بلکه تنها و تنها اخلاص سبب مى‏شود که انسان به سبب‏هاى دیگر دلبستگى و اعتماد نداشته باشد. و در جمله “اذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ” قرینه‏اى که دلالت کند بر دلبستگى یوسف(ع) به غیر خدا وجود ندارد. افزون بر اینکه جمله‏ “وَ قالَ الَّذِی نَجا مِنْهُما وَ ادَّکَرَ بَعْدَ أُمَّهٍ..”۷۸۱ قرینه روشنى است بر اینکه فراموش کننده ساقى بوده نه یوسف.۷۸۲
۳-۱۱-۳- استغاثه فرزندان یعقوب(ع) به یوسف(ع)
نمونه دیگر در این باب استغاثه فرزندان یعقوب(ع) به یوسف(ع) است که در آیه “فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قالُوا یا أَیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَهٍ مُزْجاهٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقینَ”۷۸۳ بیان شده است. که سیاق آیات به خوبی گویای این است که حضرت یوسف(ع) نه تنها توسل و استغاثه آنها را شرک تلقی نکرد و آنها را از این کار بازنداشت بلکه به نحو احسن با برادران خویش رفتار نمود.
این سطور این فراز به خوبی گویای نحوه توسل به حجج الهی است. اقرار به خطا و اشتباه و گناه در برابر حجت و ولی خدا و درخواست از سوی ما و نیز تمجید از مقام والای حجت الهی که خدا وی را بر ما برگزیده است. بی‏تردید رعایت کردن این دو امر گویای ادب در برابر حجت و ولی خداست. افزون بر اینکه این فراز بیانگر این است که همه جسارتها و ظلم‌ها نسبت امام و حجت خداوند از جهل انسان ناشی می‌شود. افزون بر آن هوای نفس بر آنها چیره شد که درباره برادران یوسف سخن از نفس مسوله است لذا جهل از یکسو و نفس مسوله از سوی دیگر منجر به جسارت به حجت و ولی خداست(یوسف و حضرت یعقوب) شد. زیرا ایشان به یعقوب هم ظلم کردند و در واقع ظلم به یوسف ظلم به یعقوب هم بود.
به طورى که از سیاق استفاده مى‏شود در این سفر دو تا خواهش از عزیز داشته‏اند، که بر حسب ظاهر هیچ وسیله‏اى براى برآوردن آنها بنظرشان نمى‏رسیده: یکى اینکه مى‏خواسته‏اند با پولى که کافى نبوده طعامى به آنها بفروشد و با اینکه در نزد عزیز سابقه دروغ و دزدى بهم زده بودند و حیثیتى بر ایشان نمانده بود هیچ امید نداشتند که عزیز باز هم مانند سفر اول ایشان را احترام نموده و حاجتشان را برآورد. دوم اینکه دست از برادرشان که به جرم دزدى دستگیر شده بردارد، و او را رها سازد، اینهم در نظرشان حاجتى برآورده نشدنى بود، زیرا در همان اول که جام ملوکانه از خرجین برادرشان درآمد هر چه اصرار و التماس کردند به خرج نرفت، و حتى عزیز حاضر نشد یکى از ایشان را بجاى او بازداشت نماید. به همین جهت وقتى به دربار یوسف رسیدند و با او در خصوص طعام و آزادى برادر گفتگو کردند خود را در موقف تذلل و خضوع قرار داده و در رقت کلام آن قدر که مى‏توانستند سعى نمودند، تا شاید دل او را به رحم آورده، عواطفش را تحریک نمایند.۷۸۴
جالب اینکه یوسف در این عبارات سخنی از اینکه بگوید شما را بخشیدم “غفرت لکم عفوت عنکم” ندارد در واقع همین که بگوید شما را بخشیدم را نیز بر زبان نمی‌آورد چه بسا همین اندازه بر زبان جاری کردن اسباب خجالت طرف مقابل باشد افزون بر اینکه به آنها امید می‌دهد که خداوند هم شما را می‌بخشد و به آنها روحیه امید و امیدواری را می‌دمد. و این گویای رحمت و لطف حجج الهی است. لذا آیات فوق گویای اوج رحمت حت و ولی خداست نسبت به آنهایی که چنین ظلمی به ایشان روا داشتند هم رحمت و لطف یوسف به برادرانی که به وی خیانت و ظلم کردند و نیز رحمت یعقوب به فرزندان که هم به یوسفش و هم به او ظلم بزرگی روا داشته‏اند. در واقع مواجهه یوسف و مواجهه یعقوب با برادران هر دو سرشار از لطف و رحمت الهی است. لذا یکی از بهترین راههای رهایی از گرفتاری‏ها و مشکلات زندگی توسل و استغاثه به حجج الهی است و از آنجا که حجج الهی از فضائل و مکارم اخلاقی والایی برخوردارند، حتی در صورت جسارت و ظلم به آنها در صورت توبه و بازگشت به نحو بسیار مطلوب و کریمانه‏ای پاسخ نیازمندان و استغاثه کنندگان را می‌دهند.
۳-۱۱-۴- توسل فرزندان حضرت یعقوب(ع) به پدر
توسل فرزندان یعقوب(ع) به وی و طلب درخواست آمرزش برای آنها که در آیات “قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کُنَّا خاطِئینَ قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی..”۷۸۵ ذکر شده نمونه دیگری از توسل به حجج الهی است. در واقع این آیه به خوبی بیانگر لزوم توسل به اولیاء و حجج الهی در توبه و تقرب به خداست.
گفتنی است که در روایات متعدد از امامان معصوم(ع) به پدر دلسوز، مادر مهربان و پناهگاه بندگان تعبیر شده است.۷۸۶ افزون بر اینکه امامان معصوم(ع) حجج الهی در امت پیامبر اکرم(ص) هستند، آنقدر از مهربانی و محبت آنها به امت بسیار است که تعابیر فوق محبت را در دلها به بیشتر و زمینه توسل و استغاثه به ایشان را بیتشر فراهم می‌سازد. در این فراز نیز مانند فراز پیشین به خوبی نحوه رفتار بسیار نیکو با فرزندانی که چنین ظلم بزرگی به پدر و برادر خویش کرده‏اند، مشاهده می‌شود. در واقع این نحوه برخورد بسیار نیکو و کریمانه هم از ناحیه یعقوب و هم از ناحیه یوسف سر زد و این بیانگر این نکته است که همه اولیاء و حجج الهی از چنین مکارم اخلاقی برخوردارند و همه آنها به نحو بسیار مطلوبی پاسخ توسل و استغاثه مردم را می‌دهند.
۳-۱۱-۵- توسل و استغاثه فرعونیان و بنی اسرائیل به حضرت موسی(ع)
برخی از آیات قرآن کریم حکایت از توسل و استغاثه بنی اسرائیل به حضرت موسی(ع) دارد که در موارد زیر به آن اشاره می‌کنیم:
۳-۱۱-۵-۱- درخواست برداشتن رجز
این مطلب در آیات “وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا یا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّکَ بِما عَهِدَ عِنْدَکَ لَئِنْ کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَکَ بَنی‏ إِسْرائیلَ فَلَمَّا کَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى‏ أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ یَنْکُثُونَ”۷۸۷ و “وَ قالُوا یا أَیُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنا رَبَّکَ بِما عَهِدَ عِنْدَکَ إِنَّنا لَمُهْتَدُونَ فَلَمَّا کَشَفْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِذا هُمْ یَنْکُثُونَ”۷۸۸ بیان شده است.
فرعونیان پس از مشاهده عذاب الهی از حضرت موسی(ع) خواستند که برای آنها دعا کند و اگر عذاب را از ایشان بردارد به نفع حضرت موسی(ع) ایمان بیاورند و بنی اسرائیل را به همراه او ارسال کنند، از سیاق آیات به خوبی پیداست که خداوند عذاب را از آنها برداشت لکن آنها عهد شکننی کردند و خداوند از انها انتقام گرفت.
این آیه به خوبی نشان می‌دهد که توسل و استغاثه به حجج الهی و نیز دعا و درخواست حجج الهی از خداوند موجب رفع عذاب و برطرف شدن گرفتاری‏ها شود. این مطلب از یک سو بیانگر اهمیت و جایگاه توسل و استغاثه به حجج الهی و از سوی دیگر بیانگر استجابت دعای حجج الهی نزد خداوند است.
۳-۱۱-۵-۲- درخواست آب
نمونه دیگر در آیات “وَ إِذِ اسْتَسْقى‏ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَهَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ..”۷۸۹ و “وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَهَ أَسْباطاً أُمَماً وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ مُوسى‏ إِذِ اسْتَسْقاهُ‏ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَهَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ..”۷۹۰ ذکر شده که حکایت از آن دارد که بنی اسرائیل از حضرت موسی(ع) درخواست آب کردند و حضرت موسی(ع) نیز دعا کرد و خداوند دعای وی را اجابت نمود و او را امر کرد که با عصای خویش به سنگ بزند که پس از این کار دوازده چشمه آب برای بنی اسرائیل جاری شد.
گفتنی است این مطلب به دو شکل بیان شده آیه اول ناظر به استجابت دعای حضرت موسی(ع) است و آیه دوم ناظر به توسل و استغاثه بنی اسرائیل به موسی(ع) است و در خصوص مطلب توسل، سیاق آیه(عدم مخالفت خداوند و حضرت موسی(ع) با این درخواست) حاکی از صحیح و منطقی بودن درخواست آنها از حضرت موسی(ع) است.
۳-۱۱-۵-۳- درخواست طعام
آیه شریفه “وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‏ لَنْ نَصْبِرَ عَلى‏ طَعامٍ واحِدٍ فَادْعُ لَنا رَبَّکَ یُخْرِجْ لَنا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ مِنْ بَقْلِها وَ قِثَّائِها وَ فُومِها وَ عَدَسِها وَ بَصَلِها قالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذی هُوَ أَدْنى‏ بِالَّذی هُوَ خَیْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَکُمْ ما سَأَلْتُمْ..”۷۹۱ نیز بیانگر درخواست دیگر بنی اسرائیل از حضرت موسی(ع) است که آنها بر طعام واحد صبر نکردند لذا از حضرت موسی(ع) درخواست کردند که دعا کند که خداوند از روییدنی‏های زمین برای آنها بیرون آورد به هر روی بین اسرائیل به خواسته خویش رسیدند.
مواردی که بدان اشارت رفت چنین به دست مى‏دهد که توسل به اسباب منافاتى با اخلاص ندارد، بلکه اعتماد بر اسباب و نگاه استقلالی به اسباب بدون در نظر داشتن قدرت واسعه الهی با اخلاص منافات دارد. افزون بر اینکه اصل توسل به اولیاء و حجج الهی نه تنها از منظر قصص قرآن امری جائز است بلکه امری نیکو بشمار مى‏رود.
۳-۱۲- تبرک جستن به اولیاء و آثار ایشان
تبرّک در لغت، مشتق از “برکت” به معناى فزونى است.۷۹۲ امّا در اصطلاح آن است که موحّدان، از رهگذر تبرّک به پیامبر اکرم(ص) و بندگان صالح خدا و تبرک به آثار باقى مانده از آنان، درخواست افاضه نعمت و افزایش برکت کنند. معناى این آن نیست که تبرک جوینده، راه‏ها و اسباب طبیعى را براى رسیدن به خواسته‏هایش به روى خود ببندد، بلکه در همان حال که به علل و اسباب طبیعى تکیه مى‏کند، راه تبرک را در برابر خود باز مى‏گذارد، تا از این طریق، به فیض الهى که از این مجرا نازل می‏‌‏شود، افزون بر آنچه از راه اسباب طبیعى مى‏رسد، دست یابد. مسلم است که میان آثار پیامبران و صالحان و خیراتى که انسان از این راه به دست مى‏آورد رابطه مادى وجود ندارد، لیکن همانگونه که گفته شد فیض‏هاى الهى بربندگان گاهى از غیر مجراى طبیعى افاضه مى‏شود، آنجا که اراده الهى بر این باشد که حاجت‏هاى یک انسان مؤمن را از راه تبرّک به پیامبر یا آثار بازمانده از او برآورده سازد. آیات قرآن کریم و روایات فراوانى بر این حقیقت تأکید دارد. افزون بر اینکه هیچ مانع عقلى نیست که آثار پیامبر و صالحان در اجابت خواسته‏هاى انسان اثر گذار باشد. اینک برخى از آیاتى که در این زمینه است.۷۹۳ در قصص قرآن نمونه‏های متعددی از تبرک به حجج الهی و آثار ایشان وجود دارد که ذیلاً اشاره می‌کنیم:
۳-۱۲-۱- تبرک به مقام ابراهیم(ع)
تبرک به مقام ابراهیم(ع) که در آیه “وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَهً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّى..”۷۹۴ بیان شده به خوبی گویای تبرک به حجج الهی است.

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *