۹).
۲-۷. مشارکت ژئومورفولوژی در مدیریت محیط
دانش ژئومورفولوژی سهم عمده?ای در نیل به اهداف تحلیل سرزمین و امور برنامه?ریزی محیطی دارد. کاربرد دانش ژئومورفولوژی در دنیای حاضر در عرصه?های گوناگون از بررسی مخاطرات محیطی تا تأثیرات تغییرات اقلیمی بر شرایط ژئومورفولوژیک و به دنبال آن تغییرات محیطی اکوسیستم?های طبیعی و ارزیابی زیست محیطی مبتنی بر ژئومورفولوژی را در بر می?گیرد. هر گونه برنامه?ریزی برای ایجاد، گسترش و تغییر در نواحی ساحلی، علاوه بر توجه به دیگر علوم، محتاج نگرش?های ژئومورفولوژیک و مطالعه ویژگی?های ژئومورفولوژیک این محیط?های پویا است. در غیر این صورت، برنامه?ریزی?های پیش‌بینی شده را ممکن است با هزینه?های فراوان انسانی، مالی و محیطی و بهره?برداری خردمندانه از ساحل را با دشواری یا اختلال همراه نماید.
در مطالعات نواحی ساحلی، ژئومورفولوژی وظیفه طبقه?بندی مورفولوژیکی سواحل، تعیین فرآیندهای شکل‌زایی، تعیین سرعت عمل تغییرات را با توجه به فعالیت?های انسان، پهنه?بندی نواحی و محدوده?های ژئومورفولوژیکی و تعیین نواحی نامناسب برای انواع فعالیت?های انسانی و بارگذاری سازه?های ساحلی و پسکرانه?ای را برعهده دارد. ژئومورفولوژی با تلفیق و ترکیب داده?های زیربنایی مثل داده?های زمین شناسی، اقلیم، هیدرولوژی، خاک و با دیدگاه?های ژئومورفولوژیک سعی در شناسایی پهنه?های تحت تأثیر عوامل شکل?زایی و تغییر شکل نموده و با توجه به روند تحولات و سرعت تغییرات لندفرم?ها در محیط ساحلی، سعی در مشخص کردن محدودیت?ها و فرصت?هایی دارد که در مدیریت محیط?های ساحلی بسیار ارزشمند هستند. در نهایت یافته?های ژئومورفولوژیک به شکل پهنه?ها، نقطه?ها و خط?ها می?تواند به راحتی در سامانه پایگاه اطلاعات جغرافیایی۶ منطقه ساحلی وارد شده و برای برنامه?ریزی?های تلفیقی آینده و تحلیل موجود سرزمین?های ساحلی مورد بهره?برداری قرار گیرد و از این طریق به توسعه پایدار۷ نوار ساحلی کمک کند(برگرفته از راسخ، ۱۳۹۱: ۱۷).
مشارکت ژئومورفولوژیک در مدیریت محیط به محیط خاصی محدود نمی‌شود، تمام محیط‌ها به مدیریت نیازمندند و اکثر آنها از مدیریت بهره می‌برند اما ماهیت مسائل ژئومورفولوژیک و ظرفیت آنها بسیار متنوع است. اگرچه امکان دارد توصیه‌های ژئوموف
ولوژیک مستقل از سایر اطلاعات محیطی مدیریت محیط ارائه گردد، اما معمولاً چنین نیست. اغلب مشارکت‌های ژئومورفولوژیک بخشی از اطلاعات علوم زمین است که با همکاری سایر دانشمندان فراهم می‌شود. پیوندهای فرضی بین جنبه‌های مختلف علوم زمین به‌خوبی شناخته شده، اما طرق ترکیب مواد متنوع آنها در گزارش واحد به‌خوبی جا نیفتاده است. اغلب ممکن است ژئومورفولوژی اساس مجموعه داده‌های زمین را تشکیل دهد. زیرا این داده‌ها نسبتاً آسان به دست می‎آیند. عموماً ژئومورفولوژیست‌ها در مطالعه بلایای طبیعی، رسیدگی و ممیز محیطی ارزیابی منابع و سنجش اثرات محیطی در مرحله برنامه‌ریزی و نیز ارزیابی منابع و سنجش اثرات محیطی در مرحله اجرا و عمل و ارزیابی بازنگرانه (رسیدگی مراحل گذشته) در مرحله ارزشیابی مشارکت دارند (کوک و دورکمپ، ۱۳۷۷: ۳۲).
۲-۸. خصوصیات حوضه‌های آبریز نواحی پست
واکنش روان آب مسایل خاصی را در حوضه‌های آبریز سرزمین‌های پست بوجود می‌آورد. زیرا بدلیل بارندگی‌های فراوان، طغیان در این سرزمین‌ها امری عادی است. با این حال اگرچه در حوضه‌های آبریز سرزمین‌های پست، معمولاً بارندگی‌ها بسیار شدید است اما باید بیان کرد که مساله اصلی در اینگونه مناطق، سیل‌گیر بودن آنهاست زیرا تراکم جمعیت این مناطق عمدتاً زیاد و به صورت متمرکز کشت می‌شود. در مناطق پست درختان کمتری وجود داشته، رودخانه‌ها دارای شیب کم و هرچه دامنه‌ها نسبت به نواحی مرتفع کم شیب‌تر باشند نیروی فرسایش کاهش می‌یابد. در نتیجه عمق خاک‌ها، عمیق و ساخت آنها به گونه‌ایست که به احتمال زیاد ظرفیت نفوذ پذیری آنها زیاد نیست. همچنین بدلیل وجود دره‌های آبرفتی عریض‌تر و منطقه اشباع مجاور جریان‌ها، زمین‌های مجاور رودخانه اهمّیت خاصی در کنترل جریان‌های سطحی دارند. بنابراین واکنش حوضه‌های پست، تعادل بین عوامل گفته شده را برقرار می‌کند (جی. نپ، ۱۳۸۳: ۴۱).
۲-۹ مشکلات نواحی ساحلی
مشکلات مناطق ساحلی جهان در کشورهای مختلف کم و بیش با هم مشابه‌اند. این مشکلات و پیامدهای نامطلوب را که عمدتاً منشاء انسانی دارند، می?توان به صورت زیر برشمرد:
* مخاطرات محیطی نظیر بالا آمدن آب دریا، فرسایش سواحل
* تمرکز جمعیت در نوار ساحلی و ساخت و ساز بی رویه در این مناطق
* آلودگی محیط زیست در مناطق ساحلی در بخش خشکی و بخش دریا
* کاهش تنوع زیستی و اتلاف منابع طبیعی در مناطق ساحلی
از جمله این مشکلات در نوار ساحلی گیلان، تراکم جمعیت در منطقه ساحلی، ساخت و ساز بی رویه و عدم دسترسی دریا برای مردم و آلودگی سواحل می?باشد(برگرفته از راسخ، ۱۳۹۱: ۱۶).
۲-۱۰. عوامل ژئومورفولوژیکی محدود کننده سواحل
عوامل عمده فرسایش ساحلی عبارتند از امواج و جریان‌های دریایی. معذالک نباید فراموش کرد که سایر عوامل نیز وجود دارند که ساحل را شکل می‌دهند از جمله می‌توان نقش

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.