مباحث و مسائل پیرامون مهدویت مى‏پردازیم:
.
۴-۱- امکان پنهانی بودن ولادت امام عصر(ع)
پنهانى‌بودن ولادت امام عصر(ع) یکی از مسائلی است که از دیرباز مستمسکی برای مخالفان امامیه در انکار اصل ولادت حضرت(ع) قرار گرفته است لذا در این مجال این مسأله را از منظر قصص قرآن کریم مورد بررسی قرار می‌دهیم:
۴-۱-۱- ولادت پنهانی حضرت ابراهیم(ع) و حضرت موسی(ع)
پنهانى‌بودن ولادت امام عصر(ع) از اهل خویش و دیگران و پنهان بودن حضرت از ایشان و استمرار آن را مخالف عادات ندانسته زیرا چنین امری در موارد متعددی در دیگران همچون فرزندان پادشاهان و دیگران به دلیل‏‏‏های گوناگون رخ داده است. از سوی دیگر به پنهانى‌بودن ولادت حضرت ابراهیم(ع) به دلیل ترس بر جان وی از پادشاه زمانش و نیز به پنهانى‌بودن ولادت حضرت موسی(ع) مى‏توان استناد کرد که مادرش بنا به دستور وحی الهی او را در دریا انداخت. افزون بر اینکه به قول زنهایی که به ولادت کمک مى‏کنند و نیز ثبوت روایاتی از جماعتی از اهل دیانت، فضل، زهد، عبادت و فقاهت از امام حسن عسکری(ع) که حضرت به ولادت فرزند خویش شهادت دادند و وجود وی را به آنها خبر دادند و بر امامت وی پس از خویش به صورت نص تصریح کردند و اینکه برخی وی را در دوران کودکی و پس از آن او را مشاهده کرده‏‏‏اند، نیز مى‏توان در پاسخ به شبهه مزبور در ذیل ادله تحقق ولادت و وجود امام عصر(ع) استناد کرد.۸۴۷
لازم به ذکر است که پنهانى‌بودن ولادت ابراهیم(ع) مستند قرآنی ندارد بلکه به تعبیر شیخ مفید مورد اتفاق عامان ادیان بوده است. پنهانى‌بودن ولادت موسی(ع) هم اگرچه به صراحت در قرآن نیامده لکن از سیاق داستان و ترسیم فضای داستان که از ظاهر آیات برمى‏آید مى‏توان پنهانى‌بودن آن را استنباط نمود. باتوجه به آیاتی که ناظر به قتل و ذبح ابناء بنى‌اسرائیل توسط فرعون و نیز ماجرای امر به شیر دادن موسی(ع) تا زمانی که خوف بر جان او نداشته باشد اما هنگام خوف او را درون تابوت بگذارد و به رود نیل درافکند که این مطالب همه فرع بر این نکته است که فرعون و عمال او از ولادت موسی(ع) بلکه از باردار بودن مادرش اطلاع نداشته‏اند زیرا در صورت کشف ماجرا، فرزند را در همان دوران بارداری مى‏کشتند و یا هنگام تولد به حیاتش خاتمه مى‏دادند.
۴-۱-۲- انکار امام عصر(ع) توسط عموی حضرت
شیخ مفید و نیز شیخ طوسی در پاسخگویی به شبهه انکار حضرت مهدی(ع) توسط جعفر عموی حضرت بر این باورند که این شبهه‏‏‏ای نیست که انسان عاقل به آن اعتماد کند افزون بر اینکه امت اسلامی اتفاق نظر دارند که جعفر معصوم نبوده که انکار حق و ادعاء باطل از او محال باشد. افزون بر اینکه به ظلم فرزندان یعقوب(ع) نسبت به یوسف مى‏توان استناد کرد که او را درون چاه قرار دادند، سپس به بهای اندک فروختند و در نگهداری از او عهدشکنی و از روی عمد عصیان کردند و موجبات اندوه وی و پدرش را فراهم ساختند و ادعاء باطل به خورده شدن او توسط گرگ نمودند و با این حال سوگند دروغ بر بى‏گناهی خویش خوردند در حالیکه به بطلان آنچه ادعاء مى‏کردند آگاه بودند. و حال آنکه ایشان اسباط انبیاء و نزدیکترین مردم به حضرت ابراهیم(ع) به لحاظ نسب بودند. بنابرین چگونه مى‏توان این مطلب را باور نداشت کسی چون جعفر کذاب بر باطلی اعتماد کند و حال آنکه به بطلان آن یقین دارد و حقی را انکار کند که ادله متقنی گویای آن است.۸۴۸
۴-۲- امکان تصدی مقام امامت در کودکی
از جمله پرسش‏ها در مورد برخی از امامان به ویژه امام زمان‏(ع) این است که: آیا کسی می‏تواند در دوران کودکی که هنوز به حد تکلیف نرسیده است، به مقام امامت و خلافت دست یابد؟ ابن‌‏حجر هیتمی، در این‏ باره می‏نویسد: “آنچه در شریعت مطهّر ثابت شده، این است که ولایتِ کودک صحیح نیست، پس چرا شیعیان می‏پندارند کودکی که هنوز عمر او از پنج سال نگذشته است، به امامت رسیده است.”۸۴۹
شیخ مفید در خصوص به شبهه در امامت امام زمان(ع) که ایشان در سنین کودکی به این مقام رسیده‏‏‏اند ابتدا به دلیل عقلی استناد کرده‏‏‏اند که امامت در این سن محال نیست و در گستره قدرت الهی قرار دارد و سپس به آیه “وَ یُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ..”۸۵۰ درباره حضرت عیسی(ع) و آیه “..وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا”۸۵۱ درباره حضرت یحیی اشاره کرده است.۸۵۲ در کتاب الإرشاد نیز مى‏نویسد: “سن امام عصر(ع) در هنگام وفات امام حسن عسکری(ع) پنج سال بوده است که خداوند در این سن حکمت و فصل الخطاب را به وی عطا کرد و او را آیه‏‏‏ای ‌‏برای جهانیان قرار داد و خداوند حکمت را به وی عطا کرد همانگونه که حکمت را در کودکی به حضرت یحیی(ع) عطا کرد. خداوند امام عصر(ع) را در سنین کودکی به امامت رسانید همانگونه که حضرت عیسی(ع) را در گهواره به نبوت رسانید”۸۵۳
گفتنی است وی در “أوائل المقالات” سخن گفتن حضرت عیسی(ع) در گهواره را مبتنی بر کمال عقل و ثبوت تکلیف و تحصیل نبوت دانسته و ظاهر آیه “قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا”۸۵۴ را دلیل بر این مطلب دانسته و در ادامه این دیدگاه را دیدگاه امامیه و برخی از شیعیان دیگر و برخی از معتزله و بسیاری از اصحاب حدیث دانسته لکن خوارج و برخی از زیدیه و گروههایی از معتزله را از در زمره مخالفان این دیدگاه ذکر کرده است.۸۵۵ در مواجهه با تکلم عیسی(ع) در مهد دو راه داریم یا نپذیریم یا بپذیریم اگر شهادت وی را نپذیریم کار خداوند در به نطق آوردن عیسی لغو مى‏شود و لغو بر خداوند جائز نیست پس لازم مى‏آید که شهادت عیسی(ع) در دوران صباوت پذیرفته شود.
شیخ مفید در پاسخ به شبهه سن اندک و تصدی مقام امامت، کمال عقل را درخصوص حجج الهی حتی در سنین کودکی را صحیح مى‏داند همانگونه که خداوند از سخن گفتن حضرت عیسی(ع) در گهواره حکایت کرده “قالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَنْ کانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا قالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتانِیَ الْکِتابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا”۸۵۶ و نیز در یادکردی از حضرت یحیی(ع) فرمود: “..وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا”۸۵۷ افزون بر اینکه عموم شیعیان بر این مطلب اجماع دارند که رسول خدا(ص) علی(ع) را دعوت نمود درحالیکه سن اندکی داشت و کودکان دیگر را دعوت نکرد. و نیز در ماجرای مباهله با امام حسن و امام حسین(ع) مباهله نمود در حالیکه آن دو طفل بودند و پیش از این مباهله و پس از آن کسی سراغ ندارد که کسی با اطفال مباهله کرده باشد. افزون بر اینکه باید ظهور معجزات بر ائمه و خرق عادات درخصوص ایشان اعتقاد داشته باشند در غیر این صورت از آنجا که صدور معجزه از ناحیه ائمه(ع) را انکار مى‏کنند، به معتزله ملحق شده‏‏‏اند و که در این صورت باید با آنها همانگونه که با ناصبه و گمراهان صحبت مى‏شود با آنان گفتگو کرد.۸۵۸ لازم به ذکر است دلایلی که ذکر شد درباره امام هادی(ع) نیز صادق است زیرا ایشان نیز در سن هشت یا شش سالگی به امامت رسیده است. گفتنی است که شیخ مفید در دفاع از صحت ایمان امام علی(ع) در سنین کودکی علاوه بر ادله گوناگونی که اقامه کرده، به همین دسته از آیاتی که در فراز پیشین درباره حضرت عیسی(ع) و حضرت یحیی(ع) اشاره شد، و نیز به آیه “وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها إِنْ کانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْکاذِبِینَ”۸۵۹ که به شهادت بسیاری مفسران طفل صغیری در گهواره بود۸۶۰ و شهادت وی دلیل بر عصمت یوسف(ع) و رفع تهمت از او بود، استدلال کرده است.۸۶۱
۴-۳- غیبت حضرت مهدی(ع)
مسأله غیبت حضرت مهدی(ع) نیز یکی از مهمترین مسائل مهدویت است که این مسأله نیز از ناحیه مخالفان امامیه مورد نقد قرار گرفته که در ذیل از منظر قصص قرآن به این مطلب می‌پردازیم:
۴-۳-۱- شبهه ناروایی غیبت برای امام
یکی از شبهات مطرح در موضع “غیبت” عدم جواز غیبت بر امام است. علی بن‏ولید(د ۶۱۲ق) در کتاب “تاج العقائد”، غیبت را بر امام جائز ندانسته ‏است وی غیبت را از سه حال از ناحیه خدا بودن، از ناحیه امام، از ناحیه مردم و خوف از دشمنان خارج ندانسته و هر سه را باطل مى‌داند و نیز غیبت و استتار وی پس از ظهورش را موجب سبب زوال خاصیت و هدایتی که برای آن برگزیده شده، دانسته و در ادامه به آیه “..إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً..”۸۶۲ اشاره نموده و زوال و عدم امام را به هیچ وجه جائز نمى‌داند.۸۶۳
در پاسخ به این دیدگاه لازم به ذکر است که:
اول: آیه “..إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً..” تنها دلالت بر حضور امام ندارد بلکه دلالت بر وجود امام در زمین دارد و این وجود اعم از حضور در نزد مردم و غیبت از میان مردم است در واقع وجود امام در زمین به دو صورت تحقق مى‌پذیرد به صورت حضوری و به صورت غیابی، از سوی دیگر غیبت به معنی عدم و فقدان امام نیست بلکه به معنی وجود او به صورت غیابی است لذا غیبت امام هیچ منافات و تعارضی با وجود وی ندارد بلکه یکی از طرق وجود او در زمین است.
دوم: غیبت امام مستلزم از بین رفتن مصالح مورد نظر از وجود امام نیست زیرا مردم مى‌توانند در دوران غیبت همانند استفاده از خورشیدی که پشت ابر مانده از امام نیز استفاده برند.۸۶۴
سوم: دلیل دیگر در عدم منافات غیبت با آیه مذکور این است که در روایات متعدد ذکر شده‏است که اگر یک لحظه حجت بر روی زمین نباشد زمین اهلش را به درون خود فرو مى‌برد.۸۶۵ از سوی دیگر قائلین شبهه مذکور امامان را نیز در زمره معنای خلیفه در آیه مورد نظر مى‌دانند بر این اساس حال که زمین اهلش را فرو نبرده و تغییری در نظام خلقت زمین و آسمان پدید نیامده مى‌توان نتیجه گرفت که هنوز حجت بر روی زمین وجود دارد لذا آیه مذکور همچنان صادق خواهد بود.
چهارم: غیبت از ناحیه خداوند تکلیف مالایطاق نیست. زیرا تکلیف کردن به اطاعت از شخصی که غائب است هرگز محال و ممتنع نیست زیرا اصول و آموزه‏های دین از ناحیه امامان پیشین بیان شده و بر اساس روایات متعدد، در زمان غیبت باید به راویان حدیث ایشان و علماء و فقهاء واجد الشرائط رجوع نمود.۸۶۶ از سوی دیگر هیچ محال نیست که برخی از علل غیبت از ناحیه دشمان باشد و خداوند بنابر مصالح گوناگونی امام(ع) را در غیبت نگاه دارد.
افزون بر اینکه از آیه “..إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً..” که مستمسکی برای عدم جواز غیبت بر امام شده می‌توان جواز و صحت غیبت امام را استنباط نمود.
با این توضیح که لفظ سخن خداوند به ملائکه “إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً” ایجاب مى‌کند که ایشان به اطاعت وی اعتقاد داشته باشند، در برابر این سخن خداوند، شیطان مخالفت و نفاق را در دل پنهان داشت اما دیگر ملائکه اطاعت و اشتیاق خود را به آن در باطن پنهان داشتند لذا نفاق شیطان زشت ترین نفاق‏ها و اطاعت و

دسته‌ها: No category

1 دیدگاه

SannyThazy · دسامبر 11, 2018 در 6:10 ب.ظ

Nice posts! 🙂
___
Sanny

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *