این بخش خشن تر و دارای جنبه ی تنبیهی بیشتری است . همچنین بخش دیگری در کانون به نام اندرزگاه تعبیه شده است که در صورت ارتکاب مددجو به رفتارهای ناشایست برای مدتی به آنجا منتقل می شود و در این بخش نیز برخوردهای خشن و تنبیهی در مورد آنان بیشتر اعمال می شود . حال آنکه کارکنان ممکن است در بخش اصلی کانون میزان تشویق بیشتری ارایه دهند . به طور کلی روش اصلاح رفتار در مدت بررسی در کانون بیشتر مبنی بر رویکرد تنبیهی متکی بوده تا بر تشویق . علاوه بر این ، رویکرد مذکور بدون رعایت اصول به کارگیری شیوه های بهبود رفتار بوده است ( ۷۳ ) .
سالاری و سجادی در سال ۱۳۸۲ ، در تحقیقی تحت عنوان مقایسه میزان اضطراب در نوجوانان ساکن در مراکز شبانه روزی با نوجوانان ساکن در خانواده به روش توصیفی تحلیلی ، نشان دادند که سکونت در مراکز شبانه روزی ، نوجوانان را مستعد ابتلا به اضطراب می کند ، همچنین دختران بیشتر از پسران دچار اضطراب شدید هستند (۷۴ ) .
۲ – ۱۶ – ۲ مطالعات خارجی
کوواس۵۳ و همکاران در سال ۲۰۰۷ ( کالج جرم شناسی دانشگاه نیوهام شایر ) در پژوهشی تحت عنوان بزهکاری جوانان و آزار و اذیت ، نشان دادند که نوجوانان زورگیر دارای این خصوصیات می باشند : پسرانی پرزور ، با درجه بالایی از بزهکاری و آزار و اذیت، باگرایش به انحراف و عصبانیت شدید . همچنین بزهکاران جنسی با سوء تربیت شامل دخترانی پرزور و قدرتمند، که نسبت به سایر گروه های بزهکار سن بالاتری دارند همراه با نشانه هایی از افسردگی و عصبانیت ، درصد زیادی از این افراد دارای خانواده هایی خلاف کار هستند ( ۷۵ ) .
دیویدسون آراد۵۴ و همکاران در سال ۲۰۰۹ ، در پژوهشی تحت عنوان مقایسه ی آزار و خشونت در میان نوجوانان موسسات اصلاحی و مدارس ، تجارب دختران و پسران مقیم موسسات تربیتی جوانان را راجع به ، خشونت ، آزار و مخاطرات جنسی و همچنین آزار کارکنان با تجارب همسالانشان در مدارس در جامعه ی اسراییل مقایسه کردند . در این پژوهش اشکال بدرفتاری از طریق پرسش نامه پرسیده شد و پاسخ های ۳۶۰ جوان مقیم موسسات اصلاحی تفکیک شده به لحاظ جنسیت ، با نمونه ای از دانش آموزان دبیرستان ها مقایسه شد . نتایج مطالعه نشان داد گرچه برخی از اشکال متداول تر آزار و خشونت با فراوانی یکسان ، در هر دو نمونه گزارش شد و برخی موارد در مدارس فراوان تر بود اما در کل آزار و تعدی که نوجوانان مقیم تسهیلات اصلاحی و بازپروری گزارش کردند ، فراوان تر از دانش آموزان مدارس بود . در این مطالعه علی رغم این که اشخاص مقیم مراکز اصلاح و بازپروری نسبت به دانش آموزان بیشتر مورد تعدی و آزار واقع شده بودند اما تمایل داشتند ، خشونت متحمل شده را کم اهمیت جلوه دهند ( ۷۶ ) .
اروین۵۵ در سال ۱۹۹۸ ، در پژوهشی که راجع به گرایش نوجوانان در دوره ی نوجوانی به ارزش های جدید و متنوع انجام داده است ، نشان می دهد که در دوره نوجوانی ، افراد نوجوان تا حدی خود را با افراد بزرگسال مقایسه کرده و سعی می کنند خود را برخوردار از عقاید و ارزش های خاص این گروه جلوه دهند . طی این تشبیه سازی ، تاثیر پذیری نوجوانان از گروه بزرگسالان نوع تعامل ایشان را تحت تاثیر قرار می دهد . اثر گذاری بر نوجوانان از یک سو و از سوی دیگر اثر گذاری نوجوانان بر یگدیگر ، به همان میزان که ممکن است مثبت و سازنده باشد ، می تواند منفی بوده و زمینه گرایش ایشان را به رفتارهای بزهکارانه فراهم می آورد ( ۷۷ ) .
سایمورد در سال ۱۹۹۱ در مرکز بازداشت نوجوانان متخلف با حداکثر امنیت ، به پژوهش در زمینه ی پیش بینی رفتار متجاوزانه در جمعیت متخلفان نوجوان زندانی در این مرکز پرداخت . افراد شرکت کننده در پژوهش در طیف سنی ۱۶ تا ۱۹ سال بودند . رفتارمتجاوزانه با اعمال خشونت شناخته می شد . نتایج مطالعه نشان داد ۲۸ % از نوجوانان رفتار پرخاشگرانه نسبت به سایر افراد مقیم در این مرکز داشتند و نوجوانان متجاوز از سایر نوجوانان غیر متجاوز جدا شده و در انفرادی نگهداشته می شدند . به علاوه نتایج مطالعه نشان داد که نوجوانان متجاوز سابقه ی جرایم خشن تر و نیات مجرمانه داشتند . همچنین این افراد مصرف بالای مواد مخدر و الکل ، مشکلات روانی ، خانوادگی ، تحصیلی و کاری داشتند ( ۷۸) .
فاضل و همکاران در سال ۲۰۰۸ ( از دانشگاه آکسفورد ) جهت ارتقای سرویس های روان درمانی زندان های نوجوانان ، با روش متا آنالیز به بررسی ۲۵ پژوهش پیمایشی با موضوع بررسی ناراحتی های روانی در میان نوجوانان مقیم زندان های نوجوانان و مراکز پازپروری و اصلاحی پرداختند . نتایج متا آنالیز این ۲۵ پیمایش که شامل ۷۷۸،۱۳ پسر و ۹۷۲،۲ دختر ( با میانگین سنی ۶/۱۵ ، در طیف سنی ۱۰ تا ۱۹ سال) بود ، نشان داد که در صد قابل توجهی از نوجوانان مستقر در بازداشتگاه ها و مراکز اصلاحی و بازپروری ، به بیماری های روانی ، افسردگی حاد ، اختلال سلوک مبتلا هستند و نسبت به نوجوانان عادی ۱۰ برابر بیشتر احتمال دارد از بیماری روانی رنج ببرند . همچنین تشخیص داده شده که دختران نسبت به پسران اغلب بیشتر به افسردگی حاد دچار می شوند که این خلاف یافته هایی است که از پیمایش های جمعیت عادی حاصل شده است ( ۷۹) .
گلوئک و گلوئک۵۶ ( ۱۹۹۰ ) طی پژوهشی ۵۰۰ پسر بچه را که در موسسات تادیبی به سر می بردند با ۵۰۰پسر بچه عادی در سنین ۱۴ تا ۱۵ سالگی ، از نظر چهار معیار : ۱ – معیار اجتماعی فرهنگی ، ۲ – معیار جسمانی ۳ – معیار عقلی ۴ – معیار انفعالی و مزاج مورد مقایسه قرار داد . تحلیل برخی شواهد تفاوتی میان دو گروه نشان نداد ، اما مدارک دیگر حاکی از تفاوت های بسیاری بود . بدین ترتیب که نوجوانان بزهکار در مقابل نوجوانان غیر بزهکار شرکت کننده در پژوهش از جهات زیر متمایز بودند :
۱. به لحاظ بدنی از نوع مزومورفی هستند ، یعنی اندام عضلانی و سخت دارند .
۲. از لحاظ مزاجی ، فعال و پر جنب و جوش و از خود بی خود یا بی قرار ، درون گرا ، ستیزه جو و مخربند .
۳. به لحاظ روانی ، بی پروا و بی پرده از هر آنچه در دل دارند ، سخن می گویند . کمتر به صورت منظم در مسایل تعمق و تفکر می کنند .
۴. از نظر رفتاری ، نامهربان ، بدگمان ، انتقام جو ، سرسخت و حادثه جو هستند . معمولا از جامعه طلبکارند و از هنجارها و قدرت قانونی سرپیچی می کنند .
۵. از لحاظ اجتماعی و فرهنگی اغلب بیشاز گروه شاهد در خانواده هایی رشد یافته اند که فاقد تفاهم ، محبت و ثبات احساسات اخلاقی بوده است ( ۴۵ ) .
مطالعه ای پیمایشی با همکاری بخش خدمات خانواده و جوانان ایالت کلارک امریکا ( CCDFYS ) به منظور درک برداشت های جوانان راجع به تجربه شان از زندان و نیز کمک به توسعه برنامه ریزی امور زندگی آنان پس از بازگشت به جامعه صورت پذیرفت . مقیاس ها و موارد به کار رفته مبتنی بر گروه های بحث با مدیران CCDFYS و جوانان زندانی بود . گزینه های برنامه ریزی شده ی پیمایش مستقیما از گروه های بحث با جوانان زندانی ، منتج شد . این پژوهش با تشویق جوانان به دنبال این بود تا راهبرد ها و برنامه هایی عرضه کند تا به آنان یا همسالانشان کمک کند زمانی که به جامعه برگشتند ، افرادی موفق باشند . این مباحث منجر به ارایه لیستی ۱۰ گزینه ای برای برنامه ریزی داخل زندان و ۸ گزینه ای برای برنامه ریزی خارج از زندان شد . میزان حبس ۹۰ % از شرکت کنندگان این پژوهش کمتر از ۶ ماه بود . یافته های این پژوهش چندین گزینه ی برنامه ریزی راکه قویا از جانب پاسخگویان رتبه بندی شده بود ، بدین شکل آشکار ساخت که رتبه آموزش شغلی ، هم درون و هم در بیرون از زندان به میزان بالایی رتبه بندی شده بود . ۸۵ % جوانان مورد پیمایش ، آموزش های شغلی درون زندان را بسیار مفید و مفید ، ۹۲ % آنان آموزش های خارج از زندان را بسیارمفید و مفید رتبه بندی کردند . علاوه براین آموزش یارانه ، هنر و صنایع دستی و تفریح نیز در مورد برنامه ریزی درون زندان امتیاز بالایی را به خود اختصاص داده بود . ۸۴.۴ % از پاسخگویان در جواب به گویه زندگی پس از رهایی از زندان ، داشتن یک محیط امن و به دور از خانواده را انتخاب کردند . همچنین یکی از گزینه های برنامه ریزی که بیشترین امتیاز را درون و بیرون از زندان به خود اختصاص داده بود ، داشتن یک محیط امن برای مواقعی بود که نیاز داشتند ( ۲۱) .
طبق مطالعه‌ای در مقیاس کلان که از شرایط حبس در مراکز اصلاحی نوجوانان در سال ۱۹۹۴ در امریکا منتشر شد، شواهدی دال بر ممانعت استفاده از “وقت استراحت” در بسیاری از این مراکز وجود داشت. در همین مطالعه معلوم شد که تقریباً سه‌ چهارم (۷۲%) از بازداشتگاه‌ها استفاده از موانع فیزیکی، معمولاً دست‌بند و پابند، را گزارش کردند. سایر مشکلاتی که در برخی از این مراکز یافت می‌شوند عبارتند از تعداد زیادی نوجوان مجروح (که معمولاً ناشی از حمله توسط سایر ساکنان بوده است)، فرارهای گاه و بی‌گاه و تلاش برای فرار، رفتارهای خودکشی گاه و بی‌گاه در میان بچه‌ها. مضاف بر این شواهدی دال بر استفاده از جداسازی محدودیت‌های مکانیکی (مانند دست‌بند، کت مهارکننده، پابند و غیره) و محدودیت‌های فیزیکی (گرفتن و نگهداشتن بدن) در برخی بازداشتگاه‌ها وجود مطرح گردید ( ۱۵ ) .
مرور منابع یاد شده نشان داد ، تا کنون مطالعه ای با هدف شناخت تجربیات مددجویان از اقامت در موسسه اصلاحی – تربیتی با بررسی تمام ابعاد ( ارتباط با محیط فیزیکی و تعاملات انسانی و روانی ) با روش کیفی ، انجام نپذیرفته است . اما مقالات متنوعی با موضوعات نزدیک به آن موجود است. بنابراین مطالعه ی حاضر باهدف شناخت زوایای گوناگون این تجربه صورت گرفت .
مقدمه
در این فصل موارد مربوط به نوع مطالعه ، جامعه مورد بررسی ، نمونه و روش نمونه گیری ، ابزار و روش های جمع آوری اطلاعات و روایی و اعتبار هریک از آن ها ، روش اجرای پژوهش و روش تحلیل داده ها توضیح داده شده است .
۳ – ۱ ) نوع مطالعه :
روش پژوهش صرفا ابزاری است که انتخاب آن به ماهیت مساله پژوهش بستگی دارد ، اگر در مورد مساله مورد بررسی تا کنون مطالعات مفصلی انجام نشده باشد ، به دلیل آن که دانش کافی در آن زمینه وجود ندارد ، محقق مستلزم آن است که برای شناخت آن از رویکرد کیفی استفاده کند ( ۸۰ ) . از آنجایی که مطالعات اولیه پژوهشگر نشان می دهد پژوهشی در رابطه با این موضوع انجام نگرفته و یا اگر هم مطالعاتی صورت پذیرفته ، در معرض عموم قرار داده نشده ، لذا در این مطالعه از رویکرد کیفی۵۷ استفاده شده است . تحقیقی کیفی عموما به هر نوع تحقیقی اطلاق می شود که یافته های آن از طریق فرآیندهای آماری و با مقاصد کمی سازی۵۸ به دست نیامده باشد . رویکرد محقق در پژوهش کیفی کل نگر است و به جای شمردن و کمی

دسته‌ها: No category

1 دیدگاه

SannyThazy · دسامبر 12, 2018 در 5:56 ق.ظ

Nice posts! 🙂
___
Sanny

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *