دوره ی هخامنشی، دوره های تاریخی

دیوارها به دست آمده اند. بست های فولادی یا آهنی نیزطی مرورزمان هوازده وپوسیده اندازآن همه بست ،تنها زنگارخاکی سرخرنگی ازاکسیدآهن برجای مانده است . تنها در چند مورد بست آهنی زنگ زده ای در سوراخ حجاری ها باقی مانده شناسایی و طراحی شده است.
درادامه ی دیوار ستون دار، بخشی از آن که در حال سقوط وریزش بود حفاظت وموقتاً نگهداری شد کارکاوش منجربه یافتن تعدادی ازسنگهای تراشیده وساقط شده ی دیوارو نیز چندین ستون گردیده.دربرنامه ریزیهای سال۱۳۵۱تعمیرو بازسازی دیوارستوندار(سرجای مانده)در اولویت قرار گرفت که تنها دارای چهار ستون و دوپایه ستون استوارو دوستون واژگون بود(همان منبع، ۹۱-۸۷)
۳-۵-۲- علائم ونشانه های منقوربرسنگهای غیرحجاری معبدآناهیتا
نقوش و نوشته ها بیشتر درحجاری ها منقورندکه در ملاط گچ داخل دیوار از نظرها پنهان شده اند و این نیز دلیل خوبی است که در دوره ساسانیان عنوان تفنن برسنگ ها ننوشته اند بلکه ابتدا بر پشت سنگ مطالب و منظور را نگاشته اندو بعد آن را کارگذاشته اند. ریش سفیدان محل معتقدند که دردل تپه حمام بلوری وجود دارد باحوضی از طلا که در میان آب آن حوض ماهیهایی طلایی شناوردند(گلزاری ،۱۳۸۴، ص ۵۵) . بیش از دویست علامت که از آنها به عنوان علائم حجاران در گزارش باستان شناسی نام برده می شود، درمحوطه معبد آناهیتا شناسایی و مورد بررسی قرارگرفتهاند. به استثنای دو مورداز این علائم ونوشتهها برروی سنگهای نماو تراشدار حک گردیدهاند. مابقی علائم مذکور برروی سنگهای بدون تراش و لاشه سنگهای پر کننده دیوار های قطور۵/۱۸ متری معبد نقر شده اند کامبخش فرد کاوشگرمحوطه این موضوع را به باورهاواعتقادات دینی ونزورات معتقدین به پرستشگاه آناهیتا نسبت میدهدو علائم مورد بحث را به سه گروه و سه دوره تاریخی طبقه بندی مینماید .
گروه اول : علائمی که در پاسارگاد و تخت جمشید نیز به کار رفته و با تعدادی از علائم معبد آناهیتا قابل مقایسهاند (شکل۳-۱۴) .

وبراساس بررسی های خط شناسان ایتالیایی همراه علائم علائم حجاران لیدیایی تشخیص داده شده که از زمان کوروش کبیرمعمول گردیدهاند ،واین گروه علائم دوره قدیم و هخامنشی معرفی شدهاند. برخی علایم هخامنشی اند که با نقشهای صفه ی تخت سلیمان پاسارگادیکسان اند وآن طورکه به نظرمی رسد به همت یک یاچند نفر کنده شده اند.
گروه دوم : علائمی هستند که شبیه به علائم مورد استفاده آرامیان و بینالنهرین و سوریه هم زمان با دوره اشکانی با این دسته نیز علائم دوره اشکانی میباشد. که این دوره مصادف با ساختمان و افزودن حجاری های محیطی یا تکمیل وپایان بناست(دوره ی دوم) که اشکانی اند.علایمی نیز از دوران پارتی منقورند که بیشترآرامی و فنیقی یا مشتقات آنهامی باشندکه درسواحل شرقی دریای مدیترانه و عربستان و سوریه جریان داشته اند(شکل ۳-۱۵ ).
گروه سوم: علائمی هستندکه نمونه آنهادر کاخ های فیروزآباد،تیسفون و..از دوره ساسانی بکاررفته درمیان آنهاحروفی به زبان پهلوی ساسانی وهمچنین کلمات پیرو پیروز مخفف
پیروز شاه ساسانی وجود دارد.این گروه ساسانی معرفی شدهاند( شکل ۳-۱۶ ) . سنگهای بسیاری که منقوربه خطوط واسامی پهلوی ساسانی است دردوره ی سوم هنگام بازسازی دیوارهای محیطی که نشان می دهداین بازسازی اواسط سده ی ۵ میلادی به بعدانجام شده است.

موقعیت منطقه وجود مکان مذهبی ومقدسی رادرارتباط با پرستشگاه ناهید همدان ودر حد فاصل آن تاکتیبه ی بیستون ایجاب می کرده است دشتهای سرسبز و پرآب مقابل پرستشگاه ناهید بخشی از دشت نیسایه ی معروف تاریخی است . همچنین در زمان پارتیان به الهه ناهید سوگند می خورده اند و در تثلیث۱۶ ایزدان آناهیتا قبل از اهورامزدا جای داشته است. سنگ های پرستشگاه ناهید علامت ها و اسامی کنده شده ی فروانی را بر پشت و روی خود حفظ وارائه کرده اند .
عموماً این علایم بر سنگ های غیر حجاری و نه درحجاری ها در اثر ضربه های پی در پی نوک تیز تیشه ی سنگتراشی بر پیکر سنگ به صورت علامات نقطه چین نقر شده اند.وجود این مجموعه نقش ها بر پشت سنگ های غیر حجاری مبین آن است که احداث پرستشگاه ها دردوره ی هخامنشی و پارتی و ساسانی کمک و شرکت گسترده و نذورات مردم را طلب می کرده است . بنیان پرستشگاهی درابعاد و عظمت معبد آناهیتا علاوه بر نیاز به حجار و معمار به تعداد بی شماری سنگ چند تنی ، آن چنان که هم اکنون مشهود است ، نیاز داشته که الزاما تحویل آن را مومنان باید تعهد می کردند . احتمالاً نقش های محکوک به این افراد و گروهها اختصاص داشته است . شاید اگر احداث کاخ و قصری هدف می بود ، چون جنبه ی تشریفاتی و درباری داشت ، لاجرم علایم و اسامی به حجار آن مربوط می شد ، آن طور که دربنای تخت جمشید مشهوداست۱۷.

ضمن کاوش درجبهه ی شرقی وجنوبی پرستشگاه ناهید، تعدادی ازسنگهای غیرحجاری که مجموعه ی ازلاشه های چند تنی اند از زیرخاک بیرون آمده اند که مربوط به داخل پی و دیوارهای قطورند .
بررسی های انجام شده روی سنگ ها و علایم و اسامی منقور آنها نشان داده که عموما مربوط به نذر کنندگان بوده نه حجاران . بعضی از علامات تصویری ، حروفی از این خطوط یا انشعابات آنها از قبیل یونانی ، رومی ، عربی قدیم ، مسند، ثمودی ،صفوی حمیری ، قبطی ، یا نبطی اند.این نشانه ها دارای معانی و مفاهیم هستند. شایددرخت نخل علامت ی سال (دوازده ماه)، ماهی درآب نشانه ی آناهیتا ، عقاب پرافتاده نشانه ای از تسلط،‌ وانسان شخم
زن برکت زمین و مفاهیم زراعت و خوراک را می رسانده است . همین طور برخی از حروف فنیقی ،آرامی، عربی قدیم، ایرانی و یونانی قدیم درکنگاور بین علامات وجود دارد .برخی از علایم ،حروف متداول خطوط زمان بوده که به صورت نام یا مخفف آن در آمده است . نوشته های منفردی از اسامی به پهلوی ساسانی کنده شده و مربوط به بازسازی ومرمت بنا در آن زمان است. بررسی های کارشناسان خط، این اسامی دراواسط دوره ی ساسانی کنده شده اند .
پاسارگاد که بناهای اولیه ی هخامنشی را در منطقه حفظ می کند . قدیمی ترین علایم حجاران را در پشت و روی حجاری ها به صورت منقور نشان می دهد ؛ ولی علایم مشابه پاسارگاد درکنگاور بر سنگ های لاشه ای و غیر هندسی کنده شده اند. بعضی از علایم صفه ی پاسارگاد درتخت جمشیدو تالار خزانه ی داریوش و در حجاری های سایر مجموعه ها ادامه یافته است ،‌ ولی بیشتر به صورت مرکب نقر شده اند .
آقای نیلاندر باستان شناس سوئدی در این زمینه تحقیق جالبی کرده است و علایم را مربوط به حجاران می داند. رسم برش وتیشه زنی علایم از یک شیوه پیروی کرده ودربسیاری ازآنان مشابهت بسیار است که پاسارگادوکنگاور و بیستون و تخت نشین شهرگور از آن جمله است .
قبلاًدیولافوا چهارعلامت وبعداً داویداستروناخ همین حدود علایم را در پاسارگاد با علایم مجموعه حجاریهای تخت جمشید مشابه یافته اند که البته ممکن است این مشابهت ها چیزی را اثبات نکرده تقلیدمحض باشند، ولی عموماً آنها معتقدند که این علایم مربوط به سنگتراشان یا سرپرست گروه حجاران بوده است .
بنابراین ملاحظه می شدکه بیشتراین صاحب نظران علایم متفرق در این نقاط را مربوط به سنگتراشان دانسته اند. با وجود این بایستی معتقد شد که شباهت بین تعدادی علامت چه در پاسارگاد، وچه در پایه ستونهای خزانه ی تخت جمشیدو بیستون وتخت نشین شهر گور و کنگاور اتفاقی نبوده است. زیرا اعم علامت ها را در بناهای مذکور روی سنگ های پاکتراش کنده اند در حالی که نشانه ها ونوشته ها درکنگاور روی لاشه سنگ ها حک شده اند .در بین علامت ها، علایم مرکب و به خصوص در خزانه ی داریوش (تخت جمشید) و همدان وبیستون ونیز کنگاور مشاهده شده اند در خزانه ماه و درخت ، درکنگاور ماه و درخت نخل وتیر فلش وحلقه ی گرد و فلش دو سرو بعضی از اشکال و نشانه هایی در مجموعه حروف یونانی وفنیقی مانند(A,D,H,O,T) .
از این قبیل در کنگاور و پاسارگاد و تالار خزانه به صورت مشابه و یکسانی وجود دارند . اشمیت قاطعانه نظر می دهدکه علایم منقور منحصر به سنگتراشان بوده است.او از مقایسه و مطالعه ی چند علامت اطمینان می هدکه تالارخزانه و بخش های تحتانی آن در دوره های مختلف ساخته شده اند. با توجه به مشابهت علایم و حروف نشانه ها و اسامی درکنگاور و پاسارگاد و تالار خزانه ی داریوش و بیستون که عموماً بر سنگ ها منقورند. آنها رادر گروه خود به حروف لیدیایی ، یونانی قدیم ، یونانی ، فنیقی ، ‌و آرامی تقسیم کرده وقایل به یک طبقه بندی از قدیمی‌ترین ایام در مقایسه با پاسارگاد و تخت جمشید شده که می توان نتیجه گرفت استادکارانی از لیدیه وآسیای صغیراز زمان کورش استخدام شده بودند که در مناطق و بناهای دوره ی هخامنشی به کار گمادره شده اند .
این شروع کار و آغاز نشانه گذاری و کندن علایم واسامی روی حجاری یا لاشه سنگ ها بوده است اثر خط و نشانه های آرامی ، سریانی ، تدمری ، ثمودی ، صفوی ، لحیانی ، و پهلوی مدارک و اسناد نبشته ی دوره ی پارتی در تکمیل بنای ناهید است .در دوره ی ساسانی و بازسازی معبد ناهید حروف منفرد که حاکی از اسامی خاص است و بیشتر تکیه به شاه زمان دارد جای علایم ونبشنه ها و حروف پراکنده را گرفته است. بیشتربه سابقه ی گذشته بر نذرکنندگان محلی و بومی که به پهلوی ساسانی علامت گذاری می کردنداشاره دارد .

نبشته ها به دهه ی پنجم میلادی مربوطندو به استثنای یکی دوعبارت عموماً نام پیروز را برخود داشته اند.در لاشه سنگ های داخل دیوارهای محیطی سه نوع علامت منقوروجود دارد که مربوط به سه دوره ی تاریخی است (کامبخش فرد ، ۱۳۷۴ ، ص۲۲۲- ۲۰۶) .
۳-۶- مهمترین نقش پیدا شده در معبد آناهیتا نقش ماهی
ازآنجای که اصالت وعظمت یک قوم مستقیماً درهنرو اشکالی که جلوه می کند می باشد ، بنابراین آثارهنری نمایشگرفرهنگ وتمدن هرقوم و هر دوره ای بوده و با تاریخ هرملت پیوندی ناگسستنی دارد(انصاری ، ۱۳۸۷، ص۵۸ ). آشنایی بافرهنگ و باورهای و باورها از طریق مطالعه نقوش نمادین در هنر امکان پذیراست زیرابیشتر نقوش وتصاویر سرشار از مفهم و می باشند .نمادهای به کار رفته در آثارتاریخی ایران از دیرباز به باورها ، داستانها و اسطوره هایی مربوط بوده که هر کدام نیازهای خاص و بازتاب آرزویی ملی و جهت یافته بوده است (اللهی ، ۱۳۸۶ ف ص ۶ ) .
۳-۶-۱- سمبل و نماد ماهی شناسی
از نقوش و عناصرتزیینی که در هنرهای ایران به فراوانی به کار رفته و از پیشینه های زیادی برخوردار است و ریشه در اسطوره و باورهای این سرزمین دارد نگاره ی تزیینی “ماهی” است .

این نقش یکی از مهمترین ودرعین حال فراگیرترین طرح در هنرهای تجسمی وکاربردی ایران است ( شکل ۳-۱۸ ) در لغت نامه دهخدا آمده است که ماهی” ترجمه سمک و حوت ، حیوانی درآب زیست دارد که به زبان تازی (پارتی) حوت نامیده شده .
و به صورت های مختلف بیان می شود مانند ماهیک ،ماسی ماهیغ ، ماهئی ، و ماس آوی . دهخدا در جایی دیگر اشاره کرده که : ” ماهی منسوب به ماه قمری است ؛ ماهی پشت هرچیز که میان وی بلندو اطرافش پست می باشد در
وسط برجسته و طرفینش بلندمی باشند( دهخدا ، ۱۳۵۲ ، ص ۱۶۸-۱۳۶۰) . همچنین محمدمعین نیز در فرهنگ خویش از ماهی چنین یاد می کند” ماهی جانوری ذی فقار و آبزی از رده ماهیان دارای اقسام متعدد است ” (معین ، ۱۳۷۷ ، ص۳۷۳ ) .
ماهی نشان زندگی می باشد و از آنجایی که با آب همراه و وابسته به آب است پدیده ای خجسته و با شکوه و اهورایی شمرده می شود و به نشان فال نیک می باشد. و همچنین دیگر نشانه ونماد ماهی در سفره نوروزی می باشد که نشان از پیوند با خورشیدو روشنایی است. ” ماهی نماد حاصلخیزی و باروریست ، نگهبانی برای قصرها ی پادشاهان و الهه ها می باشندو همچنین درمسیحیت نمادی برای غسل تعهدمی باشد. ماهی درفرهنگ ایران :” بسیاری ازمفسرین قرآن برآنند که مراد از( ن ) = ” نون ” که در آغاز سوره قلم به آن سوگند یاد شده آن ماهی است که جهان برپشت اوست و او در آب قرار دارد. زیرا آن ماهی گاویست وزیرگاو صخره ای و زیر صخره دژی است نام ماهی ” لیوثا ” و نام گاو ” یهموت ” . گاهی وقت های نقش ماهی را در کنار نقوش دیگر می کشیدند مثلاً کنار ماه و سرنیزه و…. ( شکل ۳-۱۹ ) . (گردیده ، ۱۳۷۶ ، ص۲۶ )

۳-۶-۱-۱- ماهی در اساطیر
” ماهی سمبل خیرو برکت در پادشاهی ایران باستان بوده ، چون در ایران باستان مرد و زن ها لباس های پوشیده به تن داشتند و برهنه نبودند . به صورتی که وقتی پادشاهان فنیقی و مردان دریا زمانی که به پادشاهان و سلاطین هدایایی تقدیم می کردند ، پوششی از ماهی به صورت دامن دامن و حتی کلاه و پیراهن برتن می کردند . در فرهنگ کهن ما آب به علت نقش اساسی که در زندگی داشته ، تقدس پیداکرده وبرای آن ارزش و اعتباری خاص قائل بودند. به طوری که آناهیتا الهه اب پرستیده می شده ، ماهی از نمادهای آناهیتا الهه ی آب و فراوانی و نیزنماد ماه است و اساساً در رمزپردازی باروری تعلق دارد (گدار ، ۱۳۷۷ ،ص ۱۱۱) . حتی در دوره ساسانی که آثارفلزی بیشتر رواج داشته در کنار ظروف نقش ماهی وآناهیتا خدای آب به فروانی دیده می شود . ماهی در سفال های دوره اسلامی در عهد سلجوقی و کاسه های زرین فام به فراوانی دیده می شود و حتی در قالی هانیز به چشم می خورد ) هال ، ۱۳۸۰ ، ص۵۴ ) .

فصل چهارم
دوره های تاریخی
معبد آناهیتا و اشیاء کشف شده

۴-۱- آناهیتا در زمان هخامنشیان

باسنگ نبشته اردشیر دوم هخامنشی (۴۰۴-۳۵۹ پیش از میلاد ) در همدان۱۸ آناهیتا رسماً در یک سند مکتوب ایرانی ، وارد میدان می شود. اردشیر

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *