عملکرد تحصیلی، پیشرفت تحصیلی

اکستروم و همکاران (۱۹۸۶) در پژوهشی بیان داشتند دانش آموزانی که ترک تحصیل می کنند ، وبه نوعی دچار افت تحصیلی بوده اند ،‌مفهوم خود ضعیف تری نسبت به همسالانشان دارند که درمدرسه باقی می مانند و تحصیل را ادامه می دهند و همچنین این گروه بر این عقیده اند که برسرنوشتشان کنترل اندکی دارند. همچنین بیان می دارد که افراد یکه ترک تحصیل می کنند،‌نمره کمی درمیزان محبوبیت به خود
می دهند و این که دوستان دانش آموزان دبیرستانی که ترک تحصیل می کنند، بیشتر از سایرین غیبت
می کنند، نمرات کمتری دارند و نگرش مثبت آنها نسبت به مدرسه ضعیف است وکمتر احتمال می رود که برای ورود به دانشگاه برنامه ریزی کنند.
– منچ و کندل(۱۹۸۸) و تیدول (۱۹۸۸) در پژوهشی بیان داشتند که ترک تحصیل می تواند به از دست دادن عزت نفس،‌مصرف مواد وتبدیل شدن فرد به باراقتصادی برای جامعه منجر شود.
– رایان و کانل(۱۹۸۹) در پژوهشی بیان داشتند که انگیزش یکی از نیرومند ترین تعیین کننده های موفقیت وشکست دانش آموزان درمدرسه است.
– بچمن ، ویرتینن وگرین (۱۹۷۲) براین عقیده اند که ترک تحصیل از “ناهماهنگی” ‌بین مدرسه و کودک ناشی می شود. ولاج وراتر (۱۹۸۶) مشکل ترک تحصیل را “نتیجه تعارض و بیگانگی” ‌بین دانش آموز و محیط و قوانین مدرسه می داند(به نقل از ازمک کال، ۱۹۸۹).
– ادوارد مک کاول (۱۹۸۹) درپژوهشی تحت عنوان ترک تحصیل درمدارس روستایی ، به تفاوت های موجود بین ترک تحصیل کنندگان شهری وروستایی مرتبط با دلایل ترک تحصیل، ‌فعالیت های پس از مدرسه ، آرمان های تحصیلی پرداخت.‌نتایج نشان داد که مسایل مربوط به آرمان های تحصیلی ، روابط دانش آموز – معلم باید مورد توجه کسانی قرارگیرد که برای مشکل ترک تحصیل درمناطق روستایی اهمیت قائل هستند .
-با توجه به بافت اجتماعی ،‌دانش آموزان ترک تحصیل کرده به نسبت سایر دانش آموزان ، گزارش
کرده اند که درفرایند تصمیم گیری درمدرسه بسیارکمتر مشارکت داشتند. اغلب به آنها گفته می شود که خودرا اصلاح کنند وغالباً‌تأدیب می شدند (دان ۱۹۹۲) .همچنین آنهاگزارش داده اند که کمتر روابط معلم – شاگرد مثبتی داشته اند ومعلمان آنهارا کنترل می کردند (بییردن ،اسپنسرو موراکو ،۱۹۸۹،دان ۱۹۹۲)
– هوریتز،‌(۱۹۹۲)درپژوهشی بر روی دانش آموزان این نتیجه را گرفت که دانش آموزان ترک تحصیل کرده ادراک پایینی ازشایستگی تحصیلی را نشان می دهند و درارتباط با انگیزش سطوح پایینی ازعلاقه ونگرش اما سطوح بالایی از بیگانگی وخستگی نسبت به مدرسه را نشان می دهند.
– میگی، ویگفیلد و اکلیس(۱۹۹۲) در پژوهشی بیان داشتند که ادرک دانش آموزان نسبت به درس ریاضی یک پیش بینی کننده مهمی از قصد آنان و رفتار واقعی آنان برای ادامه تحصیل وگرفتن واحدهای مربوط درآینده است.
– پژوهشهای بسیاری نشان داده اند که انگیزش می تواند به بازده های مهمی بیانجامد .ازجمله این بازدها می توان به تلاش ،تجربه هیجان مثبت درکلاس درس،‌سازگاری روان شناختی درمدرسه،‌تمرکز ،‌رضایت اززندگی تحصیلی خود،‌عملکرد تحصیلی،‌وتمایل به ادامه تحصیل اشاره کرد(فورتیر ،‌والرند ،‌وگوای ،‌۱۹۹۵: گاتفرید ،‌۱۹۸۵،۱۹۹۰:‌ گرولینک ورایان ،۱۹۸۷ ؛رایان وکانل ،‌۱۹۸۹؛ والرند وبیسونت،‌۱۹۹۲؛والرند و همکاران ،‌۱۹۸۹؛والرند وهمکاران ،۱۹۹۳)
– فورتیر ،‌والرند وگای (۱۹۹۵) درپژوهشی با عنوان “انگیزش تحصیلی وعملکرد مدرسه : ازطریق مدل ساختاری” به این نتیجه رسیدند که شایستگی ادراک شده وانگیزش خود پیرو تحصیلی ادراک شده بر روی انگیزش تحصیلی خود مختار اثر می گذارد و درنهایت دارای تأثیر مثبتی برعملکرد مدرسه می باشد.
– وهمیر و کلچنر (۱۹۹۶)؛ وهمیر و متلرز (۱۹۹۵) درپژوهشی به این نتیجه رسیدند که جوانان دارای ناتوانی که غالباً‌نرخ های پایین اتمام مدرسه وموفقیت را تجربه می کنند نیز نسبت به همسالان خود از سطوح کمتری از خودمختاری برخوردارند . اما جوانان دارای ناتوانی که سطوح بالاتری از خود مختاری را دارا هستند بیشتر احتمال می رود تا پس از مدرسه شاغل شده ودرزندگی بزرگسالی خود موفقیت راتجربه کنند
– روسر ومیدگلی ،(۱۹۹۶) بیان کردند که مطالعات تجربی نشان داده است که ادراک مثبت ازوجود ارتباط بین معلم – دانش آموز واحساس تعلق به مدرسه با پیشرفت تحصیلی و انگیزش تحصیلی همبستگی مثبت وجود دارد. به علاوه نگرش مثبت نسبت به مدرسه با پیشرفت تحصیلی ارتباط مثبت دارد(به نقل از حسینی نسب و بیکائی منیع، ۱۳۷۷).
– والرند،‌ فورتییر وگوای ( ۱۹۹۷) معتقدند که انگیزش،‌وبه ویژه انگیزش خود تعیین شده ، متغیر کلیدی درپیش بینی ترک تحصیل از دبیرستان است ،‌علاوه براین بافت اجتماعی نیز نقش بنیادی را در فرایند ترک تحصیل بازی می کند .
– تئوری خود تعیین گری فرض می کند که خود پیروی وخودمختاری با نتایج تحصیلی مثبت ارتباط دارد (شامل دستاوردهای آموزشی درمدارس نیز می شود) درحالیکه انگیزش غیر خود پیرو با نتایج منفی ارتباط خواهد داشت (دلی ورایان، ۱۹۹۱) شواهدی برای این ایده وجوددارد به عنوان مثال بعضی از محققان دریافتند که انگیزش خود پیرو باعملکرد مثبت وبهتر تحصیلی ( میسراندینو ، ۱۹۹۶؛به نقل از ایون کیونگ یوم،جیمز کورتر وکیکومی تاتوسوکی،۲۰۰۵) ترک تحصیل کمتر ، توانایی بهتر در مواجهه با شکست ها وکیفیت بالاتر یا دگیری ارتباط دارد وانگیزش های غیر خود پیرو منجر به ترک تحصیل بیشتر، علایق کمتر، ارزشهای کمتر وتلاش کمتر برای رسیدن به اه
داف خواهدشد (والرند،‌۱۹۹۷)
– یافته های یک پژوهش بر روی جوانان اسکاتلندی ترک تحصیل کرده نشان میدهد جوانانی که درطی تحصیل دارای یک کار نیمه وقت بوده اندو سابقه فرار ازمدرسه نداشته اند درهنگام فراغت ازتحصیل با خطر بیکاری کمتری مواجه خواهند بود. در بررسی دیگر،‌اندروز وبرادلی (۱۹۹۷) ازطریق تحلیل رگرسیون لجستیک چند جمله ای ،‌بر روی داده های مربوط به یک مقطع زمانی که ترک تحصیل کنندگان لانکشایر دریافتند که احتمال بیکاری این افراد بیش از افرادی است که ادامه تحصیل داده اندو نتیجه گرفتند که این گروه بزرگترین حاشیه نشینان بازار کار جوانان هستند و در رقابت برای کسب شغل از دیگران عقب
می مانند و برای ورود آموزشی فنی وحرفه ای جوانان بی میل هستند ( به نقل از محمدیان، عریضی، ۱۳۸۵)
– کاسپی ودیگران (۱۹۹۸) از بررسی تأثیرات دوران کودکی وسن بلوغ به عنوان پیش بینی کننده بیکاری جوانان درایالات متحده ، دریافتند که فقرتحصیلی و سرمایه اندک خانواده ،‌عضویت درخانوده های یک سرپرست ، اختلاف خانوادگی ،‌کمبودوابستگی به مدرسه و رفتارهای ناهنجار اجتماعی به طور معنی داری احتمال بیکاری جوانان را افزایش می دهد.
– دال وهس (۲۰۰۱) بیان کردند که مطالعات فراوانی متذکر شده اند که جدایی از مدرسه از همان سالهای ابتدایی آغاز می شود .بنابراین فعالیت هایی که موجب رشد خود پیروی می شود ، همانطور که طی سال هایی که مشارکت در مدرسه درمعرض خطر قرار دارد مثل انتقال به مقطع راهنمایی و دبیرستان ، فراهم می شود، ‌باید طی سالهای اولیه مدرسه درکلاسها ومدارس موجود باشد .
– لوسیر ووالرند (۲۰۰۱) درپژوهشی رابطه زمانی بین شایستگی ادراک شده وانگیزش خود پیرو را مورد مطالعه قرار داند نتایج عمدتاً‌این فرضیه را تاییدکرد که شایستگی ادراک شده درطی زمان،‌تعیین کننده انگیزش است ( تا اینکه معکوس باشد) اما این احتمال را نیز نادیده نمی گیرد که انگیزش نیز طی زمان
می تواند تصور فرداز شایستگی را تحت تأثیر قراردهد.
– وقتی که معلمان از خودمختاری دانش آموزان بیشتر حمایت می کنند وکمتر کنترل گر هستند،‌دانش آموزان سطوح بالاتر انگیزه درونی وخودمختاری را نشان می دهند(پلایتر۳۲۵، گالت۳۲۶، لویسکو۳۲۷، ۲۰۰۲) .
– سینگ و همکاران (۲۰۰۲) درمطالعات خود به این نتیجه رسیدند که انگیزش، علاقه و تعهد علمی، ‌در پیشرفت تحصیلی دروس علوم وریاضیات موثراست .
– هاردر و ریو (۲۰۰۳) درپژوهشی با استفاده از نظریه انگیزش خود پیروی یک مدل انگیزشی در دانش آموزان روستایی به قصد پافشاری در برابر ترک تحصیل از دبیرستان را انجام دادند ، با این هدف که انگیزه آنان بوسیله معلمان حمایت کننده خودمختاری تقویت می شود یا به وسیله معلم های کنترل گر خنثی
می شود نتایج این پژوهش بر روی ۴۸۳ دانش آموز دبیرستان روستایی نشان داد که حمایت از خود مختاری دانش آموزان درکلاس درس ، انگیزش خود پیرو وشایستگی ادراک شده را پیش بینی می کند و باعث تمایل آنان به ادامه تحصیل می شود. آنان حتی بعد از کنترل جهت آگاهی از نتایج چنین وضعی داشتند.
– تحقیقات نشان داده است دانش آموزان ضعیف تری که خود مختارتر بودند ، وقتی مدرسه را ترک می کنند، پیامدهای بزرگسالی مثبت تری کسب می کنند( وهمیر ،‌پالمر ،‌۲۰۰۳؛ وهمیر وشوارتز،۱۹۹۷)
– کیونگ یوم ،کورترو و تاتوسوکی، (۲۰۰۵)در دو پژوهش با عنوان “‌انگیزش،حمایت خودمختاری و عملکر در یاضیات،‌یک تحلیل معادله ساختاری ” به این نتایج رسیدند که خود پنداره ریاضی مثبت به طور عمده برعملکرد ریاضی اثر گذار است وهمچنین حمایت خود پنداری درکلاس درس به طور عمده برعملکرد ریاضی تأثیردارد(به نقل از هاردر و همکاران، ۲۰۰۷).
– هاردر،‌کراوسون ، ‌دی بیکر ووایت (۲۰۰۷) در پژوهشی به شناسایی روابط پیش بینی کننده در میان
ویژگی هایی از دانش آموزان روستایی که انگیزه یادگیری وموفقیت را تحت تأثیر قرار می دهند پرداخته اند. این تحقیق برروی ۹۰۰ دانش آموز ۱۸ دبیرستان روستایی درشمال غرب ایالات متحده اجرا شد آنها یک مدل مسیر فرض شده را درشکل دهی به نمونه های فرعی واعتبار آن مورد آزمایش قرار دادند. متغیرها شامل ادراک محیط کلاس،توانایی ادراکی ، ابزاری دانستن ادراکی آموزش واهداف موفقیت به عنوان پیش بینی کننده های شرکت وتلاش درمدرسه بودند این مدل انگیزشی به نحو قابل قبولی با داده ها مطابقت داشت .
– ایسن مان(۲۰۰۷) بیان می کند سطح انگیزش وشایستگی ادراک شده دانش آموزان می تواند تصمیم به ترک تحصیل ووضعیت بعدی‌‌آنها را پیش بینی کند ،‌نظریه تعیین گری شخصی و پژوهش انجام شده پیشنهاد می کنند که با تشویق شایستگی ادراک شده وتعیین گری شخصی دانش آموزان می توان آنها را به ادامه تحصیل ترغیب کرد.(به نقل از هیونگ لی و همکاران، ۲۰۰۸)
– هاردر و همکاران (۲۰۰۷) درتحقیقی برروی دانش آموزان روستایی به این نتیجه رسیدند که اگر معلمان بتوانند محیطی ایجاد کنند که دانش آموز درآن احساس کند حمایت می شود،‌ دانش آموز می تواند روابط ابزاری بین آن چه در مدرسه انجام می شود و اهدافی که خودارزش گذاری کرده است (مثل اشتغال درآینده ) را درک نماید.
– ادراک معلمان همبستگی زیادی با ادراک انگیزش دانش آموزان دارد ازمیان عوامل مرتبط ،توانایی واهداف یادگیری به عنوان قوی ترین پیش بینی کننده های انگیزشی ادراکی دانش آموزان ظاهر شده اند و معلمان مورد مصاحبه گزارش نمودند که انگیزش دانش آموزا
ن آنها عمدتاً‌ بیرونی وبا جهت گیری عملکردی بوده وتحت تأثیر عوامل خارجی و به ویژه فشار امتحان و انتظارات اجتماعی قرار داشت (هاردر و همکاران،۲۰۰۷)
– الیوت (۱۹۹۹) درپژوهشی به این نتایج رسید که اهداف دارای رویکرد عملکرد با نتایج مثبتی از جمله تلاش و پایداری درحین مطالعه ، انگیزش درونی،‌آرمان های بزرگ،‌وعملکرد تحصیلی بالا درارتباط بوده است. بالعکس اهداف اجتناب از عملکرد با حواس پرتی و فقدان خود تنظیمی دررابطه با مطالعه،‌پردازش سطحی اطلاعات ،عدم تمایل به درخواست کمک ، انگیزش درونی کم وعملکرد تحصیلی ضعیف مرتبط بوده است(به نقل از ایسن مان، ۲۰۰۷).
– هیانگ لی،‌وهمیر،‌پالمر،‌سوکاپ ولتیل(۲۰۰۸) درپژوهشی با عنوان اثر ترویج خود پیروی به عنوان یک راهکار آموزشی به این نتیجه رسیدند که یافته ها حاکی از اثر مثبت ترویج خود پیروی بردستیابی به برنامه آموزش عمومی برای دانش آموزان دارای ناتوانی ونیز میزان اصطلاحات موردنیاز برنامه ودیگر حمایت های ضروری برای دستیابی بیشتر وپیشرفت دانش آموز می باشد.
نظریه تعیین گری شخصی زیر بنای نظری این پژوهش می باشد. بنیان نظریه بر این اصل استوار است که افراد دارای تمایل ذاتی سازمان یافه ای در جهت رشد، یکپارچه سازی خود و حل ناهمسازی های روان شناختی هستند(رایان، ۱۹۹۵؛ رایان ودسی،‌۲۰۰۰).
اصلی ترین تمایز در SDT میان انگیزش خود پیرو و انگیزش کنترل شده است. زمانی که افراد دارای انگیزش خود پیرو هستند، اراده یا تایید شخصی را در اعمال خود تجربه می کنند. در مقابل، انگیزش کنترل شده، تنظیم بیرونی، که در آن رفتار فرد تابعی از وابستگی های پاداش یا تنبیه است، و تنظیم درون فکنی شده، که در آن تنظیم رفتار تا حدی درونی سازی شده، و توسط عواملی نظیر دریافت تایید، اجتناب از شرم، عزت نفس مشروط برانگیخته می شود، را در بر می گیرد(تیلور و نتومانیس، ۲۰۰۷).
سه نیاز روان شناختی، سطح تعیین گری شخصی فرد را تعیین می کنند، این نیازها جهان شمول، ذاتی و روان شناختی هستند که شامل نیاز به کفایت، خود پیروی و وابستگی است(دسی و رایان، ۲۰۰۲).
SDT شامل چهار خرده نظریه می باشد که عبارتند از: نظریه ارزیابی شناختی، نظریه یکپارچه سازی ارگانیسمی، نظریه جهت گیری علی و نظریه نیازهای بنیادی.
اصل موضوع انگیزش درونی با این مطلب آغاز می شود که ارگانیسم فعال است؛ این اصل فرض را بر این قرار می دهد که انسان ها به طور طبیعی فعال هستند و همچنین تمایلی طبیعی به سمت رشد وجود دارد که برای کارکرد موثر به نیرو نیاز دارد(ون استینکست، لنزودسی، ۲۰۰۶).
مطابق با SDT، فرآیند یکپارچه سازی تنظیم های جدید رفتار می تواند توسط محیط اجتماعی فرد تسهیل یا

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *