، تابع شرایط محیط هستند .
– نوجوانان همه چیز می خواهند اما دقیقا نمی دانند چه چیزهایی باید بخواهند . فکر می کنند توانایی انجام هر کاری را دارا می باشند اما واقعیت این است که ناتوانند . فکر می کنند همه چیز می دانند اما در واقع چیزی نمی دانند چون اندوخته تجربی به قدر کفایت ندارند .
– برای پذیرش ارزش های مطلوب اخلاقی و معنوی آمادگی دارند ودر صورت ارایه ی الگوهای مناسب و راهنمایی صمیمانه از جانب خانواده ،معلمین و مسوولین مربوطه مسیر کمال و پیشرفت را سپری می کنند .
– نوجوانان به تقویت روحی و محیط مناسب برای فعالیت و ارتباطات اجتماعی محتاج هستند .
– نوجوانی ، مرحله مهمی از زندگی انسان است که در آن فشارهای خاصی از جمله فشارهای ناشی از تغییرات بیولوژیکی ، اجتماعی ، تغییرات شناختی و احساسی – عاطفی تجربه می شود .
– تنبیه و مجازات به تنهایی عامل پیشگیری از بزهکاری های نوجوانان نیست . باید در شناخت عوامل بزهکاری به آن ها کمک کرد و و با همت و همکاری متخصصین به تربیت صحیح آن ها پرداخت ( ۴۰) .
۲ – ۳ – ۴ برخی از مسایل و مشکلات پیش روی نوجوانان و جوانان
با توجه به ویژگی ها و تحولات دوره نوجوانی و جوانی می توان خلاصه ای از مسایل و مشکلات این دوره را به صورت زیر طبقه بندی کرد:
۱) فرآیند بلوغ و مسایل ناشی از آن
۲) شکل گیری هویت
۳) مناسبات و روابط نوجوانان و جوانان با پدر و مادر و گروه همسالان
۴) تحول ارزش ها در نوجوانان و جوانان
۵) بروز اختلال های عاطفی – رفتاری
۶) اشتغال به تحصیل و مشکلات ناشی از آن
۷) مشکلات مالی و شغلی در دوره ی نوجوانی و جوانی
۸) نحوه ی گذران اوقات فراغت
۹) تحول جنسی در دوره نوجوانی و جوانی و مشکلات ناشی ازآن
۱۰) ارتکاب به بزهکاری در دوره نوجوانی و جوانی
۱۱) اعتیاد در نوجوانان و جوانان ( ۴۱ ) .
از آنجایی که مطالعه حاضر در جستجوی تجارب مددجویان مقیم کانون اصلاح و تربیت از سکونت در این مکان است ، از میان مسایل و مشکلات گوناگون نوجوانان ، به توضیح پیرامون مباحث بزهکاری آنان می پردازد .
۲ – ۴ مفاهیم بزهکاری
۲ – ۴ – ۱ تعریف بزه
در لغت نامه دهخدا ، معنای لغوی واژه بزه (تلفظ درست بَزَه) کار زشت، بد و پلید است ( ۴۲ ) . در فرهنگ عمید (( بزه )) جرم ، خطا و گناه معنی شده است ( ۴۳ ) .
۲ – ۴ – ۲ بزهکاری۱۳
اساسا بزهکاری یک واژه روان شناسی نیست بلکه یک مفهوم حقوقی است ( ۵ ) . بزهکاری ، اقدام به عملی است که بر خلاف موازین ، مقررات و قوانین جامعه بوده است و انجام آن موجب پیگرد قانونی شود و کسانی که مرتکب چنین اعمالی گردند را مجرم و بزهکار گویند ( ۸ ) . هربرت بلومر عقیده دارد هر عملی که انسان آگاهانه و بنابر اختیار و اراده انجام دهد و به عبارتی بتواند آن را به میل انجام دهد و در ضمن با قوانین یک سازمان اجتماعی مخالفت داشته باشد جرم۱۴ تلقی می شود. حال اگر جرم در محدوده سن کودکی تا نوجوانی رخ دهد ، بزهکاری نام دارد ( ۸ ) . بزهکاری به طور کلی به رفتارهای قانون شکنانه نوجوانان اطلاق می شود . ( ۴۴ ) . شومیکر۱۵ رفتار انحرافی جوانانی که به سن قانونی نرسیده اند را بزهکاری می نامد و جوانان مرتکب این رفتار ها را بزهکار می خواند. وی دوره جوانی را به دو بخش نوباوه و نوجوان تقسیم می کند که عمده نوجوانان در دبیرستان ها جای دارند ( ۴۴) .
۲ – ۴ – ۳ بزهکار۱۶
بزهکار به فردی گفته می شود که در سنین نوجوانی ( فردی که هنوز به سن قانونی نرسیده است ) مرتکب عملی شده که قانون برای آن مجازات تعیین کرده باشد . عده ای از این نوجوانان در مراکز اصلاح و تربیت نگهداری می شوند ( ۴۴ ) و ( ۴۵ ) . شایان ذکر است که در پیمان نامه حقوق کودک برای جلوگیری از تبعات برچسب زنی ، از تعبیر کودکان معارض قانون۱۷ به جای کودکان بزهکار استفاده شده است . همچنین تدوین کنندگان (( مقررات پکن ))۱۸ واژه متخلفان نوجوان را جایگزین لغت بزهکار کرده اند ( ۴۶) .
۲ – ۴ – ۴ تاریخچه مفهومی بزهکاری
چنین به نظر می رسد که اصطلاح بزهکاری کودکان در سال ۱۸۱۵ میلادی برای نخستین بار در کشور انگلستان به کار رفته است . زیرا یک سال قبل از آن تاریخ ، پنج کودک ۸ تا ۱۳ ساله به خاطر قتل یک پیرمرد فقیر ، توسط محکمه معروف اولد بیکی لندن ، محکوم به مرگ شده بودند . بر اثر این واقعه یکی از خیراندیشان انگلیس به نام پیتر بدفورد انجمنی جهت پیشگیری از جرایم اطفال تاسیس کرد که با هدف تحقیق درباره علل ازدیاد روز افزون و خطرناک این پدیده اجتماعی در انگلستان فعالیت کند . ۸ سال پس از آن ، در سال ۱۸۲۳ میلادی ، ابتکارات و کوشش های مشابهی توسط برخی از خیراندیشان امریکایی به مرحله عمل گذاشته شد . از این زمان به بعد اصطلاح بزهکاری اطفال کم کم در سراسر دنیا رواج یافته و بر سر زبان ها افتاد ( ۱۴ ) . اما هنوز این اصطلاح در همه جای دنیا معنای واحدی ندارد . آنچه در زمان و مکان معینی بزهکاری تلقی می شود ممکن است در جای دیگر قانونی تلقی شود ( ۵ ) .
۲ – ۴ – ۵ علل بزهکاری
در مورد بزهکاری علل فراوانی را می توان برشمرد . بزهکاری یک نوع رفتار خاص نیست بلکه گستره ای از رفتارهای متعدد را شامل می شود و شاید نتوان برای آن علت واحدی پیدا کرد . به بیان دیگر ، بزهکاری به عنوان یک پدیده ی زیستی ، روانی ، اجتماعی از علل مختلفی به وجود می آید . گاهی وجود عوامل مختلف می تواند نوعی از رفتار بزهکارانه را باعث شود و گاهی نیز انواع مختلفی از رفتارهای بزهکارانه ممکن است از عوامل مشابهی ناشی شوند . گرچه بزهکاری غالبا در شرایط نامطلوب اقتصادی – اجتماعی شیوع بیشتری دارد ( ۴۴ ) . اما بزهکاری را نمی توان منحصر به طبقه خاصی دانست . ممکن است عده ای راه فرار از قانون را بدانند و یا با حیله و یا دسیسه هایی از چنگ قانون فرار کنند و طبعا جز آمار محسوب نمی گردند . آنچه مسلم است بزهکاری در تمام طبقات وجود دارد و میزان آن در طبقات پایین اجتماع بیشتر است ( ۴۱ ) . عمده ترین بزه در میان کودکان دزدی است که ریشه در فقر دارد و میان برخی از کجروی ها و وضع اقتصادی مانند روسپی گری ، گدایی ، برخی از دزدی ها ، بیماری های روحی ، رابطه ای وجود دارد . آلفرد مارشال در کتاب ( تئوری های اقتصادی ) اعتقاد دارد فقر اقتصادی موجب از میان رفتن استعداد انسانی می شود ( ۸ ) . درباره علل بزهکاری نظریه های مختلفی وجود دارد .
۲ – ۴ – ۶ دیدگاه های نظری بزهکاری
نظریه ها و مدل های گوناگونی برای تبیین گسترش رفتارهای بزهکارانه توسط جامعه شناسان و اندیشمندان حوزه های تربیتی و روان شناسی مطرح شده است که در این قسمت به پاره ای از این تئوری ها پرداخته می شود .
نظریه کنترل اجتماعی بر این باور است که بزهکاری نتیجه فقدان پیوندهای اجتماعی بین نوجوانان و یک یا چند نهاد متعارف موثر همچون والدین ، معلمین به عنوان مدل های نقشی ، مدرسه و یا برنامه های اجتماعی به عنوان خطوط متعارف فعالیت ها می باشد ( ۴۷ ) و ( ۴۸ ) . مدل شکست تحصیلی بر این اعتقاد است که رفتار اختلال سلوک به واسطه ی پیشرفت تحصیلی ضعیف رخ می دهد ( ۴۹ ) . تئوری اوقات فراغت ملال انگیز مدعی است که وقتی تهیج ، چالش و یا تحریک شدن به طرقی رفع نشود که به لحاظ اجتماعی مورد تایید است ، نوجوانان احتمالا درگیر در رفتارهای بزهکارانه می شوند که شامل پرخاشگری ، تشکیل گروه های تبهکاری و مانند آن ها است ( ۵۰ ) و ( ۵۱ ) . نظریه پردازان کنش کتقابل نمادی جرم و بزهکاری ، به دوران مید و کولی بر می گردند و تاکید بر اهمیت هویت یا خودپنداره به عنوان پیش بینی کننده ی مهم رفتار دارند (۵۲) . نظریه هم نشینی افتراقی که بر اهمیت تعاریف ی زیان به عنوان علت جرم تاکید می کنند ، مبتنی بر کنش متقابل نمادی است (۵۳) . همچنین مدل فشار اجتماعی مدعی است که نوجوانان ، به خصوص نوجوانان ، با پایگاه های اجتماعی – اقتصادی پایین تر ، هنگامی به رفتارهای بزهکارانه می پردازند که از طریق کانال های مشروع و قانونی نتوانند نیازهای خودشان را برآورده سازند . آن ها احساس ناکامی کرده و نسبت به کسانی که در اطرافشان هستند ، اعمال خشونت خواهند داشت ( ۵۴ ) .
۲ – ۴ – ۷ انواع بزهکاری
از نظر اجتماعی ، بزهکاری را به سه دسته تقسیم کرده اند .
۱ : بزهکاری بر علیه اشخاص عادی جامعه ، مانند : ضرب و جرح ، تجاوز به عنف ، کشتن عمد یا غیر عمد.
۲ : بزهکاری بر علیه دارایی و مالکیت دیگران ، مانند : دزدی ، جعل اسناد .
۳ : بزهکاری بر علیه نظم عمومی مانند فحشا و خرید و فروش مواد مخدر ( ۴۱ ) .
۲ – ۴ – ۸ نوجوانی و بزهکاری :
نوجوانی پشت سر گذاشتن موقعیت کودکی و دوره ی آمادگی برای ورود به زندگی اجتماعی و پذیرش مسوولیت های بزرگسالی است . از آنجا که صفت اصلی این دوره ورود به اجتماع بزرگسالان است ، چه از حیث مدت و چه از لحاظ صفات خاص ارتباط بسیار بزرگی با محیط دارد و این خصوصیات می تواند ، واکنش های خاصی را از سوی نوجوانان موجب شود ( ۸ ) . هر گاه دسترسی به استقلال اقتصادی و خودنامی زمانی تحقق پذیرد که میان جنبه های گوناگون مناسبت های روانی ، عدم تعادل و ناهمانگی وجود داشته باشد ؛ امکان بحران و واکنش های انحرافی افزایش می یابد . به عقیده ی ( بلوس ) جای تعجب نیست اگر نوجوانان به هنگام شناخت نقش و جای خود در یک فرهنگ گسترده دچار مشکل و بحران های روانی می شوند، زیرا در اجتماعی زندگی می کنند که نقش معینی برای او نمی شناسد و او را برای آن نقش تربیت نمی کند ( ۸ ) . مطالعات نشان داده است که اغلب رفتارهای پرخطر از جمله مصرف سیگار ، الکل ، مواد مخدر ،رفتارهای کنترل نشده جنسی ، اختلال سلوک در نوجوانی یعنی در سنین قبل از ۱۸ سالگی آغاز می شوند ( ۵۵) .
۲ – ۵ تاریخچه مجازات کودکان معارض قانون ( بزهکار )
از نظر تاریخی، اندیشه‌ بزهکاری نوجوانان و تأسیس نهادهای رسمی کنترل اجتماعیِ مجزا برای آنان ، از پیشرفت‌های اخیر هستند. دیدگاه امروزی مبنی بر اینکه دوران کودکی و نوجوانی زمان‌های خاصی هستند که طی آن جوانان برای رشد سالم خود به پرورش و راهنمایی نیاز دارند، تا اواخر قرون وسطی وجود نداشت. پیش از آن، به جوانان به‌عنوان اموال یا بزرگسالان کوچک نگریسته می‌شد و از آنها انتظار داشتند که در سن ۵ یا ۶ سالگی همان مسئولیت‌های بزرگسالان را بر‌عهده بگیرند. از آنجا که مردم دوران کودکی را به‌عنوان یک دوره متمایز در رشد انسانی به‌رسمیت نمی‌شناختند؛ بنابراین نیازی به ایجاد یک فرایند قانونی مجزا برای رسیدگی به نوجوانانی که هنجارها یا قوانین جامعه را نقض می‌کردند، نمی‌دیدند . در نتیجه، با نوجوانانی که قانون را نقض می‌کردند غالباً مانند بزرگسالان رفتار می‌شد، هرچندکه در برخی

دسته‌ها: No category

1 دیدگاه

SannyThazy · دسامبر 12, 2018 در 5:41 ق.ظ

Nice posts! 🙂
___
Sanny

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *