شده‏اند، پس چگونه اندوه من پایان گیرد؟”۹۳۴
۴-۸-۵- به یاد امام عصر(ع) بودن
بر زبان آوردن نام امام و از او به فراوانی یاد کردن، اصل دیگری از آداب انتظار می‌باشد چنانکه از آیه شریفه “وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ یا أَسَفى‏ عَلى‏ یُوسُفَ وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظیمٌ قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتَّى تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهالِکینَ”۹۳۵ استنباط می‌شود.
توضیح اینکه “ذکر” گاه به معنى حفظ مطالب و معارف و گاه به معنى یادآورى چیزى به زبان یا به قلب است، لذا گفته‏اند ذکر دو گونه است: “ذکر قلبى” و “ذکر زبانى”۹۳۶علامه طباطبایی ذکر لسانی هر چیز را از آثار ذکر قلبی آن دانسته است.۹۳۷ وی می‌نویسد: ظاهرا اصل در این کلمه، ذکر قلبى است و اگر لفظ را هم ذکر گفته‏اند به این اعتبار است که لفظ معنا را بر دل القاء مى‏کند.۹۳۸ این واژه در قرآن کریم نسبت به خداوند بسیار استعمال شده است. مانند آیات ” الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ”۹۳۹، “یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً”۹۴۰ و بسیاری از آیات دیگر که مؤمنان را به یاد خدا سفارش کرده است. حقیقت “ذکر” این است که انسان با تمام قلب، متوجه خدا و عظمت، علم و آگاهیش و حاضر و ناظر بودنش گردد و این توجه مبدأ حرکت و فعالیت در وجود او به سوى جهاد، تلاش و نیکی‌ها گردد و میان او و گناه سد مستحکمى ایجاد نماید.۹۴۱ معنای گفته شده از ذکر نسبت به “امامان معصوم” نیز سازگار است به این دلیل که ایشان اسماء حسنای خداوند هستند.۹۴۲ به استناد برخی از آیات و روایات، ناظر و شاهد بر أعمال بندگان هستند. مانند آیه “وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُون..”۹۴۳ ‏ که مراد از “المؤمنون” در این آیه امامان معصوم(ع) است.۹۴۴ از سوی دیگر در بسیاری از آیات قرآن کریم ذکر نعمت توصیه شده است. همچون آیات “‏یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ..”۹۴۵ و “یا أَیُّهَا النَّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُم‏..”۹۴۶ بی‏تردید یکی از بزرگ ترین نعمت‌های الهی ” امام معصوم” است. آیه ِ “..وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَهً وَ باطِنَهً..”۹۴۷ شاهدی بر این مدعا است که در برخی از روایات مراد از نعمت ظاهری، امام ظاهر و مراد از نعمت باطنی، امام غائب ذکر شده است.۹۴۸
و نیز آیه “أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ کُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوار”۹۴۹ که امیرالمؤمنین(ع) درباره این آیه فرمود: ما(اهل بیت) نعمتی هستیم که خدا به بندگانش انعام فرموده است..”۹۵۰ بر این اساس مراد از ذکر و یاد امام عصر(ع) این است که انسان در همه حال، امام عصر(ع) را حاضر و ناظر بر اعمال خویش بداند و یاد آن حضرت مانع از ارتکاب گناه شود و انسان را به انجام کارهای نیک تشویق نماید.
تأمل در سیره اهل بیت(ع) بیانگر این مطلب است که ایشان پیش از تولد امام عصر(ع) بسیار او را یاد نموده‏اند و در برخی از موارد هنگام یاد نمودن وی اشتیاق خویش را به وی ابراز نموده و به یاد آن امام گریه کرده‏اند. برخی از این روایات از این قرار است:
الف- امام سجاد(ع) در روایتی هنگام بیان برخی از وقایع پس از وفات امام حسن عسکری(ع) و یاد امام عصر(ع) به یاد ایشان به شدت اشک از دیدگان جاری نموده است.۹۵۱
ب- سدیر صیرفی در روایتی می‌گوید: من، مفضل بن عمر، ابوبصیر و ابان بن تغلب بر امام صادق(ع) وارد شدیم دیدیم که ایشان بر روی خاک نشسته است و با قلبی سوزان به شدت گریه نموده و این ذکر را زمزمه می‌کردند: “ای آقای من غیبت تو آرامش مرا از من ربوده و زندگی را بر من تنگ نموده و قرار دلم را از من گرفته است..”.۹۵۲
ج- در روایت دیگری هنگامی که دعبل اشعارش را در محضر امام رضا(ع) می‌خواند هنگام خواندن بیت “خروج إمام لا محاله خارج یقوم على اسم الله و البرکات‏..” امام رضا(ع) پس از شنیدن این ابیات به شدت گریه نمود و سپس پیرامون آن، به دعبل سخنانی فرمود.۹۵۳
د- امام جواد(ع) نیز در روایتی هنگام نام بردن امامان معصوم پیش از اینکه نام امام عصر(ع) را بیان کند به شدت گریه نمود.۹۵۴ بر این اساس ذکر و یاد امام عصر(ع) و گریه نمودن در اشتیاق و فراق وی در دوران غیبت آن حضرت یکی از موارد تأسّی به معصومان(ع) و یکی از أعمال صالح به شمار می‌آید. به نظر می‌رسد گریستن معصومان(ع) به یاد امام عصر(ع) و یاد نمودن وی سبب می‌شد که مؤمنان تا حدودی به منزلت و شرافت آن امام نزد معصومان پی ببرند. در واقع این یاد و گریه توجه مؤمنان را به آن امام غائب از نظر، جلب نموده و مقدمه‏ای می‌شد که معصومان(ع) به معرفی وی، تبیین دوران غیبت و رسالت منتظران در آن دوران بپردازند. علاوه بر این، گریه و یاد نمودن امام عصر(ع) موجب افزایش عشق و محبت منتظران نسبت به ایشان خواهد شد.
۴-۸-۶- شکوه از غیبت به نزد خدا، مناجات و دعا
فراز “قالَ إِنَّما أَشْکُوا بَثِّی وَ حُزْنی‏ إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ”۹۵۵ نیز ناظر به این است که یعقوب در مواجهه با فراق یوسف و برادرش شکوه‏اش را به نزد خدا می‌برد و با زبان مناجات و دعا با خدا راز و نیاز کرده و اندوه خویش را نزد وی عرضه می‌دارد. لذا شایسته است که منتظران نیز به حضرت یعقوب تأسی نموده و در مواجهه با غیبت امام عصر(ع) شکوه خویش را به نزد خدا مطرح سازند و با تضرع و اشک و زاری با خدا مناجات نموده و در مناجات با خدا دعا و فرج را از خداوند خواستار شوند. مؤید این مطلب آن است که در برخی از ادعیه مأثور ناظر به غیبت چنین آمده است: “..اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا وَ غَیْبَهَ وَلِیِّنَا..”۹۵۶ این نوع از شکوه مخالفت با قضاء و قدر الهی نیست و با رضایت از خداوند منافاتی ندارد بلکه نوعی دعا و نیایش در درگاه الهی است و در جهت درخواست قضاء و قدر بهتر و مطلوبتر است.
اما در خصوص دعا به ویژه دعاء در تعجیل فرج مناسب است که به مطالب زیر اشاره نمود. “دعاء” به گفته راغب همچون نداء می‌باشد با این تفاوت که نداء با یا، أیا و امثال آن صورت می‌گیرد و گاه به معنی مسألت نمودن است.۹۵۷ این واژه از ریشه “دعو” به معنی خواندن و خواستنی است که مورد توجّه، میل و قبول گردد، نه تنها خواندن که به معنى نداء کردن است و یا چیزى را از شخصى درخواست کردن ، چنانکه در عرف چنین است.۹۵۸ دعاء ارتباط بسیاری با عبادت دارد زمخشری گوید: دعاء به معنی عبادت در قرآن بسیار بکار رفته است به عنوان نمونه وی در آیه “وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ”۹۵۹ “ادعونی” را به استناد ذیل این آیه به معنی “اعبدونی” ذکر کرده است.۹۶۰ رسول خدا(ص) نیز در روایتی دعاء را مغز و درون مایه عبادت دانسته است.۹۶۱
اهمیت دعاء به اندازه‏ای است که خداوند می‌فرماید: “قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ..”۹۶۲ به گفته سید بن طاووس اگر دعاء ایشان نبود خداوند هیچ شأن و مقامی برای آنها قرار نمی‌داد. به عبارت دیگر جایگاه و منزلت انسان نزد خداوند به قدر دعای اوست و ارزش وی نزد خداوند به اندازه اهتمام او به مناجات با خدا است.۹۶۳
یکی از دعاهایی که اهل بیت(ع) در دوران غیبت تأکید بسیاری نسبت به آن داشته‏اند، دعا برای تعجیل در فرج امام عصر(ع) می‌باشد. به عنوان نمونه امام حسن عسکری(ع) در روایتی فرموده است: به خدا سوگند حضرت مهدی(ع) غیبتی می‌کند که در دوران غیبتش کسی از هلاکت نجات نمی‌یابد مگر کسی که خداوند او را در اعتقاد به امامت وی ثابت نگه دارد و توفیق دعاء نمودن برای تعجیل در فرج آن حضرت را به او عنایت کند.۹۶۴
امام زمان(ع) نیز در توقیعی فرموده است: “برای تعجیل در امر فرج بسیار دعا کنید که این موجب گشایش در امور شماست”۹۶۵
۴-۸-۷- اقدام عملی همراه با امیدواری به وصال
آیات “یا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ أَخیهِ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قالُوا یا أَیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَهٍ مُزْجاهٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ”۹۶۶ نیز حکایت از تلاش و اقدام عملی حضرت یعقوب(ع) در جستجوی دو فرزند خویش است البته تلاش و اقدامی که همراه با امیدواری به خداوند باشد. در این آیات یعقوب فرزندان خویش را که مسبب غیبت یوسف شدند را به جستجوی یوسف دعوت می‌کند و آنها را از ناامیدی از رحمت خداوند باز می‌دارد. این سخن نتیجه داد که آیه بعدی حکایت از دیدار برادران با یوسف دارد.
نتایج و یافته‏ها‌‏
۱. استنباط کلامی از قصص قرآن کریم بر دو دسته از مبانی و پیش فرضهای عمومی در استنباط از قرآن چون نص و قرائت واحد قرآن، قابل فهم بودن قرآن و جواز تفسیر آن، ساختار چند معنایی قرآن کریم، انسجام و پیوستگی آیات قرآن کریم و جاودانگی قرآن کریم، و مبانی و پیش فرضهای تخصصی در استنباط کلامی از قصص قرآن از قبیل حقانیت قصص قرآن، هدفمند بودن قصص قرآن، لزوم ارتباط بین نبوت و امامت، تجلی سنت‌های الهی در قصص قرآن و جریان و ایستایی قصص قرآن تا روز قیامت استوار است.
۲. استناد کلامی به قصص قرآن در روایات پیامبر و ائمه اطهار(ع)، استنباط کلامی از قصص قرآن توسط اصحاب ائمه(ع) و تأیید ائمه(ع)، بکارگیری این شیوه توسط دانشمندان امامیه و اهل سنت، بیان غیر مستقیم و مستقیم مباحث امامت در آیات قصص و غیر قصص، جدایی ناپذیری قصص قرآن و سنتهای الهی، ایستایی و تغییرناپذیری اصول اعتقادی ادیان الهی به خوبی بیانگر کارآمدی استدلال به قصص قرآن در موضوع امامت و جایگاه این شیوه از استدلال کلامی در نزد اهل بیت(ع) و دانشمندان امامی و اهل سنت است.
۳. خداوند در قرآن کریم به گوشه‏اى از داستانهاى انبیاء و امم اشاره مى‏کند تا سنت خدا را در بین بندگان خود روشن سازد و کسانى که مشمول عنایت الهى شده و توفیق کرامت او را یافته‏اند از آن پند گیرند و براى دیگران نیز اتمام حجت شود. در واقع قصص قرآن بیانگر سنت‏های الهی تا روز قیامت است و از سوی دیگر امامت و قوانین و مقررات آن بخشی از مهمترین سنت‏های الهی است لذا استدلال به قصص در مسائل کلامی بازگو کننده سنت‏های تغییر ناپذیر الهی مربوط به جریان امامت تا روز قیامت است.
۴. با توجه به جامعیت و جاودانگی قرآن کریم و نیز با ملاحظه این مطلب که

دسته‌ها: No category

1 دیدگاه

SannyThazy · دسامبر 11, 2018 در 7:26 ب.ظ

Nice posts! 🙂
___
Sanny

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *