موسی(ع) وجود دارد که او در حال بیم و ترس است”۸۸۳
ج- قرار دادن یوسف(ع) در پنهان گاه چاه
در راستای سبب غیبت به ماجرای قرار دادن حضرت یوسف(ع) در نهانگاه چاه نیز می‌توان استناد نمود. توضیح اینکه این ماجرا در آیات “قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ لا تَقْتُلُوا یُوسُفَ وَ أَلْقُوهُ فی‏ غَیابَتِ الْجُبِّ یَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّیَّارَهِ إِنْ کُنْتُمْ فاعِلینَ”۸۸۴ و “فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ یَجْعَلُوهُ فی‏ غَیابَتِ الْجُبِّ وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ”۸۸۵ بیان شده است.
از این آیات می‌توان چنین برداشت نمود که همانگونه که برادران یوسف به دست خویش با قرار دادن وی در “غیابت الجب” موجبات و اسباب غیبت حضرت یوسف را فراهم کردند در ارتباط با غیبت امام عصر(ع) نیز چنین است به تعبیر دیگر اگرچه برخی از اسباب و موجبات غیبت ناشی از علم، حکمت و اراده الهی و علم لدنی امام است لکن برخی دیگر از موجبات و اسباب غیبت و یا اسباب استمرار غیبت از ناحیه عموم مردم است که بیشتر کسانی که به حضرت اعتقاد دارند موجبات فرج را به سهم خویش مهیا نمى‏کنند و برای ظهور زمینه سازی نمى‏کنند از سوی دیگر دشمنان نیز از زمان آغاز غیبت بیشتر شده و انگیزه‏های آنها بر قتل حضرت به یقین بیشتر شده است.۸۸۶
بنابراین برخی از اسباب غیبت و یا برخی از اسباب استمرار و طولانی شدن غیبت از ناحیه عموم مردم است. مؤید این مطلب توقیعی است که از ناحیه امام عصر(ع) برای شیخ مفید نوشته شده که در فراز از آن چنین آمده است: “..چنانچه شیعیان ما- خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع داشتند، سعادت لقاى ما از ایشان به تأخیر نمى‏افتاد و سعادت مشاهده ما با شتاب به ایشان مى‏رسید و اینها همه در پرتو شناخت کامل ما و صداقت محض نسبت به ما مى‏باشد، هیچ امری ما را از ایشان محبوس نمى‏دارد جز اخبارى که از ایشان بما مى‏رسد و ما را مکروه و ناراحت مى‏سازد و از ایشان انتظار نداریم..”.۸۸۷
امیرالمؤمنین(ع) نیز در روایتی فرمود: “بدانید که زمین هیچ گاه از حجت الهی خالی نمى‏ماند لکن خداوند به دلیل ظلم، جور و اسراف مردم بر خویش دیدگان مردم را از دیدن حجت خویش نابینا می‌سازد”.۸۸۸
۴-۳-۴- رؤیت امام عصر(ع) بى‏آنکه شناخته شود
یکی دیگر از نکات در خصوص غیبت امکان دیدن و نشناختن حضرت در دوران غیبت است که در این موضوع می‌توان به آیه “وَ جاءَ إِخْوَهُ یُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَیْهِ فَعَرَفَهُمْ وَ هُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ”۸۸۹ استناد نمود. توضیح اینکه این آیه به خوبی نشان می‌دهد که برادران یوسف(ع) که بر او وارد شدند او را نشناختند اما یوسف آنها را شناخت. روایات متعددی از معصومان وجود دارد که ناظر به وجود این سنت در امام عصر(ع) در دوران غیبت است که ذیلاً به برخی از این روایات اشاره می‌کنیم:
امام صادق(ع) فرمود: “در قائم(ع) سنّتى از یوسف است، گفتم: گویا خبر او یا غیبت او را ذکر مى‏کنید؟ فرمود: این مردم شبیه به خوک منکر نیستند که برادران یوسف اسباط و اولاد پیامبران بودند، با یوسف که برادرشان بود و آنها هم برادر وى بودند تجارت کرده و داد و ستد نمودند و وى را نشناختند تا آنگاه که گفت: من یوسفم و این هم برادر من است! پس چرا منکر مى‏شوند که خداى تعالى در روزگارى بخواهد حجّتش را از آنها پنهان کند؟ یوسف روزى پادشاه مصر بود و بین او و پدرش هجده روز فاصله بود و اگر خداى تعالى مى‏خواست که مکان وى را به او بنمایاند مى‏توانست، به خدا سوگند وقتى به یعقوب و فرزندانش مژده رسید، نه روزه خودشان را به مصر رسانیدند، چرا این مردم منکرند که خداى تعالى با حجّت خود همان کند که با یوسف کرد؟ در بین ایشان گردش کند و در بازارهاى آنها راه رود و بر بساط آنها پا نهد و آنها او را نشناسند تا آنگاه که خداوند متعال به او اذن دهد که خود را به آنها معرّفى سازد همان گونه که به یوسف اذن داد آنگاه که به ایشان گفت: آیا مى‏دانید آنگاه که نادان بودید چه بر سر یوسف و برادرش آوردید؟ گفتند: آیا تو خودت یوسف نیستى؟ گفت: من یوسفم و این هم برادر من است.۸۹۰
امیرالمؤمنین(ع) نیز در روایتی فرمود: “بدانید که زمین هیچ گاه از حجت الهی خالی نمى‏ماند لکن خداوند به دلیل ظلم، جور و اسراف مردم بر خویش دیدگان مردم را از دیدن حجت خویش نابینا می‌سازد و اگر زمین لحظه‏ای از حجت الهی خالی شود، قطعاً اهل زمین را فرو خواهد برد لکن حجت الهی مردم را می‌شناسد در حالی که مردم او را نمى‏شناسند همانگونه که یوسف(ع) مردم را می‌شناخت در حالی که برادرانش او را نمى‏شناختند..”۸۹۱
گفتنی است که شیخ صدوق در “کمال‏الدین” می‌نویسد: “همان گونه که روا باشد موسى(ع) در دامن فرعون پرورش یابد و وى او را نشناسد و در طلبش فرزندان بنى اسرائیل را بکشد، همچنین روا باشد که صاحب الزّمان(ع) به شخصه در میان مردم موجود باشد و در مجالس ایشان در آید و بر بساط ایشان پا نهد و در بازارهاى ایشان راه برود و او را نشناسند تا آنکه هنگام ظهورش فرا رسد”.۸۹۲
قطب راوندی نیز در ذیل روایتی ناظر به مطلب مذکور، می‌نویسد: “همانا عده بسیاری از مردم، خضر را در مکه در طواف کعبه مى‏بینند یا در بیابانها وقتى که گمشدگان را راهنمائى مى‏کند و یا در دریا هنگام غرق کشتى که آن را حفظ مى‏کند، اما او را در آن حال نمى‏شناسند، ولى وقتى که رفت و ناپدید شد با قرائنى مى‏فهمند که او “خضر” است‏. همین طور است صاحب امر، عده زیادى از مردم او را در هر زمان و مکانهاى مختلف هنگام وقوع بلایى بر مسلمانان با صفات و هیئت خودش مى‏بینند، ولى او را نمى‏شناسند. و او کسانى را که نیت بد به مسلمانان داشته باشند یا بخواهند آنان را به قتل برسانند یا تبعید کنند، دفع مى‏کند. و این مسائل زیادتر از این است که در یک کتاب بزرگى جا بگیرند و معتمدین، آنان را نقل کرده‏اند و فهمیده‏اند که جز “مهدى آل محمّد(ص) نیست. و این از معجزات آشکار است و نظائرى در پیامبران قبلى دارد.”۸۹۳
۴-۴- طول عمر امام عصر(ع)
یکی از شبهات مخالفان در خصوص امام عصر(ع) غیر عادى‌بودن طول عمر ایشان است. شیخ مفید در رد این شبهه این امر را امری خارج از عادت ندانسته زیرا افراد بسیاری در تاریخ بشریت از طول عمر برخوردار بوده‏‏‏اند و مى‏نویسد: “و ما جرت به عاده فی بعض الأزمان لم یمتنع وجوده فی غیرها و کان حکم مستقبلها کحکم ماضیها على البیان” در واقع وجود نمونه‏‏‏های عینی از معمرین گویای عدم امتناع و محال نبودن طول عمر در غیر آنهاست. و این امر گویای این است که خداوند بر این امر قادر است و این بیانگر بطلان ادعای خصم است. وی در ادامه مى‏نویسد: “دانشمندان و تاریخ‏نویسان پیرو ادیان آسمانى، نوشته‏اند که آدم ابو البشر قریب هزار سال عمر کرد در حالى که از ابتداى خلقت وى تا واپسین روزى که از دنیا رفت، ابدا در او تغییرى حاصل نشد و حالات متعارفى که در انسانهاى دیگر پیدا مى‏شود؛ مانند: طفولیت، جوانى، پیرى، ضعف، قدرت، علم و جهل، بکلى در او راه نیافت و همواره بر یک خلق و خوى و صورت بود تا از دنیا رفت. نکته بسیار عجیب دیگرى که در مورد او انجام گرفت، این بود که مانند انسانهاى دیگر، منشأ وجودى او، پدر و مادرى از نوع بشر نبودند، بلکه خداوند او را از “گل سخت و چسبنده” به شکل و صورت و فطرت و طبیعت انسان آفرید، در حالى که هرگز وسیله و اسبابى براى آفرینش او به کار نبرد. قرآن صریحا اعلام مى‏کند که حضرت نوح(ع) ۹۵۰ سال قومش را به درستى و خداپرستى دعوت نمود و قبل از این زمان، مدتهاى طولانى زندگى کرد، در حالى که ابدا ضعف، سستى، پیرى، ناتوانى، عجز و جهل به وجودش راه نیافت”. وی در ادامه به برخی از معمرین در طول تاریخ اشاره کرده افرادی چون لقمان بن عاد کبیر که پس از خضر طولانى‌ترین مردم در عمر بوده که حدود ۳۵۰۰ سال ذکر شده و نیز “ربیع بن ضبیع بن وهب” که حدود ۳۴۰ سال عمر داشت پیامبر اکرم(ص) را درک کرد لکن اسلام نیاورد. و نیز “مستوغر بن ربیعه بن کعب” که ۳۳۳ سال عمر کرد. و نیز “أکثم بن صیفی أسدی” ۳۳۰ سال عمر کرد پیامبر اکرم(ص) را درک کرد و به ایمان آورد و پیش از آنکه با حضرت دیدار کند فوت شد. پدر وی “صیفی بن ریاح بن أکثم” نیز از معمرین بوده که ۲۶۶ سال عمر کرد. و نیز افراد دیگری که شیخ مفید بدانها اشاره کرده است.۸۹۴
شیخ صدوق به روایتی از رسول خدا(ص) استناد کرده که حضرت فرمود: “هر آنچه در امت‏های ‏پیشین رخ داده است، عیناً در این امت نیز رخ خواهد داد” و در ادامه با اشاره به آیه “وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى‏ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فیهِمْ أَلْفَ سَنَهٍ إِلاَّ خَمْسینَ عاماً..”۸۹۵ به روایت دیگری استناد کرده که سنت طول عمر حضرت نوح(ع) در امام عصر(ع) وجود دارد.۸۹۶ گفتنی است ابوالصلاح حلبی، شیخ طوسی و طبرسی طول عمر را در طول تاریخ غیر عادی مدانسته‏اند لذا علاوه بر اشاره به برخی از معمران در طول تاریخ، به عمر حضرت نوح(ع) و حضرت خضر(ع) و نیز به اصحاب کهف نیز اشاره کرده‏اند.۸۹۷
اما در بیان جواب حلی به آیه “فَلَوْ لا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلى‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ”۸۹۸ نیز می‌توان در دفاع از طول عمر امام عصر(ع) استناد کرد. با این توضیح که اگر حضرت یونس(ع) در شکم ماهی خداوند را تسبیح نمى‏کرد بى‏تردید تا روز قیامت در دل شکم ماهی می‌ماند. به گفته برخی از معاصران حال که زنده ماندن یک انسان در شکم ماهی در اعماق دریا تا روز قیامت ممکن باشد، چگونه زنده ماندن یک انسان بر روی خشکی در هوای طبیعت در سایه حفظ و عنایت الهی تا زمانی که خدا بخواهد، ممکن نباشد.۸۹۹
آیه “أَوْ کَالَّذی مَرَّ عَلى‏ قَرْیَهٍ وَ هِیَ خاوِیَهٌ عَلى‏ عُرُوشِها قالَ أَنَّى یُحْیی‏ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَهَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَهَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى‏ طَعامِکَ وَ شَرابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى‏ حِمارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَهً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ کَیْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَکْسُوها لَحْماً..”۹۰۰ نیز مى‏تواند در جواب حلی به شبهه طول عمر مفید باشد که در سطور آتی در ذیل مبحث بقاء بر شباب به آن اشاره می‌کنیم.
۴-۵- پایایی دوران جوانی امام عصر(ع)
یکی دیگر از مباحث مهدویت پایایی جوانی امام عصر(ع) و به تعبیر دیگر بقاء بر شباب است. توضیح اینکه در روایات متعددی تصریح شده که امام عصر(ع) هنگام ظهور در سیمای متناسب با سنین جوانی نمایان می‌شود که ذیلاً به برخی از این روایات اشاره می‌کنیم:
أ- امام حسن(ع) در روایتی فرمود: “آنگاه که حضرت خروج کند بیعت احدى بر

دسته‌ها: No category

1 دیدگاه

SannyThazy · دسامبر 11, 2018 در 2:50 ب.ظ

Nice posts! 🙂
___
Sanny

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *