حجاری، آتش

احتمال داده می شود بخشی از مصالح رویه ی دیوار نیز طی ایام برداشت شده و از بلندی آن کاسته شده باشد، زیرا درادوار اسلامی تغییرو تخریب زیادی در این بخش صورت گرفته و ادامه ی پیشروی طبیعی و منطقی سکودر اثر برداشت مصالح قطع شده است. با این حال فرض بر این است که حرکت ایوان مرکزی در شمال صخره ی ناهید مانند جنوب آن به طور نسبی باقی مانده باشد .در محدوده ی داخلی این ایوان چهار گوشه دردوره ی ساسانی احتمالاً چهار تاقی را برای نگهداری و پرستش آتش احداث کرده اند که امروزه اندک مصالح پراکنده ای از آن باقی است و شاید هم بتوان گفت سکوی چهار گوش دیگری این بخش مرتفع صخره را به صورت مستوی در می آورده است .( کامبخش فرد ، ۱۳۷۴ ، ص۴۱-۳۸) .
۳-۳-۱-۳- موقعیت صخره ی آناهیتا
صخره ی آناهیتا و باباقورت و نهرذوله و دوله (چل مران) صخره هایی به هم پیوسته اند که امروزه خیابان آسفالته ناهیدودکانها وخانه های خشت و گلی جدید، فضاهای طبیعی بین آنها را پرکرده است
کوههای چلمران یکی ازمعادن اصلی سنگ است که بیشترین حجاریهای بنای کنگاور از این کوهستان تامین شده است . هم اینک ستون ها و سر ستون هایی که در درازنای عمر احداث بنا تراش شده اند، در دامنه های آن به کثرت انباشته شده است و پوششی ازگل سنگ های قرمز ، شگرفی خوش رنگ را بر پیکره های مرده ی خودپذیرفته اند . شالوده و بنیان معماری آناهیتا ، معماری ناهید بر گسترده ترین صخره دامنه ی شرقی چلمران نهر ذوله نهاده شده است .چشم اندازهای جنوبی و شرقی آن به جلگه ای زیبا منتهی می شود بخش های شمالی و غربی آن تکیه به کوهستانی دارد با انبوه چشمه هاو سرآب ها ، گورستان هایی کهن و بناهایی در ارتباط با مجموعه ی پرستشگاه ها که گذشت ایام از آن همه هیچ ساخته است .در ارتفاعی مشرف به صخره ی ناهیدو در تپه ای معروف به تپه ی جهودها کاوش به عمل آمدو عملیات خاکبرداری منجر به کشف گورستانی شد که در دروه های اشکانی و ساسانی منسوب به همین قوم بود.با این حال حضور جدی این اقلیت مذهبی با کشف سنگ نبشته ای دردره ای واقع درنهر ذوله بربدنه و پیشانی کوهستان و به خطور عبری آشکارتر شد بخش غربی صخره ناهید با توجه به تصاویر به جای مانده از سیاحان و مسافران اروپایی نیمه اول قرن نوزدهم (۱۸۴۱ میلادی ) و نیز نوشته های آنان بنای جدیدی به استثنای گنبد و مسجد امامزاده ابراهیم واقع در شمال غربی به آن متعلق نبوده است . ستونها بر جای خود استوارند( ۹ ستون بدون سرستون ) که کاملاً رویت می شوند(همان منبع ، ۱۳۷۴ ، ص۵۵-۵۲).
۳-۴- سوابق و شیوه های دفن مرده ها در معبد آناهیتا
اقوام باستانی از نظراحترام وتقدسی که نسبت به مظاهروعناصر طبیعی قایل بودند در کنار رودخانه ها ، دامنه ی کوهها و قلل پر برف ، و سراب ها و چشمه ها به زندگی می پرداختند .و اموات خود را در چنین فضاهایی به خاک می سپردند .دفن اموات رو به مشرق وطلوع آفتاب از قدیمی ترین زمان ها متداول بوده است. این اندیشه ها مبتنی بر ادیان ابتدایی آرایی پرستش خورشید ، ماه و زمین و آسمان بوده که به تدریج نوعی وحدت را به وجود آورده است. کامبخش فرد که چند سال پیش قبور دوران پارتی را درمغان آذربایجان مورد حفاری باستان شناسی و بررسی قرار داد در این قبور ، مردگان رادر
خمره هایی یافت که هنگام تدفین ، دهانه ی آنهارا رو به طلوع خورشید قرار داده بودند. با این حال گرودنه ی خورشیدبه صورت نقش افزوده شده ی شانه ی خمره های مدفون را زینت کرده است ، ضمن آنکه شال پشمی بافته ای رادورگردن وسرمردگان بسته بودندکه مزین به سواستیکا=گرودنه ی خورشید بود. به نظرمی رسداین طرزتدفین نشانی از پیوستن اموات به خورشید و مظهرآن میترا یا مهر است. در پرستشگاه ناهید کنگاور اموات در جهات مختلف و متمسک ونیازمند به زمین متبرک آن دفن شده اند.ضمن آنکه محل تدفین مرگان جبهه شرق این پرستشگاه بوده است . تمام طول محوطه ی شرقی پرستشگاه را به دفن اموات اختصاص داده بودند .ولی تنها در درازای هشتاد متر و عرض چهل متر از گوشه ی جنوب شرقی به این مقابردست یافته شد . بقیه ی قبور آن طی هزار سال در زیر خانه ها و معابرو گذرهایی عام از بین رفته ومعدوم شده است.گورهای زیادی با روش های متعدد تدفین در پای دیوار شرقی معبدناهید وهم گورستان های شمالی کنگاورمورد بررسی وشناسایی قرارگرفتند که باتمام شواهدومدارک به دست آمده هنوز هم رازهای پنهان در طرز تدفین مردگان هزار ساله آن باقی است (همان منبع ، ص۲۲۶) .
۳-۵- کاوش های باستان شناسی پای دیوار شرقی معبد ناهید سال های۱۳۴۹-۱۳۴۸-۱۳۴۷
با توجه به کشف گرته و اثری از امتداد ابهام آمیز دیوار شرقی معبد ناهید در عکس هوایی کنگاورکه در سال ۱۹۳۲ میلادی آقای اریخ اشمیت۱۲تهیه کرده بود، حفاری از شصت متری منتهی الیه جنوب شرقی تپه فاقد خانه های اهالی بود آغاز شد. از مجموع مساحت تپه ناهید حدود پنجاه هزار متر مربع آن اختصاص به بنای مربع شکل پرستشگاه داردکه عموماً بنا در زیر خانه های اهالی مدفون بود. این محوطه که قبلاً اثری جز پستی و بلندی های خاک تپه درآن مشهودنبود، به تدریج ازستون و سرستون وحجاریهای دیوارو سایر منضمات پوشیده شد.درهرگمانه زنی ده متری دوستون و منضمات آنها که عبارت از ته ستون و سرستون و گلیویی وتخته های حجاری دیواربود ازخاک درآمده بودند.از دوازده ستون که انتظارش راداشتیم نه ستون وجود داشت، بقیه به کام کورهای آهک رفته بود.
بررسی ویرانی ، ریزش دیوارو اجزای ستون نشان داد که دو عامل اصلی و اساسی در آن
جا وجود داشت. که یکی آب و دیگری آتش بود .سقوط مجموعه ی ستون و اجزای آن پوشش حجاری دیوار را به زیر کشیده بودیا بهتر است بگوییم که ریزش پوشش حجاری موجب سقوط مجموعه ی ستون و اجزای آن شده بود. نفوذ آب باران به داخل پی ، طی دوران تاریخی به تدریج گچ۱۳را هوازده فاسد کرده است، یک آتش سوزی، پوشش فوقانی سرستون(تخته های پوششی)را که از چوب بوده است .حرارت حاصل از آن ، گچ هوا زده را فاسد کرده باعث پله شدن پوشش حجاری و در نتیجه سقوط مجموعه شده است .آثار و بقایای خاکستروآتش در تمام طول شرقی و جنوبی دو جبهه در لابه لای سنگ ها به هنگام حفاری وجود داشته است.این آتش سوزی که لایه هاو قشرهای ضخیم سوخته ی آن نشانه های خود را در بدنه ی دیوار باقی نهاده است، بند و بست حجاری هارا که ازآهن وسرب بوده اند ذوب کرده تودره های قطوری از سرب را برجای نهاده است.زمان حدوث آتش سوزی معلوم نیست ، تنها به حدس ممکن است گفته شود دراواسط سده ی سوم میلادی اتفاق افتاده است.آتش سوزی احتمالاًدر دو نوبت حادث شده که اثروخط بقایای خاکسترو زغال از دومین آتش سوزی دربخش دیوارشرقی کاملاً قابل تشخیص است(همان منبع ، ص۶۸ -۶۳) .
۳-۵-۱- آثار موجود در ضلع شرقی بنای ناهید
پلکانی اختصاصی با عرض۲ متراز گوشه ی شمال شرقی که احتمالاً برای خدمه ساخته شده بود.تا قوز بلندصفه وجود داشته که نماسازی دووجه پلکان باقی مانده است،درحالی که سنگهای آن واژگون شده به هم ریخته ونیزحجم هایی ازآن معدوم شده است. وضع فعلی گواهی می دهد که دیوار شرقی که آغازی بلندی صفه وانحراف دیواره درصخره است ، دارای ستون هایی بوده است. که به صورت قرینه قرار داشته اند.سنگ قول پیکر دیوار متورم وانحرافی در بلندای بیست متری صخره و بنیاد نهاده شده که احتمالاًبا مجموعه بناهای دیگری در صخره ی بابا قورت پیوسته بوده پرستشگاه را تسهیل می کرده که متاسفانه ازآن مجموعه بناها امروزه هیچ اثری بر جای نمانده است، ولی در طرح های”فلاندن وکست”برج و بارویی ترسیم شده است. همچنین در پای دیوار شرقی ومحوطه ی
کاوش به عمل آمدکه منجربه کشف و پدید آمدن گورستانی شدکه گورهای آن درصخره حفرو کنده شده بودند. قبور مکشوفه در چهاردوره ی تاریخی متوالی سنتهای تدفین رادر صخره ی سنگی، تابوتهای سفالی ،خمره های سفالین و استخوان دان ها(استودان۱۴) عرضه داشتنه اند .دراین محوطه عارضه های طبیعی صخره (اختلاف سطح ها)احتمالاً با پلکان و نما سازی آراسته سنگفرش شده بوده است . جاسازیهای مختصر این پله ها و کار سازی ها هم اینکه بر بدنه ی صخره باقی مانده است .
گورها ، زیر سنگ فرش ها قرار داشت وپوشش اختصاصی آنها اعم از تابوت، خمره و صخره و تخته سنگ یا سنگ سفال بوده است ، امروزه نیز مناطق مذهبی و زیارتی بر همین الگوی کهن و به انگیزه قرب و همجواری و آمرزش اموات ، درصحن مقدس خود پذیرای مردگان مومن و مشتاق می شوند. تفحصات باستان شناسی نشان داده است که گورستان های پارتی در کنار معابد آن عهده به وجود آمده اند ( همان منبع ، ص۷۴-۷۲) .
۳-۵-۱-۱- حفریات جبهه جنوبی ، سالهای ۱۳۵۲- ۱۳۴۹
ادامه کاوش دیوار شرقی منتهی به پیگردی وخاکبرداری در جبهه جنوبی شد. چون بیشترحجم های بالای دیوار جنوبی درکوره های آهک پخته ومعدوم شده یاحجاری هایی پای دیوار فروریخته مشکل می توان بلندی دقیق دیوار را تعیین کرد. مگرآنکه دیوار ثابت ستوندار، گوشه ی شمال غربی را نیز انگاره و الگوی دیوار جنوبی قرار دهیم ، که دراین صورت ، ارتفاع دیوارها در تمام جبهه ها به پنج تا ۵/۵ مترمی رسیده است.
با خاکبرداری وپیرایش حجاریهای ساقط شده از زواید گچ و خاک و بقایای خاکسترحاصل ازآتش سوزی ادامه داده شد ، سنگ تراش خودره ی نماو پوشش دیواردرحول وحوش پلکان شرقی وغربی به اضافه ی نمای پیش آمده ی پلکان آشکار شدند که بر جای مانده بودند، حجاری های قسمت های دیوار و لاشه ی سنگ های درون دیوار در پای دیوار فرو افتاده اند.در هرگمانه زنی ده متری دو ستون واجزای آن اعم از گیلویی و پایه و سر ستون با یازده واحد ستون بندی واجزای مربوط به آن در چپ و راست و در مجموع بیست و دو واحد ستون و اجزا به زیرافتاده و باقی اند.
مرور زمان و تجاوز های اهالی درتامین مصالح با تغییر فضا باعث شده تا حجاری علیای پلکان های معدوم شود ، ولی جاسازی پله ها همچنان با لاشه ی سنگ و ملات گچ باقیمانده است. دردوره اسلامی، رویه ی سنگ پله ها دو طرف را برای سهولت عبور و مرور با اسب ، آجرپوش کرده تیزی لبه و بلندی آنها را پوشانده اندکه این پوشش موجب حفاظت بقایا شده است.دراین قسمت ،قطعه سنگی پیداشده که نمونه آن قبلاً دیده و شناخته نشده است به دست آمده. این قطعه سنگ برشی موازی در گوشه دوضلع یک مستطیل مربوط به جاسازی یک هلال وآرک مشابه هلال تاق گرا (لانه کوه) داشت که احتمال وجود تاق را مطرح می کرد ؛ ولی چون قطعه سنگ منفرد بود ، نمی توانست در اثبات وجود تاقی هلالی در سراسر جبهه ملاک قرار گیرد ، مگر اینکه برای هرآرک دوتا وجود داشته باشد، علاوه برآنکه حجاریهای دو سرگردی که هلال را به وجود آورند نیز موجود بوداین قطعه سنگ حتی نمی توانست وجود دخمه یا پاسگاه کوچکی را در گوشه بنا اثبات کند ، زیرا به صورت منفرد پیدا شده بود .
پلکانه دو طرفه جنوبی پیدا شده است که ملات پله ها از گچ می باشد که طی مرور زمان بر اثر بارندگیها و رطوبت ، گچ آنها از بین رفته است . حتی هنگام خاکبرداری نیز دچار هوازدگی شده اند . درازای این پلکان دو طرف چپ و راست باهم ۵۴ متر است
که به دیوار جنوبی تکیه دارد.احتمالاً درازای هر پله به ۱۴ متر می رسیده و هر طرف ۳۰ ردیف پله داشته است . آتش سوزیدر پایان دوره ی اشکانی- ساسانی این جبهه را نیز در بر گرفته پوشش چوبین روی ستون ها را از بین برده است گسترش آتش باعث تکلیس گچ و ویرانی بنا و ذوب شدن سرب قفل و بست ها شده که اینکه توده های بزرگ از سرب را جابه جا بر جای نهاده است دراین بخش نیزمانندجبهه ی شرقی پوشش دیوار را سنگ های کوچک به بزرگ از پایین به بالا تشکیل داده اند( همان منبع ، ص۸۶-۷۵) .
۳-۵-۱-۲- کاوشها در جبهه غربی معبد آناهیتا
لاجرم ارتفاع دیوار غربی۲ تا ۳ برابر ارتفاع دیوار در شمالی غربی می باشد که در گوشه ی جنوب غربی متجاوز از بیست متر خواهد شد ، دررویه ی دیوار قطور۵/۱۸ متر به محاذات و مجاور

قبرستان امامزاده شاهزاده ابراهیم، قبوری ازادوار مختلف اسلامی وجود داشت که با سنگ قبرهایی منقوش به تبرزین و اسب قیچی و شمشیر گسترده شده بودند . قبور قدیمی تر در خلاً گودال ها ایجاد شده ، که پس از برداشت لاشه سنگ ها و گچ های ملات دیوار قطور به وجود آمده بودند ، به ترتیب لایه لایه روی هم قرار داشتند .
وجود پاره سفال های پراکنده ازعصرسلجوقی و ایلخانی وصفوی، بنیاد معماری امامزاده ومسجدرا درآن دوران جای می دهد.که با لایه های مختلف اسلامی درمحدوده ی چهار دیوار پرستشگاه قابل تطبیقند . بافت معماری و گذر و کوچه و میدان های شهر کنگاور طی قرون اخیر کاملاً تغییر کرده است . من باب مثال در گوشه ی شمال غربی از سنگ دو نبشی متجاوز از بیست تن استفاده کرده اند، ضمن آنکه با جاسازی هایی با ند و بست های آهن و سرب به پیکرده و سنگ های جانبی پلمباژ ۱۵شده است شیوه ی اتصال حجاری های به صورتی که در چفت و بست سنگ های تراشیده ی جبهه شرقی معمول بوده در بخش جنوبی نیز رعایت شده است .
در جبهه ی غربی هم با همان روش کار شده است . بست فولادی یا آهنی میله ای به پهنای ۳ سانتی متر و به شکل سه ضلع یک مستطیل به درازای ۱۲ تا ۱۵ سانتی متر است . که دو بازوی نوک تیز آن در داخل سوراخی به طول و عرض و عمق ۵×۵×۱۰ سانتیمتر در داخل حجاری فرو رفته است ، و با مذاب سرب ، دو بازوی فولادی درآن عجین شده عمل پلمباژ انجام گرفته است و حجاری هارا به یکدیگر دوخته است. محل جاگذاری بستهای فولادی در حجاری های نیزجاسازی شده است تا ضخامت فولاد در شیار ایجاد شده کاملا قرارگیرد و باسنگ مماس شود .آتش سوزی پایان دوره ی ساسانی دراین بنا سرب هارا ذوب کرده است . سیلان سرب مذاب توده هایی به وجود آورده است که از زیرخاک و درپای

این نوشته در پایان نامه ها و مقالات ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *