کنند.
سابقه طرح و بررسی متون :
در سالهای اخیر ارزیابی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بیماران مرحله ی پایانی بیماری کلیوی تمرکز اصلی بسیاری مطالعات شده است. زیرا سنجش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت علاوه بر تشخیص بیماری زایی و مرگ و میر، به عنوان یک برآیند مهم در ارزیابی کیفیت و اثر بخشی مراقبت های پزشکی در بیماران مبتلا به بیماری کلیوی مرحله ی پایانی شناخته شده است(۴۹). در این میان ارزیابی کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز مورد توجه بیشتری قرار گرفته و مطالعات زیادی در کشورهای مختلف در این رابطه صورت گرفته است. در این فصل، به آن دسته از بررسیهایی اشاره میگردد که ارتباط بیشتری با موضوع این پژوهش دارند. زیرا مرور بر این مطالعات می تواند در شناخت نتایج مرتبط با موضوع پژوهش، جنبه های مختلف مورد بررسی، شیوه ی کار، محدودیت ها و در پیش گرفتن مناسبترین روش کار، کمک نماید(۹۱). لذا در ادامه به مرور ۹ مطالعه در رابطه با عنوان پژوهش می پردازیم.
در این راستا ویراپان۶۳ و همکارش مطالعه ای تحت عنوان عوامل پیشگویی کننده ی کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز در سال ۲۰۱۲ بر روی ۹۱ بیمار در هند انجام دادند. جامعه پژوهش این مطالعه توصیفی تحلیلی مقطعی را تمامی بیماران تحت دیالیز به مدت بیش از ۲ ماه در بیمارستانی در بنگالورا با استفاده از دیالیزور F6 تشکیل می داد. بیماران با تاریخچه سپسیس شدید نیازمند بستری، ترومای شدید، بدخیمی و شکستگی اخیر از مطالعه خارج شدند. داده ها با استفاده از ابزاری مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک، شاخص بیماریهای همراه، مواد باند شونده به فسفات، استفاده از ویتامین D، دریافت کالری پروتئین، میزان کلسیم سرم، فسفر، آلبومین و PTH یکبار قبل از دیالیز و بعد از فاصله ی از دیالیز ارزیابی شدند. ارزیابی عملکرد و کیفیت زندگی نیز به ترتیب با استفاده از ارزیابی عمومی ذهنی۶۴SGA و پرسشنامه ی KDQOL-36 ،که دارای ۳۶ سوال و شامل ۵ زیرمقیاس عملکرد جسمی، ذهنی، مسئولیت بیماری، علایم و مشکلات، تاثیر بیماری کلیوی بر زندگی روزانه بود، ارزیابی شد.
روش تکمیل پرسشنامه به شکل خود گزارش دهی بود اما فقط دو بیمار پرسشنامه را خودشان به تنهایی تکمیل کردند و باقی بیماران جهت تکمیل پرسشنامه از محققان کمک گرفتند. پنج زیر مقیاس و نمرات کلی این پرسشنامه از ۱۰۰-۰ بودند که نمرات بالاتر کیفیت زندگی بهتر را نشان می داد. از آزمون های t مستقل، من ویتنی، آزمونu و آنالیز واریانس به تناسب استفاده شد. همچنین جهت ارزیابی مشکلات و مقایسه ی های چندگانه از همبستگیBonferroni و از آنالیز univariate برای شناخت پیشگویی کننده ها با ۲/۰p و عواملی که در مدل لوجستیک وارد شده بودند، استفاده شد. اکثریت نمونه ها را مردان (۷۷%) با میانگین سنی ۳۵/۱۳±۳۵/۵۲ سال، میانگین طول مدت دیالیز ۳/۱۴±۳/۱۴ ماه و نفروپاتی دیابتی به عنوان شایعترین علت بیماری مزمن کلیوی (۴/۵۳%) تشکیل می داد. آنالیز کیفیت زندگی در ۷۸ نفر انجام شد. زیرا ۲ نفر به دلیل بیماری دمانس شدید، ۵ بیمار به علت نبود مترجم پزشکی و ۶ بیمار بدلیل عدم تکمیل پرسشنامه از نمونه ها حذف شدند. جلسات دیالیز بیماران بین یک تا سه بار در هفته متفاوت بود. نوزده بیمار(۴/۲۴%) پیگیری۶۵ لازم را در زمینه تعداد جلسات و یا طول مدت دیالیز نداشتند. در این مطالعه عدم پیگیری به معنای از دست دادن حداقل یک جلسه دیالیز در ماه و یا کوتاه شدن جلسه دیالیز به مدت حداقل ۱۰ دقیقه در طی یک جلسه دیالیز در یک ماه بود. در طول دوره ی سه ماهه ۶ بیمار فوت کردن، ۴ بیمار به مرکز دیگر رجوع کرده و ۴ بیمار نیز به دلیل پیوند کلیه مطالعه را ترک کردند.
نمرات میانگین کل KDQOL-36 برابر۷۵/۱۱±۷۳/۵۳، خلاصه اجزاء جسمی۶۶(PCS) برابر ۲۵/۱۲±۲۹/۳۶ و خلاصه اجزاء ذهنی۶۷MCS برابر ۹۱/۴±۲۹/۳۳ بود. در ارزیابی PCS و MCS با متغییرهای دیگر مشاهده شد که جنس زن، سن کمتر از ۶۵ سال، برون ده ادراری بیشتر از ml100 در روز، بستری در بیمارستان، هموگلوبین پایین، pg/ml150PTH ، زمان مسافرت۶۰دقیقه، دوزهای اضافی اریتروپوئیتین، استفاده از کاتتر، دیالیز ناسازگار و افزایش وزن بین دو دیالیز بیش از ۵ درصد وزن بدن، با نمرات پایین در PCS و MCS و کل کیفیت زندگی همراه بودند.
آزمون رگرسیون لوجستیک نشانگر جنسیت مرد، pg/ml150PTH، دستیابی عروقی ناموفق مکرر و نمرات کلی بیش از ۵۰ بطور معنی داری با بستری در بیمارستان همراه بودند که در رگرسیون لوجستیک دو سویه، نمرات کلی ۵۰≥ (۹%=OR)، دستیابی های ناموفق عروقی مکرر(۳۶/۳=OR) و pg/ml150PTH (29/1=OR) بطور مستقل پیشگویی کنندهای بستری در بیمارستان شناخته شدند.
قابل ذکر است که در این مطالعه هر ۵ بخش KDQOL- SF36 در زنان ضعیفتر بود. در مقابل بیماران با pg/ml150P). میانگین نمرات PCS و MCS ( به ترتیب با ۰۰۴/۰P و ۰۰۸/۰ p ) و همه ی اجزاء و زیر مقیاس های آن بطور معنی داری با افزایش سن کاهش می یافت، به استثنای زیر مقیاس های مرتبط با دلگرمی دادن پرسنل که ارتباط معنی داری نشان نداد(۲۹/۰p) و رضایت بیمار که با افزایش سن افزایش می یافت(۰۲/۰p). همچنین تفاوت معنی داری بین زنان و مردان در عملکرد جسمی(۰۱/۰P) ، حمایت اجتماعی (۰۳/۰P) و عملکرد جنسی(۰۰۱/۰P) وجود داشت. افراد با سطح اجتماعی اقتصادی بالاتر به طور معنی داری نمرات کمتری در بعد ایفای نقش جسمی نسبت به افراد فقیر کسب کردند(۰۵/۰P). افراد تحصیل کرده در مقایسه با بی سواد نمرات بهتری در علایم و عملکرد جنسی داشتند(۰۳/۰P) . همچنین افراد استخدامی نمرات بیشتری در حس خوب بودن عاطفی(۰۴/۰P)، وضعیت شغلی (۰۰۴/۰P)، عاطفه(۰۴/۰P) و کیفیت عملکرد اجتماعی(۰۰۴/۰P) و نمرات کمتری در ایجاد انگیزه (۰۴/۰P) در مقایسه با افراد غیر استخدامی کسب کردند. علاوه بر آن نمرات عملکرد جنسی در افراد متاهل در مقایسه با افراد مجرد بهتر بود(۰۰۱/۰P).
در نهایت پژوهشگران بیان کردند که بیماری کلیوی مرحله ی پایانی و عوامل همراه با درمان آن می تواند بطور معکوسی روی کیفیت زندگی بیماران تاثیر گذارد. از جمله محدودیت های مطالعه این بود که عوامل مداخله گری چون سطح هموگلوبین، طول دیالیز و… در نظر گرفته نشده بودند(۶).
از این رو مطالعه توصیفی- مقطعی انیس و همکارانش در سال ۲۰۱۱ مورد بررسی قرار می گیرد که تحت عنوان “عوامل مرتبط با دیالیز تاثیر گذار بر روی کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز” بر روی ۱۲۵ بیمار مبتلا به بیماری کلیوی مرحله ی پایانی، با سابقه بیش از ۳ ماه همودیالیز از سه مرکز دیالیز لاهور (پاکستان) انجام گرفته است. این پژوهشگران علاوه بر توجه به عوامل مرتبط با دیالیز در بیماران مبتلا به بیماری کلیوی مرحله ی پایانی، ۵۰ نفر از مراقبین این بیماران با وضعیت عملکرد کلیوی طبیعی و همگون با نمونه های بیمار از نظر جنس، سن، و وضعیت اقتصادی- اجتماعی را به عنوان گروه کنترل مورد مقایسه قرار دادند. داده ها توسط پرسشنامه ای مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک شامل(سن، جنس، اقامت، علت بیماری کلیوی مرحله ی پایانی ، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، تحصیلات) ، ابزار پژوهشگر ساخت در زمینه عوامل مرتبط با دیالیز (آغاز دیالیز، دسترسی عروقی، تعداد دفعات دیالیز، و طول دیالیز)، نوع مسافرت برای دیالیز شدن، زمان کلی صرف شده جهت دیالیز و تعداد همراهان و مقیاس کیفیت زندگی معتبر شده ی نسخه اردوی ۲۶ بخشی سازمان بهداشت جهانی(QOL BRIEF WHOQOL) در چهار بعد سلامت جسمی، سلامت ذهنی، ارتباط اجتما عی و محیط(با محدوده نمرات ۴ تا ۲۰ ) جمع آوری شدند. نمرات بالاتر در مقیاس کیفیت زندگی به مفهوم کیفیت زندگی بهتر بیماران بود. تحلیل داده های WHOQOL-BREF با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۱۶ انجام شد.
اکثر نمونه ها را مردان(۲/۷۱%)، افراد متاهل (۲/۷۹%) ، تحصیل کرده (۲/۶۷%) ، بیکار(۴/۸۲%)و سن بالاتر از ۴۵ سال (۶۰%)، ساکن شهر(۸۰%) ، تحت درمان با دیالیز به مدت بیش از ۸ ماه (۶/۶۱%) و با درآمد ماهیانه کمتر از ۹۰ دلار (۸/۶۰%) تشکیل می داد. تنها تفاوت موجود در کیفیت زندگی بین ۳ مرکز دیالیز تحت مطالعه، در بعد ارتباط اجتماعی بود که نمونه های بیمارستان مایو بطور معنی داری نمرات بالاتری کسب کرده بودند(۰۰۱/۰P). همچنین بیماران تحت همودیالیز غیر دیابتی کیفیت زندگی بهتری در بعد سلامت جسمی در مقایسه با بیماران دیابتی داشتند(۰۴/۰P). اما طول مدت دیالیز دارای ارتباط معکوسی با کیفیت زندگی بود. بدین صورت که نمرات بعد سلامت جسمی کیفیت زندگی بیماران با طول مدت دیالیز کمتر از ۸ ماه، بالاتر از بیماران با طول مدت دیالیز بیشتر از ۸ ماه بود(۰۳/۰P) . اما تعداد دفعات دیالیز و نوع دسترسی عروقی بیماران بر کیفیت زندگی اثری نداشت. همچنین بیماران بیمارستانهای خصوصی، در مقایسه با مراکز دولتی، کیفیت زندگی ضعیفتری داشتند. نتایج نهایی این پژوهش بیانگر این بود که کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز در مقایسه با مراقبینشان ضعیف تر بود.
تعداد نسبتاً کوچک جمعیت بیماران و عدم بررسی متغییرهای دیگر مانند هموگلوبین و آلبومین سرم از جمله محدودیت های این مطالعه ذکر شدند(۱۶).
جرمین-پترویس۶۹ و همکارانش در سال ۲۰۱۱، مطالعه ای تحت عنوان ” کیفیت زندگی در بیماران تحت همودیالیز نگهدارنده: تجزیه و تحلیل عوامل دموگرافیکی و بالینی” با هدف مقایسه ی کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بیماران تحت همودیالیز با جمعیت عمومی انجام دادند. در این مطالعه ۲۵۵ بیمار تحت همودیالیز از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ از ۴ مرکز دیالیز در شمال کراواسی وارد مطالعه شدند. تمامی بیماران حداقل به مدت ۳ ماه به دفعات ۳ بار در هفته با استفاده از فیلترهای پلی سولفان تحت دیالیز بودند. بیمارانی که به بیماری های نارسایی احتقانی قلب، بیماری مزمن شدید کبدی، عفونت حاد یا سرطان مبتلا بودند و نیز آنهایی که باردار، در دوره ی شیردهی و مبتلا به اختلال شناختی بودند از مطالعه خارج شدند. عوامل دموگرافیکی(سن، جنس، سطح تحصیلات)، بالینی(طول مدت همودیالیز و فشار خون سیستولیک) و پارامترهای آزمایشگاهی(هموگلوبین، اوره، کراتنین و آلبومین) از پرونده بیماران در زمان ورود بیماران به مطالعه ثبت می شدند.
داده ها با استفاده از پرسشنامه Sf-36 مشتمل بر ۲ مقیاس اجزای جسمی(PCS) و اجزای روانی(MCS) با روش خود گزارش دهی، طی جلسات همودیالیز و یا طی ویزیت های پزشکی، گردآوری شدند. آنالیز آماری داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۱۱ انجام شد. آزمون t مستقل برای بیان تفاوت های بین گروهی، آنالیز رگرسیون خطی برای ارتباط بین کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و زیر مجموعه های آن با داده های پیوسته(سن، هموگلوبین و مدت زمان

دسته‌ها: No category

1 دیدگاه

SannyThazy · دسامبر 11, 2018 در 5:05 ب.ظ

Nice posts! 🙂
___
Sanny

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *