در آیات زیر قابل بررسی است:
۳-۱۳-۱- دعاء حضرت ابراهیم(ع)
آیه “رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ بِوادٍ غَیْرِ ذی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلاهَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَهً مِنَ النَّاسِ تَهْوی إِلَیْهِمْ..”۸۱۰ که حکایت از دعای حضرت ابراهیم(ع) برای ذریه خویش دارد که مراد ذریه وی از طریق حضرت اسماعیل(ع) است که به امر خداوند در مکه سکونت داده شدند. بر این اساس تحقق عینی این دعا محبت و مودت عموم مردم به این ذریه و روی آوردن مردم به زیارت ایشان در زمان حیات و نیز روی آوردن مردم به زیارت قبور ایشان پس از وفات باشد.
مؤید این مطلب که این دعا پس از وفات ایشان نیز محقق می‌شود این است که فرمود: “مِنْ ذُرِّیَّتی” و تعبیر به ذریه تنها ناظر به اسماعیل و هاجر نیست بلکه فرزندان از نسل او را نیز شامل می‌شود که در آینده ظهور خواهند کرد. همانگونه که در آیات “وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ کُلاًّ هَدَیْنَا وَ نُوحًا هَدَیْنَا مِن قَبْلُ وَ مِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُدَ وَ سُلَیْمَنَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسىَ‏ وَ هَارُونَ وَ کَذَالِکَ نجَْزِى الْمُحْسِنِینَ وَ زَکَرِیَّا وَ یحَْیىَ‏ وَ عِیسىَ‏ وَ إِلْیَاسَ کلُ‏ٌّ مِّنَ الصَّالِحِینَ وَ إِسْمَاعِیلَ وَ الْیَسَعَ وَ یُونُسَ وَ لُوطًا وَ کُلاًّ فَضَّلْنَا عَلىَ الْعَلَمِینَ وَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ ذُرِّیَّاتهِِمْ وَ إِخْوَانهِِمْ وَ اجْتَبَیْنَاهُمْ وَ هَدَیْنَاهُمْ إِلىَ‏ صرَِاطٍ مُّسْتَقِیمٍ”۸۱۱ برخی از ذریه وی را برشمرده است. مؤید دیگر صیغه‌های جمع در آیه است: “..رَبَّنا لِیُقیمُوا الصَّلاهَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَهً مِنَ النَّاسِ تَهْوی إِلَیْهِمْ..” در صورتی که در زمان این دعا تنها اسماعیل متولد شده بود و حتی اسحاق نیز نبود.۸۱۲ از سوی دیگر ذریه بر هاجر اطلاق نمی‌شود لذا دو ضمیر جمع در ادامه آیه ناظر به ذریه و نسل ابراهیم خلیل(ع) است که این دعا را به نزد خداوند عرضه داشت. و نیز در آیات “الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى وَهَبَ لىِ عَلىَ الْکِبرَِ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ إِنَّ رَبىّ‏ِ لَسَمِیعُ الدُّعَاءِ رَبّ‏ِ اجْعَلْنىِ مُقِیمَ الصَّلَوهِ وَ مِن ذُرِّیَّتىِ رَبَّنَا وَ تَقَبَّلْ دُعَاءِ”۸۱۳ که بی‏تردید در حین دعا مصداق خارجی ذریه اسماعیل و اسحاق بوده‏اند اما بی‏تردید دعاء ابراهیم خلیل(ع) تنها نمازگزار بودن این دو نیست بلکه نمازگزار بودن ذریه و نسل وی تا روز قیامت بوده است.
گفتنی است کلینی در باب “أَنَّ الْوَاجِبَ عَلَى النَّاسِ بَعْدَ مَا یَقْضُونَ مَنَاسِکَهُمْ أَنْ یَأْتُوا الْإِمَامَ فَیَسْأَلُونَهُ عَنْ مَعَالِمِ دِینِهِمْ وَ یُعْلِمُونَهُمْ وَلَایَتَهُمْ وَ مَوَدَّتَهُمْ لَهُ” به اسناد خویش روایتی را از امام باقر(ع) نقل کرده است که حضرت به مردمی که به دور کعبه طواف می‌کردند نگاهی کرد و فرمود: “در زمان جاهلیت نیز به همین وضع طواف مى‏کردند همانا دستور دارند که بدان طواف کنند و سپس نزد ما بیایند و ولایت و دوستى خود را به ما اعلام نمایند و یارى خود را در اختیار ما گذارند، سپس این آیه را خواند “پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرایش ده”۸۱۴عیاشی نیز این روایت را از امام باقر(ع) نقل کرده با این تفاوت که حضرت پس از قرائت آیه مزبور فرمود: “آل محمد آل محمد، ثم قال إلینا إلینا”۸۱۵
امام باقر(ع) در روایت دیگری در تفسیر آیه “..وَ قَدَّرْنا فِیهَا السَّیْرَ سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنِینَ”۸۱۶ به قتاده فرمود: “این آیه درباره کسى است که از خانه خویش با توشه و مرکب و کرایه حلال به قصد زیارت خانه کعبه بیرون آید و به حق ما عارف و آشنا باشد و در دل هواى ما داشته باشد چنانچه خداوند فرمود: “پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرایش ده” و مقصود ابراهیم اشتیاق به خانه نبود و گر نه مى‏گفت: “هواى آن کند”(و اینکه “الیهم” گفت و ضمیر را جمع آورد مقصودش ما بوده‏ایم) پس مائیم به خدا سوگند مقصود از ادعاى ابراهیم(ع) که هر که در دل هواى ما کند حج او پذیرفته است و گر نه نه، اى قتاده هر کس چنین باشد از عذاب جهنم در روز قیامت در امان و آسوده است‏”۸۱۷
کلینی در روایت دیگری از امام باقر(ع) نقل کرده است که حضرت مردم و اعمالی که در مکه انجام می‌دادند، دید سپس فرمود: “این کارها به مانند کارهاى دوران جاهلیت است. به خدا قسم مأمور بدان نیستند، و امر نشده‏اند مگر به اینکه حج را انجام دهند و به نذر خود وفا کنند و نزد ما آیند و ولایت خود را به ما اظهار کنند و نصرت خود را در اختیار ما گذارند”.۸۱۸
در روایت دیگری از کلینی چنین آمده که امام باقر(ع) به سدیر فرمود: “همانا به مردم دستور داده شده که بیایند به این سنگها طواف کنند و سپس نزد ما آیند و ولایت خود را به ما اعلام دارند و این است قول خدا “و به راستى من بسیار آمرزنده‏ام براى کسى که باز گردد و بگرود و کار خوب کند و سپس رهبرى شود”. پس از آن اشاره به سینه خود کرد و گفت: به سوى ولایت ما هدایت شود”.۸۱۹
۳-۱۳-۲- دعوت مردم به حج توسط حضرت ابراهیم(ع)
دعوت مردم به حج توسط حضرت ابراهیم(ع) که در سیاق آیات داستانی “وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهیمَ مَکانَ الْبَیْتِ أَنْ لا تُشْرِکْ بی‏ شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْقائِمینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالاً وَ عَلى‏ کُلِّ ضامِرٍ یَأْتینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمیقٍ”۸۲۰ آمده است نیز نمونه دیگری بر اهمیت زیارت حجج الهی است. البته برخی خطاب در آیه “وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ” را رسول خدا(ص) دانسته‏اند لکن همانگونه که علامه طباطبایی تصریح کرده این مطلب از سیاق آیات بعید است.۸۲۱
به نظر مى‏رسد تعبیر “یَأْتُوکَ” در این آیه شریفه گویای محوریت حجت الهی در حج است. به بیان دیگر تعبیر آیه شریفه آمدن به حج نیست هرچند از آیه آمدن به حج نیز فهم مى‏شود ‏بلکه تعبیر آیه آمدن به نزد حضرت ابراهیم(ع) و یا رسول خدا(ص) برای بجا آوردن حج است.
از دیگر سو، با توجه به وجوب هر ساله حج تا روز قیامت و نیز با توجه به اینکه دلیلی بر تخصیص آیه به حضرت ابراهیم(ع) نداریم زیرا مورد مخصص آیه نمی‌تواند باشد، و نیز با عنایت به اینکه انبیاء و اوصیاء حضرت ابراهیم(ع) پس از وفات وی، نازل منزله وی و در جایگاه وی به عنوان حجت الهی و خلیفه الهی در زمین خواهند بود، پس از وفات حضرت ابراهیم(ع) امر آمدن نزد وی به آمدن نزد انبیاء و اوصیاء پس از وی محقق خواهد شد به عبارت دیگر در هر برهه از زمانی انجام حج بدون مشرف شدن نزد حجت الهی زمان ناتمام خواهد بود. در واقع پرچم دعوت مردم به سوی خداپرستی به ویژه دعوت به حج هیچ اختصاصی به حضرت ابراهیم(ع) ندارند زیرا همه حجج الهی که وارث جایگاه او باشند در تأسی به حضرت ابراهیم(ع) و امتثال این امر الهی عهده دار دعوت مردم به حج خواهند بود. سبب نزول این آیه مؤید این مطلب است زیرا امام صادق(ع) فرمود: “همانا رسول خدا(ص) ده سال در مدینه اقامت نمود و به حج نرفت سپس خداوند آیه “وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجالًا وَ عَلى‏ کُلِّ ضامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ” را بر وی نازل کرد. پس پیامبر(ص) مؤذنان را امر کرد که با صدای بلند ندا دهند که رسول خدا(ص) امسال به حج خواهد رفت”.۸۲۲
امام رضا(ع) نیز فرمود: “امامت زمام دین و نظام مسلمین و صلاح دنیا و عزّت مؤمنین است. امامت بنیاد پاک اسلام و شاخه پربرکت آن است، به واسطه امامت نماز و زکات و روزه و حجّ و جهاد تحقّق مى‏یابد”.۸۲۳
امام باقر(ع) نیز فرمود: “جز این نیست که مردم امر شده‏‏‏اند‌‏ که به سوی این سنگ‏ها‌‏ بیایند و آن را طواف کنند و سپس به نزد ما بیایند و ما را به ولایت خویش خبر دهند و یاری خویش را بر ما عرضه دارند”.۸۲۴
و نیز امام باقر(ع) فرمود: تمامیت حج به دیدار امام است. ۸۲۵
۳-۱۳-۳- مزار اصحاب کهف
خداوند متعال در مورد اصحاب کهف و نزاع مردم در کیفیت تعظیم از آنان مى‏فرماید: “إِذْ یَتَنازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً”۸۲۶ ‏از این‏که برخى پیشنهاد ساختن مسجد داده‏اند کشف مى‏شود که آنان مسلمان و موحّد بوده‏اند. لذا واضح است که پیشنهاد مسجد به این جهت است که به‏طور مدام بر آن وارد شده تا مرقد اصحاب کهف مزار مردم گردد.۸۲۷ قرآن کریم با لحن موافق این داستان را نقل مى‏کند و ایرادى بر آن نمى‏گیرد، یعنى ساختن مسجد در کنار قبور بزرگان مانعى ندارد.۸۲۸ به تعبیر دیگر از آن جا که خداوند متعال پیشنهاد دوم(ساختن مسجد در کنار اصحاب کهف) را رد نکرده و آن را مجراى شرک نمى‏داند، مى‏توانیم آن را دلیل به امضا و تقریر عمل آنان بدانیم.۸۲۹
افزون بر اینکه در ارتباط با این آیه می‌توان مفهوم اولویت گرفت به این صورت که بناء مسجد بر قبور اصحاب کهف که معصوم نبوده‏اند و تنها افراد نیک و صالحی و پیرو انبیاء الهی بوده‏اند(که به دلیل ایمان به خدا و از دست ندادن دین خود در برابر سلطه حاکم جبار زمان و شرایط بی‏ایمانی در جامعه خویش هجرت کردند و به غار پناه آوردند) بر اساس این آیات مورد رضای الهی است پس بناء مسجد در جوار قبور انبیاء و حجج الهی که معصوم هستند به طریق اولی مورد رضای الهی خواهد بود. بنابر این آیه بناء مسجد و زیارتگاه در جوار قبور انبیاء و حجج الهی نه تنها اشکال ندارد بلکه مورد رضای الهی است. از سوی دیگر خداوند در ارتباط با اصحاب کهف می‌فرماید: “أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً”۸۳۰ به دلالت تضمنی اصحاب کهف را از آیات الهی می‌داند لذا بی‏تردید اراده الهی بر آن بود که قصه اصحاب کهف برای مردم روشن شود و در طول زمان در اذهان عموم مردم باشد که به منظور تحقق این امر بقاء جایگاه ایشان در غار به نوبه خود کمک به جاودانگی این داستان و رساندن پیام این داستان به همه مردم تا روز قیامت می‌کرد و در این میان دو امر “ساختن بناء” و “ساختن مسجد” در جوار ایشان مورد دوم به صورت بهتر و مطلوب تری می‌توانست این پیام الهی را به عموم مردم برساند. شاید به این دلیل که این امر تجلیل شایسته‏ای درخور ایشان بود و به خوبی تقدس و منزلت بلند ایشان را نمایان می‌ساخت و اینکه در طول زمان این امر نمونه و آغازی برای تجلیل از جایگاه انبیاء و حجج الهی باشد که پس از وفات، قبور ایشان مزار عموم مردم و مکان تقرب به خداوند باشد.
۳-۱۴- شفاعت
“شفاعت” از ریشه “شفع”نقطه مقابل زوج و وتر است.۸۳۱ به گفته راغب، به معنی ضمیمه کردن چیزی به جیزی

دسته‌ها: No category

1 دیدگاه

SannyThazy · دسامبر 11, 2018 در 8:03 ب.ظ

Nice posts! 🙂
___
Sanny

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *