پیرسون……………………………………………………………………………………………..۹۹
جدول شماره ۴۰: برآورد ضریب رگرسیونی عوامل فردی مرتبط با کیفیت زندگی واحدهای مورد پژوهش بر اساس مدل تعمیم یافته خطی…………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۰
جدول شماره ۴۱: برآورد ضریب رگرسیونی عوامل جسمی مرتبط با کیفیت زندگی واحدهای مورد پژوهش بر اساس مدل تعمیم یافته خطی…………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۲
جدول شماره ۴۲: برآورد ضریب رگرسیونی عوامل درمانی مرتبط با کیفیت زندگی واحدهای مورد پژوهش بر اساس مدل تعمیم یافته خطی…………………………………………………………………………………………………………………………………۱۰۲
جدول شماره ۴۳: برآورد ضریب رگرسیونی عوامل مرتبط با کیفیت زندگی واحدهای مورد پژوهش بر اساس مدل تعمیم یافته خطی………………………………………………………………………………………………………………………………….۱۰۳
زمینه ی پژوهش
ابتلا به بیماری که یکی از مهمترین موانع سلامتی است با قطع عملکردهای حیاتی بدن منجر به دور شدن فرد از وضعیت سلامتی می گردد(۱). در بین بیماریها، بیماریهای مزمن، که به دلیل گسترش روشهای درمانی و کاهش میرایی بیماریها، دارای شیوعی فراینده در جهان هستند، با فرایندی طولانی ضرورتاً بیماران را نیازمند مراقبت، سرپرستی و بازتوانی می سازند(۲). بیماری مزمن کلیوی (CKD)1 نیز در میان بیماریهای مزمن، از جمله مشکلات عمدهای است که بیشتر دستگاههای بدن را تحت تاثیر اورمی ناشی از بیماری قرار می دهد(۳). شیوع فزایندهی این بیماری گواهی بر اهمیت آن در سلامت و بهداشت جامعه است. چنانکه طبق آمارها این بیماری ۸/۱۶% از جمعیت با سن۲۰ سال و بالاتر در ایالت متحدهی آمریکا را مبتلا ساخته است(۴) و پیش بینی می شود که شاهد افزایش ۴۴ درصدی شیوع این بیماری در تمامی گروه های سنی تا سال ۲۰۱۵ در سطح جهان خواهیم بود(۵). طبق گزارشهای موجود، شیوع این بیماری در ایران نیز در حال افزایش است. به گونه ای که در سال ۱۳۸۷ جمعیت بیماران دچار نارسایی کلیه در ایران ۳۲۰ هزار نفر بوده است. و طبق پیش بینی های به عمل آمده این میزان در سال ۱۳۹۰ حدود ۴۰۰ هزار نفر اعلام شده است(۶). استان گیلان نیز با تعداد فزاینده ای از بیماران کلیوی روبرو است. بطوریکه در سال ۱۳۹۱ آمار آن ۳۰۰۰ نفراعلام شده است(۷).
پیشرفتهای اخیر در علم پزشکی و امکان پیوند کلیه دریچه امیدی را بروی این بیماران گشوده است. اما تمامی این بیماران قادر به دریافت پیوند نمی باشند(۳) بنابراین بسیاری بدلیل شرایط منع استفاده از پیوند کلیه، الزام به انتظار برای پیوند و به دلیل رد پیوند انجام شده نیازمند استفاده از دیالیز برای نجات زندگی شان می باشند(۴). بدین علت امروزه حدود ۹۰ درصد مبتلایان به این بیماری تحت درمان با همودیالیز قرار دارند(۸). استان گیلان نیز با روند رو به افزایش بیماران تحت همودیالیز مواجه می باشد. به گونه ای که طبق آمار گردآوری شده توسط پژوهشگر تعداد بیماران تحت همودیالیز استان گیلان از ۵۰۲ بیمار در ۱۱ مرکز در سال ۱۳۸۵ به ۸۰۷ بیمار (با افزایش ۶۰درصدی) در۱۳ مرکز در سال ۱۳۹۰ افزایش یافته است. و بر اساس آخرین آمار منتشر شده از تعداد بیماران تحت همودیالیز در سال ۱۳۹۱ این مقدار به ۹۲۴ نفر رسیده است(۹).
توجه به این نکته ضروری است که همودیالیز قادر به درمان بیماری و جبران تمامی عملکردهای متابولیکی یا اندوکرینی کلیه نمی باشد و فقط می تواند بروز و شدت برخی از علایم بیماری را بکاهد و از مرگ مبتلایان به بیماری مزمن کلیوی پیشگیری کند، (۳). از اینرو بیمار تحت درمان با دیالیز، بدلیل عدم امکان دفع تمامی فراورده های سمی و تداوم اختلال در اعمال داخلی کلیه، مشکلات خاصی را به طور دائمی تجربه می کنند(۱۰).
این بیماران، علاوه بر عوارض نارسایی کلیه، عوارض خاص مرتبط با دیالیز را نیز تجربه خواهند کرد.که به انواع حاد (مانند افت فشارخون، کرامپ های عضلانی، سندرم عدم تعادل، تهوع و استفراغ، سردرد، درد قفسه سینه، خارش، واکنشهای حساسیتی و…) و مزمن ( همانند آنمی، پوکی استخوان، عفونت خون(هپاتیت ویروسی B و C، ایدز ، سپسیس و..) بروز می کنند (۱۱). علاوه بر آن اکثر بیماران بدلیل نیاز به همودیالیز طولانی مدت به دفعات معمول ۳ بار در هفته (۱۲)، غالبا دچار احساس فقدان آزادی، وابستگی به مراقبین، اختلال در زندگی خانوادگی و اجتماعی و کاهش و یا فقدان درآمد خواهند شد(۱۳).خستگی، لتارژی، ناتوانی، کاهش میل جنسی و حتی افسردگی شدید همراه با دیالیزی وقت گیر و طاقت فرسا می تواند حس خوب بودن بیمار را کاهش دهد. این بیماران اغلب احساس عدم امنیت درباره ی آینده خود دارند (۱۴). بدین دلایل، بیماری و روش درمانی آن جنبه های جسمی، روانشناختی، اجتماعی-اقتصادی و محیطی زندگی مبتلایان را دستخوش تغییراتی می کند که کیفیت زندگی آنان را متاثر می سازد (۱۳). نتایج مطالعات بسیاری در سراسر جهان نشان می دهند که کیفیت زندگی این بیماران نه تنها از جمعیت عمومی(۱۵، ۱۶، ۱۷، ۱۸) بلکه بطور نگران کننده ای از سایر بیماریهای مزمن نیز پایین تر است(۱۹). در ارزیابی کیفیت زندگی این بیماران در ایران نیز نتایج مطالعه ی هادی و همکارانش در سال ۱۳۸۹ بیانگر پایین بودن نمرات کیفیت زندگی این بیماران در مقایسه با افراد سالم همجنس و همسنشان بود(۲۰). همچنین در مقایسه ی کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی و بیماران تحت دیالیز صفاقی و پیوند کلیه نیز نتایج مطالعات انجام شده در ایران نشان می دهد که کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی پایین تر است(۶ و ۲۱) از این رو پزشکان، بیماران و مدیران به این نتیجه رسیده اند که دیگر نبایستی اقدامات درمانی را فقط با طول عمر بیمار ارزیابی کرد، بلکه معیار معتبری بجز بیماری و مرگ و میر، همچون کیفیت زندگی۲(QOL)، مورد نیازاست، بدین ترتیب حفظ کیفیت زندگی، در کنار طولانی کردن عمر این دسته از بیماران، از اهمیت ویژه ای برخوردار شده و موضوع مطالعات متعددی قرار گرفته است(۲۲). کیفیت زندگی که امروزه بطور فزاینده ای به عنوان پارامتر مهمی از سلامت و خوب بودن استفاده می شود، برآیند مهمی است(۲۳) که سلامت و عملکرد، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، روانی، جنبه های عاطفی، معنوی و خانواده را در بر می گیرد(۲۴) و ارتباط تنگاتنگی با وضعیت جسمی، روانی، محیط زیست، اعتقادات شخصی، میزان خود اتکایی و ارتباط اجتماعی فرد دارد(۲۵). شواهد و مستندات فراوانی نشانگر تاثیر توجه به کیفیت زندگی بیماران بر برآیندهای پزشکی بهتری همچون کاهش بستری در بیمارستان و کاهش مرگ و میر بوده اند(۲۶،۲۷). بنابراین بیماران تحت دیالیز نه تنها نیازمند تلاشهای درمانی مراقبتی برای بهبود برآیندهای پزشکی و درمانی هستند، بلکه باید مراقبتی را دریافت نمایند که علی رغم مقرون به صرفه بودن، منجر به بهبود کیفیت زندگی آنها شود(۲۸).
بنابراین شناخت کیفیت زندگی و ابعاد آن و عواملی که بر آن تاثیر می گذارند جهت ارائه مراقبت به بیماران دیالیزی ضروری است(۵). بدین خاطر، امروزه ارزیابی کیفیت زندگی این بیماران بطور گسترده ای وارد حیطه ی تحقیق شده و تمرکز ویژه ای بر روی جمعیت تحت همودیالیز دارد(۲۹) .
از آنجائیکه کیفیت زندگی معیار مهمی است که اثر بخشی مراقبت ها ی بهداشتی، سطح سلامتی و حس خوب زیستن را نشان داده و پیش بینی وقوع مرگ و میر و میزان بستری بیمار در بیمارستان را میسر می سازد(۶). یکی از اهداف نخست دسترسی به” مردم سالم ۲۰۲۰”، ارزیابی کیفیت زندگی و تعیین و شناسایی عوامل مشارکت کننده در کیفیت زندگی و حس خوب زیستن این بیماران تعیین شده است(۳۰). همانگونه که ذکر شد بیماری مزمن کلیوی جنبه های مختلفی از زندگی بیماران را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین کیفیت زندگی آنها نیز باید با دیدگاهی چند جانبه ارزیابی شود. در مطالعات مختلف انجام گرفته بر روی این بیماران ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی از جمله شایعترین ابعاد مورد توجه بوده اند(۳۱)
البته کیفیت زندگی می تواند تحت تاثیر متغیرهای دموگرافیک، اجتماعی و بیماریها قرار گیرد(۶). عوامل دموگرافیکی چون سن، جنسیت، سطح تحصیلات(۵،۱۴،۱۶)، وضعیت تاهل(۵، ۱۲، ۳۲، ۳۳)، درآمد(۵، ۱۶)،محل اقامت(۱۶، ۳۴)،وضعیت اجتماعی- اقتصادی(۱۶، ۳۲)، و همچنین علت اولیه ابتلا به بیماری(۱۶، ۳۳) و شاخص توده بدنی(BMI)3( 15، ۳۲، ۳۳) نیز بر کیفیت زندگی بیماران کلیوی موثر می باشند. همچنین برخی عوامل دیگر همچون بیماری های همراه(۳۵، ۳۲، ۳۰)، وضعیت تغذیه(۳۶،۳۷)، پارامترهای آزمایشگاهی چون سطح هموگلوبین(۳۶، ۳۷)،هموتوکریت(۳۸) نیز از جمله موارد تاثیر گذار بر کیفیت زندگی بیماران معرفی شده اند(۳۳). تظاهرات مرتبط با بیماری، عوارض جانبی درمان نیز از دیگر عوامل متعدد تاثیر گذار بر کیفیت زندگی مبتلایان به بیماریهای مزمن می باشند(۵) علاوه بر آن عواملی مانند سن شروع دیالیز(۳۹)، طول مدت دیالیز(۱۶، ۳۲)، دفعات دیالیز(۵، ۳۷، ۴۰)، در دسته عوامل مرتبط با درمان دیالیز نیز از موارد تاثیر گذار بر کیفیت زندگی بیماران شناخته شده اند(۳۳).
با توجه به اهمیت مفهوم کیفیت زندگی و لزوم شناسایی عوامل مرتبط با آن، مطالعات بسیاری در این زمینه انجام شده و یا در دست انجام هستند. اما نتایج متناقضی بین یافته های مطالعات مختلف موجود دیده می شود. برای مثال در بررسی چیانگ۴ و همکارانش در سال ۲۰۰۴ کیفیت زندگی بطور معنی داری در بین مردان همودیالیزی بالاتر از زنان بود(۳۳) در حالیکه در مطالعه هسیه۵ و همکارانش، تل۶ و همکارش و لوپز۷ و همکارانش بیماران مرد تحت همودیالیز نسبت به زنان کیفیت زندگی پایین تری داشتند(۱۵، ۱۴، ۳۴)، همچنین مطالعات انجام شده بر روی بیماران تحت همودیالیز با نتایج مختلفی در رابطه با تاهل همراه بوده اند. برای مثال در مطالعه ی پزشکی و همکارانش و تل و همکارش افراد متاهل نسبت به مجرد کیفیت زندگی بالاتری داشتند(۵،۱۴)، در حالی که نمونه های مجرد در مطالعه ی آکارای کیفیت زندگی بالاتری نسبت به متاهلین داشتند(۱۲). در مطالعه ی دیگری که از داده های بین المللی بزرگتری استفاده کرده بود بیماران متاهل در حیطه های

دسته‌ها: No category

1 دیدگاه

SannyThazy · دسامبر 11, 2018 در 5:23 ب.ظ

Nice posts! 🙂
___
Sanny

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *