از اشاره به عصمت مى‏نویسد: “وجوب نصّ درباره حضرت و یا صدور معجزه از ایشان به منظور متمایز شدن حضرت از دیگران”۹۱۶ طبرسی(د ۵۴۸ق) در إعلام‏الورى و إربلی(د ۶۹۳ق) در کشف‏الغمه، نیز به این مطلب إشاره کرده‏ا‏ند.۹۱۷
سید مرتضی(د ۴۳۶ق) و طبرسی نیز بر این باورند که در هنگام ظهور شخص امام عصر(ع) به واسطه معجزه ای که از وی صادر مى‏شود، شناخته مى‏شود زیرا نصّ موجود بر امامت وی که از ناحیه پدارن معصوم ایشان صادر شده است، شخص امام را از دیگری متمایز نمى‏سازد برخلاف نص بر امامان پیشین که نص موجود، شخص امام را معین مى‏کرد.۹۱۸ ابوالصلاح الحلبی(د ۴۴۷ق) نیز در “تقریب‏المعارف” دیدگاهی شبیه به دیدگاه مذکور سید مرتضی بیان نموده و بر این اساس ظهور معجزه از امام عصر(عج) را در هنگام ظهور به منظور پی بردن به شخص امام واجب دانسته ‏ا‏ست.۹۱۹ نیلی نجفی(قرن ۸) نیز به اختصار به همین دیدگاه اشاره کرده ‏ا‏ست.۹۲۰
این دیدگاه حکایت از آن دارد که در هنگام تعیین مصداق امام، صدور معجزه از امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ عصر(ع) کارآمدتر و موثرتر از نص پیشین بر امامت وی باشد خصوصاً درباره حضرت ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏مهدی(عج) هنگام ظهور ایشان، توضیح اینکه با توجه به نصوص متعدد رسول خدا و ائمه(ع) بر امامت امام بعدی بسیار رخ مى‏داد که هنوز برخی از مردم حتی شیعیان به دلائل گوناگون همچون شرایط شدید تقیه، در شناخت امام بعدی نیز در حیرت مى‏ماندند که بی‏تردید در این موارد یکی از رساترین نشانه‌های امامت، ظهور معجزه به دستان امام بود. معجزه در خصوص امام عصر(عج) از اهمیت بیشتری برخوردار است چراکه امامان پیشین در دوران ظهور بودند و مردم ایشان را مى‏شناختند و مى‏دیدند و به ایشان مراجعه مى‏کردند لذا نص بر امامت هریک از ایشان از ناحیه پیامبر(ص) و نیز از ناحیه امام پیشین در تطبیق دادن نص بر امام بعدی غالباً امری آسان بود. اما در خصوص امام عصر(ع) از آنجا که ظهور ایشان پس از غیبتی طولانی است و علی الظاهر اغلب مردم توفیق دیدار ایشان را نداشته‏ا‏ند لذا جهت پی بردن به شخص امام در این موقع، نص به تنهایی کافی نیست بلکه ظهور معجزه مکمل و تعیین کننده نهایی در مقام شناخت شخص امام خواهد بود. از سوی دیگر از آنجا که اهل سنت و نیز دیگر فرقه‌های مخالف امامیه، وجود نص نبوی بر امامت ائمه ‏ا‏طهار(ع) را انکار مى‏کنند.۹۲۱ در این شرایط ظهور معجزه بر دستان مبارک ایشان خصوصاً ظهور معجزه از ناحیه امام‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ عصر(عج) از کارآمدی بیشتری نسبت به نص دارد.
البته صدور معجزه اختصاصی به وقت ظهور امام عصر(عج) ندارد بلکه هر زمانی که حضرت صلاح بداند، معجزه ای از حضرت صدور خواهد یافت.
۴-۷- حکومت جهانی حضرت مهدی(ع)
مسأله حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) نیز یکی دیگر از مهمترین مباحث مهدویت است که در برخی از آیات قصص به آن بشارت داده شده است. توضیح اینکه در آیات آغازین سوره قصص چنین آمده است “وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ”۹۲۲ که آیه دوم و سوم این سوره محور موضوع مذکور قرار دارد.
در این دو آیه خداوند پرده از روى اراده و مشیت خود در مورد مستضعفان برداشته و پنج امر را در این زمینه بیان مى‏کند. نخست: ما مى‏خواهیم آنها را مشمول نعمتهاى خود کنیم(وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ…) دوم: ما مى‏خواهیم آنها را پیشوایان نمائیم(نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً). سوم: ما مى‏خواهیم آنها را وارثان حکومت جباران قرار دهیم(وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ‏). چهارم: ما حکومت قوى و پا بر جا به آنها مى‏دهیم(وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ‏). و پنجم: آنچه را دشمنانشان از آن بیم داشتند، به آنها نشان دهیم(وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما کانُوا یَحْذَرُونَ‏). آیات فوق، هرگز سخن از یک برنامه موضعى و خصوصى مربوط به بنى اسرائیل نمى‏گوید، بلکه بیانگر یک قانون کلى است براى همه اعصار و قرون و همه اقوام مى‏گوید: ما اراده داریم که بر مستضعفان منت بگذاریم و آنها را پیشوایان و وارثان حکومت روى زمین قرار دهیم. این بشارتى است در زمینه پیروزى حق بر باطل و ایمان بر کفر. این بشارتى است براى همه انسانهاى آزاده و خواهان حکومت عدل و داد و برچیده شدن بساط ظلم و جور. نمونه‏اى از تحقق این مشیت الهى، حکومت بنى اسرائیل و زوال حکومت فرعونیان بود. و نمونه کاملترش حکومت پیامبر اسلام ص و یارانش بعد از ظهور اسلام بود و نمونه گسترده‏تر آن ظهور حکومت حق و عدالت در تمام کره زمین بوسیله حضرت مهدى(ع) است. این آیات از جمله آیاتى است که به روشنى بشارت ظهور چنین حکومتى را مى‏دهد، لذا در روایات اسلامى مى‏خوانیم که ائمه اهل بیت(ع) در تفسیر این آیه اشاره به این ظهور بزرگ کرده‏اند.۹۲۳
امام على(ع) مى‏فرماید: “دنیا پس از چموشى و سرکشى- همچون شترى که از دادن شیر به دوشنده‏اش خوددارى مى‏کند و براى بچه‏اش نگه مى‏دارد- به ما روى مى‏آورد، سپس آیه “وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَ‏” را تلاوت فرمود”.۹۲۴ و در حدیث دیگرى از همان امام بزرگوار(ع) در تفسیر آیه مزبور فرمود: “این گروه آل محمد ص هستند، خداوند مهدى آنها را بعد از زحمت و فشارى که بر آنان وارد مى‏شود برمى‏انگیزد و به آنها عزت مى‏دهد و دشمنانشان را ذلیل و خوار مى‏کند”.
امام سجاد(ع) مى‏نیز قرمود: “سوگند به کسى که محمد ص را به حق بشارت دهنده و بیم دهنده قرار داد که نیکان از ما اهل البیت و پیروان آنها به منزله موسى و پیروان او هستند، و دشمنان ما و پیروان آنها بمنزله فرعون و پیروان او مى‏باشند”۹۲۵
در واقع آیه “وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ” به لحاظ معنایی متناسب با معنای آیه “وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِم‏..”۹۲۶ که در سیاق آیات قصص قرار ندارد. آیه “وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون”۹۲۷ نیز به لحاظ معنایی متناسب با آیات مزبور است زیرا در این آیه خداوند بشارت می‌دهد که بندگان صالح خداوند وارث زمین خواهند شد.
شایان ذکر است که امام باقر(ع) در روایتی بندگان صالح را اصحاب حضرت مهدی(ع) دانسته است.۹۲۸ البته احتمال دارد که مراد از وارثان زمین علاوه بر اصحاب حضرت مهدی(ع)، ائمه اطهار(ع) نیز باشند که در این صورت آیه مذکور علاوه بر حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) بر رجعت اهل بیت(ع) نیز دلالت می‌کند.
۴-۸- آداب انتظار
موضوع “آداب انتظار” اگرچه در شمار مباحث کلامی مهدویت لحاظ نمى‏شود بلکه در ذیل وظائف و رسالت منتظران در دوران غیبت مطرح می‌شود لکن از آنجایی که از برخی از آیات قصص در قرآن کریم می‌توان نکات ارزشمندی در راستای آداب انتظار برداشت نمود که می‌تواند تتمه‏ای بر مباحث کلامی پیشین باشد، ذیلاً به آن اشاره می‌کنیم با این توضیح اینکه محوریت این بحث ماجرای شدت تأثر یعقوب در فراق یوسف است که در آیات ۸۳ تا ۸۸ سوره یوسف آمده است.
۴-۸-۱- صبر جمیل داشتن
عبارت “قالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْراً فَصَبْرٌ جَمیلٌ..”۹۲۹ نشان می‌دهد که در برابر فراق یوسف(ع) در گام اول باید صبر جمیل داشته باشد و این می‌تواند برای منتظران نیز اصل مهمی باشد. به نظر مى‏رسد که صبر جمیل صبری باشد که سرشار از رضایت از اراده الهی و همراه با شکر گزاری و سپاس خداوند باشد و شکوه در آن نباشد.۹۳۰
البته این امر با شکوه به نزد خدا بردن منافاتی ندارد زیرا این از باب مناجات و راز دل به خدا گفتن است و موجب تسلی دل خواهد شد افزون بر اینکه انسان همیشه باید از خداوند بهترین قضاء و مصلحت الهی را طلب کند.
۴-۸-۲- امیدواری به امر فرج
اصل دیگر در انتظار فرج امیدواری به خداوند در وصال و فرج است که از فراز “..عَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَنی‏ بِهِمْ جَمیعاً..”۹۳۱ برداشت می‌شود. بى‏تردید نا امیدی بزرگترین آسیب‏ها را به انسان در زندگی وارد می‌سازد و از سوی دیگر زمینه متأثر شدن از محیط نامطلوب را در انسان آماده می‌سازد.
۴-۸-۳- غیبت را ناشی از علم و حکمت خداوند دانستن
اصل دیگر در انتظار فرج و آداب آن بر اساس فراز “..إِنَّهُ هُوَ الْعَلیمُ الْحَکیمُ”۹۳۲ این است که انسان اصل و اساس غیبت را از ناشی از حکمت و علم الهی بداند که این تلقی انسان را از مخالفت، نزاع و شکوه از خداوند بازخواهد داشت و انسان را از رضایت الهی خارج نمى‏سازد. البته این مطلب به این معنی نیست که انسان عوامل و اسباب دیگر غیبت را نادیده انگارد مانند تقصیرها و گناهان شیعیان و تشدید ظلم و عداوت دشمنان و امور دیگر.
۴-۸-۴- تأثر و اندوه در فراق و اشتیاق
اصل دیگر در انتظار فرج و آداب آن بر اساس آیات “وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ یا أَسَفى‏ عَلى‏ یُوسُفَ وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظیمٌ قالُوا تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْکُرُ یُوسُفَ حَتَّى تَکُونَ حَرَضاً أَوْ تَکُونَ مِنَ الْهالِکینَ”۹۳۳ شدت تأثر و اندوه در فراق و اشتیاق است که بى‏تردید این امر از یک محبت به امام را در دل افزون می‌کند و از سوی دیگر مانع از ورود مهر اغیار به دل می‌گردد. علاوه بر غم و اندوه و اشک در فراق و اشتیاق به امام عصر(عج) از این آیه می‌توان برداشت دیگری در اهمیت اشک بر مصائب اهل بیت(ع) داشت و آن اینکه وقتی فراق از یک حجت الهی یعقوب را چنین وادارد که چندین سال در فراق او اشک ریزد و حال آنکه به حیات وی باور دارد، تا آنجایی که از شدت اندوه دیدگانش نابینا گردد، پس به طریق اولویت اگر حجت الهی مبتلا به مصائبی شود و وفات یابد و یا مظلومانه کشته شود، اقامه حزن و عزاء و گریستن حتی اگر دیدگان نابینا گردد رواست و هرگز مورد ملامت نیست که روایت زیر بیانگر این مدعاست:
امام باقر(ع) در روایتی فرمود: “امام سجاد(ع) بر پدرش امام حسین(ع) بیست سال گریه کرد و طعامى پیش روى او گذاشته نمى‏شد مگر اینکه گریه مى‏کرد تا جایى که غلامش به او عرض کرد: اى پسر پیامبر خدا(ص) آیا وقت آن نرسیده که اندوه تو پایان یابد؟ فرمود: واى بر تو! یعقوب پیامبر دوازده پسر داشت، خداوند یکى از آنها را از چشم او پنهان کرد، از کثرت گریه بر او دو چشمش سفید شد و سر او از اندوه سفید شد و پشت او از غم خمیده گشت در حالى که پسرش در دنیا زنده بود، ولى من مى‏دیدم که پدر و برادر و عمو و هفده نفر از خاندانم در کنار من کشته

دسته‌ها: No category

1 دیدگاه

SannyThazy · دسامبر 12, 2018 در 4:10 ق.ظ

Nice posts! 🙂
___
Sanny

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *