زمان همودیالیز)، آنالیز رگرسیون مولتیپل برای بیان ارتباط بین هموگلوبین، آلبومین، خوشه بندی درمان همودیالیز، سطح تحصیلات و سن با PCS و MCS استفاده شد. سطح معنی داری در تمامی آزمون ها ۰۵/۰ P در نظر گرفته شد.
نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که ۱/۵۴ درصد از بیماران سن≤ ۶۵سال داشته و دیابت را به عنوان علت غالب بیماری کلیوی مرحله ی پایانی (۵/۲۶%) اعلام کرده بودند. از نظر آماری ارتباط معنی داری بین بیماران همودیالیز و گروه کنترل در خصوص سن و جنس وجود نداشت. هر چند که اکثریت بیماران همودیالیز با سن≤ ۶۵ سال، دارای ۴۳PCS 5/83 %)، ۵۱MCS (7/77%)، ۴۳PCS + 51MCS (3/63%) و ۴۳MCS (2/53 %)داشتند. میانگین نمرات بیماران همودیالیز در مقایسه با گروه کنترل در هر ۸ بعد SF-36 پایین تر بودند. نتایج نشان داد که اکثریت نمونه های بیمار دارای نمرات ۴۳PCS (74 %)، ۵۱MCS (67%) و در هر دو بعد ۴۳PCS + 51MCS (7/52%) بودند.
در کل بیماران با سن ≤۶۵ سال بطور معنی داری نمرات پایین تری در ابعاد HRQOL، MCS و PCS نشان داد. نمرات تمامی ابعاد کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران زنان کمتر از مردان بود، اما فقط نقش جسمی(۰۲۳/۰p) و سلامت روانی(۰۳۶/۰p) بین دو گروه از نظر جنیست از نظر آماری معنی دار بودند. بیماران با تحصیلات متوسطه یا بالا بطور معنی داری نمرات SF-36 بالاتری نسبت به بیماران با سطح تحصیلات پایین داشتند. اما در آنالیز مدت زمان همودیالیز فقط در ۲ بعد از کیفیت زندگی مرتبط با سلامت تفاوت معنی دار وجود داشت به این صورت که عملکرد جسمی(۰۴۲/۰p) و عملکرد اجتماعی(۰۴۶/۰p) بیمارانی که بیش از یک سال از دیالیزشان می گذشت بطور معنی داری پایین تر بود. بین نمرات کیفیت زندگی مرتبط با سلامت با درصد دیابت در بیماران همودیالیز ارتباط معنی داری مشاهده نشد.
سن بر PCS و MCS و تمامی ابعاد SF-36 بجز سلامت عمومی ارتباط معنی دار معکوسی داشت. در مقابل ارتباط مستقیمی بین سالهای تحصیل و نقش جسمی، سرزندگی، نقش عاطفی و MCS دیده شد. علاوه بر آن نقش جسمی، سلامت عمومی و سرزندگی بطور مستقیم با مقادیرهموگلوبین خون نمونه ها ارتباط داشتند.
تاثیر Hb، آلبومین، مدت همودیالیز، سطح تحصیلات و سن رویPCS توسط آنالیز رگرسیون مولتیپل ارزیابی شد که نشانگر اهمیت سن به عنوان تنها پیشگویی کننده PCS (R2=0.15, β=-۰.۳۲, p<0.001). و MCS (R2=0.075, β=-0.174, p<0.05) بود. بطور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران همودیالیز در شمال کراواسی در مقایسه با جمعیت عمومی کمتر است و عوامل اجتماعی دموگرافیکی و بالینی بسیاری همچون سن بالاتر، جنس زن، سطح تحصیلات پایین تر و درمان همودیالیز بیش از یک سال با کیفیت زندگی مرتبط با سلامت پایین تری همراه هستند. سن بالاتر به عنوان تنها پیشگویی کننده ی منفی PCS و MCS شناخته شد. این پژوهشگران معتقدند که مطالعات بیشتری نیاز است تا تاثیر بهتر عوامل دیگر بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت و مداخلات پیشرفته بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران مبتلا به بیماری کلیوی مرحله ی پایانی را بررسی کنند. پژوهشگران از جمله محدودیت های این پژوهش را تعداد کم نمونه ها ی وارد شده به مطالعه، سن بالا و درصد بالای بیماران دیابتی اعلام کردند که در تجزیه وتحلیل مطالعات دیگر باید در نظر گرفته شوند(49). مطالعهی دیگری نیز توسط سیلوریا70 و همکارانش با عنوان" کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز در یک بیمارستان عمومی برزیلی در بلم-پارا" در سال 2010 با هدف بررسی ارتباط عوامل دموگرافیک با کیفیت زندگی این بیماران انجام شد. در این مطالعه ی مقطعی توصیفی تحلیلی تعداد 50 بیمار تحت همودیالیز با سن 18 سال و بالاتر و راضی به شرکت در تحقیق و فاقد مشکلات ذهنی و یا جسمی منجر به اختلال در پاسخدهی به سوالات عدم ابتلا به نئوپلازی و یا سابقه ی پیوند کلیه ، از مرکز دیالیز بیمارستان گاسپروینا، وارد مطالعه شدند. داده ها به روش مصاحبه و با استفاده از نسخه ی برزیلی SF-36 و پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک در طول جلسات همودیالیز و شرایط ثبات بالینی بیمار جمع آوری شد. آزمون تی برای ارزیابی تفاوت معنی دار بین میانگین های گروههای مختلف و ضریب همبستگی پیرسون برای ارزیابی ارتباط بین جنبه های دموگرافیک و ابعاد Sf-36 استفاده شد. آنالیز آماری توسط نرم افزار Biostat 4.0 انجام شد. سطح معنی داری در تمامی آزمون ها 05/0 P<در نظر گرفته شد نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین سنی بیماران 2/16±1/48سال و 62 درصد آنها مرد با میانگین طول دوره ی همودیالیز 9/2±0/3 سال بودند. بالاترین میانگین و انحراف معیار نمرات حیطه های Sf-36 در عملکرد اجتماعی (25±74)، و سلامت ذهنی (24± 70) دیده شد.. کمترین نمرات مربوط به ابعاد سلامت جسمی، مشکلات عاطفی و عملکرد جسمی می شد.مردان نمرات پایینتری در عملکرد جسمی، سلامت جسمی، عملکرد اجتماعی، سرزندگی و سلامت ذهنی داشتند اما فقط موارد سلامت جسمی و سرزندگی در مردان بطور معنی داری بیش از زنان (به ترتیب با 003/0>p و ۰۱۴/۰p ) بود. سن نمونه ها ، بر اساس ضریب همبستگی پیرسون ، بطور معکوسی با عملکرد جسمی همبستگی داشت( ۴۳۵۷/۰=r و ۰۰۱۶/۰p ). از سوی دیگر بیمارانی که بیش از یک سال تحت همودیالیز بودند نمرات بهتری در عملکرد اجتماعی داشتند و نیز مدت زمان همودیالیز همبستگی مثبتی با عملکرد جسمی نشان داد(۳۱۶۱/۰=r و ۰۲۵۳p). در نهایت سیلوریا و همکارانش بر لزوم انجام مطالعات بیشتر و ثبت نتایج آنها به عنوان پی گیری های روتین این بیماران تاکید کردند(۴۲).
سئیکا۷۱ و همکارانش نیز در سال ۲۰۰۹ مطالعه ی توصیفی-مقطعی را تحت عنوان کیفیت زندگی در بیماران تحت همودیالیز نگهدارنده: تجزیه و تحلیل عوامل دموگرافیکی و بالینی ” با هدف تشخیص عوامل دموگرافیک و بالینی تاثیر گذار بر کیفیت زندگی این بیماران انجام دادند. تمام بیماران تحت همودیالیز (۷۰۹ نفر) از ۱۲ مرکز دیالیز ۳ منطقه جغرافیایی اصلی رومانی وارد مطالعه شدند. از میان کل بیماران، ۳۸ بیمار به دلیل ابتلا به بیماری حاد و ۶۵ نفر بدلیل عدم رضایت به شرکت در مطالعه، حذف شدند. در این پژوهش متغیرهای میزان هموگلوبین سرم، کیفیت دیالیز، ابتلا به دیابت و نارسایی قلبی نیز علاوه بر متغیرهای دموگرافیک بررسی شدند. کیفیت زندگی بوسیله ی ۲ ابزار کوتاه SF-36 QOL عمومی تنظیم شده برای جمعیت رومانی و پرسشنامه کیفیت زندگی بیماری کلیوی(KDQOL-SF)بررسی شد. ابزار SF36، کیفیت زندگی را در ۸ حیطه عملکرد جسمی، عملکرد اجتماعی، نقش عاطفی، نقش جسمی، سرزندگی، درد، سلامت ذهنی و درک سلامت عمومی بررسی می کند و در نهایت در ۲ طبقه مقیاس اجزای جسمی(PCS ) شامل عملکرد جسمی، نقش عاطفی، سرزندگی، درد و نمرات درک سلامت عمومی ؛ و مقیاس اجزای روانی (MCS) شامل عملکرد اجتماعی، عملکرد عاطفی، سلامت ذهنی، سرزندگی و نمرات درک سلامت عمومی در نظر گرفته می شود. دامنه نمرات از ۰ تا ۱۰۰ بوده و نمرات بالاتر، کیفیت زندگی بالاتری را نشان می دادند. مقیاسهای ویژه ی پرسشنامه کیفیت زندگی بیماری کلیوی(KDQOL-SF) شامل ۱) نشانه ها و مشکلات۲)تاثیر بیماری کلیوی روی زندگی روزانه۳) بار مسئولیت بیماری کلیوی۴) وضعیت شغلی۵) عملکرد شناختی ۶) کیفیت تعامل اجتماعی ۷) عملکرد جنسی ۸) خواب ۹) حمایت اجتماعی ۱۰) دلگرمی دادن توسط پرسنل بخش دیالیز و ۱۱) رضایت بیماران بود. داده های این مطالعه بوسیله ی SPSS 12 تحلیل شدند و بر پایه ی مطالعات دیگر در تحلیل از cut-off نمره ۴۳ برای PCS و از ۵۱ برای MCS استفاده شد. همه ی متغییرهای دموگرافیک، اجتماعی- اقتصادی و بالینی در یک تحلیل چند متغییری وارد شدند.p کمتر و مساوی ۰۵/۰ معنی دار در نظر گرفته شد.
نتایج نشان داد که هیچ تفاوت معنی داری از نظر متغییرها بین نمونه های مناطق جغرافیایی مختلف وجود نداشت. در کل نمرات ۹/۴۴ درصد از بیماران در بعد PCS و ۴۳ درصد از آنان در بعد MCS و ۵/۳۵ درصد آنان در مجموعPCS وMCS کمتر از نقطه برش بود. ۷/۲۷درصد نمونه ها دچار افسردگی بودند. تحلیل حوزه های مربوطه نشان داد که بیشترین حیطه تاثیر پذیرفته کیفیت زندگی در این بیماران شغل بوده در حالیکه بهترین نتایج در حیطه های عملکرد شناختی و کیفیت تعامل اجتماعی مشاهده شده است. زنان در همه ی ابعاد کیفیت زندگی، کیفیت زندگی پایین تری داشتند. اما ارتباط بین کیفیت زندگی با جنس فقط در حیطه های عملکرد جسمی و سرزندگی معنی دار بودند (۰۳/۰=p 04/0=p). همچنین بیماران با سن ۶۵ سال و بیشتر کیفیت زندگی ضعیف تری داشتند. آزمونهای آماری ارتباط سن را با حیطه های PCS (001/0=p)، حمایت اجتماعی(۰۳/۰=p) و رضایت بیمار(۰۱/۰=p) معنی داری نشان داد. علاوه بر آن نمرات PCS بالاتر در نمونه های دارای سطح تحصیلات پایین تر (۰۳/۰=p) و سطح درآمد بالاتر (۰۱/۰=p) دیده شد. وجود دیابت بطور معنی داری (۰۵/۰=p)منجر به عملکرد فیزیکی پایین تر می شد. همچنین نمرات PCS و MCS ارتباط مستقیمی با میزان هموگلوبین (به ترتیب با ۰۵/۰p و ۰۰۱/۰p) و ارتباط معکوسی با سن داشت(۰۰۱/۰=p). آنالیز چند متغییری، نشانگر آن بود که سن تنها پیشگویی کننده ی PCS بود و برای MCS هیچ پیشگویی کننده معنی داری یافت نشد(۱۸).
مجایس۷۲ و همکارانش نیز مطالعه مشاهده ای آینده نگری تحت عنوان کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در بیماران مزمن کلیوی: عوامل مرتبط و تغییرات آن در طول زمان، در سال ۲۰۰۹ در شمال آمریکا انجام دادند. بیمارانی که بیماری بیماری مزمن کلیوی مرحله ۵-۳ و سن بالاتر از ۱۸ سال داشتند با استفاده از روش نمونه گیری غیر تصادفی از هفت مرکز در ایالت متحده و کانادا به این مطالعه وارد شدند. در این مطالعه علاوه بر جمع آوری داده های آزمایشگاهی و بالینی، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت این بیماران نیز با استفاده از ابزار کیفیت زندگی بیماران کلیوی(KDQL-SF) نسخه ۳/۱ گروه راند و همکارانش ارزیابی شد. پرسشنامه در ابتدا و سپس با فاصله ی ۶ ماه جهت تکمیل کردن در اختیار بیماران قرار گرفت و شرکت بیماران چه در مرحله ی پایه و چه در مراحل پی گیری داوطلبانه بود. KDQL-SF پرسشنامه استانداردی است که از ابزار SF-36 و ابزار ویژه ی بیماران مبتلا به بیماری مزمن کلیه تشکیل شده است، بخش عمومی پرسشنامه ابزار SF-36 36 سوالی تشکیل می داد که در ۸ حیطه و دو بخش۱) نمرات مقیاس اجزای جسمی(PCS ) شامل عملکرد جسمی، نقش عاطفی، سرزندگی، درد و نمرات درک سلامت عمومی و ۲) نمرات مقیاس اجزای روانی (MCS) شامل عملکرد اجتماعی، عملکرد عاطفی، سلامت ذهنی، سرزندگی و نمرات درک سلامت عمومی تقسیم شدند. بخش مخصوص بیماری کلیوی این ابزار نیز در ۱۱ بعد شامل نشانه ها/مشکلات، تاثیر بیماری کلیوی روی زندگی روزانه، بار مسئولیت بیماری کلیوی، وضعیت کار، عملکرد شناختی، کیفیت تعامل اجتماعی، عملکرد جنسی، خواب، حمایت اجتماعی، دلگرمی دادن توسط کارکنان بخش دیالیز و رضایت بیمار تنظیم شده بود. نمره بخش KDCS نیز از ۱۰۰ امتیاز محسوب شد.
جهت بررسی ارتباط بین نمرات کیفیت زندگی مرتبط با سلامت پایه و مراحل بیماری مزمن کلیوی و ارتباط بین پارامتر های مختلف و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت پایه از ANOVA استفاده شد. برای پیش بینی تغییر نمرات کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در طول زمان نیز از رگرسیون استفاده شد.
بطور کلی از ۲۰۲۵ بیمار مبتلا به بیماری مزمن کلیوی ، ۱۱۸۶ بیمار پرسشنامه KDQOL را در مرحله ی پایه تکمیل کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که اکثریت نمونه ها را مردان (۵۸%) با میانگین سنی ۴/۰± ۶/۶۵، مبتلایان به دیابت( ۷/۴۵%) ، با علت اولیه ی بیماری کلیوی در بیشترین درصد نمرنه ها دیابت(۸/۲۸%)، هیپرتانسیون عروقی(۱/۲۷%) تشکیل می داد.
نمرات اجزاء جسمی(PCS) بیماران مبتلا به بیماری مزمن کلیوی در مقایسه با جمعیت عمومی بطور مشخص کمتر بود. نمرات PCS کیفیت زندگی در بیماران سالمند (بیش از۶۵ سال) کمتر بود. در این پژوهش سن بر عملکرد جسمی(۰۰۰۱/۰P) و سلامت عمومی(۰۰۰۱/۰P) تاثیر داشت اما روی نقش جسمی، درد و خستگی/انرژی بدون تاثیر و یا تاثیر کم بود. در مقابل نمرات MCS در بیماران مسن بالاتر بود که غالباً در زیر مقیاس خوب بودن عاطفی(۰۰۰۱/۰P) مشاهده شد. همچنین نمرات خواب(۰۰۱/۰P) در افراد مسن نسبت به جوانترها (سال ۶۵≥) بهتر بود. از لحاظ تاثیر جنس، زنان نمرات PCS پایین تری داشتند و نمرات پایینی در عملکرد جسمی(۰۰۰۱/۰P)، نقش جسمی(۰۰۱/۰P)، درد(۰۰۰۱/۰P)، سلامت عمومی(۰۰۱/۰P) و خستگی وانرژی نسبت به مردان کسب کردند. مشابهاً زنان MCS کمتری داشته و نمرات کمتری در احساس خوب بودن عاطفی(۰۰۰۱/۰P)، نقش عاطفی(۰۰۰۱/۰P)، عملکرد اجتماعی(۰۰۰۱/۰P)، خستگی و انرژی(۰۰۰۱/۰P) و خواب(۰۱/۰P) داشتند. بیماران دیابتی با سابقه ی CHF و یا MI، نمرات PCS کمتری نسبت به گروهی که با آن مقایسه شدند، داشتند. همچنین این مسئله برای تمامی اجزای PCS که به تنهایی ارزیابی شدند، بجز نقش جسمی در بیماران با سابقه ی MI، صادق بود. بیماریهای همراه تاثیری بر MCS نداشتند. شدت آنمی(۳۳%هماتوکریت) تاثیر نسبتاً کمی بر PCS داشت بطوریکه فقط نقش جسمی بطور معنی داری(۰۰۱/۰P) بوسیله ی درجه ی آنمی تاثیر پذیرفت. شدت آنمی تاثیر نسبتاً کمی بر MCS داشت که غالباً در بخش عملکرد اجتماعی(۰۰۵/۰P) مشاهده شد. کمبود آلبومین خون(g/dl35آلبومین) تاثی

دسته‌ها: No category

1 دیدگاه

SannyThazy · دسامبر 11, 2018 در 6:34 ب.ظ

Nice posts! 🙂
___
Sanny

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *