رویکرد انتقادی، تحلیل گفتمان انتقادی

فرعی دیگری نیز ضروری است که عبارت‌اند از:
۱. فضای اجتماعی و فکری حاکم بر ایران عصر مشروطه چه تأثیری بر طنز داشتهاست؟
۲. چه ارتباطی میان ادبیّات طنز و تحوّلات سیاسی و اجتماعی عصر مشروطه وجود دارد؟
۳. مفاهیم سیاسی تأثیرگذار بر شعر مشروطه چیست؟

۱-۱-۳. ضرورت انجام تحقیق
عصر مشروطه به عنوان اوّلین گام و خیز جامعهی ایرانی به حساب میآید که بر اساس اندیشههای نوین جریان روشنفکری است. واژهی روشنفکری (Enlightenment) اساساً به معنای روشن شدگی و بیداری است. خاستگاه اصلی روشنفکری را میتوان در قرون ۱۷ تا ۱۹ میلادی در اروپا دانست. زمانی که جنبش اصلاح‌گری دینی توسط لوتر و کالوین آغاز شد و شخصیتهایی همچون فرانسیس بیکن، دکارت و کانت به عرصهی فلسفهی غرب آمدند و تحوّلات عمیقی در فلسفهی یونان باستان و قرون وسطی ایجاد کردند. (خسروپناه، ۱۳۸۹، ص ۲۵۳)
جنبش مشروطه در ایران نیز اگر چه علل و عوامل درونی بسیاری داشت، امّا به نوعی واکنشی به عقب‌ماندگیهای ایرانیان نسبت به تمدّن غرب بود.
بررسی اشعار و ادبیّات طنز دورهی مشروطه، میتواند راهگشایی برای شناختی دقیق از ابتدای تحوّلات یک قرن اخیر در ایران باشد. جنبش مشروطه از ابتدا با چالشهای مفهومی متعدّدی روبهرو بود و در نهایت نیز اسیر دوگانگیها و شکست شد، امّا این جنبش اجتماعی – سیاسی حرکت تازهای به جامعهای ایرانی بخشید که در نهایت ثمرهی آن در انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نمود پیدا کرد.
شناخت ادبیّات طنز دورهی مشروطه و تحلیل گفتمان حاکم بر آن، از آنجا ضرورت مییابد که حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایرانِ کنونی ما همچنان دستخوش اهداف و تلاشهای جریان روشنفکری است و تحلیل دقیق اوضاع کنونی ما و حرکت به سوی آینده، جز با شناخت عناصر ماهوی و گفتمانی عصر مشروطه امکانپذیر نخواهدبود.
دورهی مشروطه یکی از برجستهترین ادوار طنز ایران از ابتدای پیدایش تا کنون به حساب میآید و شناخت دقیق آن ضرورت تام دارد. حسن جوادی نویسندهی کتاب تاریخ طنز در ادبیّات فارسی در اینباره معتقد است: “عصر مشروطه، عصر شکوفایی طنزنویسی بود. قرنها اختناق و زورگویی سینهها را پر از گفتنیها کرده بود و برای اوّلین بار امکان گفتن پیدا شده بود. اکثر نویسندگان نسبت به مردم احساس تعهّد شدید میکردند و نمیخواستند جز به خاطر مبارزه برای آزادی و یک زندگی بهتر، نویسندگی کنند. موضوع اشعار این دوره، یکباره و به نحو بیسابقهای اجتماعی و سیاسی میشود. اگر فیالمثل در سرتاسر دیوان قاآنی دو یا سه شعر اجتماعی پیدا کنیم، صدی هشتاد و یا بیشترِ اشعار دورهی مشروطه، مربوط به وضع مردم و سیاست روز است”. (حسن جوادی، ۱۳۸۴، ص ۱۱۴)
یحیی آرینپور نیز در خصوص اهمیّت اشعار مشروطه مینویسد: “در اهمیّت بزرگ تاریخی و سیاسی این اشعار تردید نیست و از حیث مضمون نیز چون از زندگی روز، دردها و گرفتاریهای اجتماعی سرچشمه گرفتهاند، از بسیاری از اشعار سفارشی اصیلتر و حقیقیترند. این گفتهها و سرودهها – تکرار میکنم- اگر چه از حیث ادبی ارزش زیادی ندارند، ولی نمیتوان انکار کرد که در زندگی سیاسی و اجتماعی ایران و در بیداری مردم خوابآلود و غفلتزدهی کشور که تا آن روزگار به حیات سیاسی خو نگرفته بودند، نقش بسیار مهم و مؤثّری داشتهاند و از نظر تاریخنویس مأخذ و وسیلهی تحقیق بسیار گرانبهایی هستند”. (آرینپور، ۱۳۸۷، ص ۳۵)
از این روست که میتوان گفت، بررسی و تحلیل سوژهها و مفاهیم اساسی طنز در شعر مشروطه که به نوعی سرآمد ادبیّات این عصر به حساب میآید، از ضرورتهای سیاسی، فرهنگی و ادبی برخوردار است.

۱-۱-۴. پیشینهی انجام تحقیق
هر چند سالها از دوران مشروطه میگذرد، امّا نسبت به ادبیّات این حوزه، توجّهی به فراخور تأثیر آن در سرنوشت جامعه ایرانی نشدهاست. ادوارد براون اوّلین کسی بوده است که مجموعهای از اشعار طنزآمیز دورهی مشروطه را در شعر و مطبوعات جدید ایران جمع آورد و آنها را به انگلیسی ترجمه کرد. یحیی آرینپور نیز فصلی از کتاب از “صبا تا نیما” را که مجموعهای در تاریخ ۱۵۰ سالهی ادب فارسی است، به طنز مشروطه اختصاص دادهاست و از نویسندگان دورهی مشروطه همچون دهخدا، طاهرزاده، صابر و اشرف گیلانی مفصلاً بحث کرده است. وی در این کتاب همچنین نظری به پیدایش مطبوعات در ایران و ادبیّات نثر و نظم این نوع جریدهها دارد.
کتاب “طنزسرایان ایران از مشروطه تا انقلاب” که به کوشش مرتضی فرجیان و محمّدباقر نجفزاده بار فروش تهیّه شده نیز از کتابهایی است که سعی داشتهاست تا تقریباً تمامی شعرای حاضر در عصر مشروطه را معرّفی کند. تعدّد نام‌ها در این مجموعه، بسیار زیاد است و بعضی از طنزنویسانی که شرح حال و آثاری از آنها ذکر شده، صرفاً با یک مجلّه و آن هم با نام مستعار همکاری داشته‌اند، به طوری‌که حتی برای مؤلّفان این کتاب نیز نام واقعیشان به دست نیامدهاست. احتمالاً پشتوانهی اصلی این کتاب، سوابق کاری فراوان مرتضی فرجیان در نشریات طنز ایران، پس و پیش از انقلاب بودهاست.
از دیگر کتابهای مطرح در خصوص طنز مشروطه، میتوان کتاب “کاوش در طنز ایران: التّحقیق فی حقایق الدّقیق من باب الهزل و الهجو و الطّنز و المطایبه و الأشارات العمیق من عهد العتیق الی عهد القامبیوتر و المنجنیق” را نام برد که در آن سیّد ابراهیم نبوی، گزیدهای از آثار طنزنویسان معاصر را از جمالزاده تا خودش جمع‌آوری کردهاست.
کتاب “ادوار شعر فارسی از مشروطیّت تا سقوط سلطنت” نیز
که نگاشتهی محمّدرضا شفیعی کدکنی است، به بررسی شعر مشروطه میپردازد. مؤلّف در خصوص اهداف نگاشتن این کتاب میگوید: “قصد من از بحث، یاد دادن یک نوع روش منظّم برای داوری در باب شعر دوران اخیر فارسی است و نه تاریخ ادبیّات و یا سبکشناسی و غیره. (شفیعی کدکنی،۱۳۸۰، ص ۱۷)
“طنزپردازان ایران (از آغاز تا پایان دورهی قاجار)” دکتر حسین بهزدای‌اند هجردی نیز کتاب جامعی در حوزهی ادبیّات طنز ایران به حساب میآید. نگارنده در این اثر درصدد است تا به بررسی ادبیّات اجتماعی، انتقادی و سیاسی ایران و علل اجتماعی و روانی آنها بپردازد. دکتر بهزدای در این اثر با انتخاب گزیدههای از نثر و نظم طنز ادبی مشروطه، به تحلیل محتوا و دلایل شعرا از طرح انتقادات علیه وضع حاکم میپردازد.
“یا مرگ یا تجدّد” ماشاء الله آجودانی نیز اثری متمایز در بررسی شعر مشروطه به حساب میآید. این کتاب در حقیقت مقالاتی است که طی ۱۸ سال در ایران و خارج منتشر شده است. نویسنده در این کتاب توجّه خاصّی به تحلیل وضعیّت سیاسی و اجتماعی عصر مشروطه نشان میدهد. نام کتاب برگرفته از شعری از ملکالشّعرا بهار است:
یا مرگ یا تجدّد و اصلاح

راهی جز این دو پیش وطن نیست

ایران کهن شده است سراپای

درمانش جز به تازه شدن نیست

در این میان، امّا “مفاهیم سیاسی و اجتماعی در شعر مشروطیّت” اثر حجتالله اصیل، کتابی منسجم و برخوردار از روشی هدفمند برای بررسی شعر مشروطه به حساب میآید که در کتب پیشین کمتر از آن اثری دیده میشود. اصیل در این کتاب مفاهیم ویژهای را انتخاب و شعر شاعران مشروطه را در خصوص آن می‌سنجد، امّا بهطور کلّی باید گفت غیر از تلاش حجتالله اصیل، کمتر ساختاری هدفمند برای تحلیل شعر طنز مشروطه تهیّه شده است و کتاب اصیل نیز آنچنان که باید و شاید مبسوط نیست. ما در این تحقیق سعی میکنیم که از پراکندهگویی دوری جوییم و ساختار شعری این دوره را بر اساس نظریه تحلیل گفتمان مورد نقد و بررسی قرار دهیم.

۱-۱-۵. فرضیهها و خطوط راهنمای بحث
این پایاننامه یک تحقیق اکتشافی است و احتیاجی به فرضیه ندارد، بلکه نیازمند خطوط راهنمای بحث است که میتواند در موارد ذیل خلاصه شود:
۱. گفتمان حاکم در این دوره، گفتمان تجدّدگراست که شاخصهای آن گرایش به آزادی دموکراسی و غربگرایی است.
۲. ادبیّات و علیالخصوص شعر طنز، نمادی از اوضاع سیاسی و اجتماعی جامعه و همچنین تبلور اندیشهها و پیشفرضهای شعرای این عصر در خصوص مفاهیمی همچون آزادی، توسعه، قانون، تجدّد و… است.

۱-۱-۶. هدفها
الف. تمییز مفاهیم و سوژههایی مانند استبداد، آزادی، میهن- ملّت، مساوات، دستور و قانون، زن و حقوق زن، تجدّد و مشروطیّت در شعر طنز مشروطه.
ب. تحلیل گفتمان کلّی حاکم بر فضای شعر مشروطه و تأثیر آن بر فضای سیاسی – اجتماعی ایران.
۱-۲. بخش دوم: روش انجام تحقیق و قلمرو آن
۱-۲-۱. مقدّمه
ضرورت کاربست روش در پژوهش و تبیین روششناسی، از اصول مسلّم و جزو بدیهیّات عصر دانش و اطّلاعات است. روش پژوهش، نقش لوکوموتیو قطار علم را بازی میکند و هر کار پژوهشی – علمی بویژه در حوزهی علوم انسانی، نیازمند رهیافتی روشمند است. صرف‌نظر از تفاوت‌های لفظی بین روش تحقیق و روش‌شناسی یا متدولوژی و رهیافت، “روش” مجموعه قواعدی است که برای یاد دادن و یاد گرفتن دانسته‌های موجود در یک رشته از دانش‌ به کار گرفته می‌شود. به تعبیر صادق حقیقت در کتاب “مسأله‌شناسی مطالعات سیاسی اسلامی”، اهمیّت روششناسی و نقد و ارزیابی روش‌های موجود در هر علم، وقتی روشن می‌شود که به دو گزارهی زیر عنایت شود:
۱. هر محقّقی به شکل خودآگاه یا ناخودآگاه از روشی استفاده می‌کند.
۲. هر روشی دارای محدودیت‌ها و مزایایی می‌باشد. ( حقیقت، ۱۳۸۳، ص ۴۶)
این اهمیت تا جایی پیش رفته است که برخی معتقدند واژهی علمی بیانگر محتوای واقعیّت مورد مطالعه نیست، بلکه تأکید بر روشی است که در پژوهش به کار رفتهاست. “امروزه، علم به چنان مرتبتی دست یافته است که حتّی مردم کوچه و بازار نیز می‌کوشند به مدّعیات خود صبغه‌ای علمی بدهند. پذیرش مرجعیّت و اقتدار علم، تا جایی مقبولیّت یافته است که دانش‌های ذاتاً متفاوت دیگر با علم ـ یعنی علم تجربی ـ نیز به علمیسازی حوزه‌های مطالعاتی خود رو آورده‌اند. مرکز ثقل این تلاش‌ها را در علوم انسانی، به ویژه در علم سیاست، می‌توان مشاهده نمود. به اعتقاد بسیاری از دانشمندان علوم انسانی، از جمله سیاستشناسان، علّت ناکامی علوم انسانی به طور اعم و علم سیاست به طور اخصّ، به روش پژوهشی آن برمی‌گردد.” (اردستانی، مقدّمه) امّا یک پرسش جدّی که در این میان همواره ذهن کاوشگر را می‌آزارد ریا، اینکه به چه میزان از روش‌های موجود می‌توان در خصوص تحلیل پدیده‌های سیاسی- اجتماعی بهره برد؟
کلّیهی رهیافت‌های (approach) روششناسانه به علم، به خصوص در تحلیل پدیده‌های سیاسی، حاوی محدودیت‌ها و فرصتهایی هستند که نه می‌توان به یک باره آنها را کنار گذاشت و نه می‌توان به این رهیافت‌ها اکتفای صرف نمود. مآلاً مختصّات پژوهش حاضر، پیرامون بررسی شعر طنز در دوره مشروطه، رهیافتی روشی را اقتضا می‌کند که در این مجال باید به تبیین روششناسی این پژوهش بپردازیم.

۱-۲-۲. روش تحلیل گفتمان
از آنجا که بخش عمده‌ای از بار پژوهش دربارهی شعر طنز مشروطه، بر ابیات و نگاشتههای شعرا متّکی است، بنابراین، روش تحلیل گفتمان متناسب با مختص
ّات این بحث، از مزایای ویژه‌ای برخوردار است. هر چند نمیتوان از معایب و مشکلات آن چشم پوشید. امروزه گفتمان به مجموعه‌ای معنادار از علائم و نشانه‌های زبانشناختی و فرازبانشناختی تعریف می‌شود. البتّه این تعریف محصول یک تکامل تاریخی است. برخی از پژوهشگران تطوّر تاریخی روش تحلیل گفتمان را در سیر ساختگرایی به نقشگرایی و رویکرد انتقادی تحلیل کرده‌اند.
نظریهی گفتمان در زبانشناسی متولّد شد. در این مرحلهی ابتدایی، گفتمان به مثابهی زبانِ بزرگتر از جمله بود. (ساختگرایی) بعدها مفهوم بافت نیز وارد تحلیل گفتمان شد. منظور از بافت، شرایط زمانی و مکانی محدودی است که زبان در آن به کار می‌رود. (نقش گرایی) بعدها زبانشناسی انتقادی به نظریهی مشهور تحلیل گفتمان، نقبی زد و قابلهی تحلیل گفتمان انتقادی شد. (رویکرد انتقادی)
میشل فوکو در دههی ۶۰ میلادی، نوع دیگری از نگرش به گفتمان را پایهگذاری کرد که نه تنها گفتمان بزرگتر از زبان است، بلکه کلّ حوزهی اجتماع را در بر می‌گیرد و نظام‌های حقیقت را بر سوژه یا فاعلان تحمیل می‌کند. فوکو گفتمان را این‌گونه تعریف می‏کند: “ما مجموعه‏ای از احکام را، تا زمانی که متعلّق به صورتبندی گفتمانی مشترکی باشند، گفتمان می‏نامیم. .. [گفتمان] متشکّل از تعداد محدودی از احکام است که می‏توان برای آنها، مجموعه‏ای از شرایط وجودی را تعریف کرد.” Foucault , 1972)، ۱۱۷) .
از دیگر نظریهپردازان معاصر مقولهی گفتمان، می‌توان به لاکلا و شنتال موف اندیشمندان پسامارکسیسم اشاره کرد. این دو در اثر خود با عنوان هژمونی و راهبرد اجتماعی (۱۹۸۵)، به این مقوله پرداختهاند. ریشه‌های بحث این دو از گفتمان، به سه انگارهی عمدهی فلسفی باز می‌گردد. این سه انگاره عبارتند: از “مدلول، پدیده و نشانه” که خود به ترتیب منشأ تدوین سه جریان فکری هستند؛ فلسفهی تحلیلی، پدیدارشناسی و ساختارگرایی.
ارنستو لاکلا و شنتال موف، نظریهی گفتمان فوکو را بسط دادند. آنها با بهکارگیری نظریات متفکّرانی چون سوسور، دریدا، بارت، لاکان، گرامشی و آلتوسر، نظریهی بسیار کارآمدی را شکل دادند که انسجام و قابلیّت تبیین فوق‏العاده‏ای دارد. در ادامه، مبانی این نظریه به اختصار تشریح می‏شود. “لاکلا و موف مفهوم گفتمان خود را از فوکو وام گرفته‏اند. گفتمان در این‏جا، نظام معنایی بزرگتر از زبان است و هر گفتمان، بخش‏هایی از حوزهی اجتماع را در سیطرهی خود گرفته و به واسطهی در اختیار گرفتن ذهن سوژه‏ها، به گفتارها و رفتارهای فردی و اجتماعی آنها شکل می‏دهد. لاکلا و موف همچنین مفهوم قدرت فوکو را نیز وارد نظریهی گفتمان خود کردند و به این ترتیب به گفتمان، نیرویی پیشراننده بخشیدند، امّا به نظر می‏رس

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.