اینجا مشخص می‌شود آن چیزی که خلقت را از شرارت محض خارج می‌کند وجود خلیفه معصومی است که علم به اسماء دارد لذا از این فراز نیز می‌توان دریافت که آن گوهری که متمایز می‌کرد غیر معصوم از معصوم را همان گوهر علم به اسماء بود. لذا عصمت از مقوله علم و معرفت یقینی و الهی لدنی است.
۳-۱-۵- صدور معجزه از امام
یکی از مهمترین مباحث کلامی موضوع “معجزه” و جایگاه و کارکرد آن در کلام امامیه است که در مباحث نبوت و امامت مورد بررسی قرار مى‏گیرد لذا در ابتدا به معنی اصطلاحی آن و تفاوت آن با اصطلاح “کرامت” مى‏پردازیم:
۳-۱-۵-۱- اصطلاح معجزه و تفاوت آن با کرامت
‏‏‏‏قرآن‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏کریم از معجزه با تعابیری چون “آیه”، “برهان” و “سلطان” تعبیر کرده که در آیاتی چون “..وَ مَا کانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَهٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ..”۵۶۳ “..فَذانِکَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّک َإِلى ‏فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ..”۵۶۴ و “..قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا تُریدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا کانَ یَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبینٍ”۵۶۵ به آن إشاره شده است.۵۶۶
این اصطلاح سپس برای ائمه‏ ا‏طهار(ع) نیز بکار رفته‏ا‏ست. شیخ‏صدوق به اسناد خویش از ابوبصیر روایت کرده که گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم: “‏به چه علتی خداوند به انبیاء و رسولانش و نیز به شما معجزه عطا کرده است؟ حضرت فرمود: به این علت که دلیلی بر صدق آورنده آن باشد و معجزه نشانه‏ای الهی است که خداوند آن را جز به انبیاء و رسولانش و حجت‏ها‏یش به کسی عطا نمى‏کند که به واسطه آن صدق راستگو از دروغ دروغگو مشخص شود”۵۶۷
شیخ صدوق در اعتقادات الإمامیه نیز درباره معصومان(ع) مى‏نویسد: اعتقاد ما این است که ایشان صاحب معجزات و دلائل هستند.۵۶۸ ‏قطب‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏راوندی در بخش “فی معجزات النبی و الأئمه(ع) ” در مقدمه “الخرائج ‏و الجرائح” روایتی به اسناد خویش از امام ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏کاظم(‏ع) نقل مى‏کند که حضرت فرمود: “گناهکارترین مردم و خطاکارترین ایشان در گفتار حضرت محمد(ص)، کسی است که عالم آل محمد(ص) را انکار مى‏کند و سخنانشان را تکذیب و معجزات ایشان را إنکار مى‏کند”۵۶۹ که از این دو روایت مى‏توان دریافت که معجزه در لسان روایات و در عصر معصومان(ع)‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ علاوه بر انبیاء و رسل الهی برای ائمه ‏ا‏طهار(ع)‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ نیز بکار رفته‏ا‏ست.
این اصطلاح توسط دانشمندان امامی نیز درباره ائمه(ع)‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ نیز استعمال شده ‏ا‏ست. نمونه‌های زیر بیانگر این مدعاست:
أ- عناوین برخی از ابواب کتاب “الإرشاد” شیخ‏ مفید عبارتست از: “باب طرف من أخبار أمیر المؤمنین(‏ع) ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏و فضائله و مناقبه و المحفوظ من کلامه و حکمه و مواعظه و المروی من معجزاته و قضایاه و بیناته”۵۷۰ “باب ذکر طرف من دلائل أبی الحسن موسى(‏ع) ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏و آیاته و علاماته و معجزاته”۵۷۱ “باب طرف من الأخبار عن مناقب أبی جعفر(‏ع) ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏و دلائله و معجزاته”۵۷۲ “باب ذکر طرف من أخبار أبی محمد(‏ع) ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏و مناقبه و آیاته و معجزاته”۵۷۳
ب- عناوین برخی از ابواب کتاب “دلائل ‏الإمامه” نوشته محمد بن ‏‏‏‏‏‏جریر بن ‏‏‏‏‏‏رستم طبری نیز عبارتست از: “ذکر معجزاته” ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏در بیان معجزات امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏حسن(‏ع)۵۷۴ “ذکر شی‏ء من معجزاته” ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏در بیان معجزات امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏سجاد(‏ع)۵۷۵ “ذکر معجزاته” ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏در بیان معجزات امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ باقر(ع)۵۷۶ “ذکر معجزاته” ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏در بیان معجزات امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ صادق(ع)۵۷۷ “ذکر معجزاته” ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏در بیان معجزات امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ کاظم(ع)۵۷۸
ج- طبرسی نیز در کتاب “إعلام ‏الورى” ابواب متعددی از این قبیل دارد: “فی ذکر شی‏ء من معجزاته” درباره امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ سجاد(ع)۵۷۹ “فی ذکر نبذ من آیاته و دلالاته و معجزاته” درباره امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ کاظم(ع)۵۸۰ “فی ذکر دلالاته و معجزاته” درباره امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ رضا(ع)۵۸۱ “فی ذکر طرف من دلائله و معجزاته” ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏درباره امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ جواد(ع)۵۸۲
د- علامه مجلسی نیز در “بحار الأنوار” ابواب متعددی ناظر به این مطلب دیده مى‏شود، ابوابی چون “معجزاته و استجابه دعواته و معرفته بجمیع اللغات و معالی أموره(ع)”۵۸۳”معجزاته و استجابه دعواته و معالی أموره و غرائب شأنه(ع)”۵۸۴ “معجزاته و غرائب شأنه(ع)”۵۸۵”ما ظهر من برکات الروضه الرضویه على مشرفها ألف تحیه و معجزاته(‏ع) ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏عندها على الناس”۵۸۶
اما در تعریف این اصطلاح کلامی، شیخ ‏مفید مى‏گوید: “معجزه امری خارق عادت و مطابق با ادعا و همراه با تحدی است که دیگران توانایی ندارند که مانند آن را بیاورند”۵۸۷ علامه مجلسی نیز نوشته ‏ا‏ست: “معجزه امری است که به صورت خلاف عادت از شخص مدعی نبوت و یا امامت در هنگام درخواست منکران صادر مى‏شود به صورتی که دلالت بر صدق وی کند و دیگران إمکان معارضه با وی را نداشته باشند”۵۸۸ بر این اساس با توجه به تعریف عام معجزه در بیان شیخ‏مفید و تعریف علامه مجلسی که قید “امامت” نیز در آن ذکر شده و نیز با توجه به استعمال این اصطلاح در روایات و آثار روایی و کلامی متقدمان و متأخران امامی مى‏توان دریافت که صدور معجزه اختصاصی به انبیاء ندارد بلکه ائمه‏ ا‏طهار(ع‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏) را نیز شامل مى‏شود و این دیدگاه امامیه برخلاف دیدگاه معتزله است که صدور معجزه از غیر انبیاء را إنکار مى‏کنند.۵۸۹
البته علاوه بر این اصطلاح، اصطلاح “کرامت” نیز در میان علماء امامیه بکار رفته اما استعمال اندکی داشته‏ ا‏ست مانند عناوین برخی از ابواب کتب متقدم و متأخر که ذیلا ذکر مى‏شود: “فصل فی آیات الله تعالى و براهینه‏ ا‏لظاهره على أمیر المؤمنین(‏ع) ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏الداله على مکانه من الله عزوجل و اختصاصه من الکرامات”۵۹۰ “فصل فی ذکر کراماته و ما جرى على لسانه من إخباره بالمغیبات”۵۹۱ “فی بعض ما ظهر عند الضریح المقدس مما هو کالبرهان على المنکر من الکرامات”۵۹۲ “تاریخ ولادته(ص) و ما یتعلق بها و ما ظهر عندها من المعجزات و الکرامات و المنامات”۵۹۳ “ما ظهر عند الضریح المقدس من المعجزات و الکرامات”۵۹۴
اما باید توجه داشت که حقیقت اعجاز و کرامت یک مسأله است، در واقع معجزه و کرامت تفاوت جوهری با یکدیگر ندارند بلکه هر دو جزء شئون ولایت هستند نبوت و امامت دو چهره بیرونی هستند که درون آنها ولایت است و اگر نفس انسان کامل شد مى‏شود ولی الله و مى‏تواند که به اذن خدا در نظام هستی تاثیر تکوینی داشته باشد. کاری که پیامبران الهی به عنوان معجزه انجام مى‏دهند اولیاء الهی به عنوان کرامت انجام مى‏دهند و هر معجزه‏ا‏ی که انبیاء پیشین داشتند معصومان(ع) نیز مى‏توانند به اذن خداوند داشته باشند با این تفاوت که وحی تشریعی فقط مخصوص پیامبران است. اعجاز کار خارق العاده‏ا‏ی است که برای اثبات نبوت و امامت صورت مى‏گیرد و همراه تحدی و مبارزه طلبی است لذا امور خارق العاده‏ا‏ی که از شخص پیامبر برای اثبات نبوت یا از شخص امام برای اثبات امامت صادر مى‏شود معجزه نامیده مى‏شود و آن دسته از امور خارق العاده‏ا‏ی که از سوی پیامبران و امامان صادر شده و برای اثبات نبوت و امامت آنان نبوده کرامت نامیده مى‏شود.۵۹۵
۳-۱-۵-۲- جایگاه معجزه در منظومه فکری امامیه
معجزه در منظومه فکری مسلمانان غیر امامی جایگاهی بس رفیع دارد که در حوزه اعجاز پیامبران الهی و به ویژه در قرآن کریم که معجزه جاویدان رسول خداست، مورد بررسی قرار مى‏گیرد. دانشمندان امامیه نیز در این عرصه قلم فرسایی کرده‏‏‏اند‌‏ و در میان کتب تفسیری و علوم قرآنی و یا در قالب تک نگاری مطلب ارزشمندی را از خود به یادگار گذاشته‏‏‏اند‌‏. اما در منظومه فکری امامیه افزون بر اعجاز پیامبران، بخشی از علم کلام به معجزات ائمه اطهار(ع) اختصاص یافته است که خاستگاه آن در میراث کهن روایی است. لذا متکلمان امامی در مقام اثبات امامت در کنار ادله گوناگون به دلیل اعجاز نیز تصریح کرده‏‏‏اند‌‏. به عنوان نمونه شیخ مفید در کتاب “الفصول المختاره” امامت را موجب عصمت، نص و معجزه دانسته است.۵۹۶ این مطلب به نیکی نمودار آن است که اهمیت معجزه در کلام امامیه به اندازه‏ا‏ی است که در ذیل ویژگی‌ها و اختصاصات مقام امامت، در عرض عصمت و نص بر امامت قرار مى‏گیرد.
۳-۱-۵-۳- کارکرد معجزه در منظومه فکری امامیه
شیخ ‏مفید در کتاب “المسائل الجارودیه” نیز پس از بیان برخی مطالب اصولی درباره امامت(وجوب وجود امام در همه زمان‌ها، عصمت امام از عصیان، سهو و نسیان، عالم بودن به جمیع آنچه مردم در احکام به آن نیاز دارند، وجوب برتری وی بر همه مردم در دین در نزد خداوند) مى‏نویسد: “هرگاه این اصول ثابت شود، متمایز شدن و مشخص شدن شخص امام از رعیت وی، با نص بر شخص امام و معجزه خارق عادات واجب است چراکه راهی به پی بردن به شخصی که چنین اوصافی در وی جمع باشد نیست مگر به طریق نصّی صادق از ناحیه خداوند و یا به طریق معجزه همانگونه که هیچ راهی به پی بردن به نبوت و رسالت از ناحیه خداوند نیست مگر به وسیله نصّ پیامبر پیشین و یا به وسیله معجزه باهر العقول”۵۹۷
در “أوائل المقالات” نیز تصریح کرده ‏ا‏ست: “دانشمندان امامی بر این اتفاق نظر دارند که امامت با عدم معجزه ثابت نمى‏شود مگر با نص بر شخص امام، اما معتزله، خوارج، زیدیه، مرجئه و اصحاب حدیث بر خلاف این دیدگاه هستند و امامت را درباره کسی که معجزه و نص ندارد، جائز دانسته‏ا‏ند” و نیز تصریح کرده که امامیه بر امامت ائمه‏ا‏طهار(ع) نص نبوی و نص امامی دارد که امامیه بر این امر اتفاق نظر دارند. لکن فرقه‌های مخالف امامیه، این امر را انکار مى‏کنند.۵۹۸ لذا در این مواقع به نظر مى‏رسد ظهور معجزه برای ایشان کارآمدی بیشتری نسبت به نص داشته باشد زیرا ایشان نص را مى‏توانند با اتهام به ضعف سند و با اتهام “جعل حدیث” و “غلو” به امامیه انکار کنند، اما ظهور معجزه را نمى‏توانند انکار کنند مگر اینکه اساساً عناد و لجاجت داشته باشند و مصادیق این آیه شوند که فرمود: “وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا..”۵۹۹ لذا بی‏دلیل نیست که ‏قطب‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏راوندی(د ۵۷۳ق) معجزه را اقوی از نص دانسته ‏ا‏ست.۶۰۰
شیخ ‏طوسی نیز بر این باور است که تشخیص مصداق امام گاه به نص و گاه به معجزه حتی گاه صدور معجزه از وی واجب است. وی مى‏نویسد: “اما عین امام و تعیین شخص وی که زید یا عمرو است، پی بردن به آن گاه از طریق نص است و گاه از طریق معجزه، بنابرین هرگاه راویان حدیث نصی بر امامت وی نقل کنند

دسته‌ها: No category

1 دیدگاه

SannyThazy · دسامبر 11, 2018 در 10:54 ب.ظ

Nice posts! 🙂
___
Sanny

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *