رابطه معناداری وجود نداشت ( ۶۶ ) .
بابک نژاد در سال ۱۳۷۴ ، در پژوهشی تحت عنوان بررسی تاثیر کانون های اصلاح و تربیت بر انگیختگی هیجانی نوجوانان ، برای تعیین رابطه میان مدت اقامت در کانون و انگیختگی هیجانی نوجوانان ، در مورد سه گروه از نوجوانان مقیم کانون ، با اقامت های متفاوت ( کمتر از ۵ ماه ، بین ۵ تا ۱۰ ماه اقامت ، بیش از ۱۰ ماه اقامت ) به این نتایج دست یافت که با ورود نوجوانان بزهکار به کانون اصلاح و تربیت ، در فاصله ۱۰ ماه اول به استثنای افسردگی ، سایر متغیرهای مورد بررسی یعنی حساسیت ، خصومت ، وسواس ، اضطراب و در کل بر انگیختگی هیجانی افزایش می یابد ولی استمرار اقامت نوجوانان بیش از ۱۰ ماه تاثیر معنی داری در بر انگیختگی هیجانی آنان ندارد ( ۶۷ ) .
باختری و حیدری ( ۱۳۸۷ ) ، در مقاله ای مروری تحت عنوان شناخت رفتار های مشکل آفرین در کودکان و نوجوانان کانون های اصلاح و تربیت و روش برقراری ارتباط با آن ها رفتار های نوجوانان ساکن در کانون های اصلاح و تربیت را به ۷ دسته زیر طبقه بندی کرده است .
۱ . رفتارهای تخریب عمدی : مانند شکستن شیشه ، تخریب وسایل محیط ،آزار و اذیت رساندن عمدی و با احساس لذت به دیگران و یا به خود
۲ . تحریک‏پذیری شدید : نداشتن تحمل سروصدا ، از کوره در رفتن با محرک معمولی مانند شرایط عمومی‏ خوابگاه ، پریدن از خواب با یک صدای ضعیف ،کوبیدن سر و مشت زدن به دیوار و…
۳ . رفتارهای انحرافی و بی‏پروا : انجام رفتارهای‏ جنسی در حضور دیگران همچون نشان دادن آلت تناسلی ، مزاحمت جنسی برای دیگران ، به کاربردن الفاظ بسیار رکیک و زننده بدون احساس شرم‏ وحیا ، خودارضایی‏ شدید و مکرر دور از چشم دیگران
۴ . رفتارهای عجیب و غریب : مانند خیره‏شدن به یک‏ نقطه به مدت طولانی ، بی‏قراری شدید ،کشیدن پتو به سر و ماندن آن حالت به مدت طولانی و عدم ایجاد ارتباط کلامی و چشمی با دیگران ، ماندن در یک وضعیت و حالت‏ بدنی مشخص و تکرار آن ، پرحرفی ، حرف ‏های بی‏معنی‏ و مفهوم ، خود را فرد مهمی مانند یک شخصیت سیاسی‏ یا مذهبی پنداشتن ، شادی بیش از حد و خندیدن بی‏ مورد و یا افسردگی و یا گوشه‏گیری شدید و عدم شرکت‏ در فعالیت‏های گروهی مانند ورزش ، بازی ، غذاخوری ، هواخوری و…
۵ . نداشتن تمرکز : بی‏توجهی و حواس‏پرتی در انجام‏ وظایف و تکالیف فردی و جمعی مانند تعویض مکرر محل کار و یا کارگاه‏های آموزشی ، ناسازگاری با محیط کار، بی‏توجهی به‏ دستورات مربیان و آموزش‏های داده شده در حرفه‏آموزی .
۶ . رفتارهای پرخاشگرانه : داشتن رفتارهای پرخاشگرانه‏ کلامی و عملی با اعضای خانواده در هنگام ملاقات درگیری‏ با مراقبین و دیگر مددجویان.
۷ . ضعف در آموختن مهارت‏های اولیه :کندی در آموختن حرکات ورزشی مهارت ‏های حرفه‏ای و مواد درسی ، بی‏توجهی به محرک‏های اطراف خود ، حواس‏پرتی‏ مکرر، نداشتن آرام‏ وقرار ، بی‏حوصلگی و نداشتن تحمل‏ در شرایط یکنواخت ، بی‏توجهی انتخابی به دستورات و درخواست‏ها.
۷ . آلت دست بودن : مورد تمسخر دیگران قرار گرفتن و عدم واکنش به آزار و اذیت دیگران ( ۶۸ ) .
گودرزی در سال ۱۳۸۲ ، در پژوهشی میدانی با موضوع بزه دیدگی مددجویان کانون اصلاح و تربیت تهران با استفاده از یک پرسش نامه خود محقق ساخته درباره ۳۰ نفر از مددجویان پسر کانون اصلاح و تربیت تهران و به صورت مصاحبه رو در رو به اجرا در آورد و پس از استخراج و تجزیه و تحلیل یافته ها به نتایج بسیاری دست یافت . که از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد، ۸۷ % مددجویان با (( کارهای اجباری همراه با کارمزد )) به جای حبس در کانون موافق اند . همچنین ۳۷ % مددجویان ، آشنایی با مددجویان کانون را در تکرار بزه و آموزش فنون جدید بزهکاری موثر می دانستند . گودرزی در این پژوهش خاطر نشان کرد که به جای زندان های بسته و کانون های اصلاح و تربیت ، حداقل برای محکومیت های طولانی مدت مددجویان و به منظور اجتناب از مفاسد و زیان های این گونه مکان ها باید (( کارهای اجباری همراه با کارمزد )) برای مددجویان فراهم نمود . زندان ها و کانون های اصلاح و تربیت را به کارگاه های محل گذران محکومیت به کارهای اجباری همراه با کارمزد تبدیل کرد . مهم ترین مزیت این کیفر این است که با اجبار محکومان به کار می توان از کلیه مفاسد زندان های بسته بر حذر ماند . به نظر می رسد غالب مفاسد داخل زندان ، از جمله شیوع و انتقال بیماری های مقاربتی و نظایر آن ، مشکلات جنسی ، خشونت ها و جرایم داخل زندان به ویژه مشکل مواد مخدر ، بیشتر ناشی از بیکاری مددجویان در یک محیط بسته است . علاوه بر این با اجبار مددجویان به کار از بروز مشکلات روانی ناشی از یک جا نشینی و دست یازیدن به تفکرات واهی نیز پرهیز می شود .با توجه به آثار سو حبس در مکان بسته که خود یکی از عوامل قربانی شدن اطفال پس از محکومیت است ( ۶۹) .
رمضان پور (۱۳۸۰) در طرح پژوهشی ، به روش پیمایشی ، تحت عنوان بررسی مسایل و مشکلات کودکان بزهکار پس از ورود به کانون اصلاح و تربیت ، نشان داد که امکان ادامه تحصیل در کانون برای ۵۸ درصد از کودکان فراهم است ، ۶۰ درصد افراد در کانون حرفه آموخته‌اند، اما امکان آن برای بقیه فراهم نبوده است ، ۴۴ درصد از کل این افراد، دارای دوستان هم جرم، ۴۰ درصد دوستان غیر هم جرم هستند، ۳۰ درصد از کل افراد نمونه برای حل مشکل خویش به مددکار، ۳۸ درصد به مربی و بقیه به مدیر کانون و افراد دیگر مراجعه می‌کنند. فعالیت این کودکان در اوقات فراغت خویش بسیار محدود است . ۵۶ درصد آنان از فعالیت‌های مددکاری در کانون هیچگونه اطلاعاتی ندارند. ۵۸ درصد از افراد در کانون ارشد دارند که ارشدها برای تربیت و نظم دادن، آنها را مورد تنبیه بدنی قرار می‌دهد. ۷۴ درصد از آنها توسط مربیان مورد تنبیه بدنی قرار می‌گیرند( ۷۰ ) .
اسماعیلی و راهرو در سال ۱۳۸۷ ، مددجویان به عنوان افرادی که مدتی از زندگی خود را در زندان به سر می برند ، در معرض هجوم شناخت های منفی در مورد خود و آینده هستند . بسیاری از آنان ارزیابی های شناختی منفی نسبت به خود از قبیل کم ارزشی ، فقدان اعتماد به نفس ، عدم کارایی شخصی و … دارند. همچنین بسیاری از این افراد نگرانی هایی اساسی درباره آینده ( سرانجام محکومیت ) ، موضوعات خانوادگی ( آینده خانواده و فرزندان ) و مسایل پس از خروج از زندان ( شغل و آبروی اجتماعی ) هستند ؛ که ایشان را مستعد ابتلا به مشکلات عاطفی از جمله افسردگی می کند . از آنجایی که محیط و شرایط حاکم بر آن ، یکی از مهم ترین مولفه های تاثیر گذار در سلامت و روانی است . نوع محکومیت و جو روانی حاکم بر آن نیز با سلامت روانی افراد حاضر در آن ها مرتبط است . نتیجه پژوهش اسماعیلی و راهرو نشان داد میان مددجویان از نظر مدت اقامت ( کوتاه مدت ، میان مدت و بلندمدت ) و جنسیت و سلامت روانی مددجویان تفاوت وجود دارد . به عبارت دیگر تاثیر محیط و فضای روانی حاکم و مدت محکومیت را مورد تایید و تاکید قرار داد ( ۷۱ ) .
خانه کشی و عزیزی ( ۱۳۸۶ ) در پژوهشی تحت عنوان مقایسه ویژگی های شخصیتی نوجوانان عادی و بزهکار ۱۸ – ۱۲ ساله با استفاده از پرسش نامه ی ویژگی های شخصیتی و ودورث ( ۱۹۲۰ ) به این نتایج دست یافت که نوجوانان عادی و بزهکار از لحاظ ویژگی های شخصیتی هشتگانه ، شامل میزان هیجان پذیری ، گوشه گیری ، وسواس ، افکار پارانویید ، افسردگی ، پرخاشگری ، بی قراری و تمایلات ضد اجتماعی ، با یکدیگر تفاوت معناداری دارند ؛ بدین صورت که نوجوانان بزهکار نمرات بالاتری را در قیاس با گروه نوجوانان عادی کسب کرده بودند ( ۴۵ ) .
صالحی ( ۱۳۸۲ ) به سفارش صندوق ملل متحد کودکان ( یونیسف ) از جانب مرکز آموزشی و پژوهشی سازمان زندان ها ، به ارزیابی کیفیت خدمات رسانی در کلیه کانون های اصلاح و تربیت سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی سراسر کشور پرداخت که در آن سال تعداد ۲۳ کانون بود . در بعد عملکردی به بحث پیرامون سه حوزه ی امنیت ، نظم و ایمنی ، در کانون های اصلاح و تربیت پرداخت . در حوزه ی وضعیت ایمنی در طول دوره ارزیابی مشخص شد که در ازای هر ۱۰۰ نفر – روز از نگهداری مددجویان ۰.۰۲ نفر توسط مددجویان دیگر مجروح شده اند . بیشترین تعداد مجروح شدن مددجویان در کانون های اصلاح و تربیت اهواز و تهران رخ داده بود و در دوره ارزیابی هیچ مددجویی توسط کارکنان مجروح نشده است . در دوره ارزیابی در هیچ کدام از کانون های مورد مطالعه ، موردی از مجروح شدن کارکنان توسط مددجویان گزارش نشده بود . کانون های اصلاح و تربیت مورد مطالعه ، در مجموع ۳۵ % از روزهای دوره ارزیابی با ازدحام جمعیت مددجویان مواجه بوده اند . که این ازدحام جمعیت مربوط به کانون های کرمانشاه ، مشهد و یزد بود . به عبارت دیگر ۴۵ % از مددجویان مورد مطالعه در کانونهایی به سر می بردند که در دوره ارزیابی با ازدحام جمعیت مواجه بوده اند . در این پژوهش موردی دال بر استفاده ی کارکنان از وسایل تنبیهی ( باتون ، شلاق ، دستبند ، گاز اشک آور و … ) در کانون های مورد مطالعه ، در دوره ارزیابی گزارش نشده بود . این یافته ها با وجود آن است که ۱۲ مورد استفاده از وسایل تنبیهی در کانون های اصلاح و تربیت مورد مطالعه ، گزارش شده بود . بیشترین موارد استفاده از این وسایل از کانون تهران گزارش شده بود ، البته سایر کانون ها به دقت کانون تهران این موارد را ثبت نکرده بودند . در زمینه ی وضعیت نظم ، بر اساس اطلاعات جمع آوری شده در کانون های اصلاح و تربیت مورد مطالعه در دوره ارزیابی ۱۱ مورد سورفتارهای مختلف ( سرپیچی مددجواز مقررات و اوامر ، رفتار جنسی نامناسب ، شوخی خشونت آمیز ) از جانب مدجویان گزارش شده بود . به عبارت دیگر ، در ازای هر ۱۰۰ نفر – روز نگهداری مدجویان ۰.۰۴۴ مورد ، سو رفتار گزارش شده بود . در هیچ کدام از کانون های مورد مطالعه ، نسخه های مکتوبی از برنامه مدیریت رفتار بین کارکنان و مددجویان توزیع نشده بود ( ۷۲ ) .
بیان زاده در سال ۱۳۷۹ به سفارش دبیرخانه ی دومین همایش علمی سازمان زندان ها به بررسی روشهای تشویق و تنبیه در اصلاح و رفتار مددجویان پسر کانون اصلاح و تربیت تهران و تاثیر پذیری هر یک از این روش ها از دیدگاه مددجویان و کارکنان پرداخت . نتایج مطالعه نشان داد که میان دیدگاه مددجویان و کارکنان از حیث متداول ترین شیوه های تشویقی و تنبیهی و میزان تاثیر پذیری هریک تفاوت اساسی وجود دارد . به عبارت دیگر نتایج پژوهش نشان داد هیچ الگو و برنامه ی مشخص شده ای برای تشویق و تنبیه در جهت درمان اختلالات رفتاری مدجویان دیده نشده بود . نتایج پژوهش فوق ذکر نشان داد که مددجویان در آغاز ورود به کانون وارد قرنطینه شده و طرز برخورد کارکنان در

دسته‌ها: No category

1 دیدگاه

SannyThazy · دسامبر 11, 2018 در 7:42 ب.ظ

Nice posts! 🙂
___
Sanny

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *