رابطه ابعاد معنویت و کمال گرایی با کنترل خشم و تنیدگی در دانشجویان علوم قرآنی کرمانشاه

استپ توي (2008، به نقل از ایزدی، 1390) تنیدگی را به اين صورت تعريف کرده است: هنگامي که الزامات مربوط به فعاليتي فراتر ازتوانايي فردي و اجتماعي است، پاسخ‌هايي ارائه مي‌شوند که به آن‌ها تنیدگی مي‌گويند. تنیدگی یک احساس ناخوشایند است و البته به جز تنیدگی احساسات ناخوشایند دیگری نیز وجود دارد و یکی از آنها خشم است. خشم يك احساس پيچيده است كه به صورت جسماني و هيجاني ابراز می شود. خشم واكنش طبيعي ارگانيسم نسبت به شرايط و موقعيت هايي است كه در آن دچار ناكامي مي شويم و احساس تهديد مي كنيم، يا معتقديم صدمه خواهيم ديد يا فردي در مورد ما دچار اشتباه شده است. اين احساس مي تواند از يك احساس خفيف ناخوشايند تا يك احساس شديد عصبانيت را در برگيرد (عبدالحسنی، 1394). اما در مورد اینکه آیا کمال گرایی و اعتقادت معنوی فرد می تواند بر این دو سازه تاثیر داشته باشد یا نه، بحث های زیادی همیشه مطرح بوده است. کمال گرایی در یک تعریف به افکار و رفتار های خود تخریب گرانه ای اشاره می کند که هدف آنها نیل به اهداف به شدن افراطی و غیر واقع گرایانه است. در جامعه امروزی به اشتباه کمال گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می شود( احمدپور، 1389).
در تعریف دیگر کمال گرایی را به این شکل تعریف می کنند: گرایش افراطی فرد به بی عیب و نقص بودن، کوچک ترین اشتباه خود را گناهی نا بخشودنی پنداشتن و مضطربانه انتظار پیامد های شوم شکست را کشیدن(نوربالا و باقری یزدی، 2013). افراد کمال گرا معیار های بسیار بالایی را برای موفقیت در نظر می گیرند و اگر به آن اهداف بلند پروازانه نرسند، خودشان را شکست خورده می دانند (بشارت، 1393).
از طرف دیگر برای تعریف معنویت، طیف گسترده‌ای از مفاهیم، ارائه شده كه شامل تعریف معنوی بودن به عنوان همه اشكال خودآگاهی، تا تمام حالات آگاهی می‌شود كه دارای ارزش‌هایی ورای حد متوسط هستند (باقری یزدی، 1389). به‌طور كلی، بعضی‌ها رشد شخصی را به‌عنوان معنویت درونی قلمداد می‌كنند، در حالی‌كه برخی دیگر از پژوهشگران،‌ از واژه معنویت به‌عنوان هر نوع رشدی كه انسان را فراتر از درمان غیرمذهبی غربی می‌برد، استفاده می‌كنند. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ابعاد معنویت و کمال گرایی با کنترل خشم و کاهش تنیدگی در دانشجویان دانشگاه علوم قرآنی شهر کرمانشاه است.
1-2بیان مسئله
معنویت یک کیفیت روانی است که فراتر از باور های مذهبی قرار دارد و در انسان ایجاد انگیزه می کند و احساساتی مثل درک هیبت الهی و احترام به خلقت را در شخص به وجود می آورد. فرد معنوی در زندگی هدفمند است و معنی زندگی را دریافته حتی در مواردی که فرد به وجود خداوند اعتقاد نداشته باشد ، بعد معنوی انسان را وا می دارد تا درباره ی خلقت و جهان لایتناهی اندیشه کند ز مانی این بعد مهم در زندگی برجسته و مهم می شود که انسان در برابر فشار های عاطفی، بیماری های شدید و مرگ قرار گیرد (رضایی، 1389).
نجاتیان (1388) در پژوهشی مطرح نمود که ابعاد معنویت فرد، سازه ای است که پرخاشگری و خشم افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و افراد بر حسب بعد معنویت خود در شرایط خشم رفتار متفاوتی دارند. خشم بنابر تعریف بر انگیخته شدن عواطف جریحه دار شده است. اگر چه نقطه آغاز این برانگیختگی عواطف و احساسات ماست اما دامنه تأثیر آن به فکر و بدن ما نیز سرایت می کند . به عبارت دیگر خشم همه ی ابعاد وجود ما را در بر می گیرد. خشم مخرب است و کنترل آن تأثیر بسزایی در میزان سلامتی افراد دارد و یکی از راه های کنترل خشم اعتقادات معنوی است (بناب ، 1384).
علاوه بر تأثیر معنویت در خشم، اعتقاد بر این است که کل افراد دارای معنویت رفتار خود تخریب گرانه کمتری مانند خودکشی سیگار کشیدن و مصرف مواد مخدر از خود بروز می دهند، تنیدگی کمتری دارند و رضایت کلی رضایتشان از زندگی بیشتر است (باقری یزدی ، 1389). یزدی (1390) بیان نمود که هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم خللی به وجود آورد و شرایطی ایجاد کند که ارگانیسم طبیعاً از آن پرهیز کند، استرس شمرده می شود.
متغیر مورد بحث دیگر پژوهش حاضر کمال گرایی است که کمال گرایی از ویژگی های روان شناختی است که مورد علاقه ی بسیاری روان شناسان دنیا می باشد و منزله تمایل پایدار فرد به وضع معیار های کامل و دست نیافتنی و تلاش برای تحقق آنها است (والان ، 2013) . کمال گرایی به افکار و رفتار های خود تخریب گرانه ای اشاره می کند که هدف آنها نیل به اهداف به شدت افراطی و غیر واقع بینانه است. در جامعه امروزی به اشتباه کمال گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می شود (فریدمن و بوث ، 2011) . ملکی (1392) در پژوهشی به بررسی رابطه کمال گرایی با سازه دیگری به نام تنیدگی پرداخت و به این مسأله اشاره نمود که کمال گرایی سازه ای دو مقوله ای است ، کمال گرایی منفی و کمال گرایی مثبت ، و افراد دارای کمال گرایی منفی در شرایط مختلف تنیدگی و خشم بیشتری از خود نشان می دهند و چون ارزو های بزرگی دارند، خود را در شرایط بیشتری از فشار و تنیدگی و استرس قرار می دهند. از طرفی افراد دارای کمال گرایی مثبت به دلیل اهداف واقع بینانه و تلاش و امید بیشتر برای دست یافتن به اهداف خود ، در شرایط سخت کنترل بیشتری بر میزان تنیدگی و خشم خود دارند و مقاومت و سرسختی بیشتری برای رسیدن به هدف خود به خرج می دهند. از این رو هدف پژوهش حاضر پاسخ گویی به این سئوال است که ابعاد معنویت و کمال گرایی با کنترل خشم و کاهش تنیدگی در دانشجویان علوم قرآنی کرمانشاه رابطه دارد؟
1-3اهمیت و ضرورت پژوهش
ضرورت این پژوهش، به ویژه هنگامی روشن می شود که پی می بریم تاریخ بشر نشان داده است که معنویت همواره از آغاز خلقت انسان زندگی وی را تحت الشعاع قرار داده است. به هر حال، برخی نتایج به ظاهر متناقض که از پژوهش های متعدد به دست آمده اند ، موجب پدید آیی دو جریان موافق و مخالف شده اند ؛ با وجود این ، نتایج فرا تحلیل های پژوهشگران انواع گوناگونی از معنویت و ابعاد مختلفی از معنویت و دین داری را پیشنهاد می کند . انها یاد آور می شوند چه بسا ابعاد مورد اشاره ، توجیه کننده ی مناسبی برای نا همگونی ها باشد و بر اساس این تمایز ها ، می توان به برخی تناقض های موجود پایان بخشید . مؤلفان متعددی به این تمایز میان ابعاد دین داری و انواع برخورداری از معنویت در میان افراد ، توجه کرده انمد و این توجه همچنان رو به افزونی است (نجاتیان 1388) . باید گفت این است که یکی از مهم ترین چالش ها در این زمینه ، نا دیده انگاری حیات روحانی بشر و بی توجهی نسبت به بخشی از معارف است که از طریق وحی به دست انسان رسیده است . اگر در علم جدید برای جهان هستی غایت و هدفی منظور نشود و سازمان وجودی کلیه موجودات هستی فقط به صورت مکانیکی و تنها بر اساس عناصر و فعل و انفعالات بیو شیمیایی و فیزیکی تعبیر و تفسیر شود ، حضور اراده های ذی شعور، به هر نحوی نا دیده گرفته می شود (باقری یزدی ، 1389) . از طرفی دیگر همیشه اسین بحش وجود داشته است که آیا کمال گرایی یک اختلال است و اگر چه پژوهش هایس بسیاری بیان نمودند که کمال گرایی یک اختلال نیست ، اما عامل آسیب زایی است که مشکلاتی را برای بزرگ سالان ، نوجوانان و کودکان به وجود می آورد . اغلب مردم ، کمال گرایی را با موفقیت طلبی وظیفه شناسی اشتباه می گیرند . کمال گرایی با این نگرش ها تفاوت دارد . کمال گرایی یک الگوی نا بهنجار از رفتارهاست ، که می تواند منجر به اختلالات زیادی شود . کمال گرایی مستلزم سطوح نا مناسبی از انتظارات و اهداف ملموس و فقدان دائمی خشنودی ، پرخاشگری و خشم است ، از طرف دیگر بعد مثبت کمال گرایی بسیار سازنده است (رایس و دلو ، 2012) . بنابراین شناسایی کمال گرایی و معنویت از نظر تأثیری که در کنترل خشم و تنیدگی دارند بسیار سازنده است چرا که کاملاً آشکار است که تنیدگی و خشم دو مقوله نا خوشایند و اسیب رسان به سلامت افراد محسوب می شوند . از طرفی دانشجویان اینده سازان هر جامعه ای محسوب می شوند و راه های کمک کننده به تنیدگی و خشم در آینده جامعه هم بی شک بی تدثیر نخواهد بود . بنابراین با توجه به مطالب بیان شده ، ضرورت پژوهش حاضر احساس می شود
1-4اهداف پژوهش
1-4-1هدف اصلی پژوهش
هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین رابطه ابعاد معنویت و کمال گرایی با کنترل خشم و کاهش تنیدگی در دانشجویان علوم قرآنی کرمانشاه در سال تحصیلی 1394-1393 است.
1-4-2اهداف فرعی پژوهش
1. تعیین رابطه ابعاد معنویت با کنترل خشم در دانشجویان
2. تعیین رابطه ابعاد معنویت با کاهش تنیدگی در دانشجویان
3. تعیین رابطه کمال گرایی با کنترل خشم در دانشجویان
4. تعیین رابطه کمال گرایی با کاهش تنیدگی در دانشجویان
5. تعیین میزان توان پیش بینی کنترل خشم و تنیدگی توسط ابعاد معنویت و کمال گرایی
1-5فرضیه های پژوهش
1. بین معنویت با کنترل خشم در دانشجویان رابطه وجود دارد .
2. بین معنویت با کاهش تنیدگی در دانشجویان رابطه وجود دارد .
3. بین کمال گرایی با کنترل خشم در دانشجویان رابطه وجود دارد .
4. بین کمال گرایی با کاهش تنیدگی در دانشجویان رابطه وجود دارد .
5. ابعاد معنویت و کمال گرایی توان پیش بینی کنترل خشم و تنیدگی را دارند.
1-6تعاریف متغیرهای پژوهش
1-6-1تعاریف مفهومی متغیرها
• معنویت
معنویت به حقیقت نهایی یا غیر مادی اشاره دارد . راهی درونی که شخص را قادر به کشف ماهیت هستی یا عمیق ترین ارزش ها و معانی زندگی مردم می سازد ؛ تمرین های معنوی شامل مدیتیشن ، نماز و مراقبه هدفشان زندگی درونی شخص است . چنین تمرین هایی به تجربه یا ارتباط با حقیقت برتر منجر می شوند ؛ یعنی فهم بهتر خود در ارتباط با اشخاص دیگر یا با جامعه انسانی ، با طبیعت یا جهان یا با عرصه روحانی . معنویت غالباً به عنوان انرژی یا جهت یابی در زندگی قلمداد می شود. می توان آن را با توجه به حقایق غیر مادی یا ماندگار یا ذات متعالی جهان دانست (رضایی ، 1389)
• کمال گر ایی
کمال گرایی در یک تعریف به افکار و رفتار های خود تخریب گرانه ای اشاره می کند که هدف آنها نیل به اهداف به شدن افراطی و غیر واقع بینانه است . در جامعه امروزی به اشتباه کمال گرایی چیزی مطلوب و حتی لازم برای موفقیت در نظر گرفته می شود (احمد پور ، 1388). در تعریف دیگر کمال گرایی را به این شکل تعریف می کنند : گرایش افراطی فرد به بی عیب و نقص بدون ، کوچکترین اشتباه خود را گناهی نا بخشودنی پنداشتن و مضطربانه انتظار پیامد های شوم شکست را کشیدن (نور بالا و باقری یزدی ، 2013)
• خشم
اصطلاح روان شناسی خشم یا پرخاشگری یک واکنش عمومی و پدیده نا بهنجار اجتماعی است که به قصد آزار کسی یا اسیب رساندن به چیزی ابراز می شود (حاجی ابول زاده ، 1381). که در این پژوهش دارای 4 قسمت است:

• الف)پرخاشگری بدنی
پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) ، یعنی به عینی بودن پرخاشگری و به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود (امینی، 1393).
• ب)پرخاشگری کلامی
پرخاشگری ممکن است لفظی باشد، ( فریاد زدن، رنجاندن) که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود (همان منبع).
• ج)خشم
حالتی از هیجان است که طی آن انسان برای رهانیدن خود از یک حالت فشار یا از موقعیت هائی که برای وی ایجاد مزاحمت می کند، به حرکات و تلاش هایی دست می زند، یعنی خشم هنگامی ظاهر می شود که مانعی در راه ارضای انگیزه های فرد وجود داشته باشد یا منافع و مصالح شخص به خطر افتد یا در انجام کاری با عدم توانایی مواجه شود. در حالت خشم رفتار فرد متوجه منبع بوجود آورنده آن می شود (همان منبع).
• د)خصومت
هیجانی است که از طریق بدرفتاری کلامی، عدم همکاری ، نقض کردن مقررات یا هنجارها، یا رفتار تهدید کننده ابراز می شود(شولتزو وایدبک، 2005). فرد در صورتی خصومت نشان می دهد که احساس کند تهدید شده یا عاجز است. هدف رفتار خصمانه، مرعوب کردن طرف مقابل یا جریحه دار کردن احساسات اوست و می تواند به پرخاشگری جسمانی منجر شود . پرخاشگری جسمانی رفتاری است که طی آن فرد به دیگری حمله می کند یا به او صدمه می زند یا اموال وی را تخریب می کند. پرخاشگری کلامی و جسمانی هر دو به معنی صدمه زدن به دیگری یا تنبیه کردن او یا واداشتن وی به اطاعت است(همان منبع).
• تنیدگی
در تعریف تنیدگی یا استرس پاسخی است که بفرد برای تطبیق با یک وضعیت خارجی متفاوت با وضعیت عادی ، به صورت رفتار روانی یا جسمانی از خود بروز می دهد (ابطحی و الوانی ، 1389).
1-5-2تعاریف عملیاتی متغیرها
• ابعاد معنویت: منظور از ابعاد معنویت، نمره ای است که فرد در پرسشنامه ابعاد معنویت شهیدی و فرج نیا (1391) کسب کرده است.
• کمال گرایی: منظور از ابعاد کمال گرایی، نمره ای است که فرد در پرسشنامه کمال گرایی اهواز (1389) کسب کرده است.
• خشم: منظور از ابعاد خشم، نمره ای است که فرد در پرسشنامه خشم باس و پری (2008) کسب کرده است.
• تنیدگی: منظور از ابعاد تنیدگی، نمره ای است که فرد در پرسشنامه تنیدگی بک (2003) کسب کرده است.

فصل دوم
پیشینه پژوهش

مقدمه
استپ توي (2008، به نقل از ایزدی، 1390) تنیدگی را به اين صورت تعريف کرده است: هنگامي که الزامات مربوط به فعاليتي فراتر ازتوانايي فردي و اجتماعي است، پاسخ‌هايي ارائه مي‌شوند که به آن‌ها تنیدگی مي‌گويند. تنیدگی یک احساس ناخوشایند است و البته به جز تنیدگی احساسات ناخوشایند دیگری نیز وجود دارد و یکی از آنها خشم است. خشم يك احساس پيچيده است كه به صورت جسماني و هيجاني ابراز می شود. خشم واكنش طبيعي ارگانيسم نسبت به شرايط و موقعيت هايي است كه در آن دچار ناكامي مي شويم و احساس تهديد مي كنيم، يا معتقديم صدمه خواهيم ديد يا فردي در مورد ما دچار اشتباه شده است. اين احساس مي تواند از يك احساس خفيف ناخوشايند تا يك احساس شديد عصبانيت را در برگيرد (عبدالحسنی، 1394). اما در مورد اینکه آیا کمال گرایی و اعتقادت معنوی فرد می تواند بر این دو سازه تاثیر داشته باشد یا نه، بحث های زیادی همیشه مطرح بوده است. در این فصل به بیان تعاریف و ابعاد و نظریه های مطرح شده در زمینه متغیرهای پژوهش پرداخته شده و در پایان پیشینه پژوهش های داخلی و خارجی در ارتباط با متغیرهای پژوهش بیان می گردد.
بخش اول: چارچوب نظري و پيشينه‌ي مطالعاتي
2-1 تنیدگی
2-1-1 تعاریف تنیدگی
ونگ (1990 ، به نقل از دادستان ، 1386) معتقد است که تنیدگی سازه‌اي پويا است که روان‌شناسان را با
چالش روبرو کرده است و ريشه اصطلاح تنیدگی در مفاهيم مهندسي‌است وبه مقدار فشار بيروني وارد شده بر اجسام اشاره دارد. استپ توي ( 2008، به نقل از ایزدی ، 1390) تنیدگی را به اين صورت تعريف کرده است: هنگامي که الزامات مربوط به فعاليتي فراترازتوانايي فردي و اجتماعي است ، پاسخ‌هايي ارائه مي‌شوند که به آن‌ها تنیدگی مي‌گويند. براي نمونه، رانندگي براي فردي که در حال يادگيري است، از شرايط تنش‌زا محسوب مي شود؛ اما براي راننده با تجربه، فعاليتي بسيار آسان به‌شمار مي رود.
واژه تنیدگی از کلمه به معنی ”سختی“ گرفته شده است. تنیدگی یک واکنش تطبیقی به یک عامل بیرونی است که پیامدهای فیزیولوژیکی، رفتاری، شناختی و روان شناختی زیادی برای هر فرد در پی داشته، فرد را از حالت عادی خارج می کند.هانس سلیه (1990، به نقل از ابطهی و الوانی ، 1389) پزشک اتریشی، پدر تنیدگی در مفهوم جدید آن، بیان نمود که تنیدگی بیانگر عکس العملهای فیزیکی- شیمیایی، ذهنی و عاطفی بدن درمقابل رویداد ها و موقعیت های وحشتتناک، هیجان آور، خطرناک و حساس است و بنابراین تنیدگی واکنش و پاسخی به موقعیت های فشار آور است یا حالتی قلمداد می شود که در آن فرد بر اثر محرکهای خارجی از وضعیت و حالت معمول خود خارج می شود و می کوشد خود را با آنها منطبق و سازگار نماید، بنابراین واکنش روان تنی حاصل از این تلاش تنیدگی نام دارد. در تعریف دیگر تنیدگی پاسخی است که فرد برای تطبیق با یک وضعیت خارجی متفاوت با وضعیت عادی، بصورت رفتار روانی یا جسمانی از خود بروز می دهد( ابطهی و الوانی ، 1389). تعاریف مفهوم تنیدگی بنا بر نظریه تعاملی که به روابط بین فرد و محیط تاکید می کند، بیشترین تائید را به خود اختصاص داده است. از جمله : نظر لازاروس که تنیدگی را نتیجه فرآیند قضاوت ارزشی افراد از حوادث و موقعیت ها ، تعریف نموده است. در توضیح این مطلب باید گفته شود که وقتی فرد با حوادث و یا موقعیت های گوناگون روبرو می شود ، درگیر یک فرآیند ارزشی در مورد آن حادثه یا موقعیت می شود ، تا زمانی که معنی آن حادثه را درک کرده و همچنین قضاوت می کند که آیا امکانات و توانائیهای او به اندازه کافی هستند تا تقاضاهای محیط را برآورده سازند. بنابراین در اینجا تنیدگی نتیجه این فرآیند قضاوت ارزشی است (لازاروس ، 2002، به نقل از ابطهی و الوانی ، 1389).
در تعریف دیگر تنیدگی نیروی قدرتمندی است که دارای آثار مثبت و منفی زیادی است و مانند آب رودخانه ای است که با ایجاد سد می توان آن را مهار و مورد بهره برداری قرار داد، یا اینکه آنرا به سیل ویرانگری تبدیل نمود . بنابراین تعریف تنیدگی تا حدی می تواند مفید باشد و قدری فشار روانی جهت ایجاد انگیزه در انسان ضروری است. اما زمانی که از آن بحث می گردد به نتایج منفی آن نگاه می شود و منظور آن بخش از تنیدگی است که مضر است (ابطهی و الوانی، 1389).
فرهنگ جامع و

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *